کوه ابتکارات ترامپ موش زایید! / بازی ایران با کارت چین/ امید و عدالت لازمه تاب آوری ملی

گروه سیاسی الف،   4050216028 ۰ نظر، ۱۵ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

کوه ابتکارات ترامپ موش زایید! / بازی ایران با کارت چین/ امید و عدالت لازمه تاب آوری ملی

امید و عدالت لازمه تاب آوری ملی

روزنامه اطلاعات نوشت:

مذاکرات که از ضرورت‌ها و الزامات چنین جنگ و آتش‌بس تاریخی و گسترده‌ای است، باید معطوف به توافقی باشد که احتمال هرگونه تجاوز یا جنگ دوباره را از بین ببرد یا به حداقل ممکن کاهش دهد.
 توافقی که فقط محاصره دریایی را برای مدتی بشکند و نتواند به رفع واقعی تحریم‌ها و آزاد شدن منابع مالی ایران بینجامد، بی‌گمان ما را باز هم در همین نقطه رویارویی با همین دشمنان و متحدان آنها قرار خواهد داد.
میان مذاکره و مقاومت البته نسبت روشنی برقرار است. باید توان تحمل فشارهای اقتصادی و اجتماعی در جامعه افزون شود و فرهنگ همبستگی و تعاون برای دفاع از میهن در برابر تجاوزگران، به فرهنگ غالب بدل گردد. 
جامعه در وضعیتی است که هر روز با مشکلات معیشتی و اجتماعی و شاید بحران بیکاری و فقر و تورم بیشتری دست و پنجه نرم کند. جامعه‌ای که باید شداید پیش‌رو را تحمل کند و از گذرگاه‌های سخت عبور نماید، ضرورتاً می‌باید هزینه و ظرفیت پذیرش درد و فشار را نیز داشته باشد و این هزینه و ظرفیت، بدون امید و عدالت و همبستگی ممکن نخواهد بود.

مسئولین و سامان‌دهندگان به مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی باید یک نکته را زودتر متوجه شوند؛ یک روایت واقع‌گرایانه، مقبول برای تمام مردم و فراگیر، در این زمان باید سرآغاز یابد و به تدریج جانشین روایت شعاری و سطحی گردد تا به موازات روایات حماسی و امیدبخش، میان اکثریت قاطع مردم، انسجام و قدرت برای پشتیبانی از نیروهای لشکری و کشوری ایجاد کند. 

******

کوه ابتکارات ترامپ موش زایید

کیهان نوشت:

کوه ابتکارات ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز موش زاییده و با حماقتی که ترامپ مرتکب شده است تنگه هرمز تنگ‌تر شده است. رسانه‌های آمریکایی و اروپایی در گزارش‌های جداگانه‌ای با اشاره به طرح ترامپ موسوم به «پروژه آزادی» برای باز کردن تنگه هرمز آن را شکست‌خورده، نمایشی و ناکارآمد توصیف کرده‌اند.
ترامپ این روزها به‌شدت از سوی مردم، مقامات، کارشناسان، سناتورها و اندیشکده‌های آمریکایی برای آغاز جنگ علیه ایران سرزنش می‌شود. مرشایمر می‌گوید ترامپ بزرگ‌ترین فاجعه سیاست خارجی آمریکا را رقم زده است. کارشناسان اقتصادی می‌گویند جنگ ممکن است یک تریلیون دلار برای مالیات‌دهندگاه آمریکایی هزینه داشته باشد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که نزدیک به 80درصد مردم آمریکا ترامپ را مسبب افزایش شدید قیمت بنزین و گازوئیل می‌دانند. دیروز اعلام شد که قمیت بنزین در برخی ایالت‌های آمریکا از 6 دلار هم فراتر رفته است. ترامپ نظرسنجی‌ها را جعلی خوانده و مدعی شده است به محض پایان جنگ قیمت بنزین کاهش خواهد یافت. در حالی که کارشناسان بر این باور هستند پس‌لرزه‌های این جنگ مدت‌ها دامن مردم آمریکا را رها نخواهد کرد و تازه موج دوم تورم در آمریکا آن هم در کالاهای اساسی در راه است.
ترامپ دو ماه است که برای باز کردن تنگه هرمز دست‌وپا می‌زند. تنگه‌ای که پیش از حماقت ترامپ کاملاً باز بود اما تمامی راهبردهای وی تاکنون برای باز کردن این تنگه با شکست مواجه شده است. ترامپ بامداد دوشنبه نیز برای باز کردن تنگه هرمز از آغاز طرحی موسوم به «پروژه آزادی» در تنگه هرمز خبر داد که آن هم با واکنش قاطع و سریع ایران شروع نشده به پروژه‌ای شکست‌خورده تبدیل شد. کوه ابتکار عمل ترامپ در این زمینه موش زاییده و به گفته کارشناسان و رسانه‌های غربی این ابتکار نه‌تنها به باز کردن تنگه منجر نشده بلکه تنگه را تنگ‌تر کرده و تنش‌ها را در منطقه تشدید نیز کرده است.
سی‌ان‌ان در گزارشی در همین زمینه نوشته است: پس از آغاز درگیری‌های تازه در خلیج‌فارس، به نظر می‌رسد «پروژه آزادی» نتیجه عکس داده و مدیران صنعت کشتیرانی همچنان در مورد عبور از تنگه هرمز بسیار محتاط هستند. به گزارش ایرنا، «تیم هاکسلی» رئیس شرکت کشتیرانی ماندارین، به این رسانه آمریکایی گفت: این تنگه هنوز فوق‌العاده خطرناک است و پیش‌بینی می‌کنم که اکثر کشتی‌ها تا زمانی که طرفین (درگیری) به توافق قطعی‌ نرسیده‌اند، از عبور از آن خودداری کنند. «آنگاد بانگا»، مدیرعامل گروه کاراول، دومین شرکت بزرگ کشتیرانی در جهان هم به سی‌ان‌ان گفت: حتی اگر توافقی به دست آید، تبدیل بیانیه‌های سیاسی و ابتکارهای نظامی به شرایط عملیاتی ایمن برای کشتیرانی زمان‌بر خواهد بود.
به نوشته سی‌ان‌ان، از دوشنبه (۱۴ اردیبهشت) که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، «پروژه آزادی» را برای خروج کشتی‌ها از خلیج‌فارس آغاز کرد، تعدادی از کشتی‌های تجاری، از جمله یک کشتی کره‌جنوبی، مورد اصابت قرار گرفته‌اند. از سوی دیگر به نوشته سی‌ان‌ان این طرح، مدیران کشتیرانی را سردرگم کرده چرا که ترامپ یا فرماندهی مرکزی (سنتکام) جزئیات اندکی ارائه داده‌ و ایران نیز اعلام کرده که کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها باید با نیروهای نظامی آن هماهنگ شوند.

******

مسلح‌کردن آشوبگران، رؤیاپردازی جدید ترامپ

روزنامه قدس نوشت:

در شرایطی که رویکرد مخرب و جنگ غیرانسانی دونالد ترامپ علیه کشورمان، با دامن زدن به مخالفت و نارضایتی‌ها، جامعه آمریکایی را ضد او شورانده و حوادث و تیراندازی‌های مشکوک را به پشت در کاخ سفید رسانده، رئیس جمهور ایالات متحده که انگار از گذشته درس نمی‌گیرد، بار دیگر درباره مسلح کردن تروریست‌ها و عناصر مزدور درون ایران یاوه‌سرایی کرده است. وی در گفت‌وگو با کانال خبری آمریکایی «سِیلم نیوز» با گستاخی تمام و بیان اینکه اگر مردم ایران اسلحه داشتند، با حکومت می‌جنگیدند، گفت: «آن‌ها باید اسلحه داشته باشند و فکر می‌کنم دارند اسلحه‌هایی بدست می‌آورند. به محض اینکه اسلحه داشته باشند، مانند هر کسی که وجود دارد، خوب خواهند جنگید».

رک‌گویی مستأجر کاخ سفید از پشت پرده کثیف سیاست کشورش و تلاش برای مسلح کردن آنچه او شهروندان ایرانی خوانده و در واقع روی آوردن و سرمایه‌گذاری دوباره واشنگتن روی مهره سوخته و امتحان پس داده گذشته یعنی گروهک‌های تروریست و تجزیه‌طلب برای به آشوب کشیدن ایران، دارای معانی و پیام‌هایی است.

در وهله نخست چنین سخنانی که با توجه به تجربه گذشته، اجرایی و عملی شدن آن غیرممکن به نظر می‌رسد، تلاش ترامپ برای رد گم‌کنی مقابل گرفتاری‌هایی بوده که در صحنه تقابل با ایران به آن دچار شده است. ایالات متحده از مسیر جنگ نتوانسته به هیچ کدام از اهدافش برسد. طرح ۹بندی آتش‌بس آن‌ها نیز در تهران خریداری نیافت و جمهوری اسلامی ابتکارات ۱۴بندی خود را روی میز گذاشت.

در نهایت رئیس جمهور آمریکا با هدف برگرداندن صحنه، پروژه به اصطلاح آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را اجرایی کرد که آن هم با واکنش سخت و نظامی تهران به بن‌بست خورده و عملاً ابتکار عمل از دست یانکی‌ها خارج شده است. اینکه ترامپ در واکنش به تحولات تنگه هرمز از کره جنوبی درخواست مداخله نظامی کرده! اوج این گرفتاری است، ازاین‌رو بخشی از رجزخوانی و یاوه‌گویی دونالد فرار رو به جلو برای انحراف افکار عمومی از همین بن‌بستی است که در آن قرار دارد.

عملیات روانی ترامپ را تلاشی برای به عقب‌نشینی واداشتن و امتیازدهی جمهوری اسلامی هم می‌توان تعبیر کرد. او در پس بازی رسانه‌ای، القای ترس به جامعه ایرانی از آشوب و ناامنی را هدف‌گذاری کرده؛ اتفاقی که به زعم آن‌ها می‌تواند در نرم‌تر شدن رویکرد تصمیم‌سازان تهران اثرگذار باشد. باید گفت آزموده را آزمودن خطاست؛ چرا که اول نظام مردمی جمهوری اسلامی نشان داده بیدی نیست که با این بادها بلرزد و دوم اینکه آمریکا پیش‌تر چنین راهی را رفته و چیزی جز شکست نصیبش نشده است.

رئیس جمهور ایالات متحده در فضایی از مسلح کردن تروریست‌های ضدایرانی می‌گوید که طبق آنچه خودش اذعان کرده، آمریکا در هنگامه جنگ ۴۰روزه سلاح و مهمات گسترده برای گروه‌های تجزیه‌طلب در اقلیم کردستان عراق با نیت رساندن آن‌ها به دست عناصر مزدور در درون ایران تدارک دید که این تجربه به شکلی مفتضحانه ناکام ماند؛ چراکه گروهک‌های کُرد به جای رساندن تجهیزات به مقصد، آن را صرف خوشگذرانی و خرید ملک و ویلا در اروپا و سواحل مدیترانه کرده‌اند! البته در زمینه ناکام ماندن نقشه دشمن، از اقدام‌های پیشدستانه نیروهای امنیتی ایران هم نمی‌توان به سادگی گذشت که با حملات حساب شده، دقیق و محکم به مقر گروهک‌های تروریست در پشت مرزها هر گونه ابتکار عمل را از آن‌ها گرفتند.

******

بازی ایران با کارت چین

فرهیختگان

مصطفی نجفی کارشناس مسایل چین به فرهیختگان گفته است:

آمریکایی‌ها به دنبال اینند که مدیریت تنگه هرمز، مدیریتی دوجانبه از طرف ایران و آمریکا باشد. این بنا به دلایل مختلفی مورد پذیرش ایران نیست و به آمریکایی‌ها اعلام شده است. مهم‌ترین ابتکاری که ایران می‌تواند ارائه کند این است که مدیریت تنگه هرمز و مسائل مربوط به آن را با چینی‌ها در قالب یک همکاری منطقه‌ای و بین‌المللی به اشتراک بگذارند و چینی‌ها مبتکر طرحی در منطقه شوند که بتوانند، ضامن ابتکار منطقه‌ای برای مدیریت تنگه هرمز باشد و ابتکاری که بتواند خودش را در طرح کلان منطقه‌ای جا دهد و صرفاً موضوع فقط موضوع آمریکا نباشد. مشابه همان مدلی که در رابطه با عربستان اتفاق افتاد، فارغ از نقد‌هایی که در رابطه با آن وجود دارد، ایران می‌تواند در همکاری با چین، ابتکاری منطقه‌ای در خلیج‌فارس را در رابطه با چین پیشنهاد دهد که چین هم می‌تواند ضامن این ابتکار جدید منطقه‌ای، تأمین امنیت خطوط کشتیرانی در منطقه و به طور کلی، تأمین ثبات در منطقه باشد.

به هر صورت باید در نظر داشت که چین یکی از ذی‌نفعان مهم اقتصادی در منطقه است که تحت تأثیر این جنگ قرار گرفته است. لذا مشارکت دادن چین در ابتکارات منطقه‌ای از اهمیت زیادی برخوردار است. مشروط به آنکه این ابتکارات جنبه امنیتی و ژئوپلیتیک پیدا نکند و وارد تقابلات سخت نشود، چینی‌ها نیز از آن حمایت خواهند کرد. به همین جهت، ابتکاری که می‌توان در سفر وزیر خارجه به چین در نظر گرفت این است که چین، در ابتکار منطقه‌ای برای تأمین امنیت و خطوط کشتیرانی، مشارکت کند و نقش ضامن را داشته باشد.

******

مهاجرت معکوس به وطن

روزنامه ایران نوشت:

نشانه‌هایی از بازگشت بخشی از ایرانیان مقیم خارج از کشور به وطن در چند سال گذشته دیده می‌شود؛ پدیده‌ای که در ادبیات جامعه‌شناسی مهاجرت از آن با عنوان «مهاجرت معکوس» یاد می‌شود. هرچند آمارهای رسمی در این زمینه محدود و گاه متناقض هستند، اما روایت‌های فردی، داده‌های غیررسمی و مشاهدات میدانی از افزایش تمایل برخی مهاجران به بازگشت حکایت می‌کند. به طوری که در روزهای جنگ تحمیلی سوم هم مردم دنیا از بازگشت ایرانیان به کشور متحیر و مبهوت مانده بودند. به گفته سردار منتظرالمهدی سخنگوی فراجا بر اساس آمارهای ثبت شده در روزهای پس از شروع جنگ تحمیلی سوم، بیش از 630 هزار نفر به کشورمان وارد شده‌اند. بر اساس آمار ترددهای ثبت شده مرزی حاکی از ورود 62 درصدی و خروج 38 درصدی بوده است؛ آماری که برخلاف روندهای معمول در جنگ‌های جهانی است. به گفته سخنگوی فراجا بخش قابل توجهی از ورودی‌ها مربوط به هموطنانی است که از کشورهای اروپایی و منطقه‌ای، مانند بلژیک، فرانسه، گرجستان، ترکیه و کشورهای همسایه، مسیرهای طولانی را پیموده و از طریق مرزهای خاکی وارد ایران شده‌اند. این افراد در گفت‌و‌گوهای ثبت‌شده عنوان کرده‌اند که می‌خواهند در روزهای تجاوز و جنگ، در کنار مردم و سرزمین‌شان باشند... از منظـــــر جامعـــــــه‌شناســــی، بازگشت‌کنندگان یک گروه همگن نیستند.

مریم نیکخواه جامعه‌شناس با بیان این مطلب به «ایران» می‌گوید: بخشی از افراد دانشجویان و متخصصانی هستند که پس از پایان تحصیل یا دوره کاری خود به کشور برمی‌گردند، بخشی دیگر خانواده‌هایی‌ هستند که تجربه مهاجرت برایشان با شکاف هویتی، تنهایی یا فرسودگی روانی همراه بوده است. در این میان، گروهی نیز به دلیل محدودیت‌های اقامتی، فشارهای اقتصادی یا تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی در کشور مقصد، تصمیم به بازگشت می‌گیرند. گروهی از افراد هم صرفاً براساس حس تعلق ملی و میهنی در روزهای سخت وطن تصمیم به برگشت می‌گیرند که عمده افرادی که در روزهای جنگ به کشور برگشته‌اند در این گروه قرار دارند.... بازگشت صرفاً محصول دلتنگی نیست. عواملی مانند دشواری ادغام فرهنگی، تبعیض‌های پنهان در بازار کار، احساس «شهروند درجه دوم بودن» و تضعیف شبکه‌های حمایتی، در کنار جذابیت‌های عاطفی وطن، در این تصمیم نقش دارند. به بیان دیگر، مهاجرت معکوس اغلب حاصل مقایسه‌ای مداوم میان «اینجا» و «آنجا» است؛ مقایسه‌ای که همیشه به نفع کشور مقصد تمام نمی‌شود.»

******

امارت، بزرگ ترین بازنده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران

موســوی خلخالی، دیپلمات اسبق کشورمان به روزنامه شرق گفته است:  اگرچــه ظاهر ماجــرا حکایت از صف آرایی بازیگران بزرگ دارد، اما در واقع این کشورهای کوچک تر منطقه و به ویژه امارات هستند که بیشترین هزینه را در این وضعیت فرسایشی جنگی می پردازند. در میان مجموعه شورای همکاری خلیج فارس، امارات را باید در رأس فهرســت بازندگان تحــوالت اخیر قرار داد؛ کشــوری کــه بیش از هر چیــز بر ثبات، امنیت و جذب ســرمایه خارجی بنا شده و هرگونه اختلال در این مؤلفه ها، مستقیم بنیان های اقتصادی اش را هدف قرار می دهد. آنچه امروز برای امارات رخ داده، نتیجه ورود به معادله ای است که طراحی آن در خارج از این کشــور انجام شده، اما پیامدهایش در داخل ابوظبی، فجیره، جبل علی و دوبی بروز پیدا می کند.

تجربه جنگ ۴۰روزه اخیر به روشنی نشان داد که چنین سیاستی، نه تنهــا امنیت پایدار ایجــاد نمی کند، بلکه می تواند به تشــدید ناامنی نیز منجر شــود. بــا این حال، به نظر می رســد امارات بار دیگــر در حال حرکت در همان مســیر اســت؛ از جمله از طریق تقویت همکاری های نظامی و تلاش برای اســتقرار سامانه هایی نظیر «گنبد آهنین» اســرائیل با امید به ایجاد سپر دفاعی در برابر تهدیدات. امنیــت در منطقه ای به پیچیدگی خلیج فارس، کالایی نیســت که بتــوان آن را خریداری کرد یا صرفا با اتکا بــه فناوری های وارداتی تضمین کرد. امنیت، محصــول توازن در روابــط، کاهش تنــش و درک واقعیت های ژئوپلیتیکی است؛ امری که در سیاست های اخیر امارات کمتر مورد توجه قرار گرفته است... ابوظبی با قرارگرفتن در ایــن محور، عملا خود را در معــرض پیامدهای تقابل با ایران قرار داده است، درحالی که ظرفیت های اقتصادی و زیرساختی این کشور، تاب آوری محدودی در برابر بحران های بلندمدت دارد... شــرایط بین المللی نیز لزوما با این رویکرد همسو نیست. به ویژه درمورد ایالات متحده، نشــانه هایی وجود دارد که نشان می دهد ترامــپ دیگر تمایل چندانــی برای ورود به یــک جنگ جدید در منطقه ندارد. اولویت های داخلی و ملاحظات بین المللی، مانع از آن است که واشنگتن به سادگی وارد یک درگیری پرهزینه دیگر با ایران شود. از این رو، اتکای بیش از حد امارات به چنین ســناریویی، می تواند بــر پیچیدگی وضعیت بیفزایــد. امارات در حال حرکت بر لبه یک تیغ راهبردی اســت.

 ترامپ با جنگ ایران پای آمریکا را از گلیمش درازتر کرد

سایت خبری مشرق مطلب نیویورک‌تایمز را در نقد ترامپ منتشر کرده است:

حمله‌ی آمریکایی-اسرائیلی به ایران فراتر از یک «فکر بد» بود؛ این حمله به یک نقطه‌ی عطف در انحطاط امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. برخی ممکن است واژه‌ی «هژمونی» را برای توصیف نظم جهانیِ تحت رهبری آمریکا ترجیح بدهند، زیرا [بر خلاف امپراتوری‌ها] پرچم این کشور عموماً بر فراز سرزمین‌هایی که از آن‌ها محافظت کرده یا استثمارشان می‌کند، به اهتزاز درنمی‌آید. اما قوانین همان هستند: نظام‌های امپریالیستی، فارغ از این‌که نامشان را چه می‌گذارید، تنها تا زمانی دوام می‌آورند که [امکانات و] ابزارهایشان با اهدافشان متناسب باشد. این در حالی است که رئیس‌جمهورْ ترامپ با آغاز جنگ ایران، پای امپراتوری را از گلیمش درازتر کرده است.

یک ماجراجویی نظامی در خاورمیانه، یکی از نامحتمل‌ترین سناریوهایی بود که یک ناظر معمولی انتظار داشت ریاست‌جمهوری آقای ترامپ از طریق آن به تباهی کشیده شود. معضلاتی که او در تبلیغات هر سه کارزار انتخاباتی‌اش به آن‌ها اشاره کرده بود، عمدتاً ناشی از حکمرانی رهبران ما فراتر از توانمندی‌هایشان بود.

در داخل، حامیان جنبش «ووک» [بیداری اجتماعی] هزینه‌ها و دشواری‌های مدیریت جزءبه‌جزء تعاملات میان گروه‌ها را دست‌کم گرفتند. در خارج، نیروهای مسلح قدرتمند آمریکا ثابت کردند استعداد خاصی در ترویج دموکراسی ندارند، و فاجعه‌ی اخیر در عراق نیز گواهی بر همین مدعا بود. توسعه‌طلبی افراطی خطری بود که رئیس‌جمهور جو بایدن با تحقیر، آن را رد می‌کرد. 

مردم فکر می‌کردند آقای ترامپ متفاوت خواهد بود. به‌رغم تمام گزافه‌گویی نهفته در عبارت «آمریکا را دوباره باشکوه کنیم»، رأی‌دهندگان به ترامپ انتظار نداشتند که او مشکلات جدیدی را به وجود بیاورد. آن «شکوه» قرار بود عمدتاً حال‌وهوایی باشد: لاف‌زنی باشد، نه ماجراجویی. آمریکا می‌توانست باشکوه‌تر شود، حتی اگر به یک حوزه‌ی نفوذ محدودتر عقب‌نشینی می‌کرد.

شوخی اینترنت پرو

خبرآنلاین در مطلبی با همین عنوان نوشته است:

بیش از ۶۰ روز دسترسی به اینترنت جهانی در ایران قطع است، چیزی فراتر از فیلترینگ که طی سال‌های گذشته همیشه وجود داشته، حالا برای عبور از این محدودیت دو راه بیشتر وجود ندارد، یا باید به‌ سیم کارت‌های موسوم به «خط سفید» دسترسی داشته باشی یا با خریدن کانفیگ این دسترسی را امکان ‌پذیر کنی، مورد اول، یعنی دسترسی به خط سفید برای همه ممکن نیست و مورد دوم یعنی خرید کانفیگ چنان پرهزینه هست که هرکسی از عهده تامین ریالی آن برنمی‌آید، بنابراین بخش زیادی از جامعه هیچ دسترسی‌ای به اینترنت جهانی ندارند.

در این میان ایده‌هایی مانند «اینترنت پرو» هم مطرح شده است، اینترنتی که قرار است برای برخی مشاغل برخی محدودیت‌ها را کنار بزند تا دسترسی نسبتاً پایداری به اینترنت جهانی داشته باشند. حالا این وضعیت سبب‌ساز نقدهای جدی شده است، مثلاً امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی جامعه روانپزشکان ایران در گفت‌وگویی به خبرآنلاین گفت که نوع حکمرانی اینترنت در ایران شبیه نادیده گرفتن «رنج عمومی» است. یا در موردی دیگر احمد نجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری در گفت‌وگو با خبرآنلاین به امکان دسترسی این نظام صنفی به امتیاز «اینترنت پرو» واکنش نشان داد و آن را نوعی امتیاز ویژه دانست که مردم عادی از دسترسی به آن بی‌بهره هستند، او گفت که: «ما جدا از مردم، حقی ویژه نمی‌خواهیم.»
شرایط مدیریت اینترنت در ایران سبب شده که نهادهای علمی و صنفی مانند آنچه در جامعه روانپزشکان و پرستاران رخ داد به آن واکنش نشان دهند، یکی از این نهادهای علمی انجمن جامعه‌شناسی ایران است، این انجمن با صدور یک بیانیه موضع خود را با روش مدیریت اینترنت مشخص کرد. در بخشی از این بیانیه آمده که: «توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورت‌های جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات می‌پندارند که تداوم بهره‌مندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمت‌های گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلال‌ها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان می‌دهد که امنیت، به ابزاری برای فرصت‌طلبی‌های مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است.»



دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین