به گزارش تسنیم، در ادامه تحلیلهای رسانههای آمریکایی درباره نتایج جنگ علیه ایران و سپس توافقی که میان تهران و واشنگتن منعقد شد، مجله فارن پالیسی در مقالهای با عنوان «شکست آمریکا در برابر ایران شدیدتر از ویتنام»، به بررسی ابعاد شکست ایالات متحده در این جنگ پرداخت که شرح آن به شکل زیر است.
شکست مقابل ایران فاجعه بارتر از شکست در جنگ ویتنام
سیاست خارجی آمریکا در جنگ علیه ایران منجر به شکست استراتژیک قابل توجهی برای واشنگتن شد که پیامدهای آن بسیار گستردهتر از پیامدهای جنگ ویتنام خواهد بود، جنگی که برای دههها نمادی از شکست نظامی و سیاسی آمریکا باقی ماند.
دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با شرطبندی بر سر مطیع کردن ایران و تغییر موازنه قدرت در منطقه وارد این جنگ شد. با این حال، نتایج خلاف اهداف اعلام شده بود، زیرا تهران تأثیرگذارتر ظاهر شد، در حالی که اعتبار ایالات متحده و جایگاه رهبری آن در نظام بینالملل آسیب عمیقی دید که ممکن است سالها ادامه داشته باشد.
تصمیم ترامپ برای آغاز یک کمپین علیه ایران در واقع توسط دیگران تشویق شده بود، اما این تصمیم شخصی او بود و منجر به تغییر جهتی شده که حاکی از یک فاجعه استراتژیک بسیار فراتر از شکست ایالات متحده در جنگ ویتنام است.
تجربه شکست در ویتنام آنقدر تلخ بود که برای یک نسل وقتی آمریکاییها کلمه ویتنام را میشنیدند احساس سرخوردگی در آنها پیدا بود. برای بسیاری از آمریکاییهای عادی، این واژه نمایانگر غم و اندوه شخصی بود. برای برخی از نخبگان، ویتنام داستانی هشداردهنده در مورد تکبر قدرت بود؛ برای برخی دیگر، اشتباهی بود که محاسبات استراتژیک صحیح را در زمان حال مختل میکرد. با این وجود، یک اجماع ملی وجود داشت که ویتنام لکه ننگی بر تار و پود ملی است.
یک نظرسنجی شورای امور جهانی شیکاگو در سال 2014 نشان داد که 58 درصد از آمریکاییها شکست در ویتنام را لحظهای تاریک توصیف کردند. اما شاید بدترین جنبه این جنگ آن باشد که بسیاری از آمریکاییها درک نمیکنند که چرا جنگ ویتنام که هیچ ضرورتی هم نداشت آغاز شد و ایالات متحده چنین جنگ وحشیانهای را شروع کرد که میلیونها انسان قتل عام شدند و شکست ننگینی هم نصیب آمریکا شد.
از اوایل سال 1964، بحثهای داخلی در دولت ایالات متحده، «نظریه دومینو» - این ایده که اگر کشوری به کمونیسم روی آورد، همسایگانش نیز از آن پیروی خواهند کرد - را که به طور گسترده با جنگ ایالات متحده در ویتنام مرتبط شده بود، زیر سوال برد.
با این وجود، پیامدهای بلند مدت شکست آمریکا در ویتنام نسبتا جزئی و عمدتاً داخلی بود و ایالات متحده از جنگ سرد گستردهتر پیروز بیرون آمد و از قضا ویتنام اکنون یک کشور دوست برای آمریکاست.
پیامدهای شدید و طولانی شکست مقابل ایران برای آمریکا
بنابراین وضعیت شکست آمریکا در ویتنام با پیامدهای جنگی که ترامپ علیه ایران آغاز کرد، بسیار متفاوت است؛ جایی که ایالات متحده اکنون بعد از جنگ با ایران در موقعیت بسیار ضعیفتری نسبت به وضعیت خود بعد از جنگ با ویتنام قرار دارد و اهداف استراتژیک اصلی واشنگتن مقابل ایران محقق نشد.
در جنگ با ایران همچنین ضعف زرادخانه آمریکا بر عملکرد فنی برتر سلاحهای آن سایه افکند و سوالاتی را در مورد آمادگی ایالات متحده برای مقابله با هر دشمنی قدرتمندتر از جمهوری اسلامی ایران مطرح کرد. تکاندهندهترین تصویر در این جنگ، کیسههای خون دختران دانشآموز ایرانی خواهد بود که در یک «اشتباه» جانشان را از دست دادند. (اشاره به جنایت وحشیانه آمریکا در حمله به مدرسه شجره طیبه میناب که منجر به شهادت دانش آموزان خردسال این مدرسه شد).
افشای شکنندگی و ضعف نظامی آمریکا در جنگ با ایران
اگرچه سیستمهای دفاعی آمریکا در برابر موشکها و پهپادهای تهاجمی ایران مؤثر بودهاند، اما ایران توانسته با موفقیت قابل توجهی به این سیستمها نفوذ کند و این موضوع سؤالاتی را در مورد اثربخشی آنها در برابر دشمنی متمرکزتر یا در یک درگیری طولانیمدت ایجاد میکند.
از نظر استراتژیک، نتایج جنگ با ایران برای آمریکا بسیار ناامید کننده بود؛ زیرا آمریکا در واقع میخواست نظام ایران را سرنگون کند و یک نظام مطابق میل خود در این کشور روی کار بیاورد، اما این جنگ به جای تبدیل تهران به یک متحد مطیع آمریکا، نظام اسلامی ایران را سرسختتر کرد.
از طرف دیگر، با وجود اینکه قدرت تسلیحات آمریکایی و اسرائیلی در روزهای اولیه جنگ موثر بود، اما به تدریج محدودیتهای راهکارهای نظامی در این جنگ فاش شد که به نفع ایران بود و برنامه هستهای این کشور در برابر حملات شدید آمریکا و اسرائیل مقاومت کرد. بنابراین بعید به نظر میرسد که در هر جنگ جدیدی آمریکا بتواند به اهداف خود برسد و نتایجی بهتر از جنگ اخیر به دست بیاورد.
حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و رسوایی بینالمللی آمریکا
علاوه بر آن، تاثیر این جنگ بر موقعیت رهبری آمریکا در نظم جهانی بسیار عمیق بود. متحدان منطقهای آمریکا که ایالات متحده قول محافظت از آنها را داده بود مجبور شدند هزینههای جنگ را به دوش بکشند و مهمتر از آن، ایران متوجه شد که تواناییاش در کنترل تنگه هرمز به آن اهرم اقتصادی جهانی میدهد.
آزادی دریانوردی بیش از دو قرن است که یک هدف استراتژیک اساسی برای ایالات متحده بوده است، اما امروز چشمانداز پایان دادن به آزادی دریانوردی در تنگه هرمز میتواند حاکی از نظامی شدن مسیرهای تجاری باشد که به طور بالقوه آسیب قابل توجه و پایداری به تجارت جهانی وارد میکند.
باید توجه داشته باشیم که چگونگی پایان یک جنگ به همان اندازه چگونگی شروع آن مهم است. بعد از این جنگ، آمریکا ممکن است تا حد زیادی به ویتنام و همسایگانش پشت کند و در عوض بر مناطقی با اهمیت استراتژیک بیشتر تمرکز کند. همچنین احتمال اینکه مقامات آمریکایی گزینه خروج از منطقه خلیج فارس را بررسی کنند هم بعید به نظر نمیرسد.
بعد از پیامدهای این جنگ، هر دولتی در آمریکا روی کار بیاید مجبور است با نقاط ضعف داخلی و خارجی متعددی دست و پنجه نرم کند و بعد از این مرحله مردم آمریکا کمتر حاضر به تحمل هزینههای جنگها خواهند بود؛ به ویژه جنگهایی که متعلق به آنها نیست.
بنابراین پیامدهای شکست در جنگ با ایران بسیار شدیدتر و ماندگارتر از پیامدهای شکست در ویتنام خواهد بود. اما یک چیز در مورد این دو شکست ثابت خواهد ماند: اینکه چند دهه بعد دانش آموزان آمریکایی که به گذشته نگاه میکنند همان سوالاتی را که نسل قبلی آمریکا در مورد علت جنگ با ویتنام پرسیدند، درباره دلیل جنگ غیر ضروری با ایران خواهند پرسید و ممکن است پاسخهای متعددی به این سوال داده شود، اما هیچ یک رضایت بخش نخواهد بود.



نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.