بیضایی، میراث‌بان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران

معصومه شهباز،   4041010057 ۵ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

«هزاران سال تاریخ و فرهنگ غنی ایران است که ما را ایرانی می‌سازد و مسوولیتی بزرگ بر دوش ما می‌گذارد» ؛ این باور بهرام بیضایی بود که او را به میراث بان معاصر تاریخ و فرهنگ کشورمان تبدیل کرد؛ رسالتی که رد آن را می‌توان پررنگ در «مرگ یزدگرد»، «ریشه‌یابی درخت کهن»، «هزار افسان کجاست؟» و «شب هزار و یکم» به وضوح احساس کرد.

بیضایی، میراث‌بان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران
 

به گزارش ایرنا، بهرام بیضایی نمایش‌نامه نویس صاحب سبک شامگاه شنبه هفته جاری، در روز تولدش و در آمریکا، دور از وطن دارفانی را وداع گفت. گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد در خبر اعلام درگذشت این هنرمند و پژوهشگر ایرانی نوشت: «بارها گفته بود موطن و مسلک او عالم فرهنگ است. عشقی عظیم به ایران داشت و به‌رغم تنگ‌نظری‌ها علیه او و خانواده‌اش لحظه‌ای از برکشیدن و پاس داشتن میراث فرهنگی ایران دست نکشید.»

گرچه بیضایی دور از میهن رخت از دنیا بربست اما به گواه آثار بی‌نظیرش در وفایِ عشقِ به این سرزمین، همواره با ایران زندگی کرد و با خلق درام‌های بی‌بدیلش پاسبان هویت ایرانی شد.

او همواره در آثارش کوشید با گشودن دریچه‌ای بر فرهنگ و تاریخ ایران، ذهن مخاطبان و اندیشه‌وران را به غنا و سِتٌُرگی این سرزمین کهن منور کند و با نگاه پژوهشگرانه در آثارش میراث‌بان ایران در دنیای هنرهای نمایشی باشد ؛آنچنان که در نمایشنامه «شب هزار و یکم» با توسل بر کتاب «شاهنامه»، داستان «هزار افسان » و اسطوره‌های ایرانی کوشید رَد و ریشه ایرانی داستان «الف لیلة ولیلی» یا هزار و یک شب را در ادبیات ایران برای مخاطبان بازنمایی کند.

بیضایی در کتاب‌ «هزار افسان کجاست؟» و « ریشه‌یابی درخت کهن» با کنار هم قرار دادن شواهد و قرائن و ریشه یابی در اسطوره‌های کهن ایران نشان می دهد، داستان هزار افسان که بسیاری آن را مربوط به فرهنگ عرب می‌دانند در اصل ریشه‌های هندوایرانی (آریایی) دارد. داستانی برآمده از «اوستا» (مجموعه‌ای از کتاب‌های دینی در مَزدَیَسنا به زبان اوستایی) و «ریگ‌ودا» (مجموعه‌ای از اشعار و سرودهای مذهبی به زبان سانسکریت ) که بعد از حمله اعراب به ایران در دوره هارون الرشید به عربی برگردان و به تفسیر برخی کارشناسان تحریف شد.

از نگاه بیضایی «شهریار»، «شهرزاد» و «دین‌آزاد» هزارویک‌شب، همان «ضحاک»، «شهرناز» و «ارنواز» شاهنامه اند که پیش‌ از آن در اوستا و در یک اسطوره هندوایرانی با نام‌های «اژی‌دهاک»، «سنگهَوَک» و «ارِنوک» دیده‌ می شوند.

بیضایی، میراث‌بان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران

از سوی دیگر او با کتاب «شب هزار و یکم» که مشتمل بر سه نمایش تک پرده‌ای است با اقتباس از اساطیر شاهنامه و متون کهن دست به بازآفرینی می‌زند تا با محوریت قرار دادن زنانی چون ارنواز و شهنواز، ریشه ایرانی هزار و یک شب را برجسته کند.

باری، بیضایی در نمایش اول این اثر، داستان شهرناز و ارنواز را که به همسری ضحاک تازی درمی‌آیند، روایت می‌کند؛ دو زنی که دختران «جمشید» پادشاه ایران اند و داوطلبانه برای شکست جور و ستم به سرای ضحاک ماردوش می‌روند تا با سراییدن داستانی در هر شب، جان جوانانی که مغزشان خوراک مارها می‌شود را نجات دهند.

در نمایش دوم، بیضایی به داستانی می‌پردازد که در آن یک ایرانی بنام پورفرخان داستان «هزار افسان» را به زبان عربی برگردان می‌کند و پس از کشتن وی، حاکم بغداد کتاب را به میل خود تغییر می‌دهد و از «خورزاد» و «ماهک» همسر و خواهر پورفرخان می‌خواهد «الف لیلة ولیلی» که روایت عربی هزارافسان است را برایش بخوانند اما آنان برای حفظ غرور ملی تن به چنین ذلتی نمی‌دهند و جان به جان آفرین تسلیم می‌کنند.

بیضایی، میراث‌بان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران

به واقع بیضایی در این نمایش به چگونگی تحریف‌های تاریخی و فرهنگی در طول زمان پرداخته و سعی دارد نمایی از هویت ایرانی را در برابر این تحریف‌ها بازسازی کند.

از دیگر سو، نمایش سوم کتاب شب هزار و یکم هم روایت‌گر داستانی است که در آن یک زن به نام «روشنک» در اوایل دوران مشروطه تصمیم می‌گیرد هزار و یک شب را با وجود همسری متعصب و باورهای خرافی زمانه که زنان را از خواندن این کتاب نهی می‌کرد، بخواند.

بیضایی در شب هزار و یکم در تلاش است تا ریشه داستان‌های هزار و یک شب در افسانه‌های کهن ایرانی و شاهنامه را با خلق روایت‌های بدیع و یا معاصر بازنمایی کند و در این راستا به‌ویژه نقش زنان را برجسته می‌کند.

علاوه بر این‌ها، بیضایی تصویر«جام سیمین مرودشت» را برای جلد کتاب «شب هزار و یکم» گزینش کرده است و چنین انتخابی بیانگر نقش محوری زن در پروردن داستان‌های نمایشی اوست؛ زنانی که با تعقل و تفکر، روایت‌گر و البته ‌تعیین کننده و پیروز میدان اند؛ آنچنان که بانوی عیلامی جام سیمین مرودشت، بانوی پیروزی ست و به درستی برای تصویر روی جلد کتاب شب هزار و یکم انتخاب شده است.

بیضایی، میراث‌بان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران

جام سیمین مرودشت در دوران عیلامی ساخته شده و حاوی ۲ تصویر از الهه «ناروندی » یا ایزدبانوی پیروزی عیلام باستان است که از یک کشف مهم باستان‌شناسی در استان فارس بدست آمده است.

باری، بهرام بیضایی فقط یک نمایشنامه‌نویس یا کارگردان نبوده بلکه پژوهشگری برجسته در تاریخ و فرهنگ ایران بوده و با همین روحیه پژوهندگی توانسته سوار بر گُرده تاریخ، آثار نمایشی فاخر چون مرگ یزدگرد و یا آثار تالیفی ارزشمند در عرصه نمایش و ادبیات نمایشی ایران خلق کند.

از سوی دیگر یکی از بزرگترین حوزه‌های پژوهشی بیضایی، مطالعه و بررسی تاریخ نمایش در ایران بوده است و به‌دلیل همین پژوهش‌ها و مطالعات گسترده‌اش در تاریخ این سرزمین توانست روح فرهنگ ایرانی را در آثارش به زیبایی نمایان کند.

بیضایی، میراث‌بان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران

نگاه جامع و وسیع بیضایی در تاریخ، فرهنگ و پیشینه نمایش در ایران و همزمان ادغام آنان با درام باعث خلق شاهکارهایی در ادبیات نمایشی ایران شد؛ مانند آنچه در کتاب «سه بَر خوانی» سه روایت اساطیری از «آرش»، «ضحاک» و «بُندار بیدخش» ساخت.

از سوی دیگر، بن مایه آنچه امروز زیر عنوان «تعزیه» در میراث ناملموس یونسکو ثبت و ضبط شده؛ حاصل کوشش بیضایی برای بازشناخت دقیق "نمایش در ایران" چه در پیش از اسلام و چه پس از آن در کتابی به همین عنوان بوده است؛ گنجینه ای که آن را بخشی از میراث ناملموس ایران می‌شناسیم و شامل نمایش‌هایی مانند تعزیه، شاهنامه‌خوانی، نمایش‌های عروسکی، پرده خوانی و نقالی ست و در کتاب‌ «نمایش در ایران» و سایر پژوهش‌های مولف به آن‌ها پرداخته شده است.

بیضایی، میراث‌بان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران

بیضایی در آثارش به شیوه‌های تعزیه و دیگر نمایش‌های سنتی ایران توجه کرده و از آن‌ها الهام گرفته است؛ این تاثیر پذیری پررنگ، سوای از علاقه وی به نمایش شاید به این سبب بوده که پدر و عموی او دست اندرکار برپایی تعزیه در آران و بیدگل اصفهان بوده اند و این پیشینه در شناخت درست مسیری که بیضایی در آن گام برمی‌داشت را نمی‌توان بی تاثیر دید.

همین پیش زمینه و در عین حال، علاقه اش به نمایش منجر شد، روح پرسشگر او در حصار منابع دانشگاهی در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران نگنجد و پا را فراتر نهد و با مطالعه و پژوهش در ادبیات داستانی، نمایشی و فرهنگ ایران سیر تکامل نمایش در ایران را در کتابی زیر عنوان «نمایش در ایران» به رشته تحریر درآورد؛ منبعی بی بدیل و یگانه از تاریخ نمایش در ایران که چون آثار دیگر بیضایی چه در نمایش و فیلم وچه در تالیفات پژوهشی‌اش او را در خاطر همگان به عنوان میراثبان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران جاویدان می‌کند.

به گزارش ایرنا، بهرام بیضایی متولد پنجم دی ۱۳۱۷ نویسنده، نمایش‌نامه نویس و کارگردانِ ایرانی بود.

او از فیلم‌سازانِ صاحبِ سبک و معتبر و از نویسندگان و متفکّرانِ برجستهٔ نمایش و ادبیاتِ نوینِ فارسی به‌شمار می‌رود. بعضی از نمایشنامه‌هایش به زبان‌های دیگری ترجمه و در آسیا و اروپا و آمریکا و استرالیا چاپ و اجرا شده است.

۱۰ فیلمِ بلند و چهار فیلمِ کوتاه و کمابیش ۷۰ کتاب و ۱۴ نمایش بر صحنه‌های شهرهای مختلفِ ایران و گاه غیر از ایران از سالِ ۱۳۴۱ به بعد بخشِ عمدهٔ کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل می‌دهد. بسیاری از اهلِ نظر نمایشنامه و نمایش و فیلمِ مرگ یزدگرد را شاهکارِ او دانسته‌اند.

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۱۰۴۵۳۹۱۳:۱۴:۰۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
یادش همیشه مانا
ناشناس۴۱۰۴۶۰۹۱۴:۳۴:۰۸ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
«بیضایی، میراث‌بان معاصر تاریخ و فرهنگ ایران»، اخراج شده از دانشگاه تهران. سانسور شده در سینما و فرهنگ و ادبیات ایران، و رانده شده از سرزمین مادری. تو خود حدیث مفصل بخوان. کسی که در غربت، در زادروز خود از دنیا میرود، به مرگ طبیعی در نگذشته، بلکه از بار اندوه و دلشکستگی دق کرده است.
ناشناس۴۱۰۴۶۱۲۱۴:۳۵:۴۶ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
سوال اینکه چرا همچنان حاکمیت نسبت به انسان های فرهیخته و مشتاق وطن با کین برخورد می کنه و اونها رو از کشور میرونه! ایشون چرا برای کارکردن در ایران اینقدر تحت سانسور بودند؟
ناشناس۴۱۰۴۶۵۹۱۵:۰۴:۰۵ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
خدا رحمتش کنه
ناشناس۴۱۰۴۷۳۳۱۵:۵۹:۳۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
راهش پرنور

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین