همزمان با فرارسیدن تاسوعای حسینی، رضا حمیدی، کارشناس فرهنگ، ادب و هنر، تازهترین غزل آیینی خود را در رثای حضرت اباالفضل العباس(ع)، اسوه وفاداری، جوانمردی و ایثار، سروده و به محضر ارادتمندان مکتب عاشورا تقدیم کرده است.
این غزل با محوریت «دستهای آسمانی علمدار کربلا»، از مرثیهای صرف فراتر رفته و به ستایش حماسهای بدل شده است که قرنهاست در حافظه تاریخ و دلهای عاشقان اهلبیت(ع) جاری است. شاعر با بهرهگیری از تصاویر بدیع، زبان عاطفی و مضامین عرفانی، دستان بریده عباس(ع) را نه نشانه فقدان، بلکه نماد جاودانه وفا، سقایت، کرامت و ایمان معرفی میکند؛ دستانی که هنوز پس از قرنها، ملجأ امید، گرهگشای دلهای شکسته و پرچمدار مکتب ایثار و آزادگیاند.
با هم این غزل عاشورایی را میخوانیم:
ای همه عالم فدای دست تو
ماتم کبرا عزای دست تو
چشمهایم نوحه میخواند، دلم
اشک میریزد برای دست تو
کاش این دل روز و شب پر میکشید
در هوای دلگشای دست تو
هر کسی قربانی راه تو شد؛
یافت هستی در منای دست تو
شد بسان قطرهی آبی، فرات
غرق دریای وفای دست تو
چون که افتادی ز زین، شد آسمان
چون غباری زیر پای دست تو
خیمه بعد از تو نمیخواهد ستون
تکیه دارد بر عصای دست تو
کاش میافتاد با هم بر زمین
آفتاب و ماه، جای دست تو
استخوانهایم قلم شد تا نوشت
چند سطری در رثای دست تو
دستها در سعی، اطراف ضریح
صف به صف محو صفای دست تو
من یقین دارم گره وا میشود
از دل ما با دعای دست تو
هر کسی دست نیازش شد بلند
چشم دارد بر شفای دست تو
قرنها طی شد ولی هردم به گوش
آید از عالم، صدای دست تو
گریههامان، تیرهای بیامان
اشکهامان، خونبهای دست تو




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.