چرا هرچه را که ترامپ درباره جنگ می‌گوید باید برعکس معنا کنیم؟

  4050127050 ۵ نظر، ۰ در صف انتشار و ۳ تکراری یا غیرقابل انتشار

ترامپ برخلاف شکست در جنگ، تلاش در وارونه‌نمایی و القای پیروزی دارد تا سه چیز در واقع منهدم شده را حفظ کند.

چرا هرچه را که ترامپ درباره جنگ می‌گوید باید برعکس معنا کنیم؟

 به گزارش تسنیم؛ یکی از برکات و ثمرات دو جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونی علیه ملت ایران در سال 1404، آن است که نشان داد دونالد ترامپ رئیس جمهور مغرور آمریکا با استفاده از برخی از تکنیک‌های نخ‌نمای جنگ روانی در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی، و البته بسیار ناشیانه تلاش می‌کند «شکست‌های واقعی » در میدان را به «پیروزی‌های مجازی» در عرصه رسانه تبدیل ‌کند.

ترامپ برای «تبدیل شکست‌های واقعی به پیروزی‌های مجازی» عمدتا از شیوه وارونه‌نمایی حقیقت با بهره‌گیری از ابزار دروغ استفاده می‌کند.

علل پیروزنمایی ترامپ

ترامپ با وعده ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی و از بین بردن توان هسته‌ای ایران، دو جنگ را ابتدا به مردم مقاوم ایران و سپس به مردم آمریکا که هزینه جنگ‌طلبی‌های ترامپ از جیب آنها پرداخت می‌شود، تحمیل کرد. او با اعتماد به وعده نهادهای اطلاعاتی و تحت تأثیر محاسبات غلط نخست‌وزیر جنگ‌‌زی رژیم صهیونیستی و همچنین با اتکا به تصورات متوهمانه خودش درباره قدرت بی‌رقیب ارتش ایالات متحده و ضعف قوای مسلح و سرمایه اجتماعی ایران، وعده تحقق اهدافش در 4 روز را داده بود، اما جنگ خیلی زود حقیقت تلخ خود را به ترامپ نشان داد و او را در میانه میدان «تنها و شکست خورده» رها کرد.

حالا محبوبیت ترامپ در بین مردم آمریکا و در آستانه برگزاری انتخابات کنگره به زیر 40 درصد سقوط کرده، تنگه هرمز که پیش از جنگ باز بود به‌روی آمریکا و شرکایش در جنگ بسته شده، قیمت بنزین در آمریکا و اروپا بیش از 50 درصد افزایش یافته، بازارسرمایه و اوراق آمریکا دچار نوسان و تلاطم شده، متحدان سنتی آمریکا در اروپا و ناتو به او پشت کرده‌اند، پایگاه‌ها و تجهیزات مهم نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا تقریبا نابود شده است، سیاستمداران و مردم آمریکا و همچنین اعرابی که امنیت را از آمریکا خریده بودند، با واقعیت تلخ «اول اسرائیل» در سیاست منطقه‌ای و جهانی آمریکا مواجه و سرخورده شده‌اند.   

در چنین شرایطی ترامپ که به خودش و به افکار عمومی آمریکا و جهان وعده پیروزی در این تهاجم را داده بود، مجبور شد برای حفظ سه‌چیز، به تبدیل «شکست‌های واقعی به پیروزی‌های مجازی» با ابزار وارونه‌نمایی و دروغ‌پردازی روی بیاورد؛ «حفظ  غرور کاذب خودش، حفظ ابهت پوشالی آمریکا و حفظ تصویر آمریکای پیروز در این جنگ نزد افکار عمومی آمریکا و جهان.»

اما واقعیت این است که اینها سه نقطه اصلی‌ای است که ایران در جنگ تحمیلی سوم به‌طور کامل منهدم کرد، با این وجود ترامپ برای اینکه اذهان را فریب دهد و از این واقعیت منحرف کند، واقعیات میدان جنگ و مذاکره را در سخنان و پیام‌هایش وارونه جلوه می‌دهد. از این رو اکنون همگان متوجه شده‌اند که واقعیات جنگ خلاف آن چیزی است که ترامپ می‌گوید و می‌نویسد. او درواقع ایده‌‌آل‌هایی را که انتظار وقوع آنها را در نتیجه این جنگ داشت به جای اخبار شکست‌های خود منتشر می‌کند تا شکست در میدان را به پیروزی در افکار عمومی تبدیل کند.

رئیس جمهور شکست خورده آمریکا تاکنون در خلال سخنان، مصاحبه‌ها و پیام‌های خود در فضای مجازی وارونه نمایی‌های زیر را درباره جنگ داشته است:

حکومت ایران را تغییر دادیم؛

این جمله بدین معناست که ترامپ در دستیابی به این هدف شکست خورده است. زیرا همانطور که پیش از این نیز گفتیم، ترامپ تحت تأثیر وعده‌های نخست‌وزیر جنایتکار اسرائیل به قصد تغییر نظام به ایران حمله نظامی کرد و این بزرگترین هدفی بود که تحت عنوان کاذب «آزاد کردن مردم ایران» آن را پیگیری می‌کرد، اما زمانی که با مقاومت ملت ایران و عدم همراهی آنها برای سرنگونی نظام مواجه شد، ترور رهبر انقلاب و تعدادی از مقامات نظامی و سیاسی کشور را به عنوان تغییر نظام فاکتور کرد و گفت: افراد جدید متفاوت از افراد قبلی هستند و رژیم ایران تغییر کرده است. 

آنچه در این بخش برای ترامپ اتفاق افتاد فراتر از یک شکست بود، زیرا جمهوری اسلامی نه‌تنها سقوط نکرد بلکه با پشتیبانی و حمایت حیرت‌آور مردم بیش از پیش تثبیت شد.

حذف آیت الله خامنه‌ای بزرگترین دستاورد ما در جنگ است؛

هرچند که ترور و شهادت رهبر معظم انقلاب برای مردم ایران و جهان اسلام خسارت سنگینی است، اما قطعا دستاوردی بزرگ برای آمریکا محسوب نمی‌شود، چرا که آنها قصد داشتند با حذف رهبر انقلاب ضمن ساقط کردن نظام ایران و جبهه مقاومت، به حکومت و نقش سیاسی ولایت فقیه در ایران و جبهه مقاومت پایان دهند، اما با انتخاب و استقرار رهبر جدید نه‌تنها این هدفشان عقیم ماند بلکه فردی در این جایگاه قرار گرفت که به اذعان خودشان با آن موافق نبودند.   

نیروی دریایی ایران نابود شده است؛

ترامپ در حالی این ادعا را مطرح کرد که نیروی دریایی سپاه تنگه را به‌روی کشتی‌های کشورهای متخاصم بسته، ناوهای غول‌پیکر آمریکایی را که ترامپ با تفاخر از آنها به عنوان ابزار ارعاب و تهدید استفاده می‌کند فراری داده و تبلیغات ترامپ را درباره اسکورت و بیمه کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز ناکام گذاشته است. در چنین وضعیتی ارتش تروریستی آمریکا اقدام به ترور سردار علیرضا تنگسیری فرمانده شجاع و مقتدر نیروی دریایی سپاه کرد و او را به شهادت رساند و این پرسش بزرگ را ایجاد کرد که اگر ادعای ترامپ درباره غرق کردن نیروی دریایی ایران صحیح است و یا به‌اصطلاح خودش «نیروی دریایی ایران در عمق دریاست» ترور فرمانده آن چه دلیلی داشت؟   

ما به تنگه هرمز نیازی نداریم،

ترامپ زمانی که با قدرت باورنکردنی نیروی دریایی ایران در تنگه هرمز مواجه شد، در بازگشایی آن ناکام ماند و کشورهای عضو ناتو هم با او همراه نشدند، گفت: «ما نیازی به تنگه هرمز نداریم و کسانی که نیاز دارند باید آن را باز کنند.» و این در حالی است که از زمان بستن تنگه هرمز به روی آمریکا و متحدانش در جنگ علیه ایران، نفت دیگر قیمت زیر 100 دلار را به خود ندیده و قیمت بنزین در آمریکا به بیش از 8 دلار در هر گالن افزایش پیدا کرده است.

البته او پیش از آتش‌بس دیگر نتوانست خشم خود را از بسته ماندن تنگه هرمز پنهان کند و ناتوانی مطلق خود را در بازگشایی تنگه، با فحاشی و توهین به ملت ایران در یک توئیت نشان داد.

توان نظامی و پدافندی ایران را نابود کردیم؛

ترامپ در حالی این ادعا را چندین‌بار در طول 40 روز جنگ مطرح و بارها اعلام پیروزی کرد که با هر بار طرح آن، پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا و سرزمین‌های اشغالی زیر ضرب سنگین و گسترده حملات موشکی و پهپادی ایران قرار ‌گرفت، به‌گونه‌ای که پس از آن صهیونیست‌ها از آن حملات به‌عنوان شبی بی‌سابقه از آغاز جنگ تاکنون یاد کردند. در همین حال شبکه یکپارچه پدافندی کشور هم با سامانه‌های نوین سپاه پاسداران چندین جنگنده پنهانکار آمریکایی را از انواع مختلف F 35، F15، F16، F18، A10 و نزدیک به 200 پهپاد پیشرفته را از انواع مختلف و گرانقیمت آنها سرنگون کرد. بدین ترتیب ایران پاسخ ادعاهای ترامپ را هربار با افزایش و گسترش آتش حملات خود در میدان ‌داده‌است تا وارونگی و کذب ادعاهای رئیس جمهور آمریکا را عملا ثابت کند و صحت آنها را که غالبا برای القای پیروزی و کنترل بازارهای به‌هم ریخته آمریکا طرح می‌شد به بطلان بکشد.

در ادامه نیز رد شروط 15 گانه آمریکا از سوی ایران و ادامه جنگ، و در نهایت قبول آتش‌بس با شروط ده‌گانه ایران، برای همگان روشن کرد آن طرفی که توان ادامه جنگ را ندارد و خواهان خروج از آن است ارتش آمریکاست، نه نیروهای مسلح ایران، و اساسا اگر نیروی نظامی ایران نابود شده، پس چه نیازی به آتش‌بس است؟ 

حالا ترامپ با درک عجز خود و ارتش به‌اصطلاح قدرتمندش در شکستن مقاومت ایران، یک هدف اصلی و سه هدف فرعی مرتبط با آن را برای خروج کم‌هزینه‌تر از این جنگ پیگیری می‌کند که طبیعتا اکنون حول آنها مشغول به دروغ‌گویی و وارونه‌نمایی است.

هدف اصلی ترامپ در این مرحله پس از شکست مسلمی که در صحنه نبرد از سوی مردم و قوای مسلح ایران متحمل شده، عبارت است از «خروج به ظاهر پیروزمندانه از جنگ.»

او برای شکل دادن به این انگاره در افکار عمومی آمریکا و و دیگر کشورهای جهان که پیش از شکست در این جنگ خود را به عنوان یک ابرقدرت بلامنازع به آنها قالب کرده بود؛ سه هدف فرعی را این بار در قالب مذاکرات آتش‌بس پیگیری می‌کند «گشودن تنگه هرمز، خارج کردن اورانیوم غنی‌شده 60 درصدی از ایران و برچیدن صنعت هسته‌ای ایران.»

از این رو سه عنوان از مهم‌ترین دروغ‌هایی که ترامپ در این مرحله از جنگ طرح کرده است عبارتند از اینکه «آدم‌های درستی از ایران تماس گرفته و خواهان مذاکره شده‌اند» ، «ایرانی‌ها خیلی مشتاق‌اند که یک معامله انجام بدهند» و «محاصره ایران آغاز شده و کشورهایی در آن مشارکت خواهند کرد.»

آدم‌های درستی از ایران تماس گرفته و خواهان مذاکره شده‌اند؛

حداقل تمام میانجی‌ها از جمله پاکستانی‌ها که میانجی‌گری آنها منتهی به شکل‌گیری آتش‌بس 15 روزه و یک دوره مذاکرات در اسلام‌آباد شد، می‌دانند که درخواست مذاکره از سوی ایران که پیروز میدان نبرد نظامی است مطرح نشده است و این آمریکایی‌ها بودند که برای بازگرداندن اقتصاد خود و جهان به شرایط پیش از جنگ و کنترل رویدادهای پیش‌رو از جمله انتخابات کنگره و جام جهانی 2026 فوتبال نیاز به این آتش‌بس و مذاکرات دارند، چرا که به‌زعم خود گمان نمی‌کردند این جنگ بیش از 4 روز به‌طول بینجامد و اینچنین شرایط اقتصادی جهان و رویدادهای مذکور را تحت تأثیر خود قرار دهد.

ایرانی‌ها خیلی مشتاق‌اند که یک معامله انجام بدهند؛

به دلایل پیش‌گفته آن طرفی که به این معامله نیاز دارد تا هم به دنیا بگوید که به اهدافش رسیده است و هم با ژست پیروز از این جنگ خارج شود، آمریکا و ترامپ است. از این رو ضمن میانجی‌تراشی برای شروع مذاکرات می‌کوشد تا از طریق طرح‌های از پیش شکست‌خورده‌ای مثل محاصره دریایی آخرین فشارهای نظامی و اقتصادی را باهدف گرفتن امتیازات دلخواه در مذاکرات، به ایران وارد کند.

محاصره دریایی ایران آغاز شده و کشورهایی در آن مشارکت خواهند کرد؛

آمریکا همچنان که در آغاز جنگ با ایران و در ادامه در گشودن تنگه هرمز از سوی شرکای اروپایی و کشورهای عضو ناتو تنها ماند و هیچ‌یک از آنها مستقیما وارد این نبرد غیرقانونی نشدند، در محاصره دریایی ایران هم تنها مانده و همین مسئله خشم ترامپ را نسبت به آنها برانگیخته است.

تنها ماندن ترامپ و آمریکا از سوی شرکای اروپایی‌اش در تمامی مراحل رویارویی با ایران، یکی از بزرگترین شکست‌های استراتژیک آمریکا در این جنگ محسوب می‌شود، زیرا با ضربه سختی که ایران بر ابهت ابرقدرتی آمریکا وارد کرد و آن نقاب رعب‌‌انگیز را از صورت ماشین جنگ آمریکا برداشت، ظاهرا شرکای آمریکا نیز جرئت نه گفتن به آن را پیدا کرده‌اند و افول آمریکا از جایگاه ابرقدرتی سرعت بیشتری گرفته است.

حالا باید منتظر باشیم که ترامپ در مذاکرات اعلام پیروزی کند؛ پس یادتان باشد اگر ترامپ گفت «من در مذاکرات پیروز شدم، شما بخوانید؛ ترامپ علاوه بر جنگ در مذاکرات با ایران هم شکست خورد.»

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۱۹۵۰۷۳۱۴:۵۵:۵۴ ۱۴۰۵/۱/۲۷
در بهترین حالت حتی با اینهمه تجربیات ناموفق ، اگر مذاکره نمایی جواب بدهد صرفا کمتر از بیست درصد تحریم ها قابل بر داشتن است یعنی همان تحریم‌های ثانویه که در اختیار ترامپ است ....اما تحریم های دیگری هم داریم. تحریم های اولیه آمریکا(که نیاز به تصویب کنگره تحت لابی صهیونیست ها دارد که خواهان نابودی تاسیسات موشکی و هسته ای ایران هستند ) و به موجب آنها هیچ آمریکایی حق ندارد به ایران هیچ سرویسی دهد(تحریم های اصلی که بیش از ۸۰ درصد تحریم ها و تعاملات بانکی میز جز آن است )همچنان معضل اصلی میماند
ناشناس۴۱۹۵۰۹۲۱۵:۲۲:۱۵ ۱۴۰۵/۱/۲۷
حتی با موافقت کامل رئیس‌جمهور آمریکا، برداشتن تمام تحریم‌های ایران یک‌شبه و به‌طور کامل امکان‌پذیر نیست. اختیار رئیس‌جمهور در این زمینه مطلق نبوده و کنگره نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد "نقش کلیدی وحق وتو کنگره" از سال ۲۰۱۷، کنگره با تصویب قوانینی CAATSAمانند ، قدرت رئیس‌جمهور برای لغو یک‌جانبه تحریم‌ها رابه شدت محدود کرده است. سازوکار کنونی به این شکل است: 1. اطلاع‌رسانی رئیس‌جمهور برای اعمال معافیت یا لغو تحریم‌ها باید گزارشی را به کنگره ارائه دهد و توضیح دهد که چرا این اقدام در راستای منافع امنیت ملی آمریکاست. 2. دوره انتظار: پس از ارائه گزارش، یک دوره انتظار۲۰ تا ۶۰ روزه آغاز می‌شود و در این مدت رئیس‌جمهور نمی‌تواند هیچ اقدامی برای کاهش تحریم‌ها انجام دهد. 3. حق وتوی کنگره: در این مدت، کنگره می‌تواند با تصویب یک «قطعنامه عدم تأیید»، اقدام رئیس‌جمهور را وتو کند. چنین قطعنامه‌ای را دیگر رئیس‌جمهور یک نمی‌تواند وتو کند. بر اساس قوانین CAATSAمانند ، کنگره حتی اختیار خواهد داشت با اکثریت ساده آرا، اقدام رئیس‌جمهور را لغو کند. بنابراین، نه تنها نیاز به مصوبه کنگره وجود دارد، بلکه عملاً حق وتوی کنگره بر تصمیم رئیس‌جمهور در مورد تحریم‌ها حاکم است. درصد تحریم‌های قابل برداشتن توسط رئیس‌جمهور * تحریم‌های اولیه (Primary Sanctions): سهم بسیار زیادی از تحریم‌های بانکی و تجاری که شرکت‌های آمریکایی را از هرگونه تعامل با ایران منع می‌کند، عمدتاً از طریق فرمان‌های اجرایی وضع شده‌اند. رئیس‌جمهور از نظر تئوری، قدرت لغو یک‌جانبه و قابل توجهی بر این بخش از تحریم‌ها را دارد، مشروط بر اینکه فرآیند نظارت و تصویب کنگره (مراحل ذکر شده در بخش قبل) را طی کند. *تحریم‌های ثانویه (Secondary Sanctions): این تحریم‌ها که شرکت‌های غیرآمریکایی را هدف می‌گیرند، عمدتاً ریشه در قوانین مصوب کنگره (مانند ISA و CAATSA) دارند. رئیس‌جمهور قدرت لغو دائمی آن‌ها را به‌تنهایی ندارد و می‌تواند صرفا معافیت‌های موقت (Temporary Waivers) برای آن‌ها صادر کند. برداشتن کامل این تحریم‌ها بدون تصویب قانون جدید در کنگره تقریباً غیرممکن است. به طور خلاصه در حالی که رئیس‌جمهور می‌تواند بخش بزرگی از تحریم‌های اولیه را مدیریت کند، بخش عظیمی از ساختار تحریم‌ها، به‌ویژه تحریم‌های ثانویه فلج‌کننده، در تملک کنگره است. * همزمان، طرح‌هایی در کنگره در حال بررسی است که با عناوینی مانند «قانون حداکثر فشار» (Maximum Pressure Act) به دنبال کدگذاری دائمی تحریم‌ها و سلب قدرت معاف‌سازی رئیس‌جمهور هستند. این نشان می‌دهد که نه تنها برداشتن تحریم‌ها کار ساده‌ای نیست، بلکه احتمال وضع قوانین جدید برای تشدید و تثبیت آن‌ها وجود دارد.
ناشناس۴۱۹۵۱۰۷۱۵:۳۶:۱۵ ۱۴۰۵/۱/۲۷
مگر ترامپ چند درصد تحریم ها را میتواند حتی اگر حرفهایش قابل استاد باشد که خیلی مواقع فریب است و مستند نیست ...سه شنبه 10 بهمن 1396 - 00:13 شبکه العالم. عراقچی معاون وزیر امور خارجه گفت: تحریم هایی که که ما به دنبال برداشتنش بودیم ، تحریم های مرتبط با هسته ای است . تحریم های دیگری هم داریم. تحریم های اولیه آمریکا(که نیاز به تصویب کنگره تحت لابی صهیونیست ها دارد که خواهان نابودی تاسیسات موشکی و هسته ای ایران هستند ) که ... به موجب آن هیچ آمریکایی حق ندارد به ایران هیچ سرویسی دهد(تحریم های اصلی که بیش از ۸۰ درصد تحریم ها و تعاملات بانکی میز جز آن است ). و در موضوع هسته ا ی صرفا تحریم های ثانویه را اعمال کردند. .......» کنگره فعلی امر یکا تحت نفوذ صهیونیست هاست و حتی اگر تاسیسات ایران بمباران و‌موشکی تعطیل شود و سیبل اسراییل شویم هم تحریم‌ها اولیه را که عمده تحریم هاست برنمی‌دارند
ناشناس۴۱۹۵۱۹۶۲۰:۴۲:۵۵ ۱۴۰۵/۱/۲۷
توافق فقط به ترامپ وابسته نیست بخش عمده ای در دستان کنگره این که عمدتا تحت لابی فرقه جعلی خونخوار صهیونیزم هستند و بخش کوچکی در دستان ترامپ است و مسعولان به آن توجه نمی‌کنند و این امر را هم سناتور جنگ طلب صهیونیست صریحا عنوان کرد ، ...سناتور لیندسی گراهام با تاکید بر اهمیت دیپلماسی در مذاکرات ایران و آمریکا اعلام کرد هر توافق احتمالی باید برای بررسی و تصویب به کنگره ارائه شود
ناشناس۴۱۹۵۲۰۵۲۰:۵۱:۲۳ ۱۴۰۵/۱/۲۷
ترامپ دنبال استراتژی خسته نمودن فرماندهان و مسعولین ماست که در مقابل خواسته های نتانیاهو تسلیم شوند

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین