بوستان ولایت یا مهرآباد؛ پیشنهاد چمران برای نامگذاری به نام رهبر شهید

  4050712021

رییس شورای شهر تهران، از نامگذاری بوستان ولایت یا فرودگاه مهرآباد به نام رهبر شهید خبر داد و گفت این موضوع هنوز در مرحله بررسی و هماهنگی است.

بوستان ولایت یا مهرآباد؛ پیشنهاد چمران برای نامگذاری به نام رهبر شهید

به گزارش مهر، مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران، در گفت‌وگویی تفصیلی درباره خاطرات خود از دیدارها و ارتباطاتش با رهبر شهید، روز هدف قرار گرفتن بیت ایشان، نامگذاری بوستان ولایت به نام رهبر شهید، ظرفیت تونل‌ها و ایستگاه‌های مترو به‌عنوان محل امن در شرایط جنگی، وضعیت پادگان ۰۶، ایمنی بیمارستان‌ها و پاساژها، آلودگی هوا، توسعه حمل‌ونقل عمومی، واگن‌های مترو، رایگان شدن حمل‌ونقل عمومی، وضعیت مسکن و اجاره‌بها و مناسب‌سازی شهر برای افراد دارای معلولیت سخن گفت.

مهر: خاطرات شما از دیدار و ارتباط با رهبر شهید چیست؟ به‌ویژه توصیه‌هایی که از ایشان داشتید؟

چمران: طبیعی است که در این هفت، هشت سالی که از نزدیک در خدمت ایشان بودیم، موارد زیادی وجود داشته باشد. البته نه فقط به عنوان خاطره، بلکه حوادث و اتفاقاتی که رخ داده است و حتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، ایشان در بعضی از مجامع و سخنرانی‌های تهران حضور داشتند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در جلسات مختلفی که تشریف می‌آوردند، ارتباط ما بیشتر شد و در آن زمان، نخست‌وزیری و شهید دکتر چمران، معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب بودند و بسیاری از مسائل نظامی و سیاسی به ایشان مربوط می‌شد. به‌خصوص مجمع یا گروهی تشکیل شده بود که فرماندهان نظامی را انتخاب می‌کردند.

در آن مقطع، امام(ره) هنوز به عنوان فرمانده کل قوا حکم نمی‌دادند و نخست‌وزیر، فرماندهان و رئیس ستاد مشترک ارتش و دیگر مسئولان را منصوب می‌کرد. برای شناسایی و آماده‌سازی افراد، گروهی تشکیل شده بود که جلسات آن در دفتر شهید دکتر چمران برگزار می‌شد.

ارتباط نزدیک‌تر ما از زمان جنگ شروع شد. همان‌طور که می‌دانید، ستاد جنگ‌های نامنظم را شهید دکتر چمران در اهواز با نیروهای مردمی شکل داد. آقا و شهید چمران حتی یک حساب بانکی مشترک برای کمک‌های مردمی باز کرده بودند. مدتی من هم مسئول این حساب مشترک بودم و قبل از من نیز فرد دیگری به نام آقای کاویانی مسئولیت داشت.

بعد از شهادت شهید چمران، چند روز بعد حادثه تروریستی برای آقا پیش آمد که منافقین نتوانستند به هدف خود برسند، اما بعد از آن، امضای ایشان با مشکل مواجه شد و دیگر به منطقه نمی‌آمدند، مگر برای دیدارهای خاص. همین موضوع برای ما مشکل ایجاد کرد و مجبور شدیم امضاها را تغییر دهیم و افراد دیگری را مسئول کنیم.

در جبهه نیز معمولاً در مسیر جبهه و هنگام بازگشت، در نمازخانه ستاد جنگ‌های نامنظم در خدمت ایشان بودیم. شهید چمران مدتی که در اهواز بود و آقا هم تشریف داشتند، تا آبان‌ماه پایش تیر خورد و ترکش خورد و زخمی شد و نمی‌توانست حتی از اتاقش بیرون بیاید. مدتی مجبور شد آنجا بماند و آقا نیز برای انجام کارها به آنجا می‌آمدند. تقریباً در تمام این مدت من هم حضور داشتم.

موارد زیادی دیدم که هنوز در خاطرم مانده است. یکی از آنها این بود که یک شب آقا تشریف آوردند و دیدم یک کتاب در دستشان است؛ کتاب «تاریخ هنر». برای من جالب بود که در جبهه و جنگ، با همان لباس نظامی، کتاب تاریخ هنر در دست ایشان بود.

اتفاقاً نویسنده این کتاب کسی بود که در دانشکده ما تاریخ هنر تدریس می‌کرد و از نظر اعتقادی نیز مشکلاتی داشت و بعد از انقلاب فرهنگی عذرش خواسته شد. من تعجب کردم و درباره کتاب پرسیدم. همان شب بحث‌های هنری زیادی مطرح شد. ایشان گفتند که به هنر علاقه دارند.

در یکی از جلساتی هم که فکر می‌کنم نخستین جلسه حضور شاعران در خدمت آقا بود، زمانی که مسئولیت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس را داشتم، شاعران جنگ و کسانی را که در ارتباط با دفاع مقدس شعر سروده بودند، خدمت ایشان بردیم.

در مجلس شورای اسلامی نیز خدمت ایشان می‌رفتیم. حتی روزهای جمعه که ایشان می‌خواستند برای نماز جمعه خطبه بخوانند، چون موضوعات مرتبط با جنگ نیز مطرح بود، چند بار به منزل ایشان در خیابان ایران رفتم و از آنجا با خودروی ایشان به نماز جمعه می‌آمدیم.

بعد از آن، زمانی که در بنیاد و ستاد کل به عنوان معاون فرهنگی مسئولیت داشتم، دیدارهای ما بیشتر شد. این دیدارها بیشتر کاری بود و باید گزارش کارها و موضوعات مختلف را ارائه می‌کردیم.

در سال‌های بعد نیز چندین بار خدمت ایشان رسیدیم. زمانی که در شورای استان‌ها بودم و حدود ۱۲ سال آنجا فعالیت داشتم، چند بار به همراه اعضای شورا خدمت ایشان رسیدیم.
ایشان صحبت‌های بسیار ارزنده‌ای درباره شهر، فضای سبز، آب‌وهوای شهر و محیط زیست داشتند. اینها برای من خاطرات بسیار ارزشمندی است.

تا آخرین زمان نیز سعی می‌کردم در مراسمی که آقا داشتند، چه اعیاد، چه جلسات و چه مجالس عزاداری، حضور داشته باشم. در ماه مبارک رمضان نیز بسیاری از ظهرها نماز ظهر را در خدمت ایشان و پشت سر ایشان اقامه می‌کردیم.

مهر: روزی که بیت مورد هدف قرار گرفت، چه زمانی متوجه شدید و چه حسی داشتید؟

چمران:دوستان ما در ساختمان شورا، از طبقه ششم، به‌خوبی دیده بودند که محل مورد اصابت قرار گرفته است. من را خبر کردند و گفتند بیا ببین و وقتی رسیدم، در اتاق یکی از دوستان دیدم که دود و گرد و خاک تازه بلند شده بود. بعد متوجه شدیم که حمله انجام شده است.

همه در حال نگرانی و التهاب بودیم. چند ساعت بعد، هنوز رسماً اعلام نشده بود، اما متوجه شدیم که آقا به شهادت رسیده‌اند.

مهر: آیا قرار است بوستان ولایت به نام رهبر شهید نامگذاری شود؟

چمران:ما به دنبال این هستیم که یک خیابان، بزرگراه یا معبر مناسب را به نام ایشان نامگذاری کنیم. هنوز جای خاص و مناسبی پیدا نکرده‌ایم؛ یا باید ساخته شود، یا آماده شود و یا تغییری در نامگذاری صورت بگیرد.
یک مورد برای تغییر نام داشتیم که بعداً دیدیم به صلاح نیست و آن را مطرح نکردیم.

پیشنهاد من این بود که بوستان ولایت را به نام ایشان نامگذاری کنیم. آغاز کار این بوستان با حضور خود ایشان بود. آنجا فرودگاه قلعه‌مرغی بود و اصلاً پارک و فضای سبز وجود نداشت و پیشنهاد ایجاد بوستان داده شد و ایشان نیز پذیرفتند، چون محل در اختیار نیروهای نظامی بود و باید موافقت ایشان گرفته می‌شد.

بخش‌هایی از زمین متعلق به هواپیماهای ناجا بود و بخش‌های دیگری نیز در اختیار وزارت دفاع یا نیروی زمینی بود. در نهایت توافق شد و زمین خریداری و در اختیار شهرداری قرار گرفت.

ایشان گفتند تا یک ماه دیگر اینجا به پارک تبدیل شود. دوستان ما هم همان موقع کار را انجام دادند و درختکاری کردند. حتی درختانی را از جای دیگر منتقل کردند تا فقط نهال و ترکه نباشد و درختان مناسب در آنجا وجود داشته باشد.
با زحمت فراوان درختان را جابه‌جا کردند و فضای سبز خوبی ایجاد شد که امروز ارزشمند است.
آغازگر این پارک خود ایشان بودند و به همین دلیل به نظر من شایسته است عنوان بوستان ولایت به نام ایشان ثبت شود؛ البته اگر بیت و دفتر حفظ آثار آقا موافقت کنند. یک هماهنگی تلفنی انجام داده‌ام، اما باید به صورت کتبی و رسمی نیز این موضوع را دنبال کنیم.

پیشنهاد دیگری هم درباره فرودگاه مهرآباد مطرح شده است. کمیسیون نامگذاری در حال بررسی و نظرخواهی است و هنوز به نتیجه نهایی نرسیده‌ایم. اگر کمیسیون موافقت کند و پیشنهاد بدهد، موضوع را مطرح خواهیم کرد و سپس با دفتر حفظ آثار نیز هماهنگ می‌کنیم.

مهر: آیا تونل‌های تهران قابلیت تبدیل شدن به پناهگاه در شرایط جنگی را دارند؟

چمران: اگر منظور تونل‌های مترو باشد، باید توجه داشت که همه تونل‌ها برای همه نوع بمباران مناسب نیستند و اگر منظور مقابله با بمباران مستقیم باشد، همه تونل‌ها چنین قابلیتی ندارند، چون نیازمند عمق مشخصی هستند. اما اگر منظور حفاظت در برابر ترکش و موج انفجار باشد، بعضی تونل‌ها می‌توانند به عنوان محل امن مورد استفاده قرار گیرند.

تونل‌های مترو نیز در برابر بمباران تا حدود زیادی می‌توانند مقاوم باشند، به‌خصوص تونل‌هایی که عمق بیشتری دارند و اما قبل از تونل‌ها، خود ایستگاه‌های مترو اهمیت بیشتری دارند، چون دسترسی به آنها آسان‌تر است و می‌توان امکاناتی در ایستگاه‌ها ایجاد کرد تا شرایط چند ساعت زندگی و حتی استراحت شبانه فراهم شود.

این موضوع را اگر خاطرتان باشد، یکی دو جلسه قبل تصویب کردیم و به شهرداری ابلاغ شد و ان‌شاءالله دنبال خواهد شد و همچنین تونل‌های مترو، تونل‌های شهری و پناهگاه‌هایی که قبلاً در مدارس و نقاط دیگر ساخته شده‌اند باید مورد توجه قرار گیرند.

مهر: درباره پادگان ۰۶ چه برنامه‌ای وجود دارد و قرار است چه میزان از آن به فضای سبز تبدیل شود؟

تفاهم‌های اولیه درباره پادگان ۰۶ در دوره چهارم انجام شده بود. در دوره پنجم نیز پیگیری شد و تفاهم‌نامه‌ای نوشته شد و در دوره ششم عملیاتی شد و من چند بازدید از آنجا داشتم؛ هم برای حفظ درختان و فضای سبز و هم درباره ساخت‌وساز. من با آپارتمان‌سازی گسترده در آنجا موافق نبودم، چون معتقد بودم منطقه شهری را نباید به طور کامل به ساخت‌وساز تبدیل کنیم.

آن محل خودش فضای سبز و امکانات زیادی دارد و حتی می‌توان بخشی از آن را به عنوان موزه حفظ کرد که قرار هم هست حفظ شود و اصرار ما این بود که فضای سبز حتماً حفظ شود. در جریان جابه‌جایی‌ها متأسفانه تعدادی از درختان آسیب دیدند، اما تلاش بر این بود که فضای سبز حفظ شود.

اکنون این مجموعه در اختیار شهرداری قرار گرفته و آماده‌سازی در حال انجام است تا بتواند به عنوان فضای سبز عمومی و بوستان عمومی مورد استفاده مردم قرار گیرد.

مهر: درباره پاساژها و بیمارستان‌های ناایمن چه برنامه‌ای دارید؟

چمران: کمیته‌ای تشکیل شد که اعضای آن از شورا، شهرداری و مدیریت بحران شهر بودند. همچنین نیروهای فنی و متخصص نیز حضور داشتند تا از مراکز عمومی مانند بیمارستان‌ها، پاساژها، سراها و مکان‌های مختلف بازدید و آنها را بررسی کنند.
با دادستانی نیز همکاری شد، چون برای برخی اقدامات نیاز به حکم قضایی وجود داشت.

احکامی صادر شد و تعدادی از این مراکز موظف شدند به سرعت بازسازی و ایمن‌سازی شوند. بعضی‌ها کار را شروع کردند و متأسفانه بعضی هنوز شروع نکرده‌اند.

آمار دقیق را در حال حاضر ندارم که بگویم چند مورد دقیقاً اصلاح شده است، اما می‌دانم بعضی بیمارستان‌ها کار را شروع کرده‌اند و برخی پاساژها نیز تعطیل شدند و جلوی فعالیتشان گرفته شد تا اقدامات لازم برای ایمن‌سازی و مقاوم‌سازی انجام شود.

در بعضی موارد نیز مشکلات مربوط به آتش‌نشانی وجود داشت که اصلاح شد و این اقدامات همچنان ادامه دارد، اما به عقیده من روند کار کند است. انتظار داریم این کارگروه، قوه قضاییه و مردم همکاری بیشتری داشته باشند.
صاحبان این مراکز نیز مشکلات خودشان را دارند. مثلاً می‌گویند چگونه بیمارستان را چند ماه تعطیل کنیم یا به کسبه چه پاسخی بدهیم. اما در نهایت ایمنی مردم اهمیت بسیار زیادی دارد.

چند روز پیش نیز طرح یکی از بیمارستان‌ها را آوردند و کارش را شروع کرده بودند. ما در کمیسیون ماده ۵ آن را بررسی کردیم و تلاش کردیم کار سریع‌تر انجام شود. بخشی از این ساختمان باید تخریب و بازسازی شود تا بیمارستان در برابر حوادث، به‌خصوص زلزله، ایمن باشد.

ما تجربه چنین اتفاقی را در زلزله منجیل یا مناطق اطراف آن داشته‌ایم. مجروحان را بعد از زلزله به بیمارستان منتقل کردند و در ادامه، زلزله یا پس‌لرزه‌ای رخ داد و سقف بیمارستان فرو ریخت و تعدادی از بیماران و مجروحان از بین رفتند. نباید چنین اتفاقاتی دوباره رخ دهد.

مهر: با نزدیک شدن به فصل سرما، برنامه شورا برای مدیریت آلودگی هوا چیست؟

چمران: برای آلودگی هوا حدود ۳۰ و چند سازمان و نهاد مسئولیت دارند و حدود ۲۲ دستگاه، مسئولیت درجه اول دارند. سه مورد از این مسئولیت‌ها به شهرداری مربوط می‌شود و به عقیده من شهرداری کار کرده و پیگیر است که وظایف خودش را عملیاتی کند. یکی از مهم‌ترین موضوعات، حمل‌ونقل عمومی است.

حمل‌ونقل عمومی فقط مسئولیت شهرداری نیست. وزارت کشور نیز در این زمینه وظیفه دارد. اتوبوس، مترو و تاکسی از جمله وسایل حمل‌ونقل عمومی هستند. تاکسی کمتر در آلودگی هوا مؤثر است، اما اتوبوس و مترو نقش بیشتری دارند و در حال حاضر حدود ۷۰ درصد حمل‌ونقل ما خصوصی است، در حالی که باید برعکس باشد؛ یعنی ۳۰ درصد حمل‌ونقل خصوصی و ۷۰ درصد عمومی باشد. در آن صورت می‌توان آلودگی هوا را تا حد زیادی کاهش داد.

برای این کار، اول باید حمل‌ونقل عمومی را گسترش دهیم و طبق طرح جامع حمل‌ونقل شهر تهران، قرار است تا پایان سال حدود ۱۱ هزار دستگاه اتوبوس داشته باشیم و در دوره پنجم، تعداد اتوبوس‌ها به حدود ۶ هزار دستگاه رسید و بعد از آن متأسفانه اتوبوس جدیدی اضافه نشد و اواخر آن دوره معاون حمل‌ونقل جدیدی آمد که تجربه داشت و تعدادی اتوبوس از طریق وزارت کشور خریداری شد و حدود ۶۰ و چند دستگاه به تهران رسید.

از سال ۱۳۹۲ تا امروز نیز تعداد اتوبوس‌هایی که وزارت کشور به تهران داده، محدود بوده است و طبق قانون، وزارت کشور باید ۸۰ درصد هزینه را پرداخت کند و ۲۰ درصد را شهرداری‌ها بدهند. این قانون فقط برای تهران نیست و برای سایر شهرها هم وجود دارد.

در آن دوره و دولت، متأسفانه اتوبوس جدیدی خریداری و به شهرها داده نشد. در زمان شهید آقای رئیسی برنامه‌هایی برای افزایش اتوبوس مطرح شد، اما فعلاً اتوبوس جدیدی به اندازه نیاز دریافت نکرده‌ایم.

اخیراً شنیده‌ام وزارت کشور می‌خواهد حدود ۲ هزار دستگاه اتوبوس برای کل کشور خریداری کند، اما شنیده‌ام سهم تهران بسیار کم است، چون گفته‌اند تهران خودش خریداری می‌کند و از نظر قانونی، سهم شهرداری همان ۲۰ درصد است. بخش خصوصی نیز باید بخشی از هزینه را پرداخت کند، اما بخش خصوصی توان پرداخت ۸۰ درصد هزینه خرید اتوبوس را ندارد.

یک اتوبوس امروز هزینه بسیار بالایی دارد و کسی نمی‌تواند با درآمد حاصل از بلیت، هزینه خرید و نگهداری آن را تأمین کند و از طرف دیگر، ما نمی‌خواهیم قیمت بلیت را افزایش دهیم، چون می‌خواهیم حمل‌ونقل عمومی ارزان باشد. بنابراین باید تعادل برقرار شود.

قانونی نیز تصویب شده که برای پایین نگه داشتن قیمت بلیت، یک‌سوم هزینه را مردم، یک‌سوم را دولت و یک‌سوم را شهرداری پرداخت کند. اما دولت سهم خود را بسیار کم پرداخت کرده است و ما تا چند وقت پیش حدود ۶۵ هزار میلیارد تومان از دولت طلب داشتیم که احتمالاً اکنون بیشتر شده است. طلب‌های دیگری نیز بابت بافت فرسوده و موارد دیگر داریم.