بارها شنیده و در کتب تاریخی خواندهایم که تمدن ایرانی، تمدنی نجیب، توحیدی و با تباری پاک و اصیل بوده است. آنها پس از گرایش به اسلام، ریشههای اصیل و نجیب ایرانی خود را با ارزشهای اسلامی درهم تنیده و تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی را پی نهادند.
پس از اوج و فرودهای بسیار، امروز به خویشتن خویش بازگشته، و به سوی اوج دوباره در حرکت اند. این است که تمدن غرب نمیتواند تجدید و شکوفایی درخت کهن تمدن ایرانی اسلامی را ببیند.
اصل ماجرای غرب با قدرتی به نام ایران، جنگ تمدنی است که البته آنان شروع کردهاند. متفکران اصلی تمدن غربی پشت اهداف تاریخی و ایدئولوژیک خود پنهان شده و برای آدمهای عادی، نیات خود را به موضوعات اقتصادی و سیاسی، تنزل میدهند. در ظاهر این صحنه، آدمهایی مثل ترامپ، مهرهای بیش نیستند، و موضوع آنها، ریشهدارتر از جنگ در باره نفت و اینجور مسائل است.
به عنوان نمونه، ببینید صهيونيستها در هر شرایطی شعار ایدئولوژیک خود، یعنی تسلط از نیل تا فرات را فراموش نمیکنند. تنها آدمهای ساده و سطحی که عمدتا از قشر روشنفکران مرعوب هستند، میپندارند که مساله اسرائيل با ما مسأله سیاسی و اینجور چیزهاست.
اما قصد اصلی من در نگارش این موضوع این است که بگویم اگر میخواهیم رفتار این روزهای مردم ایران را بفهمیم، بدانیم که ریشه در ارزشهای هزاران سالهی تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی دارد؛ رفتاری که در کوران جنگ کنونی جبهه باطل علیه مردم ایران، در گسترهی جهانی شگفتی آفریده است.
پایداری، معنویت، وطن دوستی، تاب آوری و حماسهی این روزها و شبهای مردم ایران زیر باران آتش اهریمنان را ببینید. واقعا شگفتانگیز و قابل ستایش است، به گونهای که برای پاسداری از سرزمین بزرگ و هویت خویش، "ترس را به سخره گرفتهاند".
این رفتار، ساده نیست، نشانه بلوغ و رشد، و نوعی تربیت ایرانی، عاشورایی است که نمیتوان در جای دیگری آن را مشاهده کرد.
از صمیم قلب به پاس رشادتها، حماسه آفرینیها، فهم و بصیرت، آزادگی، وطندوستی، دشمن شناسی، زمان شناسی و وفاداری مردم به اسطورهها و قهرمانان خویش؛ با فروتنی و خضوع به آنان تعظیم میکنم. زود است که بفهمیم این مردم چه کردهاند، تاریخ آن را با تحسین، روایت خواهد کرد.



