اقدام حسابشده علیه مردم
تقی دژاکام در روزنامه جوان نوشت:
حوادث تلخ روزهای اخیر که از لحاظ میزان سبعیت و وحشیگری تروریستهای فتنهگر در آن بیسابقه است از جنبههای گوناگونی قابل تأمل است که هر کدام باید در مناسبت فراختری مورد بررسی قرار گیرد، اما در این یادداشت به یک نکته از دهها نکته اشاره میکنم و امیدوارم که صاحبان تریبونهای حقیقی و مجازی به بسط و توضیح تفصیلی آن بپردازند.
آن نکته این است: در اغتشاشات تروریستها در روزهای گذشته، چندین جایگاه مورد تهاجم رسمی و فراگیر و حساب شده قرار گرفته است: خودروهای شخصی، مغازهها و مراکز کسب و کار شخصی مردم، منازل شخصی، خودروهای امدادی از جمله آمبولانسهای حمل مجروحان و آسیبدیدگان و خودروهای آتشنشانی، اتوبوسهای حملونقل عمومی درون شهری و فروشگاههای توزیع مواد غذایی، ایستگاههای اتوبوس، بیآرتی و مترو و بانکها.
در هیچ کدام از کشورهای جهان حتی سرزمین آمران این جنایتها آشکارا و به این گستردگی به خودروهای امدادی از جمله آمبولانس و آتشنشان حمله نمیشود، اما در فتنه تروریستی اخیر مشاهده کردیم که با حملات سبعانۀ اغتشاشگران، دهها خودرو از این نوع که بسیاری از آنها به تازگی با هزینههای سنگین خریداری و در حوزۀ امداد و نجات به کارگیری شده بودند به آتش کشیده شدند یا به شدت آسیب دیدند. همچنین صدها اتوبوسی که در سراسر کشور در شهرهای گوناگون کار انتقال مردم کوچه و بازار را در داخل شهر به عهده داشتند، کاملاً در آتش سوختند و از چرخۀ خدمترسانی به مردم عادی خارج شدند.
اینها نشان میدهد که اغتشاشگران و تروریستها کوچکترین سنخیتی با مردم و نیازها و مشکلاتشان نداشتهاند و نه تنها کمکی به حل آنها نکردند بلکه دقیقاً نیازها و مشکلات شخصی و درون شهری آنها را دهها برابر بیشتر کردند و مردم تا ماهها و بلکه سالها باید هزینه و تاوان این رفتارهای وحشیانۀ دشمن خواسته را بدهند.
******
داعش در خیابانهای ایران
روزنامه وطنامروز نوشت:
جنایتهای عوامل موساد در ایران فراتر از تصورات است. به مرور با فروکش کردن اقدامات تروریستی، عمق و گستره جنایات تروریستهای وابسته به موساد آشکارتر میشود. گزارشهای رسیده از تهران و شهرستانها نشان میدهد تروریستها با شیوههای جنایتآمیز و شبیه قاتلهای حرفهای اقدام به قتل و کشتار مردم عادی و نیروهای پلیس و بسیج کردهاند؛ جنایاتی که پیشتر شبیه آن در برخی کشورها مانند سوریه و عراق توسط داعش انجام شده بود. به همین خاطر عمق جنایات رخ داده باعث شده حضور عوامل داعش در اغتشاشات تهران و برخی شهرهای کشور به عنوان یک احتمال بسیار جدی مطرح شده باشد.
به عنوان نمونه، دستکم تا الان 3 مورد قتل با بریدن سر گزارش شده است. در برخی شهرها قاتلهای حرفهای، مردم را به رگبار بستهاند. در رشت تروریستها، لولههای گاز بیمارستان امام سجاد را شکسته، به سمت ساختمان بیمارستان گرفتند و سپس با آتش زدن مسیر گاز، جنایاتی هولناک در این شهر به پا کردند؛ جنایتی که طی آن یک پرستار در شعلههای آتش گرفتار شد و به صورت کامل سوخت و به شهادت رسید. در تهران، تروریستها یک عابر پیاده را به تصور اینکه بسیجی است، گرفته و دست و پایش را بستند و در کلاه کاسکت او نارنجک گذاشتند. تصویر صورت این فرد که با انفجار نارنجک متلاشی شده بود، روز گذشته توسط رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور منتشر شد.
یکی دیگر از اقدامات تروریستها که با هدف کشتهسازی انجام شد به رگبار بستن عابران و مردم کوچه و بازار بود. بر اساس گزارشها در برخی مناطق تهران و همینطور در برخی شهرستانها، افراد مسلح از درون خودرو و با مسلسل مردم عادی و عابران را به رگبار بستند. در نتیجه این حمله تروریستی، دهها زن و مرد و کودک به شهادت رسیدند. یکی دیگر از شیوههای تروریستها برای کشتن مردم عادی و همینطور نیروهای پلیس و حافظان امنیت، استفاده از سلاح سرد چاقو، قمه و شمشیر بوده است. بر اساس گزارش سردار رادان، فرمانده پلیس، بیشتر شهدا و کشتهشدگان حوادث پنجشنبه شب، مورد اصابت سلاح سرد مانند چاقو و قمه قرار گرفته و جان خود را از دست دادند.
برخی اقدامات جنایتآمیز تروریستها برای کشتار مردم، یادآور جنایتهای منافقین در دهه 60 است. در تهران، تروریستها تعدادی نیروهای بسیج یا حتی کسانی که به زعم آنها نیروهای حامی نظام بودند، را دستگیر کرده و زنده زنده در آتش سوزاندند. این جنایت البته فقط علیه نیروهای بسیج یا حافظان امنیت انجام نشد و در غرب تهران نیز تروریستها یک بانک خصوصی را به آتش کشیدند؛ شعلههای آتش به طبقات بالایی این ساختمان که همه مسکونی بودند، سرایت کرد؛ 4 واحد مسکونی در احاطه آتش قرار گرفتند. در حالی که ماشینهای آتشنشانی برای فرو نشاندن آتش و نجات مردم عادی و بیگناه وارد عمل شدند، تروریستها اقدام به ضرب و شتم عوامل آتشنشانی کرده و حتی ماشینهای آتشنشانی را نیز به آتش کشیدند.
شواهد گواه این است که در آشوبهای خیابانی اخیر تروریستها به صورت آموزشدیده اقدام به اعمال جنایتکارانه خود با مردم عادی و نیروهای حافظ امنیت کردهاند. طبق اظهارات رئیس سازمان نظام پزشکی، میزان جراحات واردشده به مجروحان نشانگر حضور عوامل آموزشدیده دشمن در اغتشاشات است. به گفته محمد رئیسزاده، آسیبهای واردشده به مجروحان در جریان اغتشاشات اخیر، اصلا قابل قیاس با سالهای قبل نیست، چرا که کاملا مشخص است جراحات واردشده به افراد توسط نیروهای آموزشدیده انجام شده که به نظر من این اقدامات، کار عوامل آموزشدیده دشمن است.
******
چرا فقط پلمب؟!
روزنامه کیهان نوشت:
دیروز مرکز رسانه قوه قضائیه اعلام کرد« در پی همراهی مدیران دو کافه مشهور در تهران با فراخوان مهره صهیونیستها، شعبات کافههای مورد اشاره در تهران با حکم دادستانی و تا زمان رسیدگی پرونده قضائی به مدت دو ماه پلمب شدند.
این اقدام، برخلاف ظاهر آن، با انتظاری که از دستگاه محترم قضائی میرود، همخوانی چندانی ندارد. چرا که به گفته دقیق و حکیمانه حجتالاسلام والمسلمین محمد موحدی دادستان محترم کل کشور؛ «افرادی که به هر شکل و نوعی از آشوبطلبان حمایت کردهاند باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند و باید میزان خسارت و تخریب وارد شده به اموال عمومی و خصوصی به صورت دقیق مشخص گردد و جبران خسارتها از اغتشاشگران صورت پذیرد».
با توجه به تاکید دادستان کل کشور، صاحبان کافههای مورد اشاره در خونهای به ناحق ریختهشده مردم، تخریب اموال عمومی و شخصی، آتشزدن قرآن کریم، به آتش کشیدن مساجد و حسینیهها و زیارتگاهها، حمله وحشیانه به بیمارستانها و ایجاد رعب و وحشت و دهها جنایت هولناک اغتشاشگران سهیم هستند و از آنجا که دستورالعمل اغتشاش، آشکارا از سوی مقامات رژیم صهیونیستی صادر شده است، افراد یاد شده بخشی از پادوهای رژیم صهیونیستی و پیاده نظام دشمنان تابلودار نظام و مردم شریف این مرز و بوم نیز تلقی میشوند.
بنابراین تعجبآور است به جای آن که عاملان این همه جنایت دستگیر شده و تا رسیدگی قضائی به اتهام مشارکت در قتل و آتشزدن قرآن و سر بریدن بسیجی و مامور انتظامی و... در زندان بمانند، نه آنکه آزادانه بگردند و تنها به پلمب کافههای تحت مالکیت آنها بسنده شود؟! تمام دارائی آنها نیز نمیتواند در مقابل جنایاتی که در آن سهیم بودهاند، پاسخگو باشد. انتظار آن است که دستگاه محترم قضائی در برخورد با این پیادهنظامهای رژیم صهیونیستی برخوردی سخت و پشیمانکننده داشته باشد.
******
هوس لیبی و سوریهشدن ایران را دارند
روزنامه سیاستروز نوشت:
آنچه اکنون در ایران می گذرد، زمینه سازی برای برنامهها و اتفاقات بعدی است، اتفاقاتی که از سوی دشمنان طرح ریزی شده که نمونههای آن در منطقه و دیگر کشورهای جهان از سوی نظام سلطه پیاده شده است. در وقایعی که منطقه ما شاهد آن بوده است، نباید سرنوشت مردم و کشورهایی که دچار دسیسه و توطئه شدند و در این میان با کنار گذاشتن مقاومت، فریب دشمن را خوردند، از یاد برد. آن وقایع همواره باید درس عبرتی باشد برای کشورها و مردمانی چون ایران، چرا که سقف اهداف دشمن همان اتفاقات و وقایعی است که در سوریه، لیبی، سودان و بسیاری کشورهای مشابه افتاده است.
لیبی با وجودی که سالها از سرنگونی حکومت معمر قذافی میگذرد، هنوز درگیر اختلافات داخلی است. این کشور با فریب و نیرنگ آمریکا و غرب تن به سازش داد و با حمله نظامی آمریکا و چند کشور همسو با آن، تبدیل به ویرانهای شد که دیگر نتواند روی پای خود بایستد.
چندین سال جنگ و درگیری داخلی که هنوز هم دچار آن است و حاکمان کنونی آن که مجبور به وابستگی به دیگر کشورها هستند، نتوانستهاند یک نظام سیاسی با ثبات را در لیبی مستقر کنند. لیبی همچنان دستخوش بحرانها و تغییرات است و نمیتوان برای این کشور ثروتمند که حتی در زمان حکومت دیکتاتوری قذافی مردم از رفاه برخوردار بودند، آیندهای روشن و امیدوار تصور کرد.
سوریه نیز وضعیت بدتری از لیبی دارد، داعشی که با اشغال این کشور میرفت تا همه خاک سوریه و عراق را به اشغال خود در آورد و حکومت داعش را تشکیل دهد، با تدبیر ایران و روسیه شکست خورد و البته بیش از 10 سال خطر جدی این گروه تروریستی را علیه کشوران دور کرد و باعث تضعیف آن شد اما با حمایتهای آمریکا، اسرائیل و برخی دیگر از کشورهای منطقه توانست با کمترین نیرو، سوریه را اشغال کند و حکومت جولانی که پیش از این در فهرست سرکردگان تروریست قرار داشت در این کشور تشکیل دهد. جولانی پس از استقرار در سوریه بدون هیچ مقاومتی مقابل حملات رژیم صهیونیستی تنها تماشاگر ویرانی زیرساختهای این کشور است. بخشهایی از خاک سوریه به اشغال اسرائیل درآمده اما حکومت تروریستی جولانی در حال سرکوب و کشتار مردم سوریه به ویژه علویان، کردها و دیگر اقوام ساکن اصلی سوریه است.
پروسهای که برای نابودی کشورهایی چون لیبی و سوریه سپری شد، یک پروسه طولانی با برنامه ریزی و صبوری آمریکا و غرب بود تا نتیجه مطلوب به دست آمد. برنامه و دسیسه مشابهی برای ایران طراحی شده است که البته فراتر از آنچه بر سر آن دو کشور آمد وجود دارد. عراق نیز در لیست آشوب و تجزیه آمریکا قرار دارد که آنها نیز باید هوشیار باشند تا به سرنوشت سوریه و لیبی دچار نشوند. و اما ایران کشور خودمان که این روزها درگیر آشوب و اغتشاشاتی است که در پی اعتراض به حق بازاریان و کسبه نسبت به بیثباتی اقتصادی کشور اعتراض کردند و در طول آن این اعتراضات با سوء استفاده و آشوبگری برخی به بیراهه کشیده شد. قطعاً دشمنان در کمین نشستهاند تا چنین وقایعی در ایران رخ دهد تا با سوار شدن بر موج این اعتراضات، ضربات خود را وارد کنند. هدف نابودی ایران است، اگر تصور داشته باشیم که یک حکومت دیگری غیر از جمهوری اسلامی در ایران حاکم بود، آمریکا کاری به کار ما نداشت، سخت در اشتباهیم، آمریکا در پی تجزیه منطقه و کوچک کردن کشورهایی همچون ایران است. تکه تکه کردن ایران هدف غایی آمریکا و اسرائیل است و برای رسیدن
******
چه تعجبی آقای عارف؟
روزنامه هممیهن نوشت:
شنیده بودیم که ایران کشور شگفتیهاست اما واقعاً خواندن برخی جملات در این روزها دود از کله آدمی بلند میکند. نمونهاش صحبتهای دیروز معاون اول رئیسجمهور، محمدرضا عارف که در حالی که کشور دو هفته شاهد انواع اعتراضهاست، در جلسه ستاد تنظیم بازار گفته: «واقعیت این است انسان تعجب میکند چگونه یک جوان ایرانی و با شناختی که از ملت و تمدن ایران داریم میتواند اینگونه در دام دشمن بیفتد. برخی از جوانان احساسی عمل میکنند و برخی نیز برنامهریزیشده است.»
واقع امر در قبال چنین صحبتهایی یا باید فقط تأسف خورد یا به همان تعجبی که جناب معاون اول دچار آن شده است، ادامه داد و در ضمن پرسید آقای عارف آخرین باری که شما و دولتمردان تعجب کردید، کی بود و کجا بود؟ وقتی در همین یک سال اخیر که شما و رفقا سکان هدایت کشور را بر عهده گرفتهاید، دلار از ۶۰ هزار تومان به ۱۵۰ هزار تومان رسید، ندیدم و نشنیدم بگویید انسان تعجب میکند چگونه در کشوری که افزایش حقوقها ۲۰ درصد است، دلار میتواند بیش از ۱۵۰ درصد رشد کند؟
... دیدید چگونه بلیه فقر طبقه متوسط را مضمحل کرد و طبقه فقیر را درمانده و شرمنده کرد؟ اگر هم دیدید و شنیدید، جایی فریاد زدید یا مهمتر از آن کاری کردید که اندکی برای این ملت گرفتار در انواع بحرانها، اسمش را بشود گذاشت همدردی؟ یا گرهگشایی؟
چه باید رخ میداد که دیگر از غلبه احساسات و هیجانات بر جوانان تعجب نکنید؟ روی چه حدی از نجابت مردم حساب کرده بودید؟ در ذهنتان نرخ دلار باید به کجا میرسید که دیگر تعجب نکنید که کسی بگوید آخ؟ آخر در ذهن شما که فردی دانشگاهی هستید و به اندازه عمرتان معاون اول و وزیر و رئیس و وکیل بودهاید، چه میگذشت و میگذرد؟ کم جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی و سیاستخواندهها گفتند و هشدار دادند که آخر و عاقبت این وضعیت لجامگسیخته اقتصادی و اجتماعی، شورش و اعتراض است؟ نمیدانستید که اگر مردمی از اصلاح قانونی و مسالمتآمیز روندها نومید شوند، دیر یا زود دست به اعتراض میزنند؟ در ذهنتان مردم مشتی مردگان مشنگ فرض میشدند که هر چه بر آنها فشار وارد شود، واکنشی نشان نخواهند داد؟ در بودجهای که برای سال آینده بستید، کدام فشار را از دوش مردم برداشتید و نوید چه تحولی را دادید که کمی دل این مردم نجیب ایران را به دست آورید؟
آقای عارف، تجاهلالعارف میکنید یا بهراستی متعجبید؟ دولتی که شما نفر دوم آن تشریف دارید، یک سال و نیم است از برآورده کردن یک قول ساده رفع فیلترینگ وامانده است. مگر از همین مردم ۱۶ میلیون رای نگرفتید که به این وعدهها وفا کنید؟ وزیر امور خارجه دولت شما در اصفهان به تحریمها میگوید «برکت» و ندیدم تعجب کنید و تذکر دهید که آقای برادر وظیفه شما رفع تحریمها بود نه سفرهای استانی؟
******
چطور بفهمیم که جنگ تروریستی اخیر ادامه جنگ ۱۲ روزه است؟
سایت جهاننیوز نوشت:
چطور بفهمیم که جنگ تروریستی اخیر ادامه جنگ 12 روزه است؟ این اصلی ترین سوالی است که البته برای عمده مردم ایران مشخص است اما از اندک کسانی که هنوز تردید دارند باید خواست تا موارد زیر را به دقت مطالعه کنند:
یک: اساسا اسرائیل به عنوان سگ نگهبان آمریکا بدون اجازه او هیچ ارادهای از خود ندارد؛ حتی توان محافظت از خود هم ندارد. در جنگ 12 روزه اسرائیل با مجوز، پشتیبانی و همراهی آمریکا به ایران در حال مذاکرات هستهای حمله کرد؛ اندکی بعد که با پاسخهای ایران مواجه شد آمریکا رسما از پس پرده بیرون آمد و برای نجات اسرائیل وارد جنگ شد. چند ماه بعد هم ترامپ رسما اعتراف کرد که فرماندهی حمله ایران با خود من بود و طبق دستور من انجام شد.
دو: اکانت رسمی موساد خطاب به معترضان صریحا گفت که ما از دور در کنار شما نیستیم بلکه در میدان کنار شما هستیم! حتی اذعان شد که نیروهای میدانی در مراکز موساد آموزش دیدهاند و اسلحه هم به آنها رسانده شده است. در اغتشاشات اخیر ترامپ حداقل دوبار به پشتیبانی کامل از آشوبگران اقدام کرد و حتی جمهوری اسلامی را تهدید کرد که اگر با معترضان(عوامل میدانی آشوب) برخورد شود، آمریکا به حمایت از آنها وارد عمل خواهد شد!
سه: تا اینجا مشخص شد که آمر و عامل اقدامات تروریستی سه روزه 18، 19 و 20 دی همان آمر و عامل جنگ 12 روزه هستند. تنها تفاوت در نوع عملیات است، عملیات جنگ 12 روزه هواپایه و سه روز اخیر بر مبنای اقدامات تروریستی بود.
چهار: در هر دو عملیات جنگ 12 روزه و یا عملیات تروریستی 3 روزه در تهران، هدف گیری اخلال در مسیر روزمره زندگی مردم از یک طرف و ممانعت از روند توسعه و پیشرفت کشور در قدم بعدی بود. دقت در چرایی حمله به مراکز هستهای، دفاعی، نیروگاه، پالایشگاه و... در جنگ 12 روزه و حمله به درمانگاه، آمبولانس، بانک، ماشین آتش نشانی، مراکز اداری، فروشگاه زنجیرهای و ... در جنگ ترویستی 3 روزه به خوبی این محور مشترک را مشخص میکند.
پنج: این انتظار میرفت تا دشمن بعد از شکست سنگین و پشیمان کننده در جنگ 12 روزه به فکر حمله مجددی باشد اما ضربات سنگنین موشکی آنها را بر این داشت تا قسمت دوم حمله را بر مبنای عملیات تروریستی طرح ریزی کنند که با رشادت و جانفشانی مدافعان امنیت در هلاکت تروریستهای مسلح خشن و دستگیری گسترده آنها یک بار دیگر دشمن متحمل شکست سنگین شد.
شش: بازماندههای رژیم فاسد و خائن پهلوی که ارتباطات و سرسپردگی رسمی خود با سران آمریکا و به ویژه رژیم سفاک صهیونی را رسمی اعلام کردهاند، در زمان جنگ 12 روزه صریحا از حمله اسرائیل به ایران دفاع کردند. در جنگ تروریستی اخیر هم شروع رسمی عملیات تروریستی با پوشش هماهنگ شده فراخوان توسط رضا پهلوی برای 18 و 19 دی بود.
******
ایلان ماسک، دوباره پای کار تجاوز به موجودیت ایران
خبرگزاری فارس نوشت:
شبکه اجتماعی ایکس که بهعنوان ابزاری برای پیادهسازی سیاستهای مدنظر صاحبان خود عمل میکند، در جدیدترین اقداماتش پرچم کشورمان در یکی از حسابهای دولت را تغییر داده است. شرکتی که از زمان خرید آن توسط ایلان ماسک در سال ۲۰۲۲ با موجی از اخراجهای گسترده، تغییرات فنی بحثبرانگیز و مشکلات مداوم روبهرو بوده اکنون پرچم شیر و خورشید را جایگزین پرچم کشورمان کرده است.
پیش از این ماسک با دامن زدن به مشکلات داخلی ایران بارها بهصورت علنی از فعال بودن یا امکان فعالسازی سرویس استارلینک خبر داده و اعلام کرده بود که استارلینک فعال است. وی در جریان اغتشاشات 3سال قبل ایران وعده داده بود که استارلینک را فعال خواهد کرد و حتی گفته شد نزدیک به ۱۰۰ ترمینال در آن دوره فعال شده است. این اظهارات در حالی مطرح شده که واردات و استفاده از تجهیزات استارلینک در ایران غیرقانونی است، اما گزارشهای متعدد از ورود و استفاده گسترده از این تجهیزات بهصورت غیررسمی حکایت دارد.
در دورانی که نبرد برای تصاحب اذهان بالا گرفته و نقش شبکههای اجتماعی در این میان بسیار پررنگتر از هر سلاحی است، شبکههای اجتماعی آمریکایی مانند ایکس، اینستاگرام با تعداد کاربران بالایی که دارند همواره سعی در هدایت افکار عمومی داشتهاند. این شبکهها بعضاً بدون رعایت قوانین ملی کشورها صحنه تاختوتاز سیاستهای مدنظر این کشور شدهاند.
این پایبند نبودن شبکههای اجتماعی به قوانین و مقررات کشورها باعث شده تا رگولاتوری کشورهای مختلف بارها با استناد به قوانین و مقررات داخلی خود شرکتهای بزرگ فناوری را با جریمههای بعضاً سنگین روبهرو کنند. اما رویکرد این شبکهها بهگونهای بوده که در بزنگاهها سیاستهای موردنظر صاحبان خود را اجرا کرده و در خدمت آنان بودهاند. برای مثال ایکس آمریکا با جاسوسی از شبکههای اجتماعی به نفع اسرائیل بهره برده و میبرد. وزارت امنیت داخلی آمریکا فروردین گذشته با صدور بیانیهای در این زمینه اعلام کرد: ازاینپس، برای ارائه خدمات شهروندی و مهاجرت به ایالات متحده، یهودیستیزی افراد در شبکههای اجتماعی و آزار و اذیت فیزیکی افراد یهودی بهعنوان زمینهای برای رد درخواستهای مهاجرت بررسی خواهد شد.
******
درسی که عبرت نمیشود
روزنامه شرق نوشت:
جراحی اقتصادی و سیاست هدفمندی یارانهها از دولت محمود احمدینژاد سر زبانها افتاد؛ درست در شرایطی که سنگینترین تحریمهای اقتصادی، کشور را زیر فشار قرار داده بود. هدفمندی یارانهها اما بهزعم بسیاری از اقتصاددانان شکست خورد. اصطلاح جراحی اقتصادی بار دیگر به زبان کابینه حسن روحانی آمد؛ در سال ۱۳۹۷ و درست زمانی که آمریکا از برجام خارج شد و فشارهای تحریمی علیه ایران برگشت. بسیاری از کنشگران و رسانهها همصدا با دولت وقت، به بهانه ارزانبودن بنزین ایران که ناشی از سقوط مدام ریال بود، مشوق افزایش حداقل سهبرابری قیمت بنزین شدند و واقعه آبان ۱۳۹۸ رخ داد. پس از آن، در دولت ابراهیم رئیسی بار دیگر با شکست مذاکرات، موضوع جراحی اقتصادی به میان آمد و دولت وقت به بهانه رانتزابودن ارز چهار هزارو ۲۰۰ تومانی، نرخ ارز ترجیحی را یکباره به ۲۸ هزارو ۵۰۰ تومان رساند و موج تورمی درخور توجهی رقم زد؛ بهطوری که تورم نقطهای برخی اقلام بهویژه مواد غذایی سهرقمی شد. پس از این جراحی ناکام و با افزایش تنشهای خارجی دوباره برخی کنشگران همصدا با دولت موضوع جراحی اقتصادی و افزایش قیمت بنزین و حذف ارز ۲۸ هزارو ۵۰۰ تومانی و ارز تکنرخی را به میان کشیدند و این بار اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ شکل گرفت.
مرتضی افقه، کارشناس اقتصادی، معتقد است متأسفانه گروهی از کارشناسان اقتصادی با «چماق علم اقتصاد» حمله میکنند تا دهان معترضان اقتصادنخوانده را ببندند؛ درحالیکه این گروه نمیگویند هر گزاره علمی چند فرض دارد و اگر این مفروضات برقرار نباشند، نتیجه آن گزاره نیز درست از آب درنخواهد آمد.
او در گفتوگو با «شرق» ادامه میدهد: «برای مثال، وقتی با این افراد مطرح میشد که در شرایط بحرانی مردم نمیشود تئوریهای اقتصادی را پیاده کرد، میگفتند فلان کشور هم در شرایط بحرانی این کار را کرد و جواب داد. این افراد دوران احمدینژاد هم همین کار را کردند، ولی آن زمان منجر به اعتراضات گسترده نشد؛ چون هنوز وضع مردم این اندازه بد نشده بود. آن زمان هم قیمتها را آزاد کردند و یارانهای دادند که قیمتها را بهجز برای مدتی کوتاه، پوشش نمیداد؛ چراکه یارانه را یک بار اضافه میکنند، اما تورمی که ایجاد میکنند هرساله بیشتر و بیشتر میشود. بنابراین موج تورمیای میسازد که ظرف یک یا در نهایت دو سال تمام یارانه پرداختی را بیاثر میکند. سال ۹۸ هم با بنزین همین کار را کردند و سال ۱۴۰۲ با وجود اینکه این تجارب را داشتند، باز هم همین نگاه را تکرار کردند. حالا هم دامی جلوی پای آقای پزشکیان انداختند که برایش قابل تشخیص نبود».
به گفته این کارشناس، این باور که گروهی ارز دولتی میگیرند و به قیمت آزاد ارائه میکنند، کاملا درست نیست؛ اگر اینطور بود، با حذف ارز دولتی این گروه، قیمت کالاهای اساسی این اندازه بیشتر نمیشد. افقه میگوید: «خود سخنگوی دولت گفت اقلامی که ارز دولتی میگرفتند زیاد افزایش قیمت خواهند داشت و مابقی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد. خب این یعنی با علم بر اینکه این یارانه اثر داشته، حذف شده است. میگویند تورم امسال ۴۰ درصد است، اما در اصل حدود هشت سال تورمی ۳۰ تا ۴۰درصدی پیاپی است که متراکم شده و اینگونه به مردم فشار میآورد. وقتی از فشار روی مردم سخن میگوییم، باید بدانیم موضوع ۴۰ درصد نیست، بلکه ماحصل هشت سال تورم ۴۰درصدی است. مگر مردم چقدر ظرفیت دارند که تحمل کنند و چیزی نگویند؟ دست آخر با این تصمیم، مردم هم گرانی را تحمل میکنند و هم خسارت زیادی به جان و اموال عمومیشان وارد میشود».
او ادامه میدهد: «وقتی از کارشناسان اقتصادیِ اقتصادنفهمیده حرف میزنم، منظورم دقیقا همین کسانی است که فقط مدرک اقتصاد دارند و امروز دستفرمان میدهند؛ درحالیکه نسخه اقتصاد را باید در بستر جامعه تجویز کرد. آن یارانه یک میلیون تومانی بهسرعت با قیمت روغن و یکی، دو قلم اساسی دیگر پوشش داده شد؛ این یعنی حتی اگر زمان احمدینژاد دو سال طول کشید تا یارانه بیاثر شود و دوران رئیسی چند ماه طول کشید، این یارانه نیامده با فشاری که روی قیمتها آمد، بیاثر شد. تازه زمان احمدینژاد اول یارانه پرداخت میشد و بعد موج گرانی آغاز میشد، اما الان اول موج تورمی ایجاد شد و بعد این یارانه پرداخت شد. مردم هم چون تجارب قبلی درباره حذف ارز ترجیحی را دیده بودند، انتظار تورمی بالایی داشتند و این انتظار تقاضا و قیمت را بالاتر هم برد».



