شاهد اوج گیری موضع گیری های دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا با محوریت مذاکرات دولتش با ایران در بحبوحه جنگ رمضان بوده ایم. موضوعی که قویا از سوی ایران رد شده و مقام های ارشد کشورمان تاکید کرده اند که هیچ مذاکره ای در هیچ سطحی با طرف آمریکایی در جریان نیست. تهران همچنان به این مسأله اشاره کرده که به جنگ تا تامین منافع و تضمین امنیت ملی خود ادامه خواهد داد. به سه دلیل عمده نباید فریب ایده مذاکره آمریکایی را بخوریم.
اول اینکه اگر آمریکا مایل به مذاکره بود چرا قبل از جنگ افروزی جدید خود با ایران به مذاکره ادامه نداد؟ جالب اینکه به تازگی مشاور امنیت ملی بریتانیا در موضع گیری اقرار کرده که توافق قبل از جنگ کنونی با توجه به انعطاف ایران کاملا در دسترس بود. تردیدی نیست که وقتی آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به ایران حمله کرده و خط قرمز ها را زیر پا گذاشته اند دیگر دلیل منطقی وجود ندارد که بر پایه معادلات سابق به مذاکره نگریست.
نکته دوم اینکه اگر آمریکا مذاکره می خواست چرا باید دست به ترور مقام های ارشد ایرانی بزند؟ افرادی نظیر رهبر شهید انقلاب و یا شهید علی لاریجانی در زمره چهره های شاخصی بودند که اگر مبنای مذاکره منطقی و حافظ منافع ملی ایران مطرح بود بدون تردید از تمامی ظرفیت ها استفاده می کردند. حال مذاکره در فضایی که دشمن به خاک ایران تعرض کرده و به دنبال تسلیم ایران و تحمیل اصول مطلوب خود به کشورمان است چه معنایی دارد.
و نکته سوم اینکه ترامپ به اذعان بسیاری از منابع غربی با طرح گزاره مذاکره به دنبال کنترل بازارهای انرژی و مالی است. او به هیچ عنوان جدیتی در مذاکره ندارد. البته که ایران هم شروطی دارد که ترامپ نمی خواهد آن ها را بپذیرد. در عین حال به نظر می رسد ترامپ سعی دارد تا بسترهای مساعدی را برای یک حمله محدود زمینی علیه ایران فراهم کند. در این فضا وی با طرح مسایلی نظیر مذاکره با ایران سعی دارد نوعی عملیات فریب را اجرا کند. ایران هم به این مسأله اشراف دارد و قدرتمندانه قادر به تنبیه بیشتر متجاوزان است.



