آنچه در ادامه میآید، نه متن یک توافق نهایی، که تحلیلی مقدماتی از اصول حاکم بر کنش سیاسی و میدان مذاکرات است. تأکید میکنم این ارزیابی شخصی و غیررسمی است. هنوز توافق مدونی وجود ندارد و اختلافات کلیدی باقی است. شش اصل تحلیلی:
1- فقدان توافق و اصل عدم عقبنشینی
برخلاف شایعات، توافقی امضا نشده و مذاکرات ادامه دارد. در هندسۀ فعلی، این آمریکاست که باید کوتاه بیاید. بهتعبیر دبیر شورای عالی امنیت ملی، «عقبنشینی» در قاموس ایران جایی ندارد. متون ردوبدلشده غیرمتعهدآور است. اگر اصول ایران تأمین نشود، توافقی شکل نمیگیرد و اعلام رسمی منوط به نهاییشدن همۀ جزئیات است.
2- مذاکره به مثابه تاکتیک در میدان جنگ
توهم صلح نکنید. فضای جنگی تمامعیار و وضعیت «آستانهای» ادامه دارد. حتی در صورت توافق، حداکثر شاهد یک «آتشبس تاکتیکی» چندماهه خواهیم بود، نه پایان خصومت. رویکرد تصمیمسازان، نگاه به توافق بهعنوان «ابزاری جنگی» برای خرید زمان، کسب منابع مالی و ترمیم آسیبهای داخلی است. هدف، تقویت موضع برای رویاروییهای آتی و کاهش بسترهای اغتشاش و ضربۀ نظامی دشمن است. صلحی در کار نیست؛ این صرفاً مانوری در دل جنگ مستمر است.
3- اجماع سیاسی و اشراف کامل حاکمیتی
کشور دچار ازهمگسیختگی یا تصمیمسازی پنهانی نیست. تحلیل معاملۀ زیرزمینی بر سر تنگۀ هرمز یا مسائل راهبردی، از اساس بیاطلاعی است. سازوکار نظام بهگونهای است که پس از مباحثات کارشناسی، تصمیم نهایی در عالیترین سطح گرفته و برای همه فصلالخطاب میشود. این اشراف راهبردی، بهویژه در مسائل نظامی-امنیتی، تضمینکنندۀ وحدت رویه است.
4- عدم تکرار تجربۀ برجام
این تحلیل که برجام تکرار میشود، به دو دلیل مردود است:
نخست آنکه تیم امروز از جنس مدیران میدان نبرد است، نه معتقدان به صلح با آمریکا. اینان آمریکا را «دشمنی شیطانصفت» و بدعهد میدانند و در پی عادیسازی روابط نیستند، بلکه آمادۀ شهادتاند.
دوم آنکه بیاعتمادی به آمریکا، فرمت مذاکرات را تغییر داده است. برخلاف گذشته، این ایران نیست که اقدام اعتمادساز انجام دهد؛ این آمریکاست که باید نخست گامهای اعتمادساز بردارد. پیش از آن، دهان ایران در پروندۀ هستهای بسته است.
5- بحران اجرا و تداوم چالشها
توافق نقطۀ پایان نیست، که تازه ابتدای چالش اجراست. دشمن از ساعات اولیه به دنبال نقض خواهد بود، اما سناریوهای مقابل طراحی شده. رژیم صهیونیستی با آگاهی از ضرر راهبردی، در لبنان به دنبال معادلات جدید است. آنچه تغییر کرده، فهم قدرت ایران است؛ ایرانی که دو بار جنگیده، طرحهای نظامی را خنثی کرده و تنگۀ هرمز را در مشت دارد. امروز ترامپ التماس مذاکره میکند، اما جرأت تهدید نظامی ندارد.
6- هستهای؛ خط قرمز به تأخیر افتاده
مذاکرات فعلی غیرهستهای است. تا واشنگتن تعهدات یکجانبۀ اعتمادساز را اجرا نکند، ایران وارد فاز هستهای نخواهد شد. خروجی مراحل بعدی نیز باز و منوط به حفظ خطوط قرمز و مصالح نظام است. اگر اقدام اعتمادساز انجام نشود، پروندۀ هستهای بسته میماند.
اصول حاکم بر هر توافق احتمالی
(چارچوب اعتمادساز معکوس)
اگر توافق شود، مبنا الزام دشمن به عقبنشینی است. ایران سند پیروزی در جنگ را با این اصول تخلفناپذیر تنظیم کرده:
- توقف عملیات نظامی در همه جبههها با ضمانت آمریکا؛ هر حملۀ اسرائیل به مقاومت، نقض توافق از سوی کاخ سفید است.
- تنگۀ هرمز به روش سابق باز نمیگردد؛ تردد منوط به پروتکل ایران (مسیر ورود و خروج، هزینه خدمات و منع حمل تهدیدات) است.
- رفع کامل محاصره و بازگشت عبورومرور بنادر به وضع پیش از جنگ.
- آزادسازی همزمان داراییهای بلوکهشده در حسابهای مورد تأیید تهران.
- تعلیق تحریمهای نفتی و صادرات آزاد نفت.
تنها با اجرای این پنج گام، ایران ممکن است وارد مذاکرۀ هستهای شود و تا آن زمان هیچ محدودیتی اعمال نشده و نخواهد شد. این چرخش تاریخی قدرت است؛ امروز ماییم که برای دشمن «اقدامات اعتمادساز» تعیین میکنیم. اگر دشمن تمکین کرد، پیروزی تاریخی ملت ایران رقم خورده، و اگر نکرد، بر مواضع قدرت استواریم و جنگ برای تقویت بنیۀ نبرد قهرمانانه ادامه مییابد.
*مشاور راهبردی رییس مجلس