در روزهای اخیر بسیار در مورد مذاکرات اسلام آباد که منجر به آتش بس دو هفته ای میان ایران و آمریکا شد، گفته و شنیده شده است و نام پایتخت پاکستان در ایران طی ماه دو هفته گذشته از پرتکرارترین نام های در فضای عمومی ایران بوده است. حتی قرار بود که دور دوم مذاکرات مذکور هم برگزار شود که به دلیل زیاده خواهی های کاخ سفید، ایران حاضر به حضور در آن نشد. اگرچه دولت پاکستان در سطوح مختلف درگیر فرایند میانجی گری است و به تازگی نیز شاهد سفر سید عباس عراقچی وزیر خارجه ایران به پاکستان بوده ایم. با این همه، در رابطه با اصل میانجی گری پاکستان در قالب مذاکرات اسلام آباد، توجه به دو نکته ضروری به نظر می رسد.
اول اینکه پاکستان تاکنون به صراحت، اقدامات و رفتارهای دولت آمریکا و شخص رییس جمهور این کشور که در تقابل با توافقات اولیه با محوریت آغاز مذاکرات اسلام آباد بوده اند را محکوم نکرده است. جسته و گریخته شاهد طرح مواضعی از سوی دولت پاکستان بوده ایم اما انتظار می رود که روشن تر این مواضع بیان شوند. البته دولت آمریکا از نفوذ بالایی بر دولت پاکستان برخوردار است و به آن فشارهای زیادی وارد می کند که این مسأله بر کسی پوشیده نیست. ورای این ها نباید از یاد ببریم که برخی رژیم های عربی منطقه نیز امارات و پاکستان هم میلیاردها دلار در پاکستان سرمایه گذاری کرده اند و اسلام آباد نمی تواند نسبت به این مسأله بی اعتنا باشد. با این همه ایران نیز منافع خاص خود را دارد و در حراست از آنها کاملا حساس است.
نکته دوم اینکه برخی مسایل کاملا روشن هستند و اینطور نیست که قرار باشد در فضای مذاکره تغییر ماهیت بدهند. به عنوان مثال ایران وضعیت تنگه هرمز را به قبل از تجاوز اخیر به کشورمان برنخواهد گرداند. در عین حال، اساسا گزینه تسلیم ایران و یا تحویل ذخایر اورانیوم 60 درصدی کشورمان به دشمن هم مطرح نیست.
از این رو انتظار می رود که دولت پاکستان ابتکارهایی را مد نظر داشته باشد که منافع ایران را هم مورد توجه قرار دهند. در واقع قرار نیست اکنون گفتگوهایی انجام شود و بار دیگر کشورمان باز هم شاهد تجاوزی تازه به خاک خود باشد. بایستی دغدغه های جدی و عینی امنیت ملی ایران به رسمیت شناخته شوند. این مسأله ای است که مخصوصا دولت پاکستان باید به آن توجه ویژه داشته باشد.



