همبستگی ملی در مفهوم عام، محصول كاركرد و تعامل متناسب مردم، دولت و نهادهای اجتماعی است، كه حذف و بدكاركردی هر یک از نهادها، به كل همبستگی ملی خلل وارد میسازد و باعث ایجاد مانع در راه توسعه میشود. در کنار این، عامل خارجی عاملی عارضی یا صرفاً بیشتر شتاب دهنده به افول یا صعود همبستگی ملی است.
در جریان اعتراضات شهریور به این سو، دشمن سعی کرد تا شکاف هویتی و قومی را در ایران القا و تشدید کند و بعضاً چند قومیتی بودن را به عنوان زمینه تجزیه ایران وانمایی کند.
واقعیت آن است که وفاداری به آیینها و آواهای قومی در تضاد با همگرایی ملی قرار ندارد. داشتن هویتهای چندسطحی در ایران، كاملاً طبیعی است. هویتهای قومی لزوماً در تقابل با هویت ملی قرار ندارند و برخی از عناصر فرهنگ قومی، همچون آواهای كار، میتوانند در راستای همگرایی ملی هستند.
آواهای کار ناظر به سرودهایی است که اقوام مختلف در حین کار سر میدهند در عین تفاوت از یک مضمون برخوردار هستند. به همینسان مردم ایران با وجود داشتن گرایش ها و نیز دلمشغولیهای متفاوت، اما علیالاغلب در دینیبودن و ملی گرایی اشتراک عمیق داشته و همین عامل، عامل قومیتی را نیز در برگرفته است و نقش مؤثری در همبستگی ملی ایفا میکند. حضور بی مانند مردم در رخداد انقلاب اسلامی در سال ۵۷ اوج این همبستگی بوده است. انقلاب اسلامی در همان سال، بدون انکار قومیت، توانست قومیت و ملیت را در پرتو نگاه اسلامی، کلیت و وحدت ببخشد.
نیاز به توضیح نیست که دین بیشترین امکان و انرژی برای همدلی و فداکاری را در خود دارد. با وجود این، برخی اندیشمندان کوشیده اند تا جایگزینی برای این کارکرد و خصوصیت دین پیدا کنند.
برای نمونه، فیلسوف کاخ سفید، ریچارد رورتی، با اشاره به این که در جامعه غرب تفارق و تشتت از مرز عادی گذشته است و انسانها با بحران ذرّهای شدن مواجه شده اند، سعی کرد تا با تبیین «نظریه همبستگی» خود و بیان آن به عنوان یک «میز گفتگو»- که پیش از او هانا آرنت نیز گفته بود- برای بحران مزبور چارهجویی کند. اما واقع امر آن است که همبستگی می تواند پایه و پایان منفی داشته باشد. همبستگی در میان مادی گرایان، و قائلان به اخلاق بازاری اگرنه ناممکن،گذرا و سطحی است.
براستی صفوف بهم پیوسته نماز، تجمعهای میلیونی و ارزشی در ایران همچون راهپیمایی ۲۲ بهمن را هرگز نمیتوان با نظریه همبستگی رورتی و نظیر آن توجیه کرد.



