خواستگاری عجیب در تهران

  4020908040 ۲ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱ تکراری یا غیرقابل انتشار

«وارد کلاس نیلوفر شدم و کیفش را مقابل چشم استاد و دانشجویان دیگر قاپیدم و فرار کردم تا او به دنبالم بیاید و من در محوطه دانشگاه زانو بزنم و از او خواستگاری کنم.» این گفته‌های عجیب پسری جوان است که به اتهام سرقت کیف یکی از دانشجویان در کلاس درس دستگیر شده است.

خواستگاری عجیب در تهران

به گزارش ایسنا، همشهری آنلاین نوشت:

این حادثه عجیب چند روز قبل در یکی از دانشگاه های تهران اتفاق افتاد. آن روز پسری جوان به نام سروش وارد یکی از کلاس‌ها شد و به سمت دختری دانشجو رفت. استاد دانشگاه با تعجب به پسر جوان نگاه می کرد و سروش ناگهان کیف دختردانشجو را قاپید و فرار کرد.

پس از این اتفاق بود که چند دانشجو به دنبال سروش دویدند و در حیاط دانشگاه وی را گیر انداختند. همان موقع ماموران حراست دانشگاه هم وارد عمل شدند و سروش را دستگیر کردند.

تحقیقات از پسر جوان به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت آغاز شد و او درباره انگیزه اش گفت: من در یک خانواده پولدار بزرگ شده‌ام اما دختری که عاشقش شده‌ام در یک خانواده فقیر.

وی گفت: خانواده من موافق ازدواج ما بودند اما خانواده نیلوفر در اوج ناباوری با این وصلت مخالفت کردند. من هم روز حادثه به دانشگاهی که نیلوفر در آنجا درس می خواند رفتم تا با برداشتن کیفش، او را به دنبال خودم بکشانم. فکر می کردم او به دنبالم می آید و من در حیاط دانشگاه و مقابل چشم هم دانشگاهی هایش زانو می زنم و از او خواستگاری می کنم اما به جرم سرقت دستگیرم کردند.

تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.

دیدگاه کاربران

ناشناس۳۳۰۷۷۰۴۱۲:۵۹:۴۴ ۱۴۰۲/۹/۸
من جای قاضی باشم حکم میدم به بستری شدن در کلینیک روانی...
ناشناس۳۳۰۷۹۲۹۱۴:۱۹:۴۸ ۱۴۰۲/۹/۸
از حرفای این پسره معلومه مخالفت خانواده دختر خیلی دقیق و درست بوده میگه ما که پولداریم، موافقیم و خانواده دختر بااینکه فقیر هستن، در اوج ناباوری، مخالف هستن! همین حرف نشون میده که این آقاپسر کلا همه چیز رو پول میبینه و نمیفهمه که عقل و شعور هم حسابه!
yektanetتریبون

آخرین عناوین