حذف ماده ۵۰ از برنامه هفتم توسط دولت برنامه‌ای که زمین زیر پایش را برداشتند!

سید جمال طاهری، پژوهشگر سیاستگذاری، گروه اقتصادی الف،   4040814064 ۱۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

 حذف ماده ۵۰ از برنامه هفتم توسعه، به‌معنای حذف زمین از سیاست مسکن است؛ تصمیمی که کارشناسان آن را «فروپاشی ستون کالبدی برنامه هفتم» می‌دانند. این ماده، یگانه بند اجرایی بود که ارتباط مستقیم بین عرضه زمین، عدالت فضایی و تأمین مالی مستقل از بودجه برقرار می‌کرد. اکنون با کنار گذاشتن آن، برنامه مسکن دولت نه زمین دارد، نه ابزار اجرا، نه چشم‌انداز تأمین مالی مشخص.

برنامه‌ای که زمین زیر پایش را برداشتند!

به گزارش الف برنامه هفتم توسعه قرار بود مسیر تازه‌ای برای پیوند میان رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی ترسیم کند. یکی از اصلی‌ترین پایه‌های این برنامه، سیاست زمین و مسکن بود؛ زیرا خانه‌دار شدن، نه‌تنها یک نیاز معیشتی بلکه شاخصی از امنیت اقتصادی و عدالت فضایی محسوب می‌شود. با این حال، دولت اخیراً با ارائه گزارشی به مجلس، حذف ماده ۵۰ را پیشنهاد کرده است؛ ماده‌ای که یکی از معدود بندهای عملیاتی برنامه در حوزه مسکن بود و دولت را موظف می‌کرد حداقل ۰.۲ درصد از مساحت کشور را برای توسعه سکونت‌گاه‌های جدید در شهرهای کوچک، روستاها و مناطق مرزی اختصاص دهد.

این ماده قرار بود زمینه آزادسازی اراضی دولتی را فراهم کند و از محل ارزش‌افزوده زمین‌های الحاق‌شده، منابع مالی مورد نیاز برای آماده‌سازی و زیرساخت‌ها را تأمین کند؛ بدون تحمیل فشار به بودجه عمومی. در واقع، زمین در این مدل، خود منبع مالی پروژه بود. اکنون با حذف ماده ۵۰، نه‌تنها این منطق حذف شده، بلکه یکی از معدود ابزارهای قابل سنجش برای مطالبه‌گری مردم و کارشناسان از دولت نیز از میان رفته است.

زمین هست، اما برنامه بر زمین نیست

یکی از مهم‌ترین توجیهات دولت برای حذف ماده ۵۰، ادعای کمبود زمین در شهرهاست. این در حالی است که بر اساس آمار رسمی، بیش از ۱.۸ میلیون هکتار زمین دولتی در حریم شهرهای کشور وجود دارد که بیش از ۹۵ درصد آن زمین موات است و هیچ کاربری کشاورزی ندارد. تنها در محدوده‌های شهری، سازمان ملی زمین و مسکن مالک حدود ۵۰ هزار هکتار زمین دولتی است. کارشناسان محاسبه کرده‌اند اگر همین مقدار زمین با قیمت حداقلی متری ۱۰ میلیون تومان به فروش برسد، بیش از ۵۰۰۰ همت سرمایه مولد آزاد می‌شود؛ رقمی که می‌تواند هزینه آماده‌سازی، زیرساخت، خدمات عمومی و حتی بخشی از ساخت‌وساز را پوشش دهد.

در چنین شرایطی، ادعای نبود زمین بیشتر شبیه به انکار ظرفیت‌های ملی است تا گزارش کارشناسی. کارشناسان معتقدند دولت به‌جای شفاف‌سازی دارایی‌های ملکی و فعال‌سازی آنها در قالب پروژه‌های مسکن، مسیر قانونی عرضه زمین را متوقف کرده است. به بیان دیگر، برنامه‌ای که بر زمین بنا نشده باشد، تنها روی کاغذ دوام دارد.

شهرهایی که دیگر نفس نمی‌کشند

یکی از اهداف اصلی ماده ۵۰، افزایش ظرفیت کالبدی شهرها و متعادل‌سازی تراکم جمعیتی بود. اما حذف این ماده، عملاً ادامه سیاست «درون‌فشاری» را تثبیت می‌کند؛ سیاستی که سال‌هاست شهرهای ایران را از درون فرسوده کرده است. تراکم جمعیتی در شهرهایی مانند تهران، قم، اصفهان و مشهد بین ۱۲۰ تا ۱۷۰ نفر در هر هکتار است؛ در حالی که این رقم در پاریس ۲۲ نفر، در مارسی ۷۰ و در نیویورک حدود ۷۰ نفر است.

این تراکم بالا، نشانه بحران کیفیت زندگی است: کمبود سرانه خدمات، ترافیک سنگین، آلودگی بالا و فشار مضاعف بر زیرساخت‌های شهری.

به گفته تحلیلگران شهری، اگر شهرها اجازه توسعه حساب‌شده پیدا نکنند، تمام فشار جمعیت به بافت‌های فرسوده وارد می‌شود و این یعنی بازتولید فقر شهری. ماده ۵۰ قرار بود با الحاق مرحله‌ای و کنترل‌شده اراضی موات در اطراف شهرها، زمینه توسعه متوازن و تأمین مالی پایدار را فراهم کند. اما با حذف آن، مسیر توسعه به بن‌بست اداری می‌رسد و برنامه هفتم از هدف «توزیع عادلانه فرصت سکونت» فاصله می‌گیرد.

هشدار رهبری درباره زمین‌های حبس‌شده

رهبر انقلاب اسلامی در شهریورماه ۱۴۰۱ در دیدار با اعضای هیئت دولت، به صراحت نسبت به وضعیت زمین و مسکن هشدار داده بودند. ایشان فرمودند: «دولت باید از امکانات خود، از زمین‌های خود، از توانایی‌های خود برای تولید انبوه مسکن استفاده کند؛ این کار، هم به نفع مردم است، هم به نفع اشتغال و اقتصاد کشور.»

این سخنان، تأکید بر همان فلسفه‌ای بود که ماده ۵۰ بر آن بنا شده بود: آزادسازی هدفمند زمین‌های دولتی برای تأمین مسکن اقشار متوسط و ضعیف. اکنون، تنها دو سال پس از آن تأکید صریح، حذف ماده ۵۰ در تضاد مستقیم با جهت‌گیری سیاستی مورد مطالبه رهبری قرار دارد. به تعبیر بسیاری از تحلیلگران، این اقدام، نشانه‌ای از عقب‌نشینی دولت از مسئولیت زمین‌محور خود در تأمین مسکن است.

عقب‌گرد از عدالت فضایی و برنامه‌محوری

ماده ۵۰ نه‌تنها بُعد کالبدی برنامه هفتم را پشتیبانی می‌کرد، بلکه در عمل، پیوند میان عدالت فضایی و کارایی اقتصادی را برقرار می‌ساخت. حذف آن، شکاف میان مرکز و پیرامون را عمیق‌تر می‌کند. در حالی‌که شهرهای کوچک و مناطق مرزی ظرفیت توسعه و جمعیت‌پذیری دارند، تمرکز جمعیتی در چند کلان‌شهر به دلیل محدودیت عرضه زمین تشدید می‌شود. نتیجه، افزایش قیمت زمین، تورم مسکن، افت سرانه خدمات و گسترش حاشیه‌نشینی است.

کارشناسان می‌گویند دولت با این تصمیم، نه‌تنها از اجرای وعده ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی دور می‌شود، بلکه منابع زمین و سرمایه را در چرخه‌ای از انفعال اداری حبس می‌کند. از سوی دیگر، مجلس نیز در آزمون نظارت بر اجرای قانون قرار گرفته است؛ چراکه حذف ماده‌ای که خود از طراحان آن بوده، می‌تواند جایگاه قانون‌گذاری را تضعیف کند.

برنامه هفتم توسعه بدون ماده ۵۰، مانند ساختمانی است که زمین زیر پایش را برداشته باشند. نه منبع زمین دارد، نه منطق مالی مشخص، نه سازوکار نظارت‌پذیر. حذف این ماده، ستون اصلی عدالت فضایی و استقلال مالی در سیاست مسکن را فرو ریخته و چشم‌انداز خانه‌دار شدن اقشار متوسط را دورتر از همیشه کرده است.

برنامه‌ای که از زمین جدا شود، دیر یا زود از واقعیت جامعه هم جدا خواهد شد؛ زیرا هیچ توسعه‌ای روی زمین خالی نمی‌ایستد.

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۰۶۰۲۸۰۱۲:۱۶:۳۷ ۱۴۰۴/۸/۱۵
اغلب مجتمع های مسکونی که برای کارکنان دولت با زمین دولتی ساخته شده سند ندارد ! مثلا بیست سال از تاریخ تحویل آپارتمان گذشته ولی همچنان تعاونی مسکن برای تحویل سند اقدام نمی کند یا اینکه برای تنظیم سند از مالکان به قیمت امروز باج می خواهد ! چرا هیچ کس تعاونی های مسکن را مجبور نمی کند که دست از زیاده خواهی بردارند و سند املاک را تنظیم کنند ؟؟ ماجرا چیه ؟؟
ناشناس۴۰۶۰۳۵۶۱۴:۴۱:۲۹ ۱۴۰۴/۸/۱۵
باید دولت به کسانی که از روستا یا شهرهای خود به تهران و مراکز استانها مهاجرت کرده اند، در صورت برگشت به زادگاه خود وام ساخت مسکن و اشتغال بدهد. هم مشکل مسکن حل می شود، هم آلودگی و هم بسیاری از مشکلات دیگر.
ناشناس۴۰۶۰۳۵۷۱۴:۴۴:۰۷ ۱۴۰۴/۸/۱۵
با این گرانی ها سرسام آور مصالح ساختمانی و مزد کارگر و کارگر ماهر، حتی اگر زمین رایگان هم به مردم بدهند، بعید است که بتوانند سرپناهی برای خود بسازند. ضمن آنکه تامین آب،برق، گاز، تلفن.... هم به این سادگی ها میسر نیست.
ناشناس۴۰۶۰۲۸۵۱۲:۲۸:۱۷ ۱۴۰۴/۸/۱۵
در منطقه ما حدود 1500 واحد آپارتمان توسط ارگانها و ادارات دولتی ساخته شده بدون هیچ امکانات رفاهی در طرح اولیه یک باغ توت و زمین بایر کنار آن قرار بوده به ساخت پارک و مجتمع رفاهی اختصاص پیدا کنه 15 سال گذشته و این زمین و باغ از طرف ارگانهای مختلف حصار کشی می شود و تابلو ساخت مجتمع مسکونی نصب می شود ! بعد چندی تابلو برداشته می شود و تابلو دیگری نصب می شود ! کاملا مشخص است که ارگانها و ادارات مختلف برای تصاحب این زمین و باغ در حال جنگ و دعوا هستند و معلوم نیست بارگذاری این حجم از جمعیت در این منطقه بدون امکانات رفاهی چه توجیه منطقی یا شهر سازی یا ایمنی دارد اگر زلزله یا دیگر مشکلات خطرناک رخ بدهد تکلیف این جمعیت بدون فضای سبز و امکانات و مسیر فرار چیست ! ظاهرا طرح اولیه یعنی ساخته شدن پارک و مجتمع رفاهی و ورزشی کلا فراموش شده و باید منتظر باشیم که کدام نهاد قدرتمند تر عمل می کند ! شهرداری هم می گه تصمیم نهایی با جاهایی بالا تر از شهرداری است ولی منتظر پارک نباشید !
بنده خدا اصل۴۰۶۰۲۸۹۱۲:۳۵:۵۶ ۱۴۰۴/۸/۱۵
مقاله بسیار ارزشمندی بود . مشکلات زمین و مسکن را بیان کردید. اگر به مطالب زیر هم در مورد زمین و مسکن اشاره میکردید کامل میشد. ۱-نقش بساز بفروشها و عدم پرداخت مالیات واقعی از سوی آنان. ۲-فساد موجود در نحوه واگذاری زمین و صدور جوازساخت بخصوص در شهرهای بزرگ. تشکر
ناشناس۴۰۶۰۲۹۵۱۲:۴۹:۳۰ ۱۴۰۴/۸/۱۵
رشد جمعیت کشور کند شونده است و تقاضای موثر مسکن در حال کاهش. اینهمه مسکن خالی هم مانده با جیب خالی. برنامه های مسکن قبلی هم شد بنگاه داری بانکها و رسوب پولهای مردم و تورم. ادامه این سیاست شکست خورده دولت محوری برای توزیع رانت زمین و حمایت از تولید مسکن غلط است. مشکل درامد و تورم مردم را دولت حل کند مردم خودشان میدانند چه کنند.
مجتبی یارمحمدی۴۰۶۰۳۰۷۱۳:۲۵:۰۶ ۱۴۰۴/۸/۱۵
فقط یکی از شش برنامه توسعه قبلی را نام ببرید که تمام و کمال که نه ! ۳۰ درصدش اجرا شده باشد . آنوقت توقع کارآمدی داشته باشید .
ناشناس۴۰۶۰۳۷۲۱۴:۵۸:۱۱ ۱۴۰۴/۸/۱۵
ربطی ندارد
ناشناس۴۰۶۰۳۶۴۱۴:۴۹:۲۰ ۱۴۰۴/۸/۱۵
امام خمینی انقلاب را به دست نامحرمان و نااهلان نسپارید
ناشناس۴۰۶۰۷۰۵۰۸:۵۰:۵۷ ۱۴۰۴/۸/۱۶
۵۱ درصد شهروندان تهران مستاجر هستند چگونه انتظار دارید با این شرایط جوانان تمایل به ازدواج داشته باشند و موالید افزایش یابد وقتی برنامه‌ای ندارید برای جوانی جمعیت در ده سال آینده چرا از جمعیت ۲۰۰ میلیونی سخن می گویید.
صمصام۴۰۶۰۷۱۶۰۹:۴۱:۴۲ ۱۴۰۴/۸/۱۶
به چه زبانی باید بگویند که مسکن حق مردم نیست و شما بفهمید؟ به والله نیست به خدا نیست به قرآن محمد نیست که اگر بود امروز واژه فقر از ادبیات ایران حذف شده بود وقتی مجری قانون خودش قانون را زیر پا می‌گذارد و قانون گذار هم فقط نگاه می‌کند و دستگاه قضایی هم لام تا کام حرفی نمی‌زند این معنایش چیست؟ معنایش این است که مسکن حق مردم نیست.
yektanetتریبون

آخرین عناوین