سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال منطقه غرب آسیا، در طی سال های اخیر نمودی عینی از نوسانات عجیب را به ثبت رسانده است. در این چهارچوب، گویی ریاض یا فهم درستی از روندهای منطقه ای ندارد و یا به قدری وابسته است که اختیاری در حوزه سیاست خارجی خود ندارد. وقتی روند تحولات سال ها و روزهای اخیر را بررسی می کنیم، تغییر جهت های مکرر سعودی ها یک واقعیت را به ذهن متبادر می کند و آن هم این است که ریاض اطمینانی به رویکردهای خود ندارند و مدام سعی در اصلاح روندهای غلط دارد اما حتی با این اقدام خود نیز نه تنها به پیش نمی رود بلکه چند پله عقبتر می افتد. مثلا در پرونده جنگ یمن که همین حالا نیز مجددا اوج گرفته، عربستان به تدریج به نقطه سقوط و شکست رسیده است.
اکنون شرایط به نحوی است که میلیاردها دلار سرمایه گذاری سعودی ها در یمن و ایجاد دهها تیپ نظامی در این کشور و شکل دهی به شبکه ای از مزدوران، ظرف چند روز بر باد می رود و عربستان متحمل یک شکست تحقیرآمیز در جبهه یمن می شود. اکنون نیز مزدوران سعودی شهر به شهر در مواجهه با رزمندگان انصارالله در حال عقبنشینی و پذیرش شکست هستند. سعودی ها در جنس مواجهه خود با ایران، مساله فلسطین، موضوع سوریه و حتی در رابطه با قطب های مختلف قدرت در جهان نیز پیشرفتی کسب نمی کنند و مدام به عقب حرکت می کنند.
دلیل این موضوع چیست؟
در وهله نخست در پاسخ به این پرسش باید گفت که رژیم سعودی یک نظام سیاسی مردمپایه نیست. در واقع، این رژیم چه از ناحیه افکار عمومی خود و چه نخبگان سیاسیاش، احساس ناامنی می کند. وقتی عقبه یک نظام سیاسی تا این حد ضعیف باشد، ثبات و قدرت در تصمیمات سیاسی خارجی آن قابل شناسایی و مشاهده نخواهد بود.
در عین حال، سعودی ها به شدت به قدرت های خارجی و به طور خاص غربی ها وابسته هستند. این مساله نیز سبب شده تا آن ها در مواجهه با اندک بحرانی، خیلی زود خودشان را تنها ببینند و با رویکردهای منفعتمحورانه دول غربی مواجه شوند. اینکه می بینیم سعودی ها در مواجهه با قدرت یمنی ها خیلی زود به سمت انعقاد توافق مکّه و جلب حمایت ترکیه و پاکستان حرکت می کنند و در عین حال از آمریکا و اسرائیل می خواهند تا در جنگ مذکور به آن ها کمک کنند، این واقعیت را برجستسازی می کند که ریاض، از خود هویت و قدرت مستقلی ندارد و وابستگی بیش از حد به خارج، آن را به ببر کاغذی تبدیل کرده است.
و در نهایت اینکه سعودی ها با پولپاشی به دنبال کسب نفوذ هستند. شاید با این شیوه بتوان مزدوران را خرید و بکار گرفت با این حال، نمی توان تولیدِ قدرت کرد زیرا مزدوران وقتی با اندک تهدیدی رو به رو شوند، فرار را بر قرار ترجیح می دهند. از این رو، رژیم سعودی چه از منظر مادی و چه غیرمادی، عمیق رفتار نمیکند و همین مساله، سیاست خارجی و رویکردهای امنیت ملی آن را سُست و ضعیف کرده است.
