گرانی به مثابه یک رخداد فرا-اقتصادی!

غلامرضا بنی اسدی، گروه اقتصادی الف،   4050217003 ۱۲ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
گرانی به مثابه یک رخداد فرا-اقتصادی!

همه بر این اصل مهم اتفاق داریم که امنیت، مفهومی یکپارچه است؛ نمی‌توان از امنیت ملی سخن گفت اما امنیت معیشتی را به حاشیه راند. همان‌طور که نمی‌توان از اقتدار دفاعی سخن گفت و از ثبات اقتصادی غفلت کرد.

قفسه‌های پُرِ فروشگاه‌ها، در منطق حکمرانی مدرن، کم‌اهمیت‌تر از خشاب‌های پُرِ نیروهای مدافع وطن نیستند. اگر آن یکی ضامن صیانت از مرزهاست، این یکی تضمین‌کننده آرامش درون مرزهاست. از این منظر، باید کوشش دولت را در سامان‌بخشی به تأمین کالا ارج نهاد؛ همان‌گونه که تلاش ارتش و سپاه را در حفظ بازدارندگی ملی پاس می‌داریم. این دوگانه‌ای کاذب است اگر کسی بخواهد میان «امنیت دفاعی» و «امنیت اقتصادی» تفکیک ارزشی قائل شود. هر دو، ستون های یک بنای واحدندبه نام جامعه. از سوی دیگر، ما با یک «اما» مواجهیم. سیاست نیز، هنر دیدن «اما»هاست. و اکنون یک «اما»ی بزرگ پیش روی سیاست‌گذار قرار دارد: گرانی. گرانی در ایران امروز صرفاً یک پدیده اقتصادی نیست؛ یک رخداد اجتماعی و حتی یک مسئله رسانه‌ای-سیاسی است. آنجا که قیمت‌ها از منطق خارج می‌شوند، افکار عمومی نیز از مدار اطمینان خارج می‌شود. تورم، تنها سفره مردم را کوچک نمی‌کند؛ دایره اعتماد عمومی را هم تنگ می‌سازد.

نشانه‌های این وضعیت دیگر فقط در گلایه بازنشستگان یا دل‌نگرانی خانواده‌ها بروز نمی‌کند. امروز حتی کودکان نیز زبان اقتصاد را فهمیده‌اند؛ زبانی که با حذف تدریجی خوراکی‌های ساده از سبد خرید روزانه ترجمه می‌شود. وقتی کودک درمی‌یابد که قیمت درج‌شده بر بسته تنقلات، صرفاً یک عدد بی‌اعتبار است که در فاصله قفسه تا صندوق می‌تواند تغییر کند، در واقع نخستین درس بی‌اعتمادی اقتصادی را می‌آموزد. این‌جا با یک جابه‌جایی معنایی مواجهیم؛ از «درست‌کاری» به «دست‌کاری». تنها یک حرف تفاوت دارد، اما فاصله این دو، فاصله نظم و آشوب است.

قرار بود بازار، بر مدار شفافیت و رقابت سالم بچرخد؛ اما آنچه در عمل رخ می‌دهد، نوعی هرج‌ومرج خاموش قیمتی است که فروشنده، مصرف‌کننده و حتی ناظر را در وضعیتی از سردرگمی دائمی قرار داده است. نمونه‌اش کم نیست. هرکداممان گونه ای از آن را تجربه کرده ایم. این که قیمت ها از «الآن» تا « الآن» جهش پیدا می کند دیگر بیانِ تورم نیست؛ سندی است بر اختلال در نظام نظارت. و آن پاسخ مشهور فروشنده که «خودم هم بخواهم بخرم، باید بیشتر بدهم»، در واقع اعترافی است به فروپاشی نظم قیمت‌گذاری. مسئله اینجاست که آیا دستگاه اجرایی، بازار را صرفاً از منظر تأمین کالا می‌بیند یا از زاویه تنظیم مناسبات اعتماد؟ پُر بودن قفسه‌ها، شرط لازم آرامش است، اما کافی نیست. آرامش زمانی حاصل می‌شود که میان برچسب قیمت و مبلغ پرداختی، میان اعلام رسمی و تجربه زیسته مردم، شکافی وجود نداشته باشد.

رسانه در چنین بزنگاهی وظیفه دارد هشدار دهد که سرمایه اجتماعی، شکننده‌تر از آن است که با بی‌تفاوتی به آشفتگی بازار آزموده شود. در سیاست، بحران‌ها اغلب از جایی آغاز می‌شوند که نشانه‌های کوچک نادیده گرفته می‌شوند. بی‌ثباتی در قیمت یک بسته کالای روزمره، اگر استمرار یابد، به بی‌ثباتی در ادراک عمومی از کارآمدی حکمرانی منتهی می‌شود. حرف مردم نیز پیچیده نیست. آنان از دولت انتظار معجزه ندارند؛ انتظار مدیریت دارند. همان‌گونه که برای حفاظت از مرزها به رصد دائمی نیاز است، برای صیانت از بازار نیز نظارتی مستمر و مؤثر لازم است. قفسه‌های پُر، اگر با قیمت‌های بی‌ثبات همراه شوند، نه نماد وفور که نشانه آشفتگی خواهند بود. و سیاست‌مدارِ دوراندیش خوب می‌داند که در روزگار ما، امنیت نان و امنیت جان، دو نام برای یک حقیقت‌اند. غفلت از یکی، دیگری را نیز دیر یا زود متأثر خواهد کرد.

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۲۰۵۹۸۳۱۳:۲۴:۱۲ ۱۴۰۵/۲/۱۷
هر رییس جمهوری که آمد یک جراحی اقتصادی کرد.آیا بر این پیکر جایی مانده که جراحی نشده باشد؟
ناشناس۴۲۰۵۹۸۶۱۳:۳۲:۰۷ ۱۴۰۵/۲/۱۷
چرا نانوایی های آزادپز با هر قیمتی که دلشان بخواهد می فروشند؟
امیر حسین سلطان/تهران۴۲۰۵۹۹۷۱۴:۱۸:۲۹ ۱۴۰۵/۲/۱۷
آقای دکتر محمود بهمنی که سالها سکانداری بانک مرکزی یعنی بانک بانکداران را برعهده داشته اند و وظیفه اصلی بانک مرکزی حفظ ارزش پول ملی است میبایست پاسخگوی وضعیت کنونی باشند. لطفا به فروشنده و خریدار و حتی واسطه و دلال ها زیاد گیر ندهید! حتی به نحوه نظارت ها نیز چندان کاری نداشته باشید. وقتی در یک بازه زمانی مرتبا از ارزش پول ملی کاسته می شود و مسئولین حفظ ارزش پول ملی فقط نظاره گر بوده اند و هیچ تلاش و فعالیتی حتی در حد هشدار و انذار به مقامات عالی کشور نداشته اند که مراقب تزلزل ارزش پول ملی باشند بلکه با ارائه آماری متفاوت از وضعیت واقعی دیگران را فریب داده اند شما توقع دارید چه شود؟! در اصل اجناس و حتی خدمات ارزش خودشان را حفظ کرده اند و اگر هم ظاهرا گران شده اند این گرانی به خودشان مربوط نیست در واقع این پول ملی است که ارزشش را از دست داده است و ما را با قیمت ها و نرخ های نجومی مواجه می کند. تا مادامی که در سیاست ها و رویکردهای کلان کشور اصلاحات و تعدیل هایی صورت نگیرد نوشتن اینگونه مقاله ها و مطالب گرچه مفید است اما به تنهایی چاره ساز و کارگشا نبوده و نیستند. پول ملی بیش از یک دهه و نیم است(از اواسط سال ۱۳۹۰) که به طور مشهود و معناداری دستخوش نوسان و تزلزل شده است و اگر زمانی با تذکر و اعلام رئیس کل بانک مرکزی به عنوان حافظ ارزش پول ملی امکان جلوگیری از تزلزل و ریزش هر چه بیشتر این ارزش پول بود متاسفانه با رودربایستی ها و عدم درک واقعیت های زمان آن سیر تزلزلی ارزش پول ملی نه تنها متوقف و یا کاهشی نشد بلکه بر اثر تداوم‌ همان عدم تذکرات و عدم اعلام و هشدارهای به موقع متاسفانه ما را به این وضعیت امروزی رسانده است! اصرار به داشتن برنامه هسته ای و برقراری و تداوم تحریم ها بر اساس آن اصلی ترین علت تزلزل ارزش پول ملی طی دو دهه اخیر بوده است و این علت اصلی قابل کتمان نبوده، نیست و نخواهد بود. والله اعلم
ناشناس۴۲۰۶۰۰۳۱۴:۲۷:۰۴ ۱۴۰۵/۲/۱۷
وقتی اقتصاد کشور اینچنینه چرا هر سال افزایش حقوق دارید وقتی منجر به چنین تورمی میشه؟ دور باطل افزایش حقوق بدون رشد اقتصادی کشور
ناشناس۴۲۰۶۰۰۸۱۴:۴۵:۴۷ ۱۴۰۵/۲/۱۷
در حالیکه هرساله مردم عادی مرتبا با کاهش 20 تا 30 درصدی قدرت خرید مواجه میشوند و غم مشکلات را به دوش میکشند، اشخاص دارای ملک و کالا از این بحران سود میبرند و بر ثروتشان افزوده میشود. متاسفانه مسئولین هیچ راهکار اساسی برای جلوگیری از فقر مردم عادی ارائه نمیکنند و این مایه شرمساری است.
ناشناس۴۲۰۶۰۱۲۱۵:۲۱:۵۹ ۱۴۰۵/۲/۱۷
اون وقتی که از افزایش شصت درصدی حقوق ابراز خوشحالی میکردید فکر میکردید کارفرما ارثیه های پدرش رو میره میفروشه میده به کارگر ، نه بزرگوار اثراتش میشه تورم صد و پنجاه درصدی ، بیکاری و،،،، میدونم اینو فقط خودت میخونی ولی تو یک نفر هم آگاه بشی خوبه
1۴۲۰۶۰۲۳۱۵:۵۹:۳۷ ۱۴۰۵/۲/۱۷
دولت باید در اقتصاد صادرات و واردات دخالت کند ... عده ای از سر خیانت و فرصت طلبی و عده ای دیگر از سر کاهلی و آسایش طلبی دم از کنار کشیدن دولت از اقتصاد می زنند .
ناشناس۴۲۰۶۰۷۵۱۹:۳۷:۲۵ ۱۴۰۵/۲/۱۷
وقتی اقتصاد دلاریزه است، وقتی پلت فرمهای ارز دیجیتال و بازار حواله، نرخ ارز را هر روز بالا میبرند و معیار تورم میدهند، وقتی نرخ تورم از حاشیه سود تولید کننده و فروشنده بیشتر میشود، وقتی عرضه ارز حتی برای تولید کاهش می یابد، وقتی چشم انداز تجارت خارجی و کنترل و گردش نقدینگی و سرمایه گذاری تولید سیاه میشود، وقتی صنایع بالا دستی دچار بحران میشوند، کاهش تولید و عرضه و افزایش احتکار یک رفتار اقتصادی معقول میشود. مبارزه با آن دشوار خواهد بود. صنایع بالا دستی عمدتا غیر خصوصی است، ارزهای بلوکه شده در خارج کشور عمدتا در اختیار این صنایع است، دولت سرمایه و تکنولوژی در تولید بالادستی به اندازه مناسب وارد نکرده است و بانک مرکزی و خصولتی ها ذینفع تورم شده اند.
ناشناس۴۲۰۶۰۷۹۲۰:۰۱:۱۳ ۱۴۰۵/۲/۱۷
چرا هر وقت غربگراها که دنبال واگذاری منافع ملی هستند در دولت می آیند فقر افزایش می یابد؟ حکومت به خود بیا.........
ناشناس۴۲۰۶۰۸۳۲۰:۰۸:۵۹ ۱۴۰۵/۲/۱۷
قفسه ها پر است چون دستها خالی تر از همیشه هست.
1۴۲۰۶۱۴۴۰۰:۲۹:۰۶ ۱۴۰۵/۲/۱۸
اگر دولت خودش را بخشی از مردم بداند مسائل حل می شود ... برخی دولتی ها گمان می کنند اگر از مردم حمایت کنند یعنی اقتصاد دستوری ! اگر مردم را از زیر چرخ ماشین سرمایه داری بیرون بکشند می شود مقابله با سرمایه گذاری ! مع الاسف گاهی دولت بخشی از نظام سرمایه داری بوده !....
رضا۴۲۰۶۱۷۴۰۷:۲۲:۳۳ ۱۴۰۵/۲/۱۸
گرانی های مستمر و بدون پاسخ در راستای همان تهاجمات دشمن است و به نوعی دیگر و منافقانه ؟!
yektanetتریبون

آخرین عناوین