دانشمندی که شهادت سال‌ها سایه به سایه‌اش می‌رفت

  4050223032 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

شهید محسن فخری‌زاده، یکی از دانشمندانی بود که برای صنایع دفاعی و به خصوص صنایع دارویی کشور تلاش بسیاری انجام داد و در حدود ۲۰سال در لیست سیاه ترور رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفته بود.

دانشمندی که شهادت سال‌ها سایه به سایه‌اش می‌رفت

به گزارش خبرنگار مهر، شهدای هسته‌ای ایران بخشی از چهره‌های علمی این کشور هستند که نام آن‌ها در سال‌های اخیر با حوزه فناوری هسته‌ای و پیشرفت‌های علمی گره خورده است. این افراد از میان پژوهشگران، استادان دانشگاه و متخصصانی برخاسته‌اند که در مسیر توسعه دانش بومی و تقویت زیرساخت‌های علمی کشور فعالیت می‌کردند. در کنار فعالیت‌های علمی، زندگی و مسیر حرفه‌ای آنان با چالش‌ها و فشارهای امنیتی نیز همراه بوده و در مواردی به ترور و حذف فیزیکی آنان انجامیده است؛ رخدادهایی که بازتاب گسترده‌ای در فضای داخلی و بین‌المللی داشته است.

مردی نام‌آشنا در دل هسته‌ای ایران

یکی از نام‌آشناهای دیگری که اسمش را قطعا هر ایرانی برای یک مرتبه‌ شنیده است شهید محسن فخری‌زاده است. کسی که از همان کودکی‌اش عاقبتش با کتاب و هنر و حتی شعر گره خورده بود. پدرش در کار معماری به خصوص سازه حرم‌ها و امامزاده‌ها چیره دست بود.

علاقه شدید او به درس و مدرسه باعث شد تا زودتر از هم سن و سالانش قدم‌هایش به سوی میز و نیکمت مدرسه کشیده شود. کنجکاوی زیادش باعث شده بود تا فقط معلم‌هایش را کفری کند اما یادگیری سریع او تمام کدورت‌های بوجود آورده را از بین می‌برد.

عقاب آسیا

تصور همه آدم‌ها این است که تمانی دانشمندان از همان ابتدا کتاب دست گرفته و دنبال اکتشافات بوده‌اند. اما شهید فخری‌زاده برعکس این فرضیه را هم نشان داده است. او به شدت به فوتبال علاقه داشت و گروه معروفشان که «سه تفنگدار» نام داشتند در زمین‌های خالی محله‌اشان بازی می‌کردند. او مسیر توپ را به خوبی تشخیص می‌داد و شیرجه‌های بلندی می‌زد. برای خودش یک‌پا عقاب آسیا شده بود.

اما نقش کتاب‌ هم در فوتبال بازی کردن او نباید نادیده گرفت. او برای اینکه بتواند دروازه‌بان خوبی بشود دائم کتاب خوانده بود تا تعداد آن‌ها به حدی برسد که کتاب بر زیر بغل خود بگیرد و بتواند دستان خود را به اندازه‌ای باز کند تا توپ را از تیم حریف بگیرد.

یک دل و روده بیرون‌ریز حرفه‌ای

هیچ وسیله برقی در خانه نبود که از دست او در امان بماند. کنجکاوی زیادش باعث شده بود تا به وسایل خانه هم رحم نکند. ورودش به خانه هیچ‌گاه بدون سیم و باتری و وسایل الکترونیکی نبود. این کنجکاوی آخر کار دستش داد و او را به کارگاه رادیوسازی فرستادن تا بلکه ذوق چنین کاری از سرش بیافتد اما یک شاگرد یک وجبی توانسته بود دل استادی را ببرد و تا آخر تابستان آن سال در مغازه رادیو سازی بایستد.

دانشمندی که مرگ سال‌ها دنبالش بود/ سردسته‌ای برای رؤیای علمی ایران

انقلابی که به کنکور گره خورد

وسط سال کنکورش بود که انقلاب اتفاق افتاد. اتفاقی که باعث شد زندگی شهید فخری‌زاده را هم درگیر کند. روزها در زیرزمین خانه مشغول به درس بود و زمانی که متوجه می‌شد امام خمینی(ره) در قم مشغول سخنرانی هستند خودش را به آنجا می‌رساند. پایه ثابت اعتراضات و تجمعات بود و هیچکدام از آن‌ها را از دست نمی‌داد. اما حتی این اتفاق بزرگ هم باعث نشد که او در دانشگاه قبول نشود و از بین هشتصد هزار نفری که با یکدیگر رقابت می‌کردند به دانشگاه مرجان اراک و رشته ریاضی راه پیدا کرد.

سردسته صَمپُزُف‌ها

ورودشان به دانشگاه باعث شد تا تیمشان از سه نفر به هشت‌نفر تبدیل شود. اول اسمشان را به یکدیگر متصل کرده بودند و شده بودند گروه صَمپُزُف‌. شهید فخری‌زاده هم سردسته این گروه بود.

این گروه همه کاری را باهم انجام دادند. بعد از مرخصی تحصیلی که گرفتند خودشان را به هلال‌احمر رساندند تا آنجا بتوانند کاری برای مردمی انجام دهند که حالشان خوب نبود. شهید فخری‌زاده در آنجا مدیر برنامه‌ریزی کلاس‌های درسی کودکان شده بود.

وجود نمایشگاه کتاب بعد از انقلاب بسیار از حد حس می‌شد. شهید فخری‌زاده که وجودش با کتاب گره خورده بود تمامی کتاب‌هایی را که تا آن زمان خوانده بود را به مناطق محروم می‌فرستاد.

کار این گروه هشت نفره حتی به اردوی جهادی نیز افتاد. به سراغ افراد ضعیف و بی‌بضاعت می‌رفتند تا برایشان خانه و مدرسه و مسجد بسازند. برنامه‌ریزی و ریز تمامی کارهاهم توسط شهید فخری‌زاده صورت می‌گرفت.

یار دیرینه شهید محمد بروجردی

بعد از اینکه خودش را به سپاه رساند عضو تیم شهید بروجردی در مناطق کردستان شد. در آنجا مدیر تولید رادیو را برعهده گرفته بود. او تمام تلاشش را کرد تا با مردم آن منطقه ارتباط بگیرد و بداند چه کاری و چه فعالیتی مورد علاقه آنان است تا همان کار را جلو ببرد.

اما جنگ فقط در مناطق کردستان باقی نماند و جنگ ۸ساله بین ایران و عراق آغاز شد. همین موضوع و کمبود تجهیزات باعث شده بود تا او را به فکر فرو ببرد. اینکه ممکن است دوباره چنین جنگی بر علیه کشور آغاز شود و باید جلوی آن گرفته شود. همین فکر باعث شد تا بعد از جنگ به فکر ادامه تحصیل و خواندن رشته فیزیک بیافتد. در نداری‌های زندگی توانست مدرک ارشد خود را هم بدست بیاورد.

دانشمندی که مرگ سال‌ها دنبالش بود/ سردسته‌ای برای رؤیای علمی ایران

علم بهتر است یا ثروت؟

اگر کسی ازش می‌پرسید علم بهتر است یا ثروت؟ در رودرواسی نمی‌گفت علم. می‌نشست حساب کتاب می‌کرد. در دفتر دستک خودش یک شبکه درست کرده بود به اسم شبکه توانا. می‌گفت ما با فناوری و دانش یک مورد به درد بخور می‌سازیم، می‌بریم داخل شبکه توانا و برایش راه فروختن پیدا می‌کنیم. سودی که از فروش آن به دست می‌آوریم را خرج تحقیقات جدید می‌کنیم. این جوری هم علم داریم هم ثروت، به عبارتی معطل این و آن نمی‌شویم که برای پول کارهای جدید ما را به هم پاس بدهند و آخرش لَنگ بمانیم‌.

هیچ مشکلی وجود ندارد!

برای تمامی کارهای علمی که انجام می‌داد صبر و حوصله به خرج می‌داد و به دنبال افراد متخصص و کارآمد می‌گشت. تیمش را آنچنان با وسواس خاصی می‌چید که معروف بودند به دقت و تفکر زیاد. او معتقد بود دنیا پر از مسئله‌های جدید است که می‌توان آن‌ها را کشف و حل کرد.

دقتش در همه مسائل باعث شد تا خودش پژوهشکده صوتیات را راه‌اندازی کند. جایی که گوش تیز کنند برای شنیدن و ضبط کردن صداهای نامرئی و عجیب و غریب. بعد از گذشت چندسال تیمی را به راه انداخت که کارشان فقط زوم شدن بر روی آفریده‌های خدا بود. اسم این شاخه علم «فیزیک خلقت» نام گرفت. این کار اساسی و مهم باعث شد تا کشور ما در ساخت بسیاری از وسایل دفاعی جزو قدرت‌های یک دنیا شود.

او معتقد بود قرآن را نباید ساده ازش گذشت. بلکه از قرآن می‌توان به هزاران علم دست پیدا کرد که به آن اشاره شده است. به همین دلیل بود که از تعدادی افراد درخواست کرد تا با دقت و جزئی‌نگری زیاد بر روی قرآن و حدیث کار انجام دهند و علم تولید کنند.

تشکیل مرکزی به نام سپند

سپند سازمان پژوهش و نوآوری‌های دفاعی ابتکار شهید فخری‌زاده بود. محل کار تمام تیم‌ها و شاخه‌هایی که سرپرستی‌شان می‌کرد، جایی پر از استاد و دانشمند و نابغه با تعداد زیادی آزمایشگاه که در هر قسمت داشت. یکی از مهم‌ترین کارهایی که سپندی‌ها باید انجام می‌دادند پیدا کردن آخرین اختراعات علمی در هر جای دنیا و رسیدن به آن بود.

اینکه علم در هر کشوری به چه چیزهای جدیدی رسیده و ما در ایران برای رسیدن به آن باید چه کار کنیم. کارهایی که اگر با موفقیت به پایان می‌رسید ایران را قوی و قوی‌تر می‌کرد. بعدها از دل سپند یک گروه دیگر به نام آوا تشکیل شد.

انرژی هسته‌ای که او رقم زد

بحث هسته‌ای در کشورمان خالی بود که فکرش را برای تشکیل دادن آن به کار انداخت. از زمانی که اقداماتی را برای تشکیل هسته‌ای به راه انداخت در لیست سیاه دشمن قرار گرفت. اما نه‌تنها از عزم و اراده او کم نشد بلکه دانشمندان و دانشجویانی را برسر کار می‌آورد و نردبان پیشرفت کشور را بر زیر پای آنان قرار می‌داد تا بتوانند حرکتی مهم و موثر برای ایران و ایرانیان انجام دهند.

فخرا واکسنی برای نامرئی‌ترین ویروس

با شروع ویروس کرونا بود که دانشمندان ما هم درگیر مبارزه با آن شدند. ویروسی ناشناخته که به یکباره تمام دنیا را فرا گرفت و باعث مرگ میلیون‌ها انسان در کل جهان شد. با تولید واکسن فخرا ایران جزو ۱۰کشور تولید کننده واکسن کرونا شد. چون مراحل اولیه آن آزمایشی بود و با ویروسی ناشناخته روبه‌رو بودیم این واکسن اولین بار به پسر خود شهید فخری‌زاده تزریق شد.

دانشمندی که مرگ سال‌ها دنبالش بود/ سردسته‌ای برای رؤیای علمی ایران

پیچیده‌ترین عملیات ترور

چندین سال بود که نامش در لیست ترور قرار گرفته بود و مرگ سایه به سایه به دنبال او به راه افتاده بود. رژیم صهیونیستی آنقدر سنگین از او ضربه‌ها خورده بود که سنگین‌ترین ترور خود را بر روی قلب و جان او انجام داد. تیربار اتوماتیک با هدایت لیزری قلب و نخاع و پهلدی او را نشانه گرفته بود.

کتاب «سردسته صَمپُزُف‌ها» نوشته زهرا عوض بخشی یکی دیگر از مجموعه‌های ۶جلدی طلاش کن است که روایتگر شهدای هسته‌ای برای مخاطب کودک و نوجوان است.

این جلد از کتاب به زندگی شهید محسن فخری‌زاده می‌پردازد که ۷آذرماه در جاده آبسرد دماوند توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. ابتدای کتاب بیانگر دوران کودکی این شهید است و در آخر به نحوه شهادت آن ختم می‌شود. تصویرگری‌های مناسب با داستان به درک دقیق روایت کمک کرده است. لحن و توضیح مفاهیم در کتاب می‌تواند برای کودکانی که به دانستن مسائل هسته‌ای علاقه‌مند هستند کمک کننده باشد.

کتاب «سردسته صَمپُزُف‌ها» نوشته زهرا عوض بخشی در ۶۳صفحه و از سوی انتشارات نوشکا(واحد کودک و نوجوان انتشارات شهید کاظمی) منتشر شده است.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین