نمودار جهانی، نظام بانکی ایران را رسوا کرد

  4040912060 ۷ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱ تکراری یا غیرقابل انتشار

آخرین مقایسه جهانی از سهم بخش مسکن در تسهیلات بانکی نشان می‌دهد ایران با تنها ۳ درصد در قعر جدول جهان قرار دارد؛ در حالی‌که کشورهای توسعه‌یافته با اختصاص ۴۰ تا ۶۵ درصد از وام‌های بانکی به مسکن، نظام مالی نیرومندتری برای تأمین نیاز خانوارها فراهم کرده‌اند.

نمودار جهانی، نظام بانکی ایران را رسوا کرد
به گزارش خبرگزاری فارس؛ بررسی تطبیقی سهم بخش مسکن از کل تسهیلات بانکی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که جایگاه ایران در مقایسه با میانگین جهانی و عملکرد کشورهای توسعه‌یافته، فاصله قابل توجهی دارد.بر اساس داده‌های موجود، سهم تسهیلات اختصاص‌یافته به حوزه مسکن در ایران تنها ۳ درصد است؛ رقمی که در مقایسه با میانگین جهانی ۱۹ درصد، نشان‌دهنده شکاف عمیق در نظام تأمین مالی مسکن کشور است. این سهم پایین، در کنار رشد مداوم قیمت مسکن و دشواری دسترسی خانوارها به تسهیلات خرید یا ساخت، بیانگر کمبود جدی منابع اعتباری در این بخش حیاتی اقتصاد است.
مقایسه ایران با کشورهای توسعه‌یافته بیانگر شدت این اختلاف است. در کشورهایی مانند استرالیا (۶۵ درصد)، نروژ (۵۶ درصد)، انگلیس (۴۹ درصد)، سوئیس (۴۶ درصد)، سوئد (۴۴ درصد) و تایلند (۳۹ درصد)، بخش مسکن سهم بسیار بالایی از کل تسهیلات بانکی را به خود اختصاص داده است.
این نسبت بالا معمولاً نتیجه ساختارهای مالی بالغ، نظام پس‌انداز–وام کارآمد، بانک‌های تخصصی مسکن و نقش فعال دولت در تسهیل دسترسی خانوارها به تسهیلات بلندمدت است.
 
 
در کشورهای صنعتی بزرگ مانند آمریکا و آلمان سهم تسهیلات مسکن ۲۸ درصد است که اگرچه کمتر از کشورهای اسکاندیناوی و استرالیاست، اما همچنان چندین برابر میزان ایران است.این وضعیت نشان می‌دهد که حتی در اقتصادهایی با بخش اجاره‌داری قوی یا ساختارهای بازار متفاوت، تسهیلات مسکن همچنان نقش پررنگی در سیستم بانکی دارد.
در دسته‌ای دیگر از کشورها مانند کانادا (۳۶ درصد)، برزیل (۱۶ درصد)، کره جنوبی (۱۶ درصد)، عربستان (۲۳ درصد) و آنگولا (۳۸ درصد) نیز سهم مسکن از تسهیلات بانکی بالاتر از ایران و گاه نزدیک به میانگین جهانی است.
این موضوع نشان می‌دهد که نظام مالی مسکن در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه یا اقتصادهای نوظهور نیز ساختارهای کارآمدتری نسبت به ایران دارند.
در نهایت، کمترین سهم‌ها مربوط به ایران (۳ درصد) و جیبوتی (۷ درصد) است. این اعداد حاکی از آن است که در این دو کشور، هم نظام مالی و هم سیاست‌های حمایتی مرتبط با مسکن از کارایی حداقلی برخوردارند و نتوانسته‌اند منابع لازم برای تقویت عرضه و تقاضای مسکن را تأمین کنند.

دیدگاه کاربران

1۴۰۸۱۵۰۰۱۵:۰۲:۰۶ ۱۴۰۴/۹/۱۲
بانک ها به انگل اقتصاد تبدیل شده اند
ناشناس۴۰۸۱۵۹۹۱۶:۱۶:۳۸ ۱۴۰۴/۹/۱۲
البته این بی انصافی است. اتفاقا بخش عمده وام های بانک های ایرانی صرف خرید ملک از نوع مسکونی و تجاری می شود. منتها نه در قالب وام مسکن. مدیرعامل بانک آینده از بانک خودش وام چند هزار میلیاردی برای ساخت پاساژ و مال برداشت و البته بعد از ساخت آن با قیمت چند برابر دوباره به بانک خودش فروخت. بانک های دیگر هم به آقازاده ها وام می دهند و یا خود بانک ملک می خرد
ناشناس۴۰۸۱۷۰۹۲۰:۱۲:۳۷ ۱۴۰۴/۹/۱۲
باز هم خارجی ها نمودار های جهانی به مردم نشون داد واقعیت چیه ..؟
ناشناس۴۰۸۱۷۳۱۲۰:۴۴:۱۱ ۱۴۰۴/۹/۱۲
آیا درآمد مردم ما مثل نروژ ،دانمارک، سوییس ،ژاپن، و ... هست که بتوانند اقساط وام مسکنی رو بدند که قیمتش از خیلی از املاک این کشورها حتی به پول آنها گرانتره در حالی که قیمت ملک در این کشورها آگه به نرخ دلار محاسبه بشه با امکاناتی که دارند بسیار از ایران ارزانتره
ناشناس۴۰۸۱۷۳۸۲۰:۵۳:۴۵ ۱۴۰۴/۹/۱۲
اتفاقا بزرگترین ساخت و ساز کشور توسط بانک آینده اتفاق افتاده و رویای اقای انصاری در ساخت بزرگترین مال جهان رو محقق کرده البته به قیمت نابودی اقتصاد ایران
ناشناس۴۰۸۱۹۰۶۰۱:۱۷:۱۲ ۱۴۰۴/۹/۱۳
آن ۳ درصد هم بیشتر توسط خود بانکها برای خرید ملک برای سرمایه گزاری مصرف شده است
ناشناس۴۰۸۱۹۲۶۰۴:۲۳:۰۶ ۱۴۰۴/۹/۱۳
مشکل کمبود وام مسکن در ایران نه تقصیر بانک‌هاست و نه تقصیر مردم. اینکه بخواهیم بانکها را مقایسه کنیم بدون آنکه تحلیل کاملی از مشکل «سیستمی» داشته باشیم، در نهایت به راه حل اصلاح «رفتاری» یا «مدیریتی» بانکها میرسیم که راه حل نیست زیرا اصلا مسئله چیز دیگری است. اینکه استنتاج کنیم سهم کم نشانه نظام مالی ناکارآمد است، استنتاج ناقصی است. علت اصلی کمبود وام مسکن در ایران، اختلالات ساختاری اقتصاد کلان و بانکی است، نه فقط رفتار بانک‌ها. از سمت عرضه وام در ایران چه مشکلاتی هست؟ 1- وام مسکن در ایران ذاتاً زیان‌ده است، نرخ سود دستوری و پایین تر از تورم بوده و بانک‌ها مجبور هستند وام را با نرخ دستوری و کمتر از هزینه واقعی پول بدهند. یعنی نرخ بهره واقعی منفی است و در نتیجه عرضه وام محدود می‌شود. در دنیا نرخ سود وام تابع بازار است و هیچ بانکی مجبور نیست وام ارزان بدهد. 2- مسکن در ایران تحت تاثیر نوسانات تورمی بوده و ریسک آن به همین دلیل برای بانکها بالا میرود. تورم بالا در ایران و ریسک آن ساختاری است. 3- در ایران اضافه‌برداشت بانکها از بانک مرکزی ممنوع می‌شود؛ در دنیا کنترل‌شده است. یعنی بانکها اجازه اضافه برداشت دارند اما قیمت آن بالا میرود. واکنش به ناترازی سیستم بانکی در ایران انفعالی است ولی در دنیا با ابزار سیاستی کنترل میشود نه محدود. این محدودیتها به منابع بانکی برای پرداخت وام با نرخ بهره منفی فشار وارد میکند 4- در دنیا منابع وام مسکن (صندوق‌های بازنشستگی، شرکت‌های بیمه، اوراق رهنی، صندوق‌های REIT، بازار رهن ثانویه و ...) عموماً بلندمدت هستند. بانک‌ها منابع بلندمدت را تجمیع می‌کنند و این امکان را دارند که ریسک را بفروشند. در ایران سپرده ها کوتاه مدت (مثلا 5 ساله) و وامهای مسکن بلند مدت (مثلا 15 ساله) هستند. بانک نمی‌تواند قانونی و با ثبات وام بلندمدت بدهد. زیان وام ارزان، و منع قانونی وام گران بانکها را قفل کرده. 5- به دلیل سیاستهای دستوری و تسهیلات تکلیفی، عموم بانکها در ایران دارای زیان انباشته اند. در عین حال تعطیل و منحل نیز نمیشوند. ولی تحت فشارند بازهم وام بدهند. تکالیف دولت به بانک‌ها، نرخ سود دستوری، پروژه‌های دولتی نیمه‌تمام، مطالبات معوق و رانتی، خلق نقدینگی برای پوشش زیان‌های گذشته بانکها را زمین گیر کرده است. طبیعی است بانکها دنبال وام مسکن نباشند و نقدینگی روز مره برایشان مهم تر باشد. بانکها برای نجات خود به سمت بنگاه داری و پروژه های با سود بالا و معاملات کوتاه مدت و سفته بازی میروند. از سمت تقاضا در ایران چه مشکلی هست؟ 1- با توجه به گران بودن زمین در هزینه های خرید یا ساخت مسکن، وامهای مسکن عملا بی اثرند. 2- با توجه به قدرت خرید خانوار، وام برای گیرنده اش گران است هرچند که از سمت عرضه وام ارزان است. 3- ماهیت تقاضای مسکن در ایران «نوعی» و «مکانی» است. اما شکل انبوه سازی و عرضه مسکن غیر موثر و نامناسب است. بویژه با روند رشد جمعیت کشور، تقاضای مسکن به سمت شهرهای مهاجر پذیرتر، واحدهای کوچکتر، اجاره مسکن با کیفیت بهتر به جای خرید مسکن با کیفیت نامناسب تر است. این باعث پدیده «مازاد مسکن» در عین فاقد مسکن در کشور خواهد شد. انبوه سازی بدون مطالعه و سراسری منجربه ایجاد «مسکن غیر قابل فروش» و ورشکستگی سازندگان بزرگ میشود که نمونه اش در چین است. 4- اگر هزینه بازسازی و سرویس و نگه داری مسکن را از نرخ توم مسکن کم کنیم، اکنون سرمایه گذاری مسکن برای خریدار ملک حتی به بازده منفی نسبت به تورم میرسد. این خود تقاضای وام خرید یا ساخت را برای خرده سازندگان یا خریداران کاهش میدهد. در ایران اهمیت نوسازی و اجاره در آینده در بخش مسکن بیشتر از ساخت و خرید خواهد بود. این در حالیست که نه ساخت و ساز حرفه ای و نه اجاره داری حرفه ای مورد توجه سیاستگذار نیست. مخلص کلام آنکه اصلاحات مالی و بانکی، اصلاح سیاستهای سمت تولید و عرضه مسکن با توجه به روند رشد جمعیت، اصلاحات تقویت شفافیت و ضد سفته بازی و سیاستهای حمایتی هوشمند برای آینده مسکن در ایران لازم است و هدف گذاری برای بالا بردن کمی سهم وام آنهم دستوری با این وضع درست نیست.
yektanetتریبون

آخرین عناوین