اشک رضا پهلوی برای سعودی‌ها، اتهام برای ایران!

  4050720027 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

وطن‌دوستی به سبک رضا پهلوی؛ تسلیت برای ریاض، سکوت در برابر قربانیان ایران.

اشک رضا پهلوی برای سعودی‌ها، اتهام برای ایران!

به گزارش تسنیم، ظاهراً برای رضا پهلوی، خون قربانیان زمانی به‌یادآوردنی می‌شود که بتوان از آن بیانیه‌ای علیه ایران ساخت!

او در پی حادثه فرودگاه ریاض، با انتشار پیامی به مقام‌های سعودی تسلیت گفت و بار دیگر جمهوری اسلامی را به جنگ‌افروزی متهم کرد؛ اما درباره قربانیان میناب و لامرد و مسئولیت حامیان جنگ علیه ایران چه موضعی دارد؟

پرسش اینجاست که چگونه می‌توان از صلح و دوستی میان ملت‌ها سخن گفت، اما در عمل، هر حادثه منطقه‌ای را به فرصتی برای تخریب وجهه ایران تبدیل کرد؟ به‌ویژه آنکه این موضع‌گیری در شرایطی صورت می‌گیرد که نتانیاهو نیز با محکوم کردن حادثه ریاض، پیام همدردی خود را با مقام‌های سعودی منتشر کرده است؛ هم‌زمانی‌ای که دست‌کم بررسی شباهت روایت سیاسی این دو را ضروری می‌کند.

پشت پیام تسلیت؛ تکرار یک روایت ضدایرانی

رضا پهلوی در پیام خود، حمله به فرودگاه ملک خالد در ریاض را نشانه‌ای از «جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی علیه عربستان» خوانده است!

او در ادامه نیز پایان یافتن اقدامات انصارالله یمن را به «آزاد شدن ایران» گره زده است؛ موضعی که نشان می‌دهد پیام تسلیت او صرفاً به ابراز همدردی با قربانیان محدود نمانده و به ابزاری برای تکرار ادعاهای سیاسی علیه ایران تبدیل شده است. 

اما مسئله اصلی در این میان، تناقضی است که میان ادعای وطن‌دوستی پهلوی و مواضع او درباره جنگ علیه ایران وجود دارد. کسی که خود را مثلاً مدعی نمایندگی مردم ایران می‌داند، نمی‌تواند صرفاً با صدور پیام تسلیت برای قربانیان یک کشور، از پاسخ‌گویی درباره مواضعش در قبال قربانیان کشور خود عبور کند. اگر جان انسان‌ها و رنج خانواده‌های داغدار تا این اندازه اهمیت دارد، چرا این حساسیت در برابر مردم ایران نیز به همان اندازه دیده نمی‌شود؟ وقتی گل‌های میناب و لامرد پرپر می‌شدند، موضع پهلوی درباره عاملان جنگ و کسانی که از فشار نظامی علیه ایران حمایت می‌کردند، چه بود؟

موضوع فقط سکوت یا صدور یک پیام نیست؛ مسئله، نوع مواجهه سیاسی با جنگ است. پهلوی در حالی ایران را عامل بی‌ثباتی منطقه معرفی می‌کند که خود از مواضع سیاسی و فشار خارجی علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده است.

از همین رو، بررسی نقش او در تشویق تقابل با ایران و پیامدهای چنین رویکردی برای مردم کشور، بخشی جدایی‌ناپذیر از ارزیابی ادعای وطن‌دوستی اوست.

نمی‌توان از یک‌سو خود را نماینده مردم ایران معرفی کرد و از سوی دیگر، بدون توجه به هزینه‌های انسانی جنگ برای همان مردم، هر حادثه منطقه‌ای را به فرصتی برای حمله سیاسی به کشور تبدیل کرد.

هم‌زمانی پیام پهلوی و نتانیاهو؛ یک موضع مشترک علیه ایران

نکته قابل تأمل دیگر، شباهت چارچوب سیاسی پیام پهلوی با موضع‌گیری بنیامین نتانیاهوست. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز حمله به فرودگاه ریاض را محکوم کرد و به خانواده‌های قربانیان تسلیت گفت؛ درست متوجه شدید: نتانیاهوی قاتلِ 70 هزار نفر در غزه، هم‌دردی کرده است!

پهلوی هم در پیام خود، ضمن ابراز همدردی با مقام‌های سعودی، حادثه را در چارچوب ادعاهای خود علیه جمهوری اسلامی ایران قرار داد. 

این هم‌زمانی اثبات‌کننده هماهنگی تشکیلاتی یا دستور گرفتن پهلوی از موساد است و شباهت جهت‌گیری سیاسی این دو موضع‌گیری، به‌ویژه در شرایط جنگ و تقابل با ایران، قابل بررسی است. پهلوی که بارها از ضرورت تغییر نظام سیاسی ایران سخن گفته و بارها زوال عقلش در محافل مطرح شده، در این پیام نیز حادثه ریاض را به تغییر وضعیت سیاسی کشور پیوند می‌زند. به این ترتیب، یک اتفاق منطقه‌ای بار دیگر به بستری برای طرح همان خواسته سیاسی تبدیل می‌شود؛ بدون آنکه در پیام او، مسئولیت حامیان جنگ علیه ایران و پیامدهای انسانی آن جایگاهی متناسب داشته باشد.

پرسش اینجاست که چرا پهلوی در چنین موقعیت‌هایی به‌جای تمرکز بر ضرورت جلوگیری از گسترش درگیری‌ها و حفاظت از غیرنظامیان، در مسیری حرکت می‌کند که نتیجه آن تقویت روایت سیاسی مخالفان ایران است؟ آیا نمی‌توان از او انتظار داشت که اگر واقعا دغدغه صلح و امنیت مردم را دارد، درباره تبعات جنگ علیه ایران نیز با همان صراحت سخن بگوید؟

جنگ یمن؛ بخشی از تاریخ که در روایت پهلوی نادیده گرفته می‌شود

بخش دیگری از پیام پهلوی به نقش انصارالله یمن و ادعای جنگ‌افروزی ایران مربوط می‌شود؛ اما در این روایت، سابقه طولانی مداخله نظامی عربستان در یمن نادیده گرفته شده است. عربستان سعودی از سال 2015 در رأس ائتلاف نظامی مداخله‌گر در یمن قرار گرفت.

این جنگ طی سال‌های گذشته به کشته و زخمی‌شدن شمار زیادی از غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌ها و شکل‌گیری یکی از گسترده‌ترین بحران‌های انسانی جهان انجامید. حملات هوایی ائتلاف تحت رهبری عربستان و پیامدهای انسانی آن بارها از سوی نهادهای حقوق بشری مورد انتقاد قرار گرفته است. 

در پیام پهلوی، با این حال، مسئله یمن عمدتاً از دریچه اتهام‌زنی به ایران دیده می‌شود. او از اقدامات انصارالله سخن می‌گوید، اما توضیح نمی‌دهد که چگونه می‌توان بدون پرداختن به سابقه جنگ، مداخله نظامی و رنج مردم یمن، تصویری کامل از تحولات این کشور ارائه کرد. چنین روایتی، به‌جای روشن کردن ابعاد بحران، آن را به ابزاری برای منازعه سیاسی با ایران تبدیل می‌کند. اتفاقاً یمن هم‌اکنون از خود دفاع می‌کند و عربستان این دفاع مشروع را بر نمی‌تابد. 

از یاد نبریم که مدتی قبل، آمریکا و انگلیس هم به میدان یمن وارد شده و مواضع انصارالله را بمباران کردند ولی خفت‌مندانه و چراغ‌خاموش از نبرد خارج شدند.

وطن‌دوستی در آزمون مواضع سیاسی

آنچه از کنار هم قرار دادن پیام پهلوی، موضع نتانیاهو و سابقه جنگ عربستان علیه یمن به‌دست می‌آید، پرسشی فراتر از یک پیام تسلیت است: معیار رضا پهلوی برای دفاع از مردم و منافع ملی چیست؟ چرا در موضع‌گیری او، حادثه ریاض به فرصتی برای متهم کردن ایران تبدیل می‌شود، اما درباره قربانیان ایرانی و پیامدهای حمایت از جنگ علیه کشور، پاسخ روشنی دیده نمی‌شود؟

وقتی پهلوی خود را مدعی نمایندگی ملت ایران معرفی می‌کند، نمی‌تواند از پرسش درباره مواضعش در قبال جنگ و فشار خارجی فرار کند. ادعای وطن‌دوستی تنها با تکرار نام ایران و سخن گفتن از آزادی اثبات نمی‌شود؛ آنچه اهمیت دارد، نسبت این ادعا با مواضع عملی و پیامدهای سیاسی آن برای مردم کشور است.

در نهایت، مسئله این است که اگر رضا پهلوی برای جان قربانیان ریاض پیام تسلیت صادر می‌کند، باید بتواند توضیح دهد که چرا رنج قربانیان ایرانی در مواضع سیاسی او چنین جایگاهی ندارد؟! نمی‌توان از صلح میان ملت‌ها سخن گفت، اما در عمل، هر حادثه‌ای را به فرصتی برای تخریب وجهه کشور خود تبدیل کرد. این همان تناقضی است که پیام اخیر پهلوی را از یک تسلیت معمولی فراتر می‌برد و آن را به موضوعی برای بررسی جدی‌تر مواضع و ادعاهای سیاسی او تبدیل می‌کند.