«پایکوبی»؛ محمد کشاورز؛ چشمه «پایکوبی»: آمیزه‌ای از وهم و حقیقت

علیرضا پژمان،   3960808078

دست کم تمام 11 داستان «پایکوبی» با رویکردی رئالیستی به نگارش درآمده‌اند، اما این رئالیسم از آن گونه نیست که داستان‌ها را به جهان عینی و بیرونی محدود کند. ویژگی که در قریب به اتفاق آثار «پایکوبی» دیده می‌شود، نوعی مواجه با امر شگفت است.

«پایکوبی»: آمیزه‌ای از وهم و حقیقت

«پایکوبی»

نویسنده: محمد کشاورز

ناشر: چشمه، چاپ اول 1395

108 صفحه؛ 8500 تومان

 

 ****

 

محمد کشاورز نویسنده‌ی شناخته شده‌ای است. سه مجموعه داستان‌ او یعنی «پایکوبی»، «بلبل حلبی» و «روباه شنی» هر یک به نحوی مورد توجه و تحسین قرار گرفتند. اولین اثر این نویسنده شیرازی مجموعه داستان «پایکوبی» است که اول بار در سال 1374 منتشر شد.  کتابی شامل نه قصه با نام‌های: شهود، آخرین تصویر، طعمه، دل گم‌شده، تیغ و آینه، پرنده‌ی روشن، سرگیجه، آب و آتش، شب شغال، پایکوبی، مثل شب‌های دیگر. نخستین داستان این مجموعه یعنی «شهود» مورد توجه کانون ادبی گردون قرار گرفت و به همین واسطه «پایکوبی» برنده جایزه ادبی گردون شد. محمد کشاورز با دومین مجموعه داستانش «بلبل حلبی» توانست جایزه ادبی اصفهان، جایزه فرهنگ پارس و جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی را به دست آورد. آخرین مجموعه داستان این نویسنده «روباه شنی» سال گذشته در سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.

نشر چشمه «پایکوبی» نخستین کتاب محمد کشاورز را سال گذشته دوباره روانه‌ی بازار نشر کرد. می‌گویند اولین اثر هر نویسنده‌ای از جای درستش می‌جوشد. با این‌که «پایکوبی» اولین کتاب منتشر شده‌ی کشاورز است اما از سویی می‌توان گفت بیش از آثار دیگرش زبان و رویکرد او نسبت به داستان کوتاه را نمایندگی می‌کند. محمد کشاورز کوتاه نویس است. او در عرصه داستان کوتاه تجربه‌های متفاوتی را پشت سر گذاشته است و سال‌هاست به هویتی مستقل دست یافته است. با این توضیح جالب است که بدانیم او در نخستین مجموعه داستانش به وجوه مهمی از جهان داستانی‌اش که اکنون هویت او را شکل داده‌اند، دست پیدا کرده بود.

داستان‌های «پایکوبی» همچنان که گفته آمد، جهان داستانی کشاورز، و همین طور رویکرد او به فرم روایی داستان کوتاه را تا حدود زیادی آشکار می‌کند. اما جهان داستانی آثار مجموعه «پایکوبی» چگونه جهانی است؟ در وهله‌ی نخست ما این جهان داستانی را به واسطه مصالحی که نویسنده به کار برده است، جهانی رئالیستی درمی‌یابیم. داستان‌های کشاورز، دست کم تمام 11 داستان «پایکوبی» با رویکردی رئالیستی به نگارش درآمده‌اند، اما این رئالیسم از آن گونه نیست که داستان‌ها را به جهان عینی و بیرونی محدود کند. ویژگی که در قریب به اتفاق آثار «پایکوبی» دیده می‌شود، نوعی مواجه با امر شگفت است. رئالیسم در این داستان‌ها گاه آمیزه‌ای است از وهم و حقیقت. این همنشینی رویا/کابوس با آنچه ما نام واقعیت بر آن نهاده‌ایم بعضی از داستان‌های «پایکوبی» به عنوان مثال داستان هفتم این مجموعه یعنی «سرگیجه» را به اثری شهودی و دیریاب بدل می‌کند.

شخصیت‌های مخلوق کشاورز نمی‌دانند در گام بعدی چه اتفاقی روی می‌دهد، انگار که در تاریکی مطلق قدم بزنند. از این جهت شاید بهتر باشد بگوییم کاراکترهای این داستان‌ها، شخصیت‌هایی گاه ضعیف، ترسو و البته واقعی هستند. خود نویسنده می‌گوید: «من زیاد براى انسان كاملى كه مدام از آن بحث مى شود اعتبارى قائل نیستم. آدم‌ها در داستان‌هاى من در كنار سایر كنش‌ها و واكنش‌هاشان به سمت نوعى خودویرانگرى نیز مى‌روند. من از راوى بى نقص بدم مى آید از اینكه راوى اول شخص داستان ها بى نقص باشد - درست مثل شخصیت اول فیلم‌هاى فارسى- بدم مى‌آید. بنابراین سعى كرده‌ام در من راوى نوعى شكست ایجاد كنم تا از این بیمارى "بدون نقص" بودن رها شود به هر حال ما باید گاهى وقت‌ها توان پذیرفتن گفته و یا عقیده دیگرى را به عنوان گفته و عقیده برتر بپذیریم چرا كه ممكن است آنها قضیه را از زاویه‌اى بهتر ببینند به همین دلیل اینكه شما فكر مى‌كنید گاهى شخصیت‌ها داستان‌ها را پیش مى‌برند به همین مسئله بازمى‌گردد یعنى وقتى شخصیت اقدام به خودویرانگرى مى‌كند و خودش را مى‎‌شكند ما دیگر به عنوان شخصیتى بدون نقص و یا شخصیتى برتر به او نگاه نمى‌كنیم و در نتیجه مخاطب خیلى راحت‌تر با آدم‌ها و متن اخت مى شود، خواننده بهتر با آن آدم كنار مى‌آید و بهتر با آن حركت مى كند و اصلا این شخصیت براى او باورپذیرتر خواهد بود.»

در مجموعه داستان‌های «پایکوبی» به کرات به شخصیت‌هایی برمی‌خوریم که  فلانری اوکانر «انسان له شده» توصیف‌شان می‌کند. شخصیت‌هایی که نمی‌توانند میان انچه در ذهن دارند و واقعیت‌ها و پیشامدهای زندگی‌شان تناسبی موزون به وجود بیاورند. نکته‌ی طنز این ماجرا در کارهای «پایکوبی» روند غیر قابل پیش بینی رویدادها است. به عنوان مخاطب این آثار انتظار هر گونه تغییر را داشته باشید، چرا که روزگار آدم‌های جهان داستانی کشاورز در این کتاب، روزگاری است شدیدا دست‌خوش سرنوشتی مامعلوم و نامشخص. شاید به همین دلیل است که می‌توان یکی از مهمترین سوژه‌‎های محمد کشاورز در مجموعه داستان «پایکوبی» را اضطراب دانست. «اضطراب» آنچنان به لحاظ تماتیک در وجود این داستان‌ها تنیده شده است، که می‌توان از آن به عنوان سوژه اصلی و موضوع محوری «پایکوبی» یاد کرد.

اگر از محمد کشاورز تا به امروز کتابی نخوانده‌اید، 11 داستان مندرج در «پایکوبی» جهان داستانی این نویسنده را به خوبی برای‌تان عیان خواهد کرد.