همه ما میدانیم که بخواهیم یا نخواهیم و باورکنیم یا نکنیم، از همان روزهای آغازین انقلاب اسلامی، دشمنی دیرینه نظام سلطه با کشور و مردم ما تشدید شد و ایران اسلامی از همان ابتدا تاکنون با انبوهی از توطئههای داخلی و خارجی مواجه بوده و هست، توطئههایی که تا این لحظه تقریبا بدون وقفه و در اًشکال مختلف ادامه یافته است.
از کودتا و آشوب و اغتشاش، تا تحریم و تهدید و ترور، از جنگ نظامی تا شبیخون فرهنگی و انواع فشارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و امثال آن که همچنان ادامه دارد.
به این ترتیب باید بپذیریم که انقلاب اسلامی ایران به خاطر ماهیت ضداستکباری، استقلال طلبی و عدالت خواهی خود، در طول حیات پرافتخارش همواره و البته با شدت و ضعف متفاوت، در شرایط بحرانی و به عبارت بهتر در وضعیت جنگی قرار داشته و دارد.
با عنایت به کینهورزی دشمنان قسم خورده این نظام بهنظر میرسد، رهایی از این وضعیت و پایان دادن به این منازعه که بین ایران اسلامی به نمایندگی از جبهه حق و دنیای غرب به نمایندگی از جبهه باطل شکل گرفته، تنها در سه حالت ممکن است و نمیتوان راه کار دیگری برای آن متصور شد.
اگرچه نابودی و متلاشی شدن نظام سلطه اولین و مطمئنترین راه کار به شمار میرود، اما بعید به نظر میرسد حداقل در کوتاه مدت چنین رخدادی محقق شود، به زعم دشمن راه کار دوم متلاشی ساختن نظام جمهوری اسلامی و ترجیحاً تجزیه خاک ایران عزیز است که با عنایت به شواهد و قرائنی نظیر؛ قدرت نظامی و مهمتر از آن حضور پرشور مردم در صحنههای مختلف دفاع از انقلاب اسلامی و رهبریهای داهیانه ولیامر مسلمین و همچنین وعدههای الهی مبنی بر پیروزی حق بر باطل، بروز چنین واقعهای نیز ناممکن است، اما راه کار سوم در واقع راهبردی است که کلید اصلی برونرفت از این شرایط محسوب میشود.
بر اساس این راهبرد مسئولین محترم باید به این باور برسند و بپذیرند که واقعاً کشور در شرایط جنگی قرار دارد و ساختار و سیستم را به شکلی اصلاح و یا حتی بازطراحی نمایند که پاسخگوی نیاز کشور در شرایط جنگی و بحرانی باشد.
در واقع تمام سیستم باید با فرض بر این که ممکن است کشور در شرایط تحریمی سخت تری قرار گیرد و یا جنگ با شدت بیشتری و به مدت طولانیتری ادامه یابد، در همه بخشها و موضوعات آرایش نظامی و تهاجمی به خود بگیرد.
قطعاً این مفهوم بدان معنا نیست که سیستم به آتش جنگ دامن بزند و یا مثلا به شکل مطلق از هرگونه مذاکره و مصالحهای با دشمن پرهیز نماید، بلکه همانگونه که اشاره شد باید به شکلی عمل نماید که نهتنها میزان وابستگی به دشمن در همه زمینهها را به حداقل برساند، بلکه با سرعت بخشیدن به روند خودکفایی (حداقل در اقلام و کالاهای اساسی و ضروری و حتی هایتک)، نوعی وابستگی متقابل به محصولات ایرانی در دشمن ایجاد نماید.
در واقع باید مؤلفههای قدرت در بخشهای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و بهخصوص علمی را چنان تقویت نماید که علاوه بر تأمین نیاز داخلی و فراهم نمودن شرایط و مزیتهای رقابتی در بازارهای بینالمللی، امکان تهدید را از دشمن سلب نماید.
این در حالی است که از گذشته دور اقتصاد ایران بر پایه صادرات تکمحصولی یعنی نفت پایهگذاری شده و اکثر مسئولین اجرایی نیزعلیرغم تذکرات مکرر امام شهید، به واسطه سهلالوصول بودن نسبی درآمدهای نفتی، هیچگاه در حد موردانتظار تلاش نکردهاند تا از خامفروشی نفت و سایر مواد معدنی و منابع طبیعی جلوگیری و ایجاد ارزشافزوده در این منابع را بهطوری جدی در دستور کار قرار دهند.
قطعاً عدهای از افراد خودتحقیر، مرعوب، نفوذی و فرصت طلبَ زالوصفت، دستیابی به چنین شرایطی را ناممکن اعلام خواهند نمود، اما اولاً نباید فراموش کنیم، پیشرفت کشورهایی مانند؛ ژاپن, آلمان، کره جنوبی و برخی از دیگر کشورها در سایه شرایط جنگی به وقوع پیوست.
ثانیاً بسیاری از کشورهای برتر اقتصادی از جمله؛ چین، هند، کره جنوبی، برزیل و حتی خود آمریکا نهتنها از هیچ مزیت برتریسازی نسبت به ما برخوردار نبوده و نیستند، بلکه برای رشد اقتصادی و صنعتی خود، شدیداً به واردات برخی از مواد اولیه مثل نفت و مواد معدنی از سایر کشورها وابسته هستند.
ثالثاً رشد و خوکفایی شگفتآور صنایع نظامی در کشور ما ثابت کرد که اگر واقعاً خود را در شرایط جنگی قرار بدهیم و باور داشته باشیم، اراده کنیم و عمل نماییم، قادر خواهیم بود، تجهیزاتی را تولید نماییم که در یک جنگ نامتقارن، حتی مدعیان قدرت برتر نظامی جهان را زمینگیر نماید؟
چه کسی باور میکرد کشوری که از تولید سیمخاردار هم عاجز بود، روزی بتواند موشک بسازد، موشکهایش را نقطهزن کند و موشکهای نقطهزنش را به موشکهای قاره پیما در انواع مختلف تبدیل نماید؟
چه کسی فکر میکرد که کشور ایران در شرایط تحریمی پهپادهایی بسازد که دشمن مدعی قدرت، باافتخار از طریق مهندسی معکوس اقدام به ساخت نمونه مشابه آن نماید.
چه کسی فکر میکرد صنایع دفاعی کشور ایران در چنین شرایطی بتواند به شکل کاملاً خودکفا، انواع محصولات نظامی را تولید و بخشهایی از آن را به دهها کشور مختلف جهان صادر نماید.
البته این خودباوری و خودکفایی در بخشهای دیگری مانند؛ کشاورزی، صنعتی، پزشکی، علمی و سایر عرصهها نیز به شکل کم یا زیاد صورت گرفته است، اما از آنجا که با توطئه دشمنان و افراد نفوذی، از ابتدا تاکنون امکان و اختیار واردات در سایر بخشها به اَشکال مختلف همچنان برای برخی افراد بعضاً فرصتطلب و زالوصفت حفظ شده است، لذا به نظر میرسد، احساس نیاز برای حرکت به سمت خودکفایی نسبی در این بخشها، هرگز همانند بخش نظامی به بلوغ کامل نرسید.
در هر حال همانگونه که اشاره شد دستیابی به چنین هدف بزرگی مستلزم آن است که در گام نخست قوای سه گانه آرایش جنگی به خود بگیرند و همزمان ضمن توجه به ضرورت انجام برخی اقدامات اساسی و بنیادین نظیر؛ اصلاح عملی و اصولی نظام تعلیم و تربیت، بهینهسازی منطقی نظام کنترلی و نظارتی و حذف افراد ناکارآمد، نفوذی و فرصتطلب از سیستم و سایر اقدامات ضروری، از هرگونه خامفروشی در موضوعات مختلف بهطور جدی اجتناب و با تولید مواد ثانویه و محصولات نهایی، با جدیت و سرعت بیشتر برای ایجاد ارزش افزوده در تولیداتمان تلاش نموده و در مسیر خوکفایی کالاهای اساسی گام بردارند.