به مجازات دشمن میاندیشیم نه به مذاکره
روزنامه قدس نوشت:
همزمان با ادعای تلاش ایران برای از سرگیری مذاکرات در برخی رسانههای همسو با آمریکا، مقامهای تهران، چه آنها که در میدان نظامی به دفاع از کشور مشغولاند و چه آنها که در میدان دیپلماسی از کیان کشور دفاع میکنند، هر گونه مذاکره با ایالات متحده را تکذیب کردند. در همین راستا، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی هم در گفتوگو با روزنامه قدس تأکید کرد: هیچ مذاکرهای با دشمنان ملت ایران نداریم و در این مقطع فقط به دنبال تنبیه و مجازات دشمنان آن هم به سختترین روشها هستیم.
ابراهیم عزیزی تصریح کرد: در این چند روز که از آغاز تهاجم وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی میگذرد، جمهوری اسلامی ایران تمامی پایگاههای آمریکایی در منطقه و نیز سرزمینهای اشغالی را در پاسخ به وحشیگری متجاوزان، با شدیدترین آتشها مورد حمله قرار داده و این پاسخها تا نابودی کامل رژیم صهیونیستی و ترک منطقه توسط آمریکاییها ادامه خواهد داشت؛ پس در این شرایط، مذاکره معنایی ندارد.
نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: یقین داریم که جمهوری اسلامی در این جنگ پیروز اصلی میدان نبرد خواهد بود و این نه یک تحلیل، بلکه یک واقعیت انکارناپذیر بوده و شکست دشمن حتمی و قطعی است.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در پاسخ به این پرسش که با شهادت رهبر معظم انقلاب، آیا اختلالی در نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد خواهد شد، گفت: ساختارهای نظام اسلامی و سازوکارهای موجود در قانون اساسی شرایط را به شکلی آماده کرده که عملاً بنبستی وجود ندارد. در این ساختار پویا، در صورت بروز مشکل یا فقدان مقام مسئول در تمام سطوح تصمیمساز راهکار اندیشیده شده و عملاً هیچ بنبستی بروز نخواهد کرد.
******
چشم انداز یک جنگ سرنوشت ساز
روزنامه خراسان نوشت:
جنگی که آغاز شده، نه یک تقابل مقطعی، بلکه نبردی برای تعیین تکلیف قدرت در غرب آسیاست. در سطح عملیاتی، یکی از شاخصترین تحولات، تغییر الگوی آتش ایران است. اگر در گذشته بازدارندگی محاسبه گرانه محور بود، اکنون بازدارندگی تهاجمی فرسایشی در دستور کار قرار گرفته است. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که نواخت موشکی ایران بر اساس دو متغیر تنظیم میشود: اول تلفاتگیری موثر، دوم انهدام زیرساخت اقتصادی و لجستیکی مورد استفاده آمریکا و اسرائیل. این تحولات نشان میدهد تمرکز حملات از هدفگیری صرفِ پایگاههای نظامی، به ضربهزدن به شبکه پشتیبانی و زیرساختهای لجستیکی دشمن تغییر کرده است. همچنین ایران سیاست همسایگی، پرهیز از هدف قرار دادن مراکز سیاسی و حتی برخی اهداف خاص که پیشتر بنا به ملاحظات بینالمللی کنار گذاشته میشد، اکنون بازتعریف شدهاند و بازی در زمین محدود دیگر معنا ندارد. اگر لازم باشد، دامنه اهداف توسعه مییابد.همچنین این که در این مرحله، ایران نشان داده هر تهدیدی را بیپاسخ نمیگذارد. اگر کشوری بهصورت سیاسی یا نظامی وارد فشار شود، پاسخ متقابل دریافت میکند. برای مثال پس از مواضع تند بریتانیا، پایگاه آکروتیری هدف قرار گرفت؛ بعد از برخی تهدیدها از سوی قطر و عربستان، موج جدیدی از حملات شکل گرفت. حتی ورود قبرس به معادله، پیام روشنی برای اروپا داشت: هیچ کشوری صرفاً به دلیل فاصله جغرافیایی، حاشیه امن تضمینشده ندارد. همین افزایش دامنه هزینهها باعث شده برخی مقامهای ناتو تأکید کنند قصد دخالت مستقیم ندارند، چون میدانند ورود رسمی به جنگ میتواند پیامدهایی پیشبینیناپذیر برای خودشان داشته باشد.
یکی از نقاط قوت ایران در جنگ فعلی در برابر متجاوزان، استفاده از راهبرد فرماندهی غیرمتمرکز نظامی در شرایط شهادت فرماندهان عالی نظامی و سیاسی است. در واقع اگرچه روند انتقال و جایگزینی فرماندهان عالی نظامی و سیاسی ایران در روز اول جنگ بلافاصله پس از شهادت وزیر دفاع، فرمانده کل سپاه و دیگر مقامات عالی نظامی و سیاسی انجام شد، اما واقعیت این است که ساختار فرماندهی نظامی ایران قائم به شخص نیست و هرکدام از واحدهای نظامی در شرایط جنگی و اضطراری دارای اختیارات گسترده برای پاسخ به دشمن هستند. اختیارات گسترده فرماندهان نظامی در مناطق مختلف ایران باعث شده تا حتی با وجود شهادت فرماندهان عالی نظامی در تهران، اما خللی در روند مقابله با تجاوزات دشمن و ادامه جنگ علیه متجاوزان ایجاد نشود.نکته مهم دیگر، سردرگمی دشمن درباره چرایی افزایش کمی و کیفی ضربات ایران است. در حالی که آمریکا مدعی حملات گسترده به زیرساختهای موشکی ایران بوده، اما تداوم و حتی تشدید موج حملات نشان میدهد ساختار موشکی ایران مبتنی بر تمرکز نیست، بلکه شبکهای، سیال و چندلایه است. همچنین با توجه به احتمال ادامه دار بودن جنگ، ایران هنوز از هیچ سورپرایزی رونمایی نکرده است.
******
حماسه محلههای ایران
روزنامه فرهیختگان نوشت:
آسمان که به تاریکی مایل میشود، در محلههای تهران جمعیتی آرام آرام از خانههایشان بیرون میآیند. پرچمهای کوچک و بزرگ در دستشان، لو میدهد که به قرار هرشب به سمت میدانهای شهر میروند. در میانشان کودک خردسال، خانم جوان، پیرمرد، پیرزن و مرد جوان دیده میشود. سه شبی میشود که محلههایی در تهران زیر بمباران و سروصدای پدافند و به تبع آن محلههایی در ایران، صحنه حضور خانوادههای ایرانی است که برای عزاداری امام شهیدشان و پاسخ به لفاظیهای دشمن به خیابان میآیند. برعکس فراخوانهای طراحی شده دشمنان ایران که جمعیتی یکدست و مهندسی شده را به خیابان فرستادند تا به اسم مردم، خیابانهای ایران را به جنگ تروریستی بکشانند، این شبها محلههای تهران شاهد حضور جمعیتی واقعی از مردم است که برای ابراز خشمشان به متجاوزان به ایران به خیابان آمدند و این حضور ورای تصور برای کسانی که چشم طمع به ایران دوختهاند، پیامی روشن دارد.
اتاق فکرهای صهیونیستی به تصور آنکه این بار، فکر همهجایش را کرده بودند، ترور رهبران ارشد ایران و فرماندهان نظامی را آغاز کردند. طرحریزی دشمنان بر این محور استوار بود که به محض به شهادت رساندن رهبر انقلاب، خیابانهای ایران مملو از جمعیتی خواهد شد که برای حمله نظامی آنها فرش قرمز پهن کردهاند و به تبع آن نیروهای مسلح تسلیم خواهند شد و راه برای تجاوز به خاک ایران و رژیمچنج هموار خواهد شد. جدای از آنکه این امکان با توجه به ساختار سیاسی ایران چقدر به واقعیت نزدیک است، اما آنان روی حمایت مردمی برای تحقق اهدافشان، حساب ویژهای باز کرده بودند. این بار نیز طراحی با خطای راهبردی همراه بود.
شروع تجاوز علیه ایران، ترور رهبری که در رسانههایشان مدعی بودند که در پناهگاهی امن حضور دارد و کشتار غیرنظامیان خشمی بیسابقه را در مردم ایجاد کرد که با داغ از دست رفتن عزیزشان درهم آمیخت و تبدیل به حماسهای دیگر علیه دشمنان ایران شد و آخرین امیدها برای تغییر شرایط به تبع حمله نظامی در ایران نیز به ناامیدی تبدیل شد. واقعیت آن است که هرچقدر دشمنان روی مهندسی رفتار جامعه ایرانی و تغییر دیدگاه و نگاه آنان نسبت به تجاوز تمرکز کنند، اما آنچه نمیتوانند تغییر دهند، ویژگی هویتی خاص ایرانیان در نسبت با بیگانه است. تجاوز قدرت خارجی و ترور رهبری که دشمنانش برآورد درستی از میزان محبوبیتش نداشتند، شرایط مهندسی شده را به زیان دشمنان تغییر داد. ایرانیان به واسطه ویژگی هویتی که انقلاب اسلامی آن را در آنها پررنگ کرده، تجاوز خارجی را منفور میدانند و با وجود هر نارضایتی در مسائل درونی کشورشان، اما قدرتهای خارجی را نامحرمانی میدانند که دلشان برای مردم نسوخته است، چه بسا که این نمایش دلسوزی با حمله به تمامیت ارضی کشور نیز آغاز شود. به همین منظور است که شروع جنگ، حمله نظامی و حتی تلاش برای تفکیک قائل شدن میان مردم و نظام حکمرانی، نمیتواند مردم را نسبت به تجاوز خارجی بیتفاوت کند، چه رسد به آنکه بر مبنای خواست دشمنان از شروع آن خشنود شوند. نمونه عینی این مقابله و خروش نسبت به تجاوز را میتوان در خیابانهای تهران مشاهده کرد.
******
این است جمهوری اسلامی ایران
سایت جماران نوشت:
از همان آغازین لحظات پیروزی انقلاب اسلامی ایران و همزمان با بسته شدن نطفه این انقلاب مردمی در جغرافیای کهن سترگی به نام نامی ایران، دسایس دشمن آغاز گرفت و گروخک های تجریه طلب در ٢٣ بهمن سال ١۳۵٧ اعلام خود مختاری کردند، بفاصله اندکی در اقضی نقاط ایران بلبواها و شورش های گروخک های تجزیه طلب آغاز شد و سپس بلوای گروهک های تروریستی و جنگ شهری آغاز شد و بالاخره در کمتر از دو سال از پیروزی انقلاب، جنگ تحمیلی توسط صدام و حزب بعث و در عمل با حمایت تمام عیار دو بلوک شرق و غرب انجام پذیرفت و همزمان موجی از ترورها و نبردهای شهری در جبهه داخلی نیز بوقوع پیوست.
به فاصله اندکی پس از پایان جنگ هشت ساله تحمیلی، موج تحریم های اقتصادی و در واقع جنگ تمام عیار اقتصادی آغاز شد و در یک دهه اخیر نیز با برآمدن گروه های تروریستی تکفیری، امنیت و کیان کشور آماج تهدیدات شد، تا إنکه در یکسال اخیر به شکلی عریان و بی پرده، خاک پاک سرزمین ایران در چند برهه مورد تجاوز نظامیان تروریست، رژیم آمریکا و تیرا/یل نسل کش قرار گرفت. برشمردن این فرازهای تاریخی بدان سبب بود که خاطر نشان شود، دشمنان حتی یک روز نیز بیکار ننشسته و از هر طریق ممکن درصدد ضربه زدن به شجره طیبه جمهوری اسلامی و استقلال ایران برآمدهاند.
با رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی، دشمنان چنین می گفتند که کار نظام جمهوری اسلامی با فقدان آن پیر روشن ضمیر و عمود خیمه نظام، تمام خواهد شد اما دیدیم با زعامت و رهبری آیت الله خامنهای، نه تنها جمهوری اسلامی دچار خلل و گسست نشد که با سرعت و قدرت دو چندانی بر بسط و توسعه قدرت نظامی و سیاسی و فرهنگی خود اهتمام ورزید و ایران را به قطب اصلی قدرت منطقه ای تبدیل کرد. در طول ٣۶ سال زعامت رهبر شهید، دشمنان نام و نشان دار و همیشگی ایران عزیز، چنین می گفتند که وجه انقلابی و مبارزاتی و استقامت و مقاومت، ایران بر دوش آیت الله خامنهای قرار دارد و ایشان در موضع زعامت جبهه مقاومت اگر مورد آسیب و گزندی قرار گیرد، شیرازه کشور و نظام و جبهه مقاومت، دچار فروپاشی و از همگسیختگی خواهد شد.
اما این کوته نظران ابله صفت، هیچ گاه نفهمیدند که ساختار جمهوری اسلامی برآمده از اتصال به توحید و وحدانیت الهی است و بر دو رکن رکین اسلامیت و مهدویت و ملیت کهن تاریخی ایران استوار است و آنچنان شاکله و ساختار متشکل و منسجم و در همتنیدهای با زیست شهروندی میلیون ها ایرانی دارد که هیچ تندباد سخت و صعب و سهمگینی نمی تواند این درخت تنومند را دچار خدشه و اضمحلال کند. زبان از وصف شکوت و عظمت و نقش بنیادین و محوری رهبر فرزانه شهید انقلاب اسلامی قاصر است اما تحولات ٧٢ ساعت اخیر بیانگر آن است که بر خلاف انتظار و پروپاگاندای همیشگی دشمنان ایران، این انقلاب و نظام ریشه ها در خاک و شاخه ها در افلاک دارد و فقدان شخصیتی به عظمت آقا سید علی خامنهای هم نمی تواند این کشور و مردمان آن را از مسیر استقلال و جمهوریت و آزادیخواهی برکنار و مایوس سازد. شاید اکنون رئیس جمهوری نگون بخت ایالات متحده آمریکا، بهتر فهمیده باشد چرا ایرانیان اهل تسلیم نیستند و در برابر همه ابهت اهریمنی آنان ایستاده و سر تسلیم فرود نمی آورند.
اما اکنون اندکی دیر شده و او نغهمید که دچار چه اشتباه محاسباتی بزرگی پیرامون ایران و ایرانی شده است، هر چند مقامات مختلف ایرانی به او انذار داده و گوشرد کردند که جمهوری اسلامی ایران، سوریه و ونزوئلا و دیگر کشورهایی که مورد تجاوز آمریکا قرار گرفتهاند، نیست. حالا و از این پس خواهند فهمید که سید علی خامنهای به پشتوانه چه قدرتی در آخرین خطابه خود با آن صلابت بی نظیر و آن صراحت لهجه، دشمن آمریکایی و بزرگترین ارتش دنیا را مخاطب قرار داده و وعده سیلی مخکم و تکان دهنده به آنان داد. حالا صحنه استوار و برقرار است، اگر چه خامنهای شریف در میان ما حضور فیزیکی ندارد، اما جمهوری اسلامی ایران و فرزندان غیور و شیر دل ایران عزیز پرچم مقاومت، استقلال و حراست از خاک و ناموس این سرزمین اهورایی را تا آخرین قطره خون بر دوش خواهند داشت و وعده الهی پیروزی قطعی ملتی است که شرف و تمامیت ارضی خود را با هیچ چیز معامله نخواهد کرد این است معنای حقیقی جمهوری اسلامی ایران نظامی که با پایه های انسانی و ملی خود ریشه در خاک و نگاه به افلاک خواهد داشت.
******
باید جنگید تا بتوان زندگی کرد
محمد زعیمزاده، سردبیر روزنامه فرهیختگان نوشت:
تا کی قرار است بجنگیم؟ تا وقتی که محاسبات پدوفیلی ها تغییر کند و به خودشون اجازه ندهند هر ۶ ماه یک بار جنگی را به ایران تحمیل کنند. مردم ایران می خواهند زندگی کنند. مسئولان میخواهند برای توسعه برنامهریزی کنند و این فقط در شرایط امنیت پایدار ممکن است و امنیت پایدار امروز از مسیر متفاوت جنگیدن و تحمیل هزینه زیاد به دشمن می گذرد.
سال ۲۰ متفقین به ایران حمله کردند، قبلش رضا میرپنج تغییر پارادایم داده بود اما فایده نداشت ۳ روزه کل ایران اشغال شد فقط ۳ سرباز در رود ارس مقاومت کردند.
سال ۴۰۴ متفقین دوباره حمله کردند حکومت پدوفیلی ها همه دنیا را آشکار و پنهان علیه ما همراه خود کرده است، نوادگان هیتلر هم هستند، اما ملت ایران ۵ روز است ایستاده منافع پدوفیلی ها کودککش ها را زیر ضرب گرفته، سیلی می خورد،خون می دهد اما خاک نه. رهبرش نه فرار کرد نه تبعید شد، خودش و خانواده اش را فدای ایران کرد و ایران ایستاد.
******
آخرین خبرها از انتخاب رهبر جدید
آیت الله سید احمد خاتمی، نماینده مجلس خبرگان رهبری در گفت و گویی تلویزیونی پیرامون انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، اظهار داشت: در رابطه با گذشته، امامین انقلاب را پشت سر گذاشتهایم. به مردم بشارت میدهم که خللی در عرصه رهبری پیش نیامده و در حال حاضر شورای موقت رهبری کشور را اداره میکند و در اولین فرصت، رهبر تعیین خواهد شد.
وی در پاسخ به سوالی پیرامون زمان برگزیدن رهبر جدید، افزود: گاهی برخی میگویند چرا بعد از امام (ره) بلافاصله مقام معظم رهبری انتخاب شدند و ولی الان این اتفاق نمی افتد؟؛ باید بگوییم که آن زمان وضعیت جنگی نبود اما الان وضعیت جنگی است و مجلس خبرگان در حال تلاش است.
او با تجلیل از شخصیت رهبر شهید انقلاب، ایشان را فقیه، عارف و شجاع توصیف کرد و گفت: ایشان میفرمودند وقتی مردم پناهگاه ندارند، من هم به پناهگاه نخواهم رفت. اگرچه این بزرگوار را از دست دادیم، اما خدای او همچنان بر سر ماست.
عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان درباره اقدامات این مجلس خاطرنشان کرد: کارهایی در مجلس خبرگان انجام شده، نظرخواهیها صورت گرفته و به انتخاب نزدیک هستیم. دشمنان دو هدف داشتند؛ یکی هدف قرار دادن رهبر معظم انقلاب که موفق شدند و دوم زدنِ خبرگان. اما ما با تدبیر کارها را انجام داده و به مردم اطمینان میدهم در فرصتی بسیار مناسب، رهبر انتخاب خواهد شد. در حال حاضر گزینههای رهبری مشخص شدهاند و بررسیها برای تطبیق ویژگیهای آنها با شرایط مندرج در قانون اساسی در جریان است.
همچنبن دفتر آیتالله کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری درباره گمانهزنیهایی که اخیرا درباره انتخاب و مشخصشدن سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است، با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد: «امنای ملت از زمان اطلاع از شهادت قائد امت امام خامنهای اعلی الله مقامه الشریف فرایند معرفی سریع رهبری آینده را شروع کردهاند. لازم به ذکر است که اطلاع رسانی رسمی صرفا از طریق دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری و هیأت رئیسه خواهد بود. به شایعات و گمانه زنیها توجه نشود».
******
آلارم شرافت/ وقتی سلبریتی غربزده در برابر کشتار مردم ساکت میشود
سایت رجانیوز نوشت:
شهادت رهبر معظم انقلاب و تعداد زیادی از کودکان توسط ارتش متجاوز آمریکا و اسرائیل موجی از واکنشها را در بین شخصیتهای اثرگذار کشورهای مسلمان بههمراه داشت. حتی برخی از هنرمندان غربی هم وارد میدان شدند و از اقدامات ترامپ انتقاد کردند. اما در این میان، قشر سلبریتیهای غربزده ایرانی تصمیم گرفتند تا در سکوت بمانند و واکنشی به جنگافروزیهای آمریکا و اسرائیل نشان ندهند.
تاریخ نشان داده است که آلارم احساسات وطندوستانه این قشر فقط در هنگام اغتشاشات و برای ضریبدادن به عملیات روانی دشمن فعال میشود و از کشتار مردم توسط صاحب گرینکارتهایشان ناراحت نمیشوند. نکته قابل توجه کارنامه هنرمندان غربزده ایرانی این است که بسیاری از آنها بهواسطه نقشآفرینی و فعالیت در تولیدات ارگانی سینما و تلویزیون به رفاه رسیده و شهرت خود را مدیون دستگاه فرهنگی جمهوری اسلامی هستند.
زینپس نهادهای فرهنگی کشور نظیر اوج، فارابی و صداوسیما باید تمرکز بیشتری بر گزینش هنرمندان شاغل در پروژههایشان بهخرج دهند تا حداقل ستون پنجم ترامپ را از طریق آنتن و سینما جمهوری اسلامی بهشهرت و ثروت نرسانند.
******
چشم راداری شیطان در امارات چگونه کور شد؟
سایت مشرقنیوز نوشت:
علی رغم تلاش گسترده دشمن برای سانسور خسارات و تلفات گسترده وارد شده به تجهیزات، تاسیسات و نیروی انسانی خود، به تدریج شواهد بیشتری از ضربات سهمگین وارد شده بر پیکر آنها توسط موشک ها و پهپادهای رزمی ایرانی منتشر می شود. از همان نخستین ساعات شروع درگیری، تمرکز اصلی نیروهای مسلح کشورمان برای کاهش هر چه بیشتری کارایی ارتش های امریکا و اسرائیل در منطقه، فشار بر زرادخانه دفاعی و از بین بردن توان رصد راداری آنها بود تا با گذشت زمان تعداد کمتری از پرتابه های شلیک شده از ایران برای انهدام هر هدفی کافی باشد.
پیش از شروع جنگ، طی صدها پرواز ترابری ارتش امریکا اقدام به استقرار ده ها آتشبار پدافندی تاد و پاتریوت در اطراف پایگاه های نظامی خود در کشورهای عربی منطقه و همچنین خاک سرزمین های اشغالی کرد؛ امریکایی ها به خوبی از توان تهاجمی بالای یگان های موشکی و پهپادی ایران باخبر بودند و خود را برای سناریو مقابله با امواج ۳ رقمی موشک و پهپاد در همان روز نخست آماده کرده بودند اما آنچه تصور نمی کردند، حمله مستقیم ایران به قلب دفاعی و چشمان رصد کننده آنها در منطقه بود.
اگرچه امریکایی ها در تمامی کشورهای حاضر در حاشیه خلیج فارس، اردن و سرزمین های اشغالی پایگاه های نظامی متعددی در اختیار دارند، اما مهمترین بخش از توان رصد راداری آنها در سه کشور قطر، امارات و بحرین قرار داشت. در خاک قطر چند رادار پیش اخطار کوچک در پایگاه العدید و یک رادار فرا افق نگر ۱ میلیارد دلاری در حومه دوحه با کد AN/FPS-۱۳۲ حضور داشتند؛ دست کم یک رادار در العدید و همچنین رادار فرا افق نگر مشهور امریکایی با برد ۵ هزار کیلومتر در روز نخست جنگ منهدم شدند (احتمالا توسط موشک بالستیک). در خاک بحرین و نزدیک پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا نیز دست کم یک ویدئو از اصابت موفق پهپاد انتحاری شاهد۱۳۶ به رادار پیش اخطار امریکایی دیده می شود.
این رادار در همان روز نخست جنگ (۹ اسفند یا ۲۸ فوریه میلادی) احتمالا هدف حمله با پهپاد انتحاری ایرانی قرار گرفته بود و اگرچه به دلیل سانسور گسترده، امریکایی ها تلاش کردند تا مانع از انتشار تصاویر ماهواره ای با کیفیت از پایگاه نظامی الرویس (محل استقرار سامانه تاد) شوند اما دست کم در تصاویر کم کیفیت ماهواره سنتینل و البته یک تصویر ماهواره ای با منبع مرموز و ناشناس، انهدام رادار مرکزی AN/TPY۲ سامانه تاد مشهود بوده و این آتشبار پدافندی حیاتی (برای دفاع از پایگاه های امریکایی) از کار افتاده است. علاوه بر انهدام بخش مهمی از توان رصد امریکایی ها علیه موشک های بالستیک یا پهپادهای ایرانی، متحدان منطقه ای آنها نیز دچار بحران ذخایر موشک پدافندی شده اند.
به دلیل شلیک گسترده و فراتر از انتظار (برای اسرائیل و کشورهای عربی میزبان آمریکا) موشک های بالستیک و پهپادهای انتحاری ایرانی، زرادخانه موشک های پدافندی پاتریوت و تاد (در کشورهای عربی) و موشک های خانواده ارو۳ و تاد در سرزمین های اشغالی به سرعت رو به اتمام می روند. به گزارش بلومبرگ (به تاریخ ۲ مارس) در صورتی که روند جنگ به شکل فعلی ادامه پیدا کند پدافند هوایی قطر تنها ۴ روز دیگر و امارات متحده عربی برای ۷ روز دیگر به پایان ذخایر موشک های پدافندی پاتریوت خود خواهند رسید. در کشورهای عربی دیگر نظیر بحرین و کویت وضع حتی از این هم وخیم تر بوده زیرا آنها زرادخانه کوچکتری از موشک های پدافندی را در سالهای گذشته خریداری کرده بودند.
در آن سوی میدان و سرزمین های اشغالی نیز وضعیت زرادخانه پدافندی رژیم صهیونیستی به سمت بحرانی شدن پیش می رود؛ صهیونیست ها تا اینجا با شلیک دست کم ۲۵۰ فروند موشک بالستیک مواجه شده اند و صدها تیر موشک پدافندی خود را مصرف کرده و ناچار به صرفه جویی در شلیک و رها کردن اهداف با اولویت کمتر نسبت به اهداف حیاتی در تل آویو یا قدس اشغالی شدهاند.



