برخی روزها تنها «مناسبت» نیستند؛ به «گفتمان» تبدیل میشوند. روز قدس یکی از همین روزهای ماندگار است. روزی که از سطح یک آیین سیاسی عبور کرده و در سپهر تولید روایت و معنا، به صحنهای برای بازنمایی نسبت قدرت، حقیقت و افکار عمومی در نظام بینالملل تبدیل شده است.
از این منظر، روز قدس را باید یک «رویداد ارتباطی» در مقیاس جهانی دانست؛ رویدادی که در آن، روایت عدالت در برابر روایت قدرت به چالش کشیده میشود.امسال اما این روز معنایی متفاوت یافته است. در شرایطی که در کمتر از یک سال، دومین جنگ تحمیلی علیه ایران رقم خورده، روز قدس صرفاً یک مناسبت فراملی برای حمایت از فلسطین نیست؛ به شکلی کمسابقه به یک روز ملی برای ایران نیز تبدیل شده است. پیوند میان دفاع از قدس و دفاع از ایران، اکنون در ذهن و زبان افکار عمومی به یک چارچوب مشترک بدل شده است.
از این منظر میتوان گفت روز قدس امسال، هم ملیترین روز برای ایران است و هم اسلامیترین روز برای جهانی که هنوز در حافظه فرهنگی خود صدای اذان و شهادتین را حفظ کرده است. گویی قدس در این لحظه تاریخی، به نقطه تلاقی هویت ملی و هویت دینی تبدیل شده است.اما شاید دقیقترین تعبیر برای روز قدس امسال، «روز حقیقت» باشد. در دورهای که بسیاری از تحلیلگران از «عصر پساحقیقت» سخن میگویند، یعنی زمانی که رسانهها و فناوریها قادرند واقعیت را بازسازی یا حتی تحریف کنند، گاه رخدادهایی پدید میآید که پردهها را کنار میزند. روز قدس امسال یکی از همان « ایام الله» است؛ لحظهای که در آن فاصله میان روایت رسمی قدرتها و تجربه عینی انسانها آشکار میشود.چهره دشمنان قدس و مخالفان حقیقت در سال جاری چنان آشکار شده که حتی پیچیدهترین شبکههای رسانهای و پیشرفتهترین ابزارهای هوش مصنوعی نیز قادر به بازسازی تصویر آن نیستند.
در نظریههای ارتباطات گفته میشود رسانه میتواند واقعیت را قاببندی کند، اما نمیتواند برای همیشه آن را پنهان نگه دارد. اکنون دقیقاً همان لحظه فرا رسیده است؛ لحظه فرو افتادن نقابها. جهان سیاستمدارانی را میبیند که حرف از حقوق بشر می زنند و صحنههایی را مشاهده می کند که در آن خشونت عریان، در برابر دوربینهای جهانی رخ میدهد. این دو تصویر، تضادی عمیق را در نظام روایتهای جهانی آشکار میکند؛ تضادی میان ادعای حقوق بشر و واقعیت میدانهای جنگ.در همین میان، حتی کنشهای کوچک فرهنگی نیز به پیامهای بزرگ ارتباطی تبدیل میشوند. گاهی یک تصویر، یک حرکت نمادین یا یک روایت محلی میتواند ساختارهای بزرگ رسانهای را به چالش بکشد. در جهان شبکهای امروز، قدرت روایت دیگر تنها در اختیار قدرت ها نیست؛ جامعه نیز به یک تولیدکننده معنا تبدیل شده است.در چنین فضایی است که میتوان بار دیگر به آن نگاه راهبردی بازگشت که سالها پیش، معادله قدرت در منطقه را در نسبت با ایالات متحده و پروژه صهیونیسم تحلیل میکرد.
آن نگاه، صرفاً یک موضع ایدئولوژیک نبود؛ بلکه نوعی تحلیل ژئوپلیتیکی از ساختار قدرت در خاورمیانه بود که اکنون نشانههای آن بیش از گذشته قابل مشاهده است.در همین چارچوب، دعوت مکرر به «قوی شدن» نیز معنایی فراتر از یک شعار سیاسی پیدا میکند. در نظریههای روابط بینالملل گفته میشود که امنیت در جهان آنارشیک، بیش از هر چیز بر توان دفاعی کشورها استوار است. ملتی که نتواند از خود دفاع کند، نه تنها امنیت بلکه استقلال و حتی حافظه تاریخی خود را نیز از دست خواهد داد.ایران اما در این معادله، صرفاً یک بازیگر سیاسی نیست؛ حامل یک سنت تمدنی است. تمدنی که ریشههای آن به هزاران سال پیش بازمیگردد و در دوره معاصر با فرهنگ اسلامی درآمیخته است.
این پیوند میان تاریخ و دین، نوعی سرمایه فرهنگی ایجاد کرده که در بزنگاههای تاریخی به سرمایه سیاسی تبدیل میشود.از همین سرمایه است که اراده ملی شکل میگیرد؛ ارادهای که در برابر تهدیدها منفعل نمیماند. در چنین شرایطی، موازنه قدرت تنها با ابزارهای تکنولوژیک تعریف نمیشود، بلکه با ترکیبی از توان نظامی، انسجام اجتماعی و مشروعیت سیاسی شکل میگیرد.
به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگهای معاصر بیش از آنکه جنگ سلاحها باشند، جنگ ارادهها هستند. اراده ملتهاست که سرنوشت نبردها را تعیین میکند؛ نه صرفاً تجهیزات نظامی.روز قدس نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. روزی که در آن دو میدان به هم میرسند: میدان نظامی و میدان افکار عمومی. در یک سو فرزندان نظامی کشور در میدانهای دفاعی ایستادهاند و در سوی دیگر، ملتی به گستره ایران در خیابانها حضور پیدا میکند.این حضور، تنها یک راهپیمایی نیست؛ یک پیام ارتباطی است. پیامی برای جهان که دفاع از قدس، دفاع از کرامت انسان است. دفاع از ایران، دفاع از هویت تاریخی یک ملت است. و دفاع از قرآن، دفاع از معنایی است که هنوز برای میلیونها انسان در سراسر جهان الهامبخش است.از این منظر، روز قدس امسال را میتوان لحظهای دانست که در آن سیاست، فرهنگ و ارتباطات در یک نقطه به هم میرسند؛ نقطهای که نام آن «حقیقت» است.



