ببه گزارش ایسنا، محسن اصغرینکاح با تاکید بر اینکه در تحلیل روانشناختی نقاشی کودکان اغراق صورت گرفته است، اظهار کرد: مشاور و روانشناس برای ارزیابی، شناخت و تشخیص وضعیت کودک باید از اطلاعات موثق استفاده کند. این اطلاعات از طریق مصاحبه و شرح حال گرفتن، دریافت گزارش از والدین و مدرسه، مشاهده کودک بهویژه تعامل مستقیم با او و بازی کردن و مشاهده بازیهای کودک به دست میآید. امروزه با توجه به امکانات جدید، حتی میتوان از خانوادهها خواست فیلمهایی از بازیهای کودک در خانه یا مستنداتی درباره عملکرد تحصیلی او را در فضای مجازی برای مشاور ارسال کنند. البته رعایت حریم خصوصی و اخلاق حرفهای در این زمینه بسیار ضروری است. این موارد میتوانند اطلاعات مکمل، معتبر و موثقی در اختیار روانشناس قرار دهند؛ زیرا اطلاعات بهصورت مستقیم به دست میآیند.
وی ادامه داد: اگر مشاور و روانشناس توانمند و حرفهای باشد، میتواند از طریق این روشها اطلاعات مورد نیاز خود را کسب کند. در مقابل، نقاشی اطلاعاتی ناپایدار و غیرمستقیم ارائه میدهد. برخی افراد با مشاهده بعضی عناصر نقاشی یا مواردی که در آن تکرار یا برجسته میشوند و حتی مواردی که در نقاشی وجود ندارند، حدس و گمانهایی مطرح میکنند و به تفسیر یا تحلیل آنها میپردازند؛ درحالیکه این برداشتها لزوماً موثق نیستند، حتی اگر در کتابها یا کارگاههای آموزشی مطرح شده باشند. افراد زیادی با تفسیر نقاشی کودکان مخالفاند؛ برخی معتقدند نقاشیهای کودکان تا حد زیادی برگرفته از مهارتهای محدودشان در طراحی و نقاشی است. برای مثال، ممکن است کودکی یاد گرفته باشد شکل خاصی را بکشد و به همین دلیل دائماً همان شکل را تکرار کند.
این دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: بنابراین تکرار یک تصویر لزوماً نشاندهنده وجود مسئلهای روانشناختی نیست. از سوی دیگر، نقاشی کودکان ممکن است بازتابدهنده وضعیت و احساسات همان لحظه آنها باشد، نه پدیدهای پایدار که به زندگی یا گذشته کودک مربوط شود. ممکن است کودک در همان لحظه از چیزی خوشش آمده باشد، ترسیده باشد یا اضطراب داشته باشد و آن وضعیت را در نقاشی خود منعکس کند؛ اما این احساس یا تجربه لزوماً پایدار نیست و ممکن است پس از مدتی از بین برود.
اصغرینکاح با تاکید بر لزوم ارتباطگیری روانشناس با خانواده کودک، گفت: برخی افراد معتقدند نقاشی میتواند مسائل پنهانی را آشکار کند که خانواده درباره آنها چیزی نمیگوید. اگر مشاور نتواند آنقدر با خانواده یا کودک ارتباط مناسبی برقرار کند که اطلاعات لازم را از آنها به دست آورد، در واقع خانواده به او اعتماد نکرده است. حال سؤال اینجاست که مشاور چگونه میخواهد با خانوادهای که به او اعتماد ندارد، کار کند و به کودک کمک برساند. استفاده از نقاشی برای تشخیص مسائل روانشناختی بهصورت حبابی و کاذب افزایش پیدا کرده و در مقابل، مهارتهای اصیل و بنیادی مشاوره و درمانگری، مانند مصاحبه، شرح حال گرفتن، مشاهده و دریافت گزارش مناسب از افراد مهم زندگی کودک، کمرنگ شده است که این وضعیت باید اصلاح شود.
از نقاشی بهعنوان ابزار افزایش مهارتهای تعاملی و اجتماعی کودک استفاده کنیم
وی در توصیه به خانوادهها، معلمان و فعالان حوزه کودک درخواست کرد تحت تأثیر تبلیغات و فضای اغراقآمیز و فانتزی درباره تفسیر نقاشیها قرار نگیرند و مطرح کرد: گاهی در مجلات و روزنامههایی که در کشور منتشر میشوند، تبلیغاتی وجود دارد با این مضمون که نقاشی کودک را برای ما بفرستید تا آن را تفسیر کنیم. در چنین شرایطی، فرد بدون آنکه کودک را دیده باشد، بدون گفتوگو با خانواده، بدون دریافت شرح حال یا کسب اطلاع از مدرسه و فعالیتهای روزمره کودک، صرفاً یک نقاشی را در اختیار میگیرد و تصور میکند میتواند از طریق آن به تمام ابعاد زندگی کودک پی ببرد. نقاشی برای ارتباط گرفتن با کودکان، بازی کردن، قصه ساختن و گفتوگو با آنها وسیله بسیار خوبی است. بهتر است بهجای آنکه بخواهیم نقاشی را تحلیل کنیم و ذهن خود را به آن تحمیل کنیم، از نقاشی بهعنوان ابزاری برای تعامل با کودک و افزایش مهارتهای تعاملی و اجتماعی او استفاده کنیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه باید از نقاشی برای برقراری ارتباط، تخلیه هیجانی و افزایش مهارتهای کودک استفاده کنیم، بیان کرد: وقتی کاغذ و قلم در اختیار کودک قرار میدهیم و با او نقاشی میکشیم، ارتباط خوبی میان ما شکل میگیرد؛ زیرا کودک مجبور نیست صرفاً از طریق صحبت کردن ارتباط برقرار کند. در حین نقاشی میتوانیم با او گفتوگو کنیم و سؤالهایی مانند «این چیست؟» یا «چه کسی در این تصویر است؟» بپرسیم. بهتدریج از طریق همین گفتوگوها میتوانیم از مصاحبه با کودک استفاده کنیم، نه اینکه بخواهیم خود نقاشی را بهتنهایی تحلیل کنیم. نقاشی میتواند به کودک فرصت دهد هیجانات خود را تخلیه کند و در کنار آن، گفتوگویی کوتاه و مؤثر با او شکل بگیرد. برای مثال، اگر کودکی تجربه سوگ داشته باشد یا عزیزی را از دست داده باشد، میتوان از نقاشی کردن و گفتوگو درباره آن برای کمک به او استفاده کرد تا بتواند با سوگ خود مواجه شود و هیجاناتش را تنظیم کند.
اصغری نکاح تاکید کرد: مناسبترین استفاده از نقاشی، استفاده از آن بهعنوان ابزاری برای ارتباط با کودک است؛ نه ابزاری برای تفسیر و تشخیص روانشناختی. تفسیر نادرست نقاشی نهتنها کمک زیادی به روانشناس نمیکند، بلکه ممکن است موجب برچسبزنی و سوءتعبیر درباره زندگی کودک و فضای خانواده او شود. خانوادهها اصلا نباید با توجه به نقاشی کودکشان به تحلیل روانشناختی او بپردازند؛ چراکه حتی روانشناسان نیز در تحلیل نقاشی کودکان و پی بردن به احساسات و افکار آنها دچار خطا میشوند. تحمیل برداشتهای خودمان به نقاشی کودک، نوعی تجاوز به حقوق کودک و از مصادیق تحمیل ذهنیت خودمان به اثر اوست؛ کاری که با اصول روانشناسی سازگار نیست. چنین برداشتهایی ممکن است به کودک و خانواده او برچسب بزند.
