به گزارش الف، دکتر علی دارابی نوشت: همانطوركه سخن درست و بجا امرى ممدوح و پسنديده است، به همان ميزان از هر درى و براى هر امرى اظهار نظر کردن و سخن گفتن ناپسند و مورد نكوهش است.
در برخى اسناد تاريخى به كم حرف بودن ايرانيان به عنوان يك فضليت يادشده است و علت آن را در اين دانسته اند كه چون دروغ، منكر و امرى زشت در نزد ايرانيان است لذا ايرانيان سعى مى كردند كمتر سخن بگويند.
در متون دينى هم آمده است از لقمان حكيم سوال شد علت اينكه به آن مقام رسيد چه بود؟
فرمود؛ «كمتر حرف زدم و بيشتر شنيدم».
قبول كنيم همه ما در هر امرى خود را صاحبنظر و داراى حق اظهار نظر مى دانيم! برداشت بسيار نادرست خيلى از ما ها، باكمال تاسف؟!
اين هرج و مرج و بى نظمى در حرف زدن مصيبت جامعه امروز ما و صد البته در شرايط جنگى بس فاجعه است.!
گويی تخصص و دانش يك سره ناديده انگاشته شده و همه در همه امور برخود تكليف و وظيفه دينى و ملى مى دانند كه صحبت كنند.
نگاهى گذرا در موضع گيرى ها، سخنرانى ها، ياداشت ها، به خصوص اظهار فضل برخى به ظاهر كارشناسان در رسانه ها مؤيد اين ايرادى است كه نويسنده اين سطور مورد انتقاد قرارداده است.
بلوف ها، بزرگنمايي ها، طرح برخى مطالب غيرمستند، نظرهاى جنجالى كه حتى امنيت ملى و منافع ملى كشور را در شرايط جنگى به خطر انداخته است.
تا جايي كه دشمنان برخى از اين دست اظهارات را مستند قانونى حمله و تجاوز خود به ايران قرار داده اند! باورتان مى شود؟
برخى مقامات و مسئولان كشور كه با آنان جلسات كارى داشته ايم از اين نابسامانى در صحبت كردن ها به ستوه آمده اند و بشدت گلايه مند هستند.
در حوزه رسانه هاى رسمى كه تريبون نظام تلقى مى شوند اين مساله از اهميت ويژه اى برخوردار است.
تشكيل شوراى تبليغات و اطلاع رسانى در حوزه جنگ و سياست گذارى، برنامه ريزى، هدايت، رصد، پايش و نظارت در اين مسأله، بس ضرورى و داراى اولويت است.
فرموده اند؛
السُّكوتُ ذَهَبٌ و الكلامُ فِضّةٌ
"سكوت نقره است و سخن طلاست."



