تحلیلی بر حمله هوایی آمریکا به مواضع حشد الشعبی عراق آمریکایی‌ها در عراق «نفوذ» ندارند، بلکه در «محاصره» گروه های مقاومت هستند

سعیده اسکندری،   3981010087 ۳ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲ تکراری یا غیرقابل انتشار

عراق در روزها و ماه های اخیر، شرایط پرتنشی را تجربه کرده است. این کشور مدتی است که با اعتراضات مردمی رو به رو است. معترضان در ابتدا، نسبت به فساد حاکم بر کشورشان و شرایط بدِ معیشتی خود، اعتراض داشتند. با این حال، اعتراضات عراق به تدریج ماهیتی گسترده تر به خود گرفت و عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق را مجبور به استعفا کرد. اخیرا نیز برهم صالح رئیس جمهور عراق در واکنش به کاندیدای مطرح شده از سوی یکی از جریان های سیاسی عراق جهت تصدی پست نخست وزیری این کشور گفت آماده است تا استعفا دهد. با این حال، در جدیدترین تحول، شماری از پهپادهای آمریکایی، مواضع گردان های حزب الله عراق که وابسته به حشد الشعبی هستند را در شهر مرزی القائم استان الانبار هدف قرار دادند(پهپادهای آمریکایی به پنج هدف حمله کردند که از میان آن ها 3 هدف در عراق و دو هدف دیگر در سوریه بودند). امری که منجر به شهادت رسیدن و مجروح شدن شماری از اعضای این گروه شد. مقام های آمریکایی(بخصوص در پنتاگون)، حمله به مواضع حشد الشعبی را پاسخی تلافی جویانه از سوی این کشور نسبت به حملات راکتی آنچه گروه های شیعی مورد حمایت ایران به مواضع نظامیان آمریکایی عنوان شده، توصیف کرده اند. از این رو، واکاوی ریشه های تشدید تنش ها میان نیروهای آمریکایی و گروه هایی نظیر حزب الله عراق و حشدالشعبی ضروری به نظر می رسد.

دونالد ترامپ از زمان روی کار آمدن به عنوان رئیس جمهور آمریکا، مفهومی تحت عنوان اِعمال "فشار حداکثری/Maximum Pressure" را بر علیه آن دسته از کشورها و گروه هایی که وی آن ها را دشمن آمریکا می داند، به کرات استفاده کرده است. در این زمینه به طور خاص می توان به فشار حداکثری آمریکا علیه کره شمالی، ونزوئلا، کوبا و ایران، اشاره کرد. در این میان، دونالد ترامپ حساسیت خاصی را نسبت به ایران نشان داده است.

نفوذ منطقه ای قابل توجه ایران که تا حد زیادی نشات گرفته از قدرت نرم این کشور در منطقه خاورمیانه است، موجب شده تا واشنگتن به صورت جدی راه تقابل با تهران را در پیش بگیرد(اهمیت راهبردی خاورمیانه، بر شدت تنش ها میان دو طرف افزوده است). نوعِ نگاهِ مستقل و مبتنی بر مقاومتِ ایران، نگرانی جدی برای مقام های آمریکایی محسوب می شود. از این رو، دولت ترامپ، تحریم های شدیدی را بر علیه ایران و دیگر گروه های مقاومت نظیر حزب الله لبنان، حزب الله عراق، عصائب اهل حق، و همچنین حشد الشعبی، وضع کرده است. حال در این شرایط، دولت آمریکا انتظار دارد شرایط را به طور ظالمانه بر علیه ایران و گروه های مقاومت سخت کند، و آن ها هم نسبت به این رویکرد آمریکا موضعی منفعلانه اتخاذ کنند و در نهایت تسلیم آن چیزی شوند که واشنگتن می خواهد.

این در حالی است که وقوع چنین امری در عرصه عمل، فاصله زیادی با واقعیت دارد. از این منظر، آغازگرِ تنش ها در منطقه، ایالات متحده آمریکا و نه گروه های مقاومت هستند. از سویی، پنتاگون اعلام کرده حمله به مواضع حشدالشعبی، حمله ای تلافی جویانه در پاسخ به حملات راکتی به پایگاه های آمریکایی بوده است. خودِ این گزاره جای سوال دارد: چرا نیروهای آمریکایی که در خاک کشوری دیگر حضور دارند و حتی زمانیکه به آن کشور(عراق) حمله کرده اند، این اقدام را غیرقانونی و بدون اخذ مجوز از شورای امنیت انجام داده اند، این حق را برای خود قائلند که باید امنیت کامل داشته باشند. آمریکایی ها بیش از 18 سال است که در افغانستان حضور دارند، اما در شرایطی فعلی بیش از هر زمان دیگری در ناامنی به سر می برند و در به در با طلبِ کمک از طرف های منطقه ای سعی دارند به توافق صلح با طالبان برسند و ازاین کشور خارج شوند. از این رو، اشغالگر و نیروی متجاوز حق ندارد از نیروهایی که در سرزمین خود حضور دارند بخواهد تا به امنیت آن احترام بگذارند. بر اساس حقوق بین الملل، حق دفاع در برابر تجاوز، تا رفع آن، کاملا مشروع است. از این رو، اقدام اخیر آمریکا اگر با این استدلال انجام شده که واکنشی به فلان اقدام علیه نیروهای آمریکایی مستقر در عراق بوده، کاملا غیرمنطقی است و  از بنیان حقوقی برخوردار نیست.

این حمله به احتمال زیاد نه تنها موجب تضعیف گروه های مقاومت نخواهد شد، بلکه بر عکس، محدودیت های بیشتری را برای نیروهای آمریکایی به همراه خواهد داشت. اخیرا "دنیل ای دیویس" سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و عضو ارشد انیسیتو اولویت های دفاعی/Defense Priorities در گزارشی که برای پایگاه خبری نشنال اینترست با عنوانِ"هشت سال پیش کسی به افشاگری من در مورد دروغ های دولت آمریکا در رابطه با جنگ افغانستان گوش نداد، آیا اکنون کسی گوش می دهد؟" نوشته است، هشدار داده: "جنگ افغانستان محصولِ دروغگویی مقام های سیاسی و نظامی آمریکاست. ما باید هر چه سریع تر به جان فشانی هایِ پوچ و بی معنیِ دختران و پسرانمان در خاک افغانستان خاتمه دهیم".

این گفته مقام نظامی آمریکا تا حد زیادی سرنوشت احتمالی حضور نظامیان آمریکایی در عراق را نیز به ما نشان می دهد. این جنگ هم با دروغ مسوولان آمریکایی آغاز شد(به بهانه یافتن تسلیحات کشتار جمعی)، با فریبکاری آن ها ادامه پیدا کرد(آن ها منابع نفتی را در کنترل گرفتند)، و موجب ریخته شدن خون سربازان آمریکایی در راستای اهداف موهوم سران کاخ سفید شد(حداقل در این مورد، آمریکا یک دشمن مهم جمهوری اسلامی ایران یعنی صدام حسین را با دستِ خود برکنار کرد و راه را برای افزایش نفوذ تهران در این کشور هموار ساخت). اکنون هم، آمریکایی ها نه تنها نفوذ آنچنانی در عراق ندارند، بلکه در محاصره گروه های مقاومت هستند و همانطور که ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی خود می گوید: "آمریکا 7 تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کرده اما هیچ چیزی به دست نیاورده است". فراموش نکنیم که هواپیمای حاملِ رئیس جمهور آمریکا، چند ماه قبل در جریان سفر به پایگاه عین الاسد در عراق، مجبور شد به دلایل امنیتی با چراغ خاموش فرود کند که مواردی از این نوع، حاکی از پیروزی آمریکا در خاک عراق نیستند.

اضافه بر این، پس از حمله اخیر پهپادی آمریکا، انتظار می رود شرایط برای این کشور و نیروهای آن در منطقه بیش از پیش سخت تر شود. گروه های مقاومتِ مردمی در منطقه خاورمیانه، ایالات متحده آمریکا را دشمنی می بینند که به دنبال تحمیل نظمی متناسب با ارزش های خاص خودش بر منطقه است. از این رو، انتظار می رود هماهنگی جبهه مقاومت برای مقابله با اقدامات آمریکا بیش از پیش تقویت شود و آمریکایی ها مجبور شوند برای دفاع از منافع خود، هزینه های بیشتری را بپردازند. در این رابطه "ست جی فرانتسمن" در مقاله ای با عنوان "احتمال درگیریِ بیشتر آمریکا در جنگ عراق پس از حمله به مواضع حشد الشعبی وجود دارد" در پایگاه خبری نشنال اینترست می گوید: "آمریکا با نیت بازدارندگی دست به حمله پهپادی زده اما احتمالا این اقدام نتیجه عکس خواهد داد و مشکلات بیشتری را برای این کشور در عراق و کل منطقه به وجود می آورد".