جاذبه کشنده فساد در سازمان ها

گروه تعاملی الف،   4050723011
جاذبه کشنده فساد در سازمان ها

گروه تعاملی_ دکتر مرتضی گودرزی

سازمان‌ها نیز مانند موجودات زنده بیمار می‌شوند؛ اما برخی بیماری‌ها نه از ضعف، بلکه از «نفوذ هدفمند» سرچشمه می‌گیرند. استعاره‌ «سازمان به مثابه موجود زنده» اگرچه بر سازگاری و بقا تأکید دارد، اما از تبیین یک پدیده‌ی خطرناک ناتوان مانده است: بیماری عمدیِ هسته‌ی تصمیم‌گیر.

 انگل توکسوپلاسما برای تکمیل چرخه‌ی حیات خود، مغز موش میزبان را دستکاری می‌کند و ترس ذاتی او از گربه را به جاذبه‌ای مرگبار تبدیل می‌سازد؛ موش آلوده، آگاهانه به سمت شکارکننده‌ی خود می‌رود و طعمه‌ی گربه می‌شود!

این پدیده که «جاذبه‌ی کشنده» نام دارد، در دنیای سازمان‌ها نیز به شکلی هولناک تکرار می‌شود. در انتصابات سیاسی، فردی که نه بر اساس شایستگی، بلکه بر اساس انتساب به یک مقام بلندپایه به رأس یک شرکت دولتی بزرگ تزریق می‌شود، با حمایت قدرت بیرونی، مخالفان داخلی را حذف می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد که منافع سازمان را قربانی منافع خود یا حزب متبوعش می‌کند. انتصاب مدیران نالایق و سفارش‌شده می‌تواند آینده‌ی میلیون‌ها انسان را تباه کند. سیل سفارش‌ها، تهدیدها و تطمیع‌ها به سوی مسئولان این شرکت روانه می‌شود تا افرادی را که هیچ تخصصی در صنعت مورد نظر ندارند، در مناصب کلیدی بگمارند. این افراد، همان «توکسوپلاسماهای سازمانی» هستند که شیره‌ی جان سازمان را می‌مکند.

دکتر مرتضی گودرزی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، و عسگر معزی دانشجوی حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران در مقاله ای یک الگوی تحلیلی تشخیص ارائه می‌دهند که سازمان‌های در معرض خطر را پیش از فروپاشی شناسایی کند. این الگو بر نشانه‌هایی مانند ورود بدون رقابت، عدم تخصص، تضاد منافع، اصرار بر تصمیمات زیانبار، مقاومت در برابر نظارت، و افول تدریجی عملکرد سازمان متمرکز است.

یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که هسته‌های فسادآلود، نه در سطوح پایین سلسله‌مراتب، بلکه در رأس سازمان شکل می‌گیرند؛ جایی که افراد فاقد قدرت نمی‌توانند تغییرات کلان ایجاد کنند. از این رو، مبارزه با فساد باید بر کسانی متمرکز شود که سرنوشت سازمان را در دست دارند.

در نهایت، مقاله توصیه می‌کند که مدل حکمرانی و حاکمیت شرکتی در سازمان‌های عمومی و دولتی نیازمند بازبینی جدی است. پست‌های مدیریتی نباید جولانگاه اعضای ستاد انتخاباتی هر شخص پیروز باشند و نباید با نگاه «محفلی، رفاقتی و توصیه‌ای» توزیع شوند. حاکمیت شرکتی نباید به آیین‌نامه‌هایی نمادین برای بستن دهان نهادهای ناظر تقلیل یابد؛ بلکه باید به ابزاری واقعی برای پاسخگویی، شفافیت و نظارت تبدیل شود.

ضعف حاکمیت شرکتی، همچون ضعف سیستم ایمنی بدن، خطر رسیدن انگل به مغز سازمان را افزایش می‌دهد و سازمان را به قهقرا می‌برد. پیام اصلی مقاله ساده اما تکان‌دهنده است: خطرناک‌ترین بیماری سازمان، بیماری مغز تصمیم‌گیر آن است.