حمله به تأسیسات آب‌رسانی؛ مصداق جنایت جنگی

دکتر حسن گروسی*، گروه سیاسی الف،   4050323033
حمله به تأسیسات آب‌رسانی؛ مصداق جنایت جنگی

در میانه جنگ، گاهی یک حمله فقط تخریب چند ساختمان یا چند تأسیسات نیست؛ نشانه‌ای است از فرو ریختن مرزهایی که حقوق بین‌الملل برای حفظ حداقل‌های انسانیت ترسیم کرده است. هدف قرار گرفتن تأسیسات آب‌رسانی در جنوب ایران از همین دست حوادث است؛ حادثه‌ای که نمی‌توان آن را صرفاً در قالب یک عملیات نظامی عادی توضیح داد. وقتی زیرساختی که با آب آشامیدنی مردم و ادامه زندگی غیرنظامیان ارتباط مستقیم دارد هدف قرار می‌گیرد، مسئله دیگر فقط خسارت مادی نیست؛ مسئله، تعرض به حیات، سلامت و کرامت انسانی مردمی است که نقشی در میدان نبرد دارند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، تأسیسات آب آشامیدنی در جنوب ایران، در نزدیکی تنگه هرمز، هدف حمله قرار گرفته و فرماندهی مرکزی آمریکا نیز اعلام کرده است که گزارش‌های مربوط به این موضوع را بررسی می‌کند. همین واکنش، هرچند به معنای پذیرش مسئولیت نیست، نشان می‌دهد که موضوع از سطح یک ادعای ساده رسانه‌ای فراتر رفته و اکنون به مسئله‌ای جدی در حوزه مسئولیت حقوقی و بین‌المللی آمریکا تبدیل شده است.

در حقوق بین‌الملل بشردوستانه، جنگ هرگز به معنای آزادی مطلق در تخریب و کشتار نیست. حتی در شدیدترین مخاصمات، قواعدی وجود دارد که دولت‌ها و نیروهای نظامی مکلف به رعایت آن هستند. یکی از مهم‌ترین این قواعد، اصل تفکیک است؛ اصلی که بر اساس آن باید همواره میان اهداف نظامی از یک‌سو و اشخاص و اموال غیرنظامی از سوی دیگر تفاوت گذاشته شود. تأسیسات آب‌رسانی، مادامی که نقش مستقیم و مؤثر در عملیات نظامی نداشته باشد، ماهیتاً زیرساختی غیرنظامی است و حمله به آن ممنوع است.

اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم آب آشامیدنی در حقوق جنگ از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. آب صرفاً یک خدمت عمومی معمولی نیست؛ بلکه شرط ابتدایی بقاء است. محروم کردن مردم از آب سالم، به‌ویژه در مناطق گرم و حساس، می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از تخریب یک سازه داشته باشد؛ از تهدید سلامت کودکان و سالمندان گرفته تا گسترش بیماری، اختلال در بهداشت عمومی، آوارگی و ایجاد بحران انسانی. به همین دلیل است که قواعد حقوق بشردوستانه، تأسیسات و منابع آب آشامیدنی را در شمار اشیای ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی قرار داده و حمله به آن‌ها را ممنوع می‌داند.

از این منظر، حمله آمریکا به تأسیسات آب‌رسانی ایران واجد اوصاف روشن یک جنایت جنگی است. نخست آنکه هدف مورد حمله، زیرساختی حیاتی و مرتبط با زندگی غیرنظامیان بوده است. دوم آنکه آثار چنین حمله‌ای مستقیماً متوجه مردم عادی می‌شود، نه صرفاً نیروهای نظامی. سوم آنکه در صورت نبود دلیل روشن و قابل اثبات درباره کارکرد نظامی این تأسیسات، اصل حقوقی بر غیرنظامی بودن آن‌هاست. بنابراین آمریکا نمی‌تواند با کلی‌گویی درباره ضرورت نظامی یا اشتباه عملیاتی، از مسئولیت چنین اقدامی شانه خالی کند.

ادعای احتمالی خطا در شناسایی هدف نیز در اینجا به‌سادگی قابل پذیرش نیست. در جنگ‌های امروز، حملات هوایی و موشکی معمولاً بر پایه تصاویر ماهواره‌ای، سامانه‌های اطلاعاتی، تحلیل‌های چندلایه و تجهیزات هدایت‌شونده انجام می‌شود. دولتی که با چنین سطحی از فناوری و دقت نظامی اقدام به حمله می‌کند، نمی‌تواند پس از هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی غیرنظامی، صرفاً بگوید موضوع در دست بررسی است. بررسی لازم است، اما جای پاسخ‌گویی را نمی‌گیرد.

از منظر حقوقی، مسئولیت آمریکا را باید در دو سطح بررسی کرد. سطح نخست، مسئولیت بین‌المللی دولت آمریکاست؛ یعنی مسئولیت ناشی از نقض قواعد الزام‌آور حقوق بین‌الملل بشردوستانه، ضرورت جبران خسارت، ترمیم آثار حمله و تضمین عدم تکرار. سطح دوم، مسئولیت کیفری اشخاصی است که در شناسایی هدف، تصویب حمله، صدور فرمان یا اجرای عملیات نقش داشته‌اند. اگر ثابت شود که تصمیم‌گیران از ماهیت غیرنظامی هدف آگاه بوده‌اند یا با بی‌اعتنایی آشکار نسبت به پیامدهای انسانی حمله اقدام کرده‌اند، مسئولیت کیفری آنان نیز قابل طرح خواهد بود.

باید توجه داشت که جنایت جنگی فقط به کشتار مستقیم غیرنظامیان محدود نمی‌شود. گاهی حمله به زیرساخت‌های حیاتی، آثار عمیق‌تر و ماندگارتری بر زندگی مردم برجای می‌گذارد. تخریب تأسیسات آب‌رسانی می‌تواند مردمی را که از میدان جنگ دور هستند، به قربانیان خاموش جنگ تبدیل کند. کودک، بیمار، سالمند و خانواده‌ای که تنها نیازشان دسترسی به آب سالم است، نباید هزینه تصمیمات نظامی یک دولت متجاوز را بپردازند.

این واقعه همچنین چهره واقعی دوگانگی رفتاری آمریکا را آشکارتر می‌کند. دولتی که سال‌ها به دروغ خود را مدافع حقوق بشر و نظم حقوقی بین‌المللی معرفی کرده است، هنگامی که زیرساخت حیاتی مردم را هدف قرار می‌دهد، نشان می‌دهد که حقوق بشر در نگاه او تا جایی محترم است که با منافع نظامی و سیاسی‌اش تعارض پیدا نکند. هدف قرار دادن تأسیسات آب‌رسانی، نه فقط نقض حقوق جنگ، بلکه رسوایی اخلاقی و حقوقی برای دولتی است که همواره دیگران را به رعایت قواعد بین‌المللی فراخوانده است.

در چنین شرایطی، سکوت جامعه بین‌المللی پذیرفتنی نیست. لازم است نهادهای مستقل بین‌المللی، سازمان‌های حقوق بشری، رسانه‌های آزاد و حقوقدانان، خواستار تحقیق فوری و شفاف درباره این حمله شوند. محل حمله، نوع مهمات، نحوه انتخاب هدف، میزان خسارت، آثار انسانی و نقش فرماندهان آمریکایی باید به‌دقت بررسی شود. همچنین باید دسترسی فوری مردم منطقه به آب سالم تأمین و خسارات واردشده به غیرنظامیان جبران شود.

از نظر حقوقی، این حمله را باید در چارچوب نقض اصل تفکیک، نقض اصل تناسب، نقض اصل احتیاط و ممنوعیت حمله به اشیای ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی تحلیل کرد. اجتماع این عناصر، حمله به تأسیسات آب‌رسانی ایران را از یک اقدام نظامی ساده فراتر می‌برد و آن را در زمره مصادیق قابل دفاع جنایت جنگی قرار می‌دهد.

علی‌ایحال، هدف قرار دادن تأسیسات آب‌رسانی در جمهوری اسلامی ایران فقط یک حادثه جنگی نیست؛ آزمونی برای اعتبار حقوق بین‌الملل بشردوستانه است. اگر زیرساخت آب آشامیدنی مردم نیز در منطق جنگ به هدف مشروع تبدیل شود، دیگر سخن گفتن از حمایت از غیرنظامیان معنای خود را از دست خواهد داد. به همین دلیل باید با صراحت گفت: اقدام آمریکا در هدف قرار دادن تأسیسات آب‌رسانی ایران، تعرض به زندگی غیرنظامیان و مصداق روشن جنایت جنگی است.

 * عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران مرکز

 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین