امروز در هرمز، اوج ماجرا عبور نفتکشها نیست؛ حملات ایران است. ایران با تاکتیکهای جدید، اصابت به شناورهای متخلف را افزایش داده و به «انسداد کامل تنگه» نزدیک میشود.
راهبرد جدید ایران: هرمز فقط باریکه ایران-عمان نیست؛ کل خلیج فارس، دریای عمان و تا دریای عرب و اقیانوس هند. شناور متخلف در هر نقطهای هدف است. حملاتی در شرق فجیره، سواحل قطر و خلیج عمان انجام شده؛ هشدار به امارات و بازیگران منطقه.
تغییر رفتار آمریکا: بیش از دو ماه است شلیک ایران با پاسخ مؤثر آمریکا روبهرو نمیشود. ایران قدرت آتش یکطرفه پیدا کرده و سنتکام از عهده نیروی دریایی ایران برنمیآید. نشانه عقبنشینی آمریکا.
عبور شناورها: آمریکا و متحدانش با پول کلان، ملوان اجیر و بیمه کامل، چند شناور را عبور میدهند؛ با اسکورت هوایی پرهزینه. نمایش هالیوودی برای ادعای باز بودن تنگه و کنترل بازار.
اظهارات ترامپ مصرف انتخاباتی دارد. گزارشهای سنتکام پیروزی مطلق را القا میکند، اما واقعیت میدان فاصله دارد.
پنج نشانه که تنگه باز نیست:
۱. اسکورت پرهزینه برای تعداد کم شناور
۲. تثبیت نفت برنت روی ۱۰۴–۱۰۵
۳. اجاره کشتی دهها برابر قبل از جنگ
۴. برداشت پیوسته از ذخایر استراتژیک؛ آمریکا حدود ۲۵۰ میلیون بشکه
۵. تقلای کشورهای عربی برای دور زدن؛ حمله به خط لوله ابقیق و صفر شدن صادرات
فقط نفت نیست؛ فله خشک، کود، آلومینیوم، پتروشیمی، غلات، سیمان و مواد صنعتی سرگرداناند و زنجیرههای تأمین آسیب دیدهاند.
راهبرد ایران: «صفر کردن ذخایر». دنیا به هرمز وابسته است و ذخایر محدود در حال تخلیه. بازار کمبود نفت را حس میکند.
جمعبندی:
ایران در هرمز اصولی و رو به هدف عمل کرده. تنگه فقط با تحقق شروط هفتگانه ایران باز میشود؛ پنج شرط تفاهم اسلامآباد + دو شرط دیگر. باز شدن هرمز = پذیرش شکست آمریکا. روایت تفاهم با عمان و فروش تنگه نادرست است.
جنگ فقط در میدان نیست، در راهبرد هم جریان دارد. تا وقتی نفتکشها با پول کلان، اسکورت نظامی و ریسک مرگ عبور میکنند، سخن از باز بودن عادی تنگه ادامه جنگ شناختی است.
