نقدی بر اولویت‌گذاری اخبار در رسانه ملی

رضا حمیدی مدرس علوم ارتباطات اجتماعی و رسانه، گروه سیاسی الف،   4050525014 ۵ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱ تکراری یا غیرقابل انتشار
نقدی بر اولویت‌گذاری اخبار در رسانه ملی

هر شب، پیش از آنکه اخبار به خانه‌های مردم برسد، در اتاق‌های خبر یک اتفاق مهم‌تر رخ داده است: میان صدها رویداد، انتخاب شده است که چه چیزی دیده شود و چه چیزی دیده نشود. بنابراین خبر فقط روایت واقعیت نیست؛ «روایتِ انتخاب‌شده از واقعیت» است. زمان پخش، جایگاه خبر، تیتر، تصویر و حتی چند ثانیه‌ای که به یک رویداد اختصاص می‌دهیم، همگی حامل پیام‌اند.

این یادداشت حاصل تماشای بخش‌های خبری صداوسیما در دو هفته گذشته است؛ تجربه‌ای که یک پرسش ساده اما جدی را پیش روی مخاطب می‌گذارد: آیا وزن رسانه‌ای اخبار با وزن واقعی آنها در جامعه تناسب دارد؟

در این میان، نحوه انعکاس مراسم بدرقه چهره‌های برجسته هنر ایران، از جمله ایرج خواجه‌امیری و اکبر عبدی، قابل تأمل بود؛ هنرمندانی که دهه‌ها در فرهنگ و هنر این سرزمین حضور داشته‌اند و هر دو از پهلوانان حوزه موسیقی و سینما بوده اند و شاید تا سالهای بسیار نتوان جایگزینی برایشان متصور بود و آثار و چهره‌شان در خاطره چند نسل ایرانی به نیکی جای گرفته است. با این حال، خبر بدرقه آنان در بخش‌های خبری به چند ثانیه تقلیل یافت؛ در همان بسته خبری که برای گزارش‌هایی مانند معرفی یک منطقه گردشگری مثل سمیرم اصفهان و گفت‌وگو با گردشگران و گزارش‌های معمول هواشناسی و یا اخبار و گزارش‌های پیش پا افتاده و روزمره که پخش آنها به هر زمان دیگری قابل انتقال است ، فرصت و زمان بیشتری در نظر گرفته شد.

مسئله، کم‌ارزش بودن این گزارش‌ها نیست؛ مسئله، بی‌تناسبی میان «ارزش رویداد» و «وزن رسانه‌ای» آن است.

در نظریه ارزش‌های خبری گالتونگ و روگه، عواملی چون برجستگی، شخصیت، شهرت، اهمیت، مجاورت و علاقه انسانی در خبرشدن و برجسته‌شدن یک رویداد مؤثرند. یک چهره فرهنگی که دهه‌ها در زندگی اجتماعی مردم حضور داشته، طبیعتاً واجد چندین ارزش خبری هم‌زمان است. پس پرسش حرفه‌ای این نیست که «چرا خبر تشییع یک هنرمند پخش شد؟»؛ پرسش این است: چرا رویدادی با چنین تراکم ارزش خبری،فقط در حد چند ثانیه دیده شد؟

اینجاست که مفهوم دروازه‌بانی در رسانه اهمیت پیدا می‌کند. رسانه دروازه‌ای میان جهان بی‌پایان رویدادها و جهان محدود اخبار است. اما دروازه‌بانی فقط حذف یا انتخاب نیست؛ تعیین وزن، جایگاه و میزان توجه نیز بخشی از آن است. هر سردبیر در واقع در حال توزیع یک سرمایه کمیاب است: توجه مخاطب.

نظریه برجسته‌سازی یا دستورکارگذاری نیز دقیقاً همین‌جا وارد می‌شود. رسانه‌ها فقط به ما نمی‌گویند چه اتفاقی افتاده؛ از طریق میزان و جایگاه پوشش، تا حدی تعیین می‌کنند چه چیزی ارزش توجه دارد.
و نظریه چارچوب‌بندی یک گام جلوتر می‌رود: رسانه با انتخاب تصویر، واژه، ترتیب، زمان و زمینه، معنای یک رویداد را قاب می‌گیرد. بنابراین، تقلیل بدرقه یک هنرمند ماندگار به یک خبر چندثانیه‌ای فقط «کوتاه کردن خبر» نیست؛ کوچک کردن قاب معنایی آن رویداد است.

اینجاست که موضوع از یک تصمیم سردبیری فراتر می‌رود و به مسئله‌ای درباره «ایران» می‌رسد.
اگر از ایران و ایرانی بودن سخن می‌گوییم، ایران فقط سیاست، اقتصاد، حادثه و بحران نیست. ایران، موسیقی و سینما و تئاتر و ادبیات و هنرمندانی هم هست که بخشی از خاطرات مشترک مردم را ساخته‌اند.

هویت ملی پیش از آنکه در شعار ساخته شود، در انتخاب‌های روزمره رسانه بازتولید می‌شود.

اگر هنرمندی پس از چند دهه فعالیت، در لحظه بدرقه نیز به حاشیه رانده شود، پیام ناخواسته‌ای به نسل جوان منتقل می‌شود: اینکه هنر و هنرمند در سلسله‌مراتب اهمیت اجتماعی، جایگاهی ثانویه دارند. چنین پیامی شاید امروز دیده نشود، اما در بلندمدت می‌تواند بر انگیزه نسل آینده برای خلق، ماندن و سرمایه‌گذاری عاطفی و حرفه‌ای در هنر اثر بگذارد. از این رو، پیشنهاد مشخص به معاونت سیاسی صداوسیما، تدوین یک «نظام سنجش وزن خبر» است؛ نظامی که در کنار ارزش‌های کلاسیک خبری، شاخص‌هایی چون اهمیت فرهنگی و تاریخی، تأثیر بین‌نسلی، نقش در حافظه جمعی، سرمایه نمادین و پیوند با هویت ملی را نیز لحاظ کند.

سردبیر باید بتواند به یک پرسش ساده پاسخ دهد: چرا این خبر سه دقیقه و آن خبر پنج ثانیه؟ اگر برای این تفاوت، معیار روشن و قابل دفاعی وجود داشته باشد، نقدها نیز کاهش خواهد یافت.

رسانه حرفه‌ای رسانه‌ای نیست که همه رویدادها را یکسان ببیند؛ رسانه حرفه‌ای رسانه‌ای است که تفاوت وزن رویدادها را درست تشخیص دهد. شاید بد نباشد در اتاق‌های خبر، در کنار پرسش همیشگیِ «آیا این خبر است؟»، پرسش دیگری نیز نصب شود: «اگر امروز این خبر را کم‌رنگ روایت کنیم، فردا چه چیزی از حافظه ایران کم خواهد شد؟»

پاسداشت هنرمند، لطف به هنرمند نیست؛ پاسداشت حافظه یک ملت است.

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۲۳۴۳۰۱۱۲:۳۱:۰۴ ۱۴۰۵/۵/۲۵
شما هم از صدا و سیما چه توقعاتی دارید؟ رسانه حرفه ای؟ هویت ملی؟ هنرمند مردمی؟ اینها که جزء اولویتهای صدا و سیما نیست.
ناشناس۴۲۳۴۳۲۲۱۳:۱۷:۵۶ ۱۴۰۵/۵/۲۵
صدا و سیما دهه ها است که مسیر خود را می رود. و به شدت مخاطبان خود را از دست داده است
محمد۴۲۳۴۳۲۶۱۳:۲۳:۰۰ ۱۴۰۵/۵/۲۵
به آقای ایرج چقدر بها داده شد؟؟؟
امیر حسین سلطان/تهران۴۲۳۴۳۵۱۱۴:۳۲:۱۳ ۱۴۰۵/۵/۲۵
سالهاست بیشترین حجم و وزن انتقادات به رسانه ملی و مشخصا بخش های خبری و سیاسی صدا و سیما وارد است اما از آنجا که به نظر می رسد خودشان را به هیچ مرجعی پاسخگو نمی بینند یا نمی دانند حاضر به اصلاح و بازنگری اینگونه کارکردشان در ارائه اخبار و گزارشات سیاسی و حتی غیرسیاسی نبوده و نیستند. متاسفانه اکثر موارد رویکردی مبتنی بر یک نگاه خاص و برگرفته از برداشت های گروهی و جناحی به نحو چشمگیری بر برنامه های سیاسی و خبری صدا و سیما سایه افکنده است که صرفا به نحوه اعلام اخبار و تخصیص زمان مربوط به هنرمندان و اهالی فرهنگ و هنر جامعه محدود نمی گردد. بارها سیاسی برخورد کردن با حتی مسائل فرهنگی و اجتماعی و فرهنگی به صورت بارزی در تهیه و پخش برنامه های سیاسی و خبری رسانه ملی قابل رصد است و کافی است شما اندک زمانی وقت تان را صرف شنیدن و دیدن اینگونه برنامه ها کنید تا به آساتی به آنچه نویسنده گرامی الف و اینجانب و سایر منتقدان صدا و سیما اینجا و آنجا اظهار و اشعار می داریم پی ببرید! متاسفانه زحمات سایر بخش های دست اندرکار رسانه ملی نیز تحت الشعاع همین رویکرد ناعادلانه و غیرمنطقی نادیده گرفته می شوند و یا قدرشان دانسته نشده و نمی شود. یعنی عدم تغییر و اصلاح رویکردهای گروهی و جناحی خاص مانع شنیده شدن و دیده شدن حتی برنامه های غیرسیاسی این رسانه می شوند چرا که مخاطب وقتی به این وضوح با این چنین رویکرد غیرقابل موجه آقایان مواجه می شود به یکباره از خیر دیدن و شنیدن برنامه های صدا و سیما می گذرد و رسانه های دیگری را ولو در آنسوی مرزها برمی گزیند و در نتیجه مرجعیت رسانه ملی دستخوش نوسان و عمدتا توامان با کاهش شدید مخاطب همراه است که جای بسی تاسف است. والله اعلم با سپاس/ شنونده پروپاقرص قدیمی رادیو
ناشناس۴۲۳۴۳۹۱۱۷:۰۰:۴۵ ۱۴۰۵/۵/۲۵
وقتی میخوان گیر بدن از هر دری وارد میشن ایرج خدا رحمتش کنه آواز خوان بود و هیچکس اندازه همشهری هاش نمی شناسن صدا و سیما به پسرش هم بها داد و معروف شد ایرج بعد از انقلاب دیگه چیزی برا ارائه نداشت عبدی مرحوم هم دیگه صدا و سیما چکار باید بکنه که نکرد عبدی مرحوم همینکه فیلم هاش پخش شه روحش شاد میشه اینقد سوء استفاده نکنید آرامش مردم را برهم نزنید
yektanetتریبون

آخرین عناوین