جفری ساکس: آمریکا نمی‌تواند ایران را شکست دهد

  4050727054

جفری ساکس در پارلمان اروپا با انتقاد از سکوت رهبران اروپایی در برابر حمله متجاوزانه آمریکا علیه ایران، تأکید کرد واشنگتن قادر به شکست ایران نیست و نسبت به نظامی‌گری اروپا و خطر تشدید تنش‌های جهانی هشدار داد.

جفری ساکس: آمریکا نمی‌تواند ایران را شکست دهد

به گزارش ایسنا، جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا در سخنرانی خود در پارلمان اروپا درباره جنگ متجاوزانه آمریکایی - صهیونی علیه ایران گفت: «من حتی یک کلمه هم از اروپایی‌ها درباره حمله آمریکا علیه ایران نشنیدم، اما تا دلتان بخواهد درباره حملات ایران به تاسیسات آمریکا در منطقه، اروپایی‌ها انتقاد داشتند.»

او افزود: «هیچکس در اروپا نگفت که آمریکا نباید جنگ علیه ایران را شروع می‌کرد. آمریکا، ایران را بمباران کرد و مردمش را کشت. هیچ دلیلی برای هیچ یک از این جنگ‌ها وجود ندارد. تنها مقام ارشدی که در اروپا علیه این جنگ صحبت کرد، پدرو سانچز نخست وزیر اسپانیاست.»

وی افزود: «اروپا کجای این وضعیت است؟ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با این ایده که همان کاری را که درباره ونزوئلا انجام داد و نیکولاس مادورو را ربود، درباره ایران هم انجام می‌دهد، وارد جنگ شد. او گفته بود حالا همه درآمدهای نفتی ونزوئلا را دارم پس بیایید با ایران هم همین کار را بکنیم.»

ساکس ادامه داد: «واضح است که آمریکا نمی‌تواند ایران را شکست دهد.»

این اقتصاددان آمریکایی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «دلیلی برای جنگ با روسیه نیست؛ دلیلی برای جنگ با چین هم نیست؛ و به‌هیچ‌وجه دلیلی برای نسل‌کشی در غزه نیست. مهمتر از همه، با ظهور آسیا و با ظهور چین و بازگشت حیات اقتصادی این موضوع درباره چین، هند، جنوب شرق آسیا و آسیای مرکزی صادق است. در قرن بیستم، کنترل بریتانیا بر هند و کنترل موثر غرب بر بخش بزرگی از چین وجود داشت. جنگ داخلی بزرگ چین، معروف به شورش تایپینگ، به کشته شدن ده‌ها میلیون نفر منجر شد.»

وی در ادامه گفت: «در نظم جدید جهانی، آمریکا یک طرف است و کشورهای بریکس شامل چین، روسیه و دیگران طرف دیگر قرار دارند. در حال حاضر چهار ابرقدرت وجود دارد آمریکا، روسیه، چین و هند. می‌خواهم آمریکا، هند، چین و روسیه همکاری کنند. بلوک‌بندی نمی‌خواهم. دلیلی برای مخالفت با چین نمی‌بینم. چین فقط می‌خواهد وضعیت عادی داشته باشد. دکترین آمریکایی این است که چین نباید به اقیانوس آرام دسترسی داشته باشد؛ به آن «زنجیره اول جزایر» می‌گویند. این دیوانگی است.»

جفری ساکس در ادامه به مساله غزه می‌پردازد و آن را نسل‌کشی می‌نامد. نظر او هم مانند نظر کمیسیون تحقیق سازمان ملل متحد و انجمن بین‌المللی محققان است که اتفاقات روی داده در غزه را نسل‌کشی اعلام کردند.

وی افزود: « «دلیلی برای نسل‌کشی در غزه وجود ندارد.»

جفری ساکس در سخنرانی خود در پارلمان اروپا به قاره سبز در مورد آینده تاریکش هشدار داد و گفت: «اروپا در حال جایگزینی استراتژی اقتصادی با نظامی‌گری است.»

این اقتصاددان آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا همچنین گفت: «در حالی که هزینه‌های انرژی سرسام‌آور است و جوانان در سراسر فرانسه و آلمان و دیگر کشورهای اروپایی اعتراض می‌کنند، رهبران این کشورها میلیاردها دلار برای موشک‌ها هزینه می‌کنند.»

بخش اصلی صحبت‌های جفری ساکس خطاب به پارلمان اروپا درباره هشدار هسته‌ای بود. ساکس به بحران موشکی کوبا و آمریکا در دوران جنگ سرد اشاره کرد و گفت: «جان اف کندی، رئیس جمهور پیشین آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی در ژوئن ۱۹۶۳ هشدار داد که قدرت‌های هسته‌ای باید از رویارویی‌هایی که دشمن را مجبور به انتخاب بین عقب‌نشینی تحقیرآمیز و جنگ هسته‌ای می‌کند، اجتناب کنند.»

روسیه در حال حاضر حدود ۱۶۰۰ کلاهک هسته‌ای راهبردی مستقر دارد. به گفته او، طبقه سیاسی اروپا درباره تحقیر کردن روسیه طوری حرف می‌زند که انگار دیگران درباره نتیجه یک مسابقهٔ فوتبال حرف می‌زنند. ساکس اسم کسانی را که چنین مواضعی دارند می‌برد؛ کاری که بیشتر مفسران جرات انجامش را ندارند. بعد هم نکته‌ای را مطرح می‌کند که باید به بحث پایان دهد: «اگر کارشناسانی که به ما اطمینان می‌دهند تهدیدهای هسته‌ای بلوف است اشتباه کنند، دیگر زنده نخواهند بود که درباره پیامدش اظهار نظر کنند.»

بر اساس گزارش سازمان «شفافیت بین‌الملل»، اوکراین در زمره‌ فاسدترین کشورهای اروپا رده‌بندی شده بود. اوکراین سابقه‌ای مستند به عنوان مبدا قاچاق انسان داشت و از نظام بانکی و سیاسی‌ای برخوردار بود که نامش را با پولشویی مترادف کرده بود. اوکراین حتی پیش از آغاز جنگ در فوریه ۲۰۲۲ هم کشوری بود که از نظر بین‌المللی، فاسد بود.

در ۲۱ فوریه ۲۰۱۴، وزرای خارجه‌ آلمان، فرانسه و لهستان میانجی توافقی میان «ویکتور یانوکوویچ» رئیس جمهور سابق اوکراین و جناح مخالف شدند که شامل تشکیل دولت وحدت ملی و برگزاری انتخابات زودهنگام می‌شد اما این توافق در کمتر از یک روز از هم پاشید، یانوکوویچ گریخت و واشنگتن نیز تحولات پس از آن را بدون کوچکترین اشاره‌ای به فرآیندهای قانونی و اساسی، به رسمیت شناخت.

جفری ساکس این رویداد را یک «کودتا» می‌نامد، اما دیگران آن را «انقلاب کرامت» می‌خوانند. آنچه مورد مناقشه نیست این است که یک توافق‌نامه اروپایی امضا شده، ظرف بیست و چهار ساعت بی‌اثر شد و قدرت‌های اروپایی که شاهد آن بودند، هیچ نگفتند. ساکس می‌گوید ویکتوریا نولاند، معاون امور سیاسی آنتونی بلینکن، وزیر امور سابق خارجه آمریکا پنج میلیارد دلار هزینه کرد تا این وضعیت را رقم بزند. آن پنج میلیارد دلار رقمی بود که نولاند شخصا در سخنرانی دسامبر ۲۰۱۳ به عنوان مجموع کمک‌های آمریکا به اوکراین از سال ۱۹۹۱ به بعد ذکر کرد، نه بودجه‌ای برای تغییر دولت این کشور. اما شواهدی وجود داشت که نیازی به اغراق نداشت و از پیش ثبت شده بود. هفته‌ها پیش از سقوط یانوکوویچ، در یک تماس تلفنی فاش‌شده میان نولاند و جفری پیات، سفیر آمریکا در کی‌یف، شنیده شد که آنها در حال تقسیم مناصب در دولتی هستند که هنوز در اوکراین تشکیل نشده بود.

آن تماس هرگز تکذیب نشد و دقیقا نشان می‌دهد چه کسانی تصور می‌کردند که در حال انتخاب دولت بعدی اوکراین هستند. سپس مساله «مینسک» پیش می‌آید. به گفته ساکس، توافق «مینسک ۲» تلاشی از سوی روسیه برای تصرف اراضی نبود. این توافق اوکراین را ملزم می‌کرد که قدرت را به مناطق شرقی تفویض کند و شورای امنیت نیز با قطعنامه ۲۲۰۲ به اتفاق آرا آن را تایید کرد. اما این توافق هرگز اجرایی نشد. آنگلا مرکل، صدراعظم وقت آلمان در ۷ دسامبر ۲۰۲۲ به نشریه «دی‌سایت» گفت که توافق مینسک تلاشی برای دادن زمان به اوکراین بوده و اوکراین از این فرصت برای تقویت خود استفاده کرده است. فرانسوا اولاند، رئیس جمهور پیشین فرانسه نیز در پاسخ به پرسش روزنامه کی‌یف ایندیپندنت، درباره اینکه آیا حق با مرکل بوده، تایید کرد که چنین است و افزود که ارزش این توافق‌ها در فرصتی بود که برای ارتش اوکراین فراهم کردند.

اولاند و مرکل که ضامن این توافق صلح بودند، بعدها در ملاءعام آن را ابزاری برای خریدن زمان جهت آماده‌سازی برای جنگ توصیف کردند.

جفری ساکس در بخش پایانی صحبت‌هایش همچنین به اقتصاد رو به زوال اروپا پرداخته و می‌گوید: «رهبران اروپا دیگر چشم‌انداز اقتصادی ندارند. هیچ پاسخی برای کارخانه‌های در حال تعطیلی، هیچ پاسخی برای این مساله وجود ندارد که هزینه‌های انرژی شرکت‌هایی که هنوز سرپا هستند نادیده گرفته می‌شود، هیچ برنامه‌ای برای آنچه این قاره در ۲۰ سال آینده می‌سازد یا می‌فروشد یا می‌سازد، وجود ندارد. اما در این بین کارخانجات تسلیحات‌سازی اروپا همچنان با قدرت کار خود را در تولید تسلیحات ادامه می‌دهند و اکنون از تجدید تسلیحات به گونه‌ای صحبت می‌شود که گویی یک استراتژی است، نه اعتراف به اینکه هیچکس استراتژی ندارد.»