دروغ شاخدار نشریه آمریکایی درباره شهید لاریجانی
فرهیختگان نوشت:
همزمان با آنکه خبرنگار والاستریت ژورنال تلاش میکند با خبرسازی پیرامون آنکه سازمان سیا نمیخواهد برخی مسئولان ایرانی ترور شوند، تصویری نفوذی از مسئولان ایرانی بسازد، یک مؤسسه جنجالی در ایران و استاد خود خواندهای که ریاست آن را برعهده دارد، با انتشار فیلمی تقطیع شده از شهید علی لاریجانی، به کمک این خبرنگار خارجی میشتابد و تکهای از پازل ایجاد ناامیدی و تفرقه در ایران را کامل میکند.
اگر مردم ایران مسئولان کشور را در میانه جنگ، همسو با دشمن تصور کنند، اولین اتفاق، کمشدن امید آنها برای آینده است؛ یعنی کمشدن همان چیزی که از قضا برای ادامه راه بسیار موردنیاز است.
آن فیلم تقطیع شده و انتشارش در کنار فیلم ادعای خبرنگار والاستریت در یک پست مجازی، در تلاش است تا شک مخاطب را نسبت به مقامات داخلی و مسئولان کشور برانگیزد، اما در واقعیت، اولین شک را نسبت به خود ایجاد میکند که چرا خبر جعلی یک مؤسسه داخلی و خبرسازی خبرنگار والاستریت ژورنال برای ناامید کردن مردم ایران، اینگونه با یکدیگر همپوشانی دارند که حتی در کانال مجازی همان مؤسسه هم هر دو فیلم در یک پست مشترک منتشر میشود! خبرنگار والاستریت ژورنال ادعا کرده که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیآیای (CIA) یک لیست از پنج تا ده نفر از مسئولان ایرانی را به اسرائیل داده و گفته این افراد را نباید ترور کنید؛ چون قرار است اینها قدرت را در دست بگیرند! همزمان فیلمی چندثانیهای و برشخورده از شهید لاریجانی منتشر میشود که به تماس نیروی دشمن با او و تهدیدش اشاره میکند و لاریجانی میگوید که او تهدید کرد که برخی از شماها که به ما پیغام داده بودید که اگر ما حمله کنیم به ما میپیوندید، اگر نیایید، ما شما را لو میدهیم. فیلمی که کامل آن 4 دقیقه است و شهید لاریجانی در آن توضیح میدهد که چنین ادعایی دروغ بوده است.
حال باید دید چگونه آن خبر خبرنگار والاستریت و همزمان انتشار فیلم تقطیع شده از شهید لاریجانی یک مسیر مشترک را میرود و برخی داخلیها ناخواسته، با آن برنامه طراحی شده خارجی همراه شدهاند.
****
مسئله امروز، موجودیت و آینده ایران است
بهزاد نبوی، فعال سیاسی اصلاحطلب و از چهرههای باسابقه سیاستورزی در ایران، با ابراز نگرانی از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور و پیچیدگی تحولات پیشرو، در حزب مجمع ایثارگران گفته است:
رفتار و مواضع متغیر دونالد ترامپ از یکسو و عملکرد جریانهای تندرو در داخل کشور از سوی دیگر، بر ابهام در چشمانداز آینده افزوده است؛ بهگونهای که نمیتوان با اطمینان درباره احتمال تشدید درگیریهای نظامی یا استمرار فشارها و محدودیتهای اقتصادی و امنیتی اظهارنظر کرد...ممکن است افزایش قیمت نفت یا شکست حزب ترامپ در انتخابات به آمریکا لطمه بزند، اما برای ما مسئله، هست و نیست کشور است؛ مسئله فقط خسارتدیدن نیست، بلکه بود و نبود کشور مطرح است.
نیروهای مسلح ما در این مقابله خوب عمل کردهاند و نه میتوان آنها را از میدان کنار گذاشت و نه اساساً چنین اقدامی به مصلحت کشور است... در شرایط کنونی باید از ظرفیت نیروهای مسلح برای تأمین امنیت کشور و از ظرفیت دستگاه دیپلماسی برای کاهش تنشها و جلوگیری از گسترش درگیریها بهصورت همزمان بهره گرفت.... محدودیت اختیارات تصمیمگیری و ابهام در مواضع نهایی کشور میتواند از موانع جدی پیشرفت گفتوگوهای دیپلماتیک باشد.
ما باید تمام تلاش خود را بکنیم که در کنار نیروهای مسلح، مذاکرات را ادامه دهیم و موافقت و همراهی آنان را نیز با این مذاکرات جلب کنیم.
****
زیارت جامعه و مفاتیح جای نهج البلاغه را نمی گیرد
سایت عصرایران نوشته است:
ویدیویی از آیتالله شیخ محسن اراکی ( با نام قبلی یا اصلی محمدی عراقی) منتشر شده که در آن عضو مجلس خبرگان رهبری از رییس جمهور پزشکیان خواسته "به تفسیر قرآن و نهجالبلاغه نپردازد. چون اشتباهات بزرگ پیش میآید که احیاناً قابل جبران نیست." این در حالی است که خود آقایان معممین تا پیش از ریاست جمهوری آقای پزشکیان چندان از نهجالبلاغه نمیگفتند و اگر رهبری شهید را مستثنا کنیم باقی مقامات روحانی نظام ترجیح میدادند از احادیث و روایات بگویند و این بحث تازهای نیست. گویا آقای مهاجرانی بود که گفته بود آنقدر که به حدیث و روایت در حوزه ها توجه میشود به خود قرآن توجه نمی شود. نهج البلاغه که جای خود دارد.
اگر منظور او این است که تفسیر قرآن و نهجالبلاغه در انحصار روحانیون و معممین است میتوان یادآور شد: اولا دکتر پزشکیان تنها نقل می کند. تفسیر نمی کند. آیا نقل هم اختصاصی و انحصاری است؟ روحانیت سنتی ما آن قدر که به مفاتیحالجنان حاج شیخ عباس قمی توجه داشته به نهجالبلاغه نداشته و به همین خاطر میتوان پرسید اگر به جای نهج البلاغه زیارت جامعه و مفاتیح بخواند مشکلی ندارید؟
در قانون اساسی به صراحت آمده که رییس جمهوری باید رجل سیاسی و مذهبی باشد و تأیید صلاحیت او از جانب 6 فقیه شورای نگهبان و امضای رهبری عالی نظام پای حکم ریاست جمهوری یعنی او را هم رجل سیاسی میدانند هم رجل مذهبی. رجل سیاسی یعنی عقل سیاسی دارد و می فهمد چه بگوید و چه نگوید و رجل مذهبی هم یعنی با امور دینی آشناست.
****
پایان دادن به جنگ از راه مذاکره خیانت نیست
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
بسیار جای تأسف است که بعد از 47 سال حاکمیت جمهوری اسلامی هنوز عدهای از دستاندرکاران امور – اعم از اجرائی، سیاسی و تقنینی – منطبق با آداب سخن نمیگویند...
این افراد با سوءاستفاده از آن هرج و مرج اخلاقی، شعارهای تندی را مطرح میکنند که قطعاً به ضرر کشور و نظام است ولی ظاهری کاملاً اسلامی و انقلابی دارد بطوری که کسی جرأت نکند با آن مخالفت نماید و در برابر آن بایستد. درست از همینجاست که کشور، نظام و مردم ضربه میخورند و دچار زیانها و خسرانهای غیرقابل جبران میشوند.یک نمونه روشن از این پیامد خطرناک را در ماههای اخیر در جریان اختلاف نظر بر سر جنگ و صلح تجربه کردهایم. تردیدی وجود ندارد که هم دفاع از کشور در برابر جنگی که دشمن تحمیل میکند واجب است و هم تلاش برای پایان دادن به جنگ یک فریضه ملی است. کوتاهی در هر دو زمینه، برخلاف مصالح کشور و منافع ملی است. بنابراین، خیانت دانستن تلاش برای پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره و تکیه بر دیپلماسی در کنار تقویت میدان، و همینطور محکوم کردن کسانی که معتقدند باید با تمام امکانات درصدد تقویت نیروهای مسلح برای آمادگی حداکثری در برابر دشمن باشیم، هر دو خارج از چارچوبهای مصالح کشور و منافع ملی است و نباید به چنین عناصری برای ادامه روش مضرشان میدان داده شود.
با منافع ملی و مصالح عالیه کشور نمیتوان بازی کرد و در برابر بازیگران نباید کوتاه آمد. این روش که نوعی هرج و مرج سیاسی است در نهایت به زیان کشور تمام میشود و هرچه زودتر باید به آن پایان داده شود. عقلای قوم باید برای نجات کشور از این بیماری خطرناک، اقدام به پاکسازی کامل تمام عرصهها نمایند، راه را بر بیبند و باری در سخن و قلم به بهانه نقد و نظر ببندند و با عناصر افراطی که هر اقدام خیرخواهانهای را محکوم میکنند برخورد قاطعانه نمایند. مردم ایران نشان دادهاند که قدرت شکست دادن بزرگترین قدرتها را دارند. اجازه ندهیم این ملت، با شیطنت عده قلیلی افراطی که به هیچ ضابطهای پایبند نیستند دچار ضعف و شکست ناشی از تفرقه و اختلاف داخلی شود.
****
شمارش معکوس بحران نفت
وطن امروز نوشت:
بازار جهانی نفت با بحرانی روبهرو شده که ابعاد آن در نگاه نخست چندان آشکار نیست. نفت همچنان تولید میشود، نفتکشها در دریا رفتوآمد دارند و پالایشگاهها به فعالیت خود ادامه میدهند اما آنچه طی ماههای گذشته بهآرامی تحلیل رفته، پشتوانهای است که اقتصاد جهان برای روزهای دشوار کنار گذاشته بود. ذخایر نفتی کشورها و شرکتهای بزرگ انرژی، پس از ماهها جبران اختلالات ناشی از جنگ در خاورمیانه و اوکراین، به سطوح نگرانکنندهای رسیده است. اکنون پرسش اصلی بازار این نیست چه مقدار نفت در زیر زمین وجود دارد، بلکه این است که اگر فردا عرضه نفت دوباره مختل شود، جهان تا چه اندازه توان جبران کمبود را خواهد داشت؟
هشدار اخیر مدیران بزرگترین شرکتهای نفتی جهان در لندن، پرده از همین نگرانی برداشته است. «امین ناصر» مدیرعامل آرامکوی عربستان اعلام کرد ذخایر تجاری نفت جهان به کمتر از ۶ میلیارد بشکه رسیده و بخش عمده این حجم عملا در دسترس بازار نیست. به گفته وی، تنها ۱۰ درصد یا کمتر از این ذخایر را میتوان برای مقابله با کمبود عرضه به کار گرفت. همزمان شرکت شورون آمریکا از کاهش خطرناک حاشیه اطمینان بازار گفته و مدیر بزرگترین شرکت مستقل تجارت نفت جهان هشدار داده کشورهای غربی دیگر ذخایر چندانی برای تخلیه ندارند. این اظهارات که رویترز ۶ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، از چرخشی مهم در وضعیت بازار انرژی حکایت دارد؛ بازاری که ماهها با استفاده از ذخایر گذشته، کمبود تولید امروز را پنهان کرده بود.
آمارهای مستقل نیز نگرانی مدیران صنعت نفت را تأیید میکند، هرچند تعبیر «تمامشدن نفت جهان» از نظر فنی دقیق نیست. طبق گزارش سپتامبر آژانس بینالمللی انرژی، ذخایر نفتی قابل رصد جهان از پایان فوریه تا پایان آگوست ۲۰۲۶ حدود ۵۰۷ میلیون بشکه کاهش یافته است. فقط در ماه آگوست ۹۵ میلیون بشکه از این ذخایر کاسته شد. گزارشهای تازه در ماه اکتبر نیز از کاهش ذخایر نفت خام آمریکا، فشار بر بازار گازوئیل و افزایش دوباره قیمت نفت خبر میدهد. مجموعه این تحولات نشان میدهد جهان وارد مرحلهای شده که هر اختلال تازه میتواند پیامدهایی بسیار سنگینتر از گذشته داشته باشد. برای درک اهمیت وضعیت کنونی، ابتدا باید تفاوت میان نفت موجود در انبارها و نفتی را که واقعا میتوان به بازار عرضه کرد شناخت. ذخایر نفتی مانند حساب پسانداز یک خانواده است. خانوادهای که مقداری پول در بانک دارد ممکن است در ظاهر ثروتمند به نظر برسد اما اگر بخش بزرگی از آن پول برای پرداخت بدهیها، مخارج ضروری یا تعهدات آینده کنار گذاشته شده باشد، توان واقعی آن خانواده برای رویارویی با یک هزینه ناگهانی بسیار کمتر از موجودی حساب است. بازار جهانی نفت نیز وضعیتی مشابه دارد.
****
هایپرسونیکهای یمنی بلای جان پایتخت سعودیها
مشرق نوشت:
آسمان عربستان سعودی در روزهای اخیر شاهد یک نبرد همه جانبه بین موشک های شلیک شده از طرف انصارالله و البته از آن طرف رهگیرهای ارتش سعودی است که در تلاش برای مقابله با این موشک ها هستند. تحولات ۳ الی ۴ روز اخیر البته بسیار متفاوت از روزهای قبل بوده که می طلبد به صورت خاص مورد بررسی قرار بگیرد.
در روزهای ابتدایی هفته قبل جنبش انصارالله با توجه به شروع مجدد درگیری ها در اطراف باب المندب هشدار صریحی به کلیه کشورهای جهان که پروازهای تجاری خود را به سمت عربستان سعودی ارسال کرده یا حریم هوایی این کشور استفاده می کنند ارسال کرد و بر اساس آن حریم سعودی ها را یک منطقه نا امن و جنگی اعلام کرد.
یکی از مهم ترین این حملات مربوط به روز پنج شنبه، ۸ اکتبر به فرودگاه ملک خالد در شهر ریاض بوده که در این حمله که با ترکیبی از موشک های بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری انجام شده حداقل یک هواپیمای مسافری بر روی زمین منهدم شده، چندین هواپیمای دیگر أسیب دیده و چندین نفر از پرسنل فرودگاه نیز کشته و مجروح شدند.این حمله باعث شده است تا در چند روز گذشته عربستان سعودی در بخش های عمده این کشور خصوصا حریم هوایی پایتخت این کشور یعنی شهر ریاض عملیات هوایی تجاری و غیر نظامی را متوقف کند.
یکی از مهم ترین دلایل موفقیت حملات اخیر یمنی ها به فرودگاه ها، پایگاه های نظامی و همچنین تاسیسات انرژی سعودی ها استفاده از موشک های بالستیک هایپرسونیک مدل فلسطین ۲ است. یک سلاح فوق العاده سریع و دقیق که معادلات قدرت را در این درگیری هر چه بیشتر به نفع یمنی ها سنگین کرده است.
****
بن بست در مذاکرات؟
كوروش احمدي، ديپلمات پيشين كشورمان در سازمان ملل، در پاسخ به پرسش روزنامه «اعتماد» درباره شرايط پيچيده ديپلماسي ميان تهران و واشنگتن گفته است:
اقداماتي در مسير ديپلماتيك در حال انجام است، اما به نظر ميرسد اين روند به تدريج به بنبست نزديك ميشود، چراكه طرفين بر مواضع خود پافشاري ميكنند و نشان چنداني از آمادگي لازم براي انعطافپذيري و پيشبرد سريعتر مذاكرات در آنها ديده نميشود. ازسوي ديگر، مجموعه مواضع امريكا نشان ميدهد كه واشنگتن آمادگي بازگشت به چارچوبي مشابه تفاهم اسلامآباد را ندارد. گويا امريكا از اين چارچوب عبور كرده و مدعي است كه صرفا درباره برنامه هستهاي ايران مذاكره ميكند و در ازاي پيشرفت در اين مذاكرات، امتيازاتي به تهران خواهد داد؛ رويكردي كه ايران تاكنون با آن موافق نبوده است.
طرح پيشنهادي هفتروزه ايران نيز در واقع بازتوليد همان يادداشت تفاهم اسلامآباد است. رويكرد جديد امريكا با مواضعي كه ايران طي چند ماه گذشته اتخاذ كرده، اختلافات و تعارضهاي بسياري دارد. تاكيد واشنگتن بر مذاكره درباره برنامه هستهاي و ادعاهاي آن درباره محدود كردن غنيسازي ايران به سطوح بسيار پايين نيز در همين چارچوب قابل ارزيابي است. در اين رابطه، امريكا امتيازات احتمالي خود به ايران را به پيشرفت مذاكرات هستهاي گره زده و ظاهرا رفع محاصره دريايي را نيز به نتيجه اين مذاكرات مشروط كرده است. در مذاكرات قبل از توافق اسلامآباد، قرار بر اين بود ايران در ازاي اعطاي امتيازاتي در حوزه هستهاي، ازجمله كاهش ذخاير اورانيوم غنيشده يا پايين آوردن سطح غنيسازي، امتيازاتي از امريكا دريافت كند. در يادداشت تفاهم اسلامآباد، مذاكره هستهاي به بعد موكول شد و قرار شد كه ايران در ازاي دريافت امتيازات مهمي، صرفا با بازگشايي تنگه هرمز موافقت كند.
اكنون واشنگتن مدعي است كه حتي رفع محاصره دريايي نيز بايد در ازاي امتيازدهي ايران در حوزه هستهاي انجام شود. اين تغيير رويكرد، مسير مذاكرات را دشوارتر كرده است. به نظر ميرسد روند مذاكرات يا متوقف شده يا با كندي بيشتري پيش ميرود و طرفين همچنان بر مواضع خود پافشاري ميكنند.
****
توازن همهجانبه ایران در برابر دشمنان
جوان نوشت:
یک واقعیت مهم در دنیای قدرت و سیاست آن است که چالش بزرگ، سطح کنشگری کشورها را ارتقا میدهد. به بیان دیگر، مواجه شدن با تهدیدها و فشارها، هر چند بزرگ، برای کشورهایی که ارادهای برای تسلیم در برابر تهدیدها و فشارها ندارند، ظرفیتهای نهفته آنها را شکوفا میکند و سطح کنشگریشان را در برابر رقبا و دشمنان ارتقا میدهد. مبتنی بر این نکته، از مهمترین دستاوردهای دو جنگ متوالی در برابر امریکا و رژیم صهیونیستی، رسیدن ایران به موقعیت ایجاد توازن همهجانبه در برابر دشمنان است.
بدین ترتیب که ایران اکنون علاوه بر ایجاد توازن قدرتمندانه در برابر دشمن در میدان دفاعی – امنیتی، حتی در حوزه اقتصادی هم به نوعی در حال رسیدن به نوعی توازن در برابر دشمن امریکایی – صهیونیستی و همپیمانان منطقهای آن است. معنای این سخن آن است که برخلاف گذشته که ایران در برابر فشارهای اقتصادی دشمن قادر به وارد کردن ضربه متقابل نبود، در اثر چالشهای کنونی و فشارهایی که آنها در میدان اقتصاد به ایران وارد میکنند، اکنون ایران قادر به وارد کردن ضربه متقابل در میدان اقتصاد به جبهه دشمنان است. نتیجه این ارتقای سطح کنشگری ایران آن است که ترامپ اخیراً خطاب به مردم امریکا از آنها خواست که تورم را تحمل کنند، زیرا تحمل این فشارها در برابر دستیابی به این هدف که ایران هستهای نشود، یعنی به بمب اتم دست نیابد میارزد.
همین موضوع گویای آن است که ایران بهخوبی توانسته است با اقدامات خود در کنترل تنگه هرمز و جلوگیری از عبور نفت و دیگر حاملهای انرژی از این تنگه، در برابر فشارهای اقتصادی دشمن برای در تنگنا قرار دادن مردم ایران، موازنه لازم را برقرار کند. شبیه این وضعیت که مردم امریکا در اثر سیاستهای غلط ترامپ در برابر ایران در حال تحمل کردن آن هستند، در سطح منطقه و برای همپیمانان منطقهای امریکا نیز ایجاد شده است.
*****
حمله شدید کیهان به ظریف!
کیهان نوشت:
انتشار مشکوک یک ویدیو از محمدجواد ظریف، وزیر خارجه اسبق و از بانیان «خسارت محض برجام»(که گویا مربوط به اردیبهشت 1404 است)، بار دیگر عمق انحراف گفتمانی و نفوذ تفکر غربزده را به رخ کشید. وی که ظاهراً از نقدهای مستند به کارنامه خسارتبارش کلافه شده، اینبار با توسل به تعابیر رکیک و ادبیاتی دور از شأن مخاطبان فرهیخته، دوگانهسازی مجددی تحت عنوان «نگاه تهدیدمحور یا فرصتمحور» علیه امنیت ملی ایران طراحی کرده است.
بهراستی باید از وی پرسید چرا درست در بزنگاههایی که آمریکا در برابر اقتدار ایران دچار بنبست و درماندگی میشود، با حمله انتحاری به بازوهای امنیت ملی، برای دشمن فرصت تنفس ایجاد میکنید؟!
ظریف با طرح این ادعای عجیب که علت اصلی دشمنیها، نگاه تهدیدمحور تهران به منطقه است، میگوید: «اگر نگاه ما به منطقه تهدیدمحور باشد، باید سفیرمان نماینده قدس باشد، اگر نگاهمان فرصتمحور باشد، باید سفیرمان بازرگان و دیپلمات باشد... چرا سفرای ما در افغانستان و سوریه و عراق، نماینده قدس هستند؟ چون آنها را تهدید میبینیم.» وی حتی در کمال سادهانگاری مدعی میشود: «اگر ما عربستان را تهدید بدانیم، آنوقت برای ما تهدید میشود!»
اما در پاسخ به این اظهارات شتابزده و بیمبنا، باید چند درس ابتدائی از «واقعگرایی در روابط بینالملل» را به کسی که سالها بر مسند وزارت خارجه تکیه زده بود یادآوری کرد. نخست آنکه آقای ظریف مدعی است انتصاب نظامیان بهعنوان سفیر، نشانه نگاه تهدیدمحور و عامل تخریب روابط است؛ اما گویا ایشان فراموش کرده-یا خود را به فراموشی زده-که همین کعبه آمالشان، یعنی ایالات متحده آمریکا، بارها ارشدترین ژنرالهای نظامی خود را به عنوان سفیر روانه کشورهای متحد و استراتژیک کرده است....
خط اصلی فرامتن سخنان ظریف بر یک اصل استوار است: «تطهیر دشمن و متهم کردن جریان خودی». چطور میتوان تکفیریها و رژیمهای متخاصم منطقهای را «فرصت» نامید، اما بازوی توانمند امنیت کشور یعنی نیروی قدس و منتقدان دلسوز برجام را «تهدید» جلوه داد؟
در شرایطی که کشور نیازمند اتحاد مقدس و مقاومت در برابر دشمن آمریکایی-صهیونیستی است، جای تأسف دارد که بانیان خسارت محض برجام، بهجای پاسخگویی و عذرخواهی از ملت، هنوز مشغول حاشیهسازی و ترور شخصیت سربازان وطن هستند. آیا وقت آن نرسیده که جریان غربزده، بهجای نسخهپیچیهای خیالی، چشم خود را بر واقعیات تلخ تجربه برجام باز کند؟!
