«گفتگو با استاد محسن کاشنی وحید»؛ نشر بهشت بهترین مدیر مدرسه

دکترعلی سرزعیم*،   3960814158

آقای کاشانی وحید مدیر دبیرستان نیکان است که تقریبا از ابتدای مدرسه تا زمان حال در این مدرسه حضور داشته و ناظر و بازیگر و از ابتدای انقلاب تصمیم گیر اصلی تحولات و همه نشیب و فرازهای اداره این موسسه بوده است.

بهترین مدیر مدرسه

«گفتگو با استاد محسن کاشانی وحید»

ناشر: موسسه مطالعاتی تعالی نسل، نشر بهشت، چاپ اول 1395

192 صفحه، 15000 تومان

****

وقتی نام مدرسه نیکان به میان می‌آید حرف‌های مختلفی در گوشه و کنار جامعه مطرح می‌شود. برخی می‌گویند که یک مدرسه ممتاز در شمال تهران است که فارغ التحصیلانش قبولی‌های خوبی در کنکور داشتند. کسان دیگری می‌گویند که مدرسه‌ای پیشرو در آموزش مذهبی در شمال تهران بوده است. دیگران می‌گویند که مدرسه‌ای است که فرزند بسیاری از مسئولان کشور در آنجا تحصیل کرده‌اند. برای مثال سید حسن خمینی، محمدرضا جلایی پور، فرزندان هاشمی رفسنجانی و لاریجانی نمونه کوچکی از این دسته آقازادگان هستند. شایعات و تحلیل‌ها در مورد این مدرسه منحصر به این موارد نیست اما سوال این است که واقعا مدرسه نیکان چه مدرسه‌ای است و چه هویتی دارد؟ چگونه ایجاد شده و چه سیاست‌هایی در آن به اجرا در آمده است؟

معمولا این سوالات پاسخ داده نمی‌شد و به همین دلیل تصورات و گاه توهمات در مورد این مدرسه و دیگر مدارس نخبه پرور کشور رواج داشت. خوشبختانه موسسه مطالعاتی تعالی نسل آستین همت بالا زده تا این مدارس را در اتاق شیشه‌ای قرار دهد و تجربیات آنها را مکتوب کند و آن را در اختیار دیگران قرار دهد. یکی از اولین محصولات تلاش‌های دست اندرکاران این موسسه کتاب «گفتگو با استاد محسن کاشانی وحید» است. آقای کاشانی وحید مدیر دبیرستان نیکان است که تقریبا از ابتدای مدرسه تا زمان حال در این مدرسه حضور داشته و ناظر و بازیگر و از ابتدای انقلاب تصمیم گیر اصلی تحولات و همه نشیب و فرازهای اداره این موسسه بوده است.

کتاب با مروری بر زندگی ایشان شروع می‌شود و چگونگی حضور در مدرسه علوی و پرورش در آنجا به تفصیل مرور می‌شود. در همان فصل بیان می‌شود که آقای کاشانی از همان سال فارغ التحصیلی یعنی سال 1346 معلمی را شروع می‌کند. نکته جالب توجه این است که روایت گری آقای کاشانی از زندگی خود کاملا معطوف به مقوله معلمی و الزامات آن است و در فرازهای مختلف به این مسئله اشاره می کند که چه کسانی ویژگیهای لازم برای معلم شدن را دارند و بقا در این شغل همراه با ادای درست وظیفه چه الزاماتی دارد.

در کتاب مشخص می شود که ایشان علاوه بر تجربه عملی، تحصیلات تکمیلی در حوزه مدیریت آموزشی را طی کرده است. همین امر موجب شده تا روح حاکم بر کل کتاب از این منظر باشد. مهمترین نکته‌ای که در این کتاب مطرح می شود نحوه مدیریت و سازماندهی امور مدرسه است. تاکید بر این امر آنقدر زیاد است که شاید تشریح محتوای آموزش و تربیت تا حد زیادی فدا شده است. البته این نقیصه می تواند در کتاب های دیگر جبران شود و روایت دیگر دست اندرکاران این مدرسه آن را تدارک کند ولی شرح مفصل و مبسوط نحوه تنظیم روابط در درون سازمان مدرسه و مسائل مرتبط با منابع انسانی و امور انگیزشی نقطه قوت و وجه تمایز این کتاب است که آن را از یک کتاب خاطره گویی صرف متفاوت می‌کند. اتفاقا این کتاب یک کتاب جدی در حوزه مدیریت آموزشی است که خاطرات و بیان نمونه هایی از تجربیات گذشته بر آن مبانی روح می بخشد و نکات کلی را معنا می‌دهد.

در فصل دوم ایشان به طور مبسوط در مورد شیوه گزینش افراد برای معلمی و چگونگی تربیت آنها در جهت تبدیل به معلم راهنما شدن سخن می گوید. ایشان به طور مشخص در مورد پیچیدگی نظام انگیزشی مناسب برای حفظ معلمان و استمرار حضور معلمان ممتاز سخن می گوید و تجربیات خود را به رایگان در اختیار می گذارد. تعریف نقش معلم راهنما و چگونگی رابطه مدیر با معلمان راهنما، معلمان راهنما با دیگر معلمان، دانش آموزان و معلم راهنما و رابطه معلمان راهنما با خانواده ها در این فصل بیان می‌شود.

فصل سوم به رابطه مدیر و فارغ التحصیلان اختصاص دارد که برای خوانندگان احتمالا بسیار مهم است زیرا یک خواننده کنجکاو می خواهد بداند که آیا این مدرسه مذهبی در اهدافش کامیاب بوده یا نه و این کامیابی با تداوم تربیت مذهبی بعد از خروج از مدرسه سنجیده می شود. لذا این سوال در اذهان همه خوانندگان کتاب هست اما هرچه در این باب کاوش می کند کمتر جواب می یابد و در کتاب به آن پرداخته نمی‌شود.

فصل چهارم به رابطه مدیر و خانواده های دانش آموزان اختصاص دارد. این فصل اگرچه بسیار کوتاه است اما بسیار محتواست زیرا ابتدا نحوه شکل گیری رابطه مدرسه با والدین را تشریح می کند و بعد این موضوع مطرح می شود که تحول زمانه موجب شده تا والدین از تحصیلات بالایی برخوردار باشند و انتظارات بالایی دارند. آقای کاشانی وحید این مسئله را بیش از آنکه یک تهدید بداند فرصتی برای تربیت بهتر دانش آموز قلمداد می کند. در انتهای کتاب موضوع روابط جنسی مطرح می شود و نگاه مدرسه نیکان در این باب بیان می گردد.

فصل پنجم که به مبانی تربیت دینی اختصاص دارد در واقع می بایست قلب کتاب باشد اما به نظر می رسد که حق آن آنگونه که باید ادا نشده است و شیوه های تربیتی به کار گرفته شده در مدرسه به طور کامل معرفی نشده است. فصل ششم توصیه های ایشان برای راه اندازی یک مدرسه مذهبی است. احتمالا برای همه کسانی که قصد تاسیس مدرسه دارند خواندن فصل ششم از اهمیت بسزایی برخوردار است و مصاحبه شونده تلاش کرده گل و چکیده تجربیات چند ده ساله خود را در آنجا منعکس کند.

کتاب همانند دیگر کتاب‌های موسسه مطالعاتی تعالی نسل به شکل بسیار زیبایی صفحه بندی و چاپ شده است. تقریبا هیچ اشکال تایپی در کتاب موجود نیست و اطلاعات مکمل در مورد افراد در پاورقی آمده و کتاب با تصاویری از روند زندگی مصاحبه شونده به پایان می‌رسد. در مجموع تدوین این کتاب و کتاب‌هایی از این دست را  باید گامی ارزشمند در جهت تدوین تجربیات ذی قیمت افرادی دانست که سخاوتمندانه عمر خود را صرف تعلیم و تربیت دانش آموزان این دیار کردند. اگر قرآن مهمترین ماموریت انبیا را تعلیم کتاب و تزکیه عنوان کرده، به راستی معلمان نیز رهپوی مسیر انبیا هستند. کسانی که دل به این راه می بندند و ظرفیت های وجودی خود را وقف این کار می کنند توفیقی داشته اند که ارزش آن قابل وصف نیست. بسیار حیف بود اگر تجربیات حاصله تدوین نمی شد و در اختیار عموم عرضه نمی گردید. شکر خدا اینک این فرصت برای بهره برداری ارزان و علنی و عمومی وجود دارد. آیا از این تجربیات به اندازه کافی استفاده خواهیم کرد؟

 

*دکترای اقتصاد

 

 

 

yektanetتریبون

آخرین عناوین