1- ناظران جهاني مسئله تابآوري در جنگ را در دو سوي نبرد ملت ایران با آمریکا را به نظاره ايستادهاند.
يك سنجش از راه دور ميگويد، آمريكاييها و صهيونيستها بهعنوان آغازكننده جنگ وقتي در نبرد 12 روزه و نبرد 40 روزه در جنگ رمضان به التماس مذاكره افتادند و یکسویه اعلام آتشبس كردند در پایینترین سطح تابآوري «نظامي» و «اجتماعي» قرار گرفتند. آنها شكست را در ميدان پذيرفتند و سريع آن را از «ميدان» جدا كردند و به سمت «مذاكره» و بازيهاي ديپلماتيك بردند.
اما ايرانيان در داخل مرزهاي سرزميني خود غير از مقاومت نيروهاي مسلح در ميدان يك مقاومت اجتماعي را با گفتمان «تابآوري ملي» رونمايي كردند كه در جنگهاي تاريخ بشر نظير ندارد.
ايرانيان حتي فراتر از مرزهاي سرزميني خود در جبهه مقاومت همين پروسه و پروژه را به نمايش گذاشتند. عراق، لبنان ، يمن و ... تصاوير زيبايي از اين «تابآوري» را به نمايش گذاشتند.
2- محافل علمي و آكادميك دنيا از اين تابآوري شگفتانگيز بهعنوان ظهور يك پديده «آگاهي جمعي» ياد ميكنند كه قبلا فيلسوفان سياسي و جامعهشناسان، آن را ناشي از «فشار ساختار» يا كاريزما و جاذبه رهبري ميدانستند.
اما آنها ميدانند اين تئوریها نميتواند اين پديده را تبيين كند لذا آمدهاند سراغ رهبري نهضت ببينند او دراينباره چه ميگويد!
رهبر شهيد و عزيزتر از جانمان در لابهلاي تبيين اوضاع انقلاب و دستاوردهاي آن اين پديده را ناشي از «ايمان آگاهانه» معرفي ميكنند.
آنچه مردم جهان در «ميدان» و «خيابان» ملاحظه ميكنند ، «ايمان آگاهانه» يك ملت نسبت به چيستي و چرايي خلقت و درك درست حق و باطل است.
اين درك تاريخي آنها را به اردوگاه انبياء و اولياي الهي ميبرد و آنها را بهقرار گرفتن در سمت درست تاريخ هدايت ميكند.
3- «ايمان آگاهانه» انسان را به سمت «بعثت» و «برانگيختگي» میبرد. همان چيزي كه انبياء و اولياي خدا را برد و آخرين آن بعثت نبي مكرم اسلام حضرت محمدبنعبدالله در 1400 سال قبل است. اما اكنون سخن از بعثت يك ملت و يك امت است.
آنچه رهبر شهيدمان در آخرين روزهاي عمر پربركت خود كشف كرد همان «بعثت مردمي» است. اين كشف به نام او در تاريخ جهان و تاريخ معاصر جاودان خواهد ماند.
ظهور منجي عالم بشريت حضرت بقيهالله الاعظم ارواحنا فداه بدون بعثت مردم ممكن نيست. اكنون ناظران داخلي و خارجي شاهد يك تصرف الهي در عقول و قلوب مردم ايران هستند.
شگفتيهاي خيابان كه هر روز پررنگتر، پربارتر و پرمحتواتر ميشود محصول همين «تصرف الهي» است.
4- دو تجاوز نظامي به خاك مقدس جمهوري اسلامي براساس اين تئوري شكل گرفت كه در ايران يك ديكتاتوري با مردم ناراضي حکمفرماست.اگر ديكتاتور را بزنيم اول سازه نظامي دوم سازه سياسي او از هم ميپاشد.آنوقت قواي مهاجم خارجي ميتواند بيايد قدرت جديد را براساس منافع خود در ايران بچيند.
اما در عمل ديدند رهبري انقلاب شهيد شد فرماندهان ارشد نظامي شهيد شدند. زيرساختهاي كشور مورد هجوم قرار گرفتند اما هيچ اتفاقي در تابآوري نظامي و تابآوري اجتماعي نهتنها رخ نداد بلكه ايرانيان برگهاي برندهاي رو كردند. اين تئوري را مردم ايران به آنسوی نبرد پرتاب كردند. يعني مردم آمريكا در 50 ايالت بيرون ريختند گفتند اگر سخن از ديكتاتوري است در آمريكا برقرار است و در شكل و شمايل ترامپ ظهور كرده است.
5- كشف مختصات تابآوري مردم را بايد در كلمه به كلمه نزديك به 100 نوحهاي كه شاعران و مداحان در ميادين و خيابانهاي شهر با آهنگي دلنشين و نيز دستنوشتهها و دلنوشتههاي مردم جستجو كرد. هر سطر اين نوحهها و دلنوشتهها پيام ويژهاي براي آن كشف عظيم جامعه شناختي و روانشناختی دارد.
ثبتنام بيش از 30 ميليون ايراني در پويش مردمي «جانفدا» يك ادعا نيست. يك واقعيت است كه آثارش را در زير سقف تونلهاي موشكي و پهپادي در عمق زمين و حضور ميليوني مردم در كف خيابان سند «تابآوري ملي» است. اگر اين پديدههاي شگرف نبود ايران در همان 2 و 3 روز اول جنگ 12 روزه و جنگ رمضان سقوط ميكرد و ايران زير چكمه تفنگداران تروريست آمريكايي و سربازان خونآشام صهيونيستي لگدمال ميشد. اما اين اتفاق نيفتاد، اتفاقي كه افتاده است به روايت راويان صادق منابع خارجي سرتاسر سرزمينهاي اشغالي در فلسطين و سرتاسر كشورهاي قطر، بحرين ، عربستان، امارات و... توسط موشكها و پهپادهاي ما شخم زده شده است.
دشمن طعم تلخ شكست را چشيده است!
6- سؤال مهم اكنون اين است كه سقف اين تابآوري در دو سوي نبرد كجاست؟
سقف اين تابآوري به روايت حاجقاسم سليماني، مقاومت به هر قيمت ممكن است. چون ما ملت امام حسين (ع) هستيم. ملت امام حسين (ع) همه هستي خود را براي مبارزه با باطل به ميدان ميآورد. سقف اين تابآوري به روايت رهبر شهيدمان اين است؛ ما با شمر و يزيد عصرمان بيعت نميكنيم و تا آخر ايستادهايم.
پس دشمن بداند اين نبرد در سوي ايرانيان شكست ندارد اما سطح تابآوري آنسوی نبرد كجاست؟ اين را نه از «سيا» بايد پرسيد، نه از «پنتاگون» اين سؤال را از خزانهداري آمريكا بايد پرسيد تا كجا ميخواهد «هزينه» كند. اصلا فايده اين جنگ براي دولت و ملت آمريكا چيست؟ پاسخ به اين سؤال آنها را دو بار به پاي ميز مذاكره و پذيرش آتشبس يكسويه كشانده است! آمريكا تاب رسوايي نقض حقوق بشر بهعنوان طرف متجاوز جنگ را دارد. آمريكا ننگ جرم ارتكاب به جنايت جنگي و کشتارجمعی را ميپذيرد اما تاب فروپاشي اقتصادي و تاب آشكارسازي نقاط ضعف راهبردي خود را در «دريا» و «خشكي» براي رقباي جهاني خود مثل روسيه و چين را ندارد. بهزودی دستها را به علامت تسليم بالا ميبرد.
چند روز مانده است كه كنگره و سناي آمريكا ترامپ را براي پاسخگويي در مورد «جنگ بدون دستاورد» فراخواند و ميزان تابآوري محدود آمريكاييها را رونمايي كند.
ریچارد ولف اقتصاددان آمریکایی میگوید:« رفتار ترامپ شبیه مردی است که در آستانه مرگ است. » او تأکید میکند:« این جنگ تجسم درماندگی یک امپراتوری در حال زوال است.»
تابآوري!
محمدکاظم انبارلویی، 4050207092 ۳ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱۱ تکراری یا غیرقابل انتشار


