در ارتباط با اوضاع این روزها و مسئله پذیرش آتشبس، گفتوگوهای بسیاری مطرح است. طبیعتاً زمان قابلتوجهی نیاز است تا این کشتیِ در حال تلاطم به ثباتی نسبی برسد و بتوان تحلیل دقیقی ارائه کرد. با این حال، به صورت سرانگشتی چند محور کلی وجود دارد که میتوان با قطعیت بالایی درباره آنها سخن گفت.
در حوزه راهبردی، قطع و یقین ملت شریف ایران پیروزی قاطعی به دست آورده است و این مسئله قابل انکار نیست. طرف مقابل تقریباً به هیچکدام از اهداف اعلامیاش نرسیده است و فشارهای مکرر ترامپ به رسانههای کشورش (که خود را مهد آزادی بیان میداند) برای بازتابِ بهاصطلاح دستاوردهای جنگ، نشان میدهد که به وضوح مشکلی جدی در جبهه آنها وجود دارد. انشقاق بین امریکا و متحدیدنش در ناتو و غیر از آن از دستاوردهای راهبردی این جنگ بوده است. توانایی ایران در برقراری آتش بس در لبنان (علیرغم میل اسرائیل) و در نهایت پیشگامی ترامپ در پیشنهاد اولین آتس بس و سپس تمدید یکجانبه آتش بس توسط وی همگی نشان از دردناکی پاسخ های ایران و توانایی تاثیر کشورمان بر محاسبات طرف مقابل است. اگر مصاحبه های ترامپ در رزوهای ابتدای جنگ را مرور کنیم به وضوح می فهمیم که امریکا در نیل به اهداف راهبردی اش شکست خورده و اگر ناگزیر به انتخاب دو گزینه ی پیروز و شکست خورده باشیم، حتما امریکا گزینه پیروز نخواهد بود.
در همین فضا، پذیرش آتشبس توسط ترامپ در همان روز نخست، بسیاری را متعجب کرد. مذاکرهکنندگان ما موفق شده بودند او را مجبور کنند در توییت خود به صراحت طرح ده بندی ایران را (در مقابل طرح ۱۵ بندی که عملاً تسلیمنامه مدنظر ترامپ بود) مبنا قرار دهد؛ که این خود یک دستاورد بود. اما چرا طرف مقابل در کمتر از چند ساعت شروع به نقض بندهای آن کرد؟ واقعیت این است که ترامپ رفتار حکمرانی عوامانهای دارد. او تهدیدهای بزرگی علیه ایران مطرح کرده بود، اما با نزدیک شدن به موعد اجرای تهدیدها، متوجه شد عملیکردن آنها هزینه بسیار بالایی دارد. ایران صراحتاً اعلام کرده بود در صورت حمله، مشابه همان زیرساختها را در منطقه هدف قرار خواهد داد؛ اتفاقی که به آشوبی بزرگ تر در خاورمیانه منجر میشد. به نظر میرسد ترامپ تامل کرد و دید پذیرش موقت یک پیشنویس و سپس زیرآبِ آن را زدن، هزینه کمتری نسبت به اجرای تهدیدهای ضد بشری اش دارد. لذا ابتدا ده بند ایران را به عنوان نقطه شروع مذاکرات پذیرفت و بعد به راحتی زیرش زد! به همین سادگی! بدیهی است که چنین رفتارهای کوته نگرانه ای، خود نوعی از شکست راهبردی و اعتباری را در بلند مدت برای امریکا به ارمغان می آورد و قدرت نرم ایالات متحده را که در همه ی سال های پس از جنگ جهانی دوم انباشته شده بود، به تاراج می دهذ. نشانه ی سریع این سرشکستگی آن است که دیگر گفتار رئیس جمهور امریکا، اعتبار سابق را در جهان ندارد و بازارهای مختلف و خبرنگاران خبره او را جدی نمی گیرند.
در چنین شرایطی، مذاکرات پاکستان برگزار شد و برای چندمین بار به جهان ثابت کردیم که اهل گفتگو هستیم تا اینجای کار خوب و بلا اشکال بوده است. به هر حال هنگامی که ترامپ به صراحت از قبول دستور کار ده بندی ایران به عنوان مبنای مذاکرات یاد کرد، دلیلی نداشت که ما مذاکره نکنیم لیکن بعد که فهمیدیم همه ی اینها یک حیله ی پوپولیستی بوده تکلیف چیست؟ بخصوص که می بینیم دشمنی ترامپ وارد مرحله ی جدیدی شده است و محاصره دریایی ایران را تشدید می کند؟ در پاسخ به همین سوالات دستگاه دیپلماسی ما به صورت هوشمندانه از حضور مجدد در پاکستان استنکاف کرد و مقهور طنازی مارشال منیز نشد. جایگاه میانجی در این منازعه بیشباهت به نقش مشاور املاک نیست که فارغ از جزئیات، به دنبال جوشدادن معامله و کسب اعتبار و عایدی برای خود است.
از دیگر سو، مذاکرات پاکستان برای ما بدون دستاورد نبوده است و توانسته ایم بدون شلیک موشک بیشتر، فشار 15 ماه اخیر را به صورت عزتمندانه ای از حزب الله قهرمان برداریم و لذا نادیده گرفتن کلی مسیر اسلام آباد هم صحیح نیست. فرمول صحیح، برقراری تعادل بین ابزارهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک است و اینکه از هر ابزاری در حد توانش انتظار داشته باشیم. به نظر می رسد اسلام آباد گذرگاه خوبی در مسیر احقاق حق ملت بوده است ولی نباید در آن متوقف ماند.
پس از محاصره ی دریایی اخیر، ساعت شنی بر عکس روال سابقش بر علیه ایران ریزش می کند و گذر زمان دست کم به همان اندازه که به ضرر اقتصاد جهانی است به ضرر اقتصاد ایران هم هست. لذا لازم است ضمن باز نگه داشتن پنجره اسلام آباد، تنش های زیر حد آستانه ی جنگ توسط ایران افزایش یابد تا بازارهای جهانی نفت و سهام آرام نگیرد و فشار بر ترامپ حفظ شود. اختلال در صادرات نفت ینبع وفجیره به تنهایی بازار نفت را از عددی معادل سه برابر صادرات نفت ایران محروم می کند و اختلال در صادرات نفت آذربایجان به اسرائیل برای این کشور بسیار دردسر ساز خواهد بود. همه ی اینها در حالتی است که ظرفیت تولید آسیب ندیده و صرفا مسیر انتقال آسیب ببیند. اگر امریکا بخواهد به ظرفیت تولید ما آسیب برساند، مشابه آن در همان کشورها و نیز در اسرائیل قابل انجام خواهد بود و رفتار ترامپ در پذیرش آتش بس نشان داده است که از چنین گزینه هایی واهمه دارد.
هم اکنون انسداد باب المندب توسط برادران بمنی به عنوان گزینه ای در برابر اقدام اخیر ترامپ مطرح است و البته سومالی و حتی سودان هم دراین جهت می توانند یاری رسان باشند. از جانب دیگر نباید از ظرفیت کروزهای دریایی حزب الله در انسداد بنادر رژیم صهیونی و نا امن سازی کشتیرانی امریکایی در مدیترانه غافل شد. از آنجا که اسرائیل و امریکا در اتحاد نظامی در مقابل ایران هستند، محاصره بنادر اسرائیل در مدیترانه و دریای سرخ برای ما دور از دسترس نیست. نزدیکی دولت کنونی لبنان به اسرائیل، پاسخ متقابل اسرائیل نسبت به بنادر لبنان را کنترل خواهد کرد. حتی تقویت فناوری موشکهای میان برد در کوبا می تواند امنیت ملی ما را تقویت کند.
پیچیده ترین پرونده ی پیش روی ما در سه ماه آتی، مدیریت خردمندانه ی تنگه هرمز و تعامل با ذی نفعان اصلی این تنگه است. ایالات متحده منافع مستقیمی در هرمز ندارد. دستبرقضا منافع این تنگه عمدتاً برای کشورهایی است که اغلب دشمنی ذاتی با ایران ندارند و تحتتأثیر تحریمهای آمریکا از روابطشان با ایران کاستهاند. هاینترتیب به نظر میرسد به جای اصرار بر برچیدهشدن تحریمهای آمریکا، بایستی بر بیاثر کردن تحریمها و برقرارکردن ارتباط با ذینفعان هرمز متمرکز شد. نگارندگان این وجیزه پیشتر در نوشتاری در روزنامه فرهیختگان مورخ دوم اردیبهشت *** توضیح داده اند که بجای تمرکز صرف بر دریافت عوارض بایستی وارد تعامل با کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی شد و بسته هایی را برای سرمایه گذاری در ایران و تجارت با ایران را به آنها پیشنهاد داد و چنین مشارکتی را پیش شرط عبور بی ضرر از این تنگه تلقی کرد. به عبارت دیگر تحریم کردن ایران با توجه به عواقبی که از آن ظاهر شده، مصداق عبور مضر قلمداد شود. باید هر چه سریعتر با کشورهای مختلف وارد تفاهم شویم و آن ها را مطمئن کنیم که قصد انسداد نداریم و به قول معروف اهل بیزینس هستیم تا خود ایشان به امریکا برای پایان حصر دریایی فشار آورند.
با توجه به اینکه مهلت ۶۰ روزه ترامپ برای جنگ با ایران بدون مجوز کنگره، کمتر از ۱۰ روز دیگر به پایان میرسد، خوب است که ده روز به فشارهای دیپلماتیک و گفتگو با این و آن از آسیا و اروپا و ... پیرامون مشارکت اقتصادی با ایران فرصت بدهیم و برای تصعید تنش در هفته های بعد، مشروعیت سازی کنیم.
*عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا
**عضو هیئت علمی مرکز پژوهش های مجلس
***https://farhikhtegandaily.com/news-paper/page/279009



