سالهاست که نظام سلطه برای تداوم سلطهگری و چپاول ثروت دیگران و نیز جلوگیری از ظهور رقیب جدید، با بهره گرفتن از انواع ترفندها از جمله؛ هجمه فرهنگی، نسبت دادن اتهامات واهی، اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی و یا ایجاد انواع محدودیتها تلاش میکند تا مانع از رشد و پیشرفت سایر کشورها شود.
درست به همین دلیل است که امروز جهان با تناقضات گفتاری و رفتارهای دوگانه دنیای به ظاهر متمدن اما در واقع وحشی غرب مواجه است، موضوعات و تناقضاتی که برخی از مهمترین آنها در ادامه مورد اشاره قرار گرفته است.
اتهام جنگ طلبی؛ با این که ایران حداقل طی ۳۰۰ سال گذشته آغازگر هیچ جنگی نبوده، اما غربیها دائماً ایرانهراسی میکنند و ایران را جنگطلب جلوه میدهند و میگویند نگران تهدید ایران هستند، در حالی که طی همین مدت ردپای خودشان و بهویژه صهیونیستهای جنایتکار به شکل مستقیم یا غیرمستقیم و پنهان و آشکار، تقریباً در تمامی جنگهای رخ داده در نقاط مختلف دنیا به چشم میخورد.
اعمال فشار در زمینه صنعت صلحآمیز هستهای؛ غربیها از جمله آمریکا میگویند ایران به انرژی و حتی به صنعت صلحآمیز هستهای نیاز ندارد چون نفت دارد و این در حالی است که آمریکا خودش هم نفت دارد، هم دائماً در حال سرقت و چپاول نفت دیگران است و در عین حال بیشترین تعداد نیروگاه هستهای (۹۴ راکتور) در جهان متعلق به این کشور است.
اتهام ساخت بمب هستهای؛ با این که ایران بارها اعلام نموده که دنبال ساخت تسلیحات هستهای نیست، اما میگویند نگران امنیت صهیونیستها هستند و شدیدترین بازرسیهای آژانس در مورد ایران اجرا میشود و این در حالی که سایر کشورهای هستهای بهخصوص رژیم صهیونیستی علیرغم در اختیار داشتن دهها بمب اتمی (حدود ۹۰ تا ۴۰۰) و جنایات مکرر و مستمری که در حق کشورهای همسایه خود به ویژه غزه و لبنان مرتکب شده، هرگز مورد مؤاخذه قرار نگرفته و مشمول این بازرسیها نشدهاند و حتی نگرانی از شرارت صهیونیستها علیه ایران را غیرموجه میدانند.
فروش تسلیحات؛ غربیها علیرغم زیرپاگذاشتن تمام قوانین بینالمللی توسط رژیم صهیونیستی و تمام شرارتها و جنایتهای آشکار و پنهان که تاکنون مرتکب شده، دائما در حال حمایت و حتی تسلیح این رژیم کودککش و سایر گروههای تروریستی در سایر کشورهای دنیا هستند، اما تسلیح رزمندگان یمنی به سلاح ایرانی برای دفاع از تجاوز ائتلاف سعودی و اماراتی را بر نمیتابند و تقبیح و محکوم میکنند.
ایجاد ائتلاف؛ ایجاد ائتلاف برای خودشان و همپالگیهایشان برای تعدی و تجاوز به خاک و حقوق دیگران را مجاز میدانند، اما ایجاد هر نوع ائتلاف توسط دیگران برای دفاع در برابر سلطهگران را مغایر قوانین بینالمللی (منافع خودشان) تلقی نموده و به هر شکل ممکن با آنها مقابله میکنند.
تحریمهای یکجانبه؛ بیش از ۴۷ سال است که آمریکا با اتکا، به قوانین فرامرزی خود، بیهیچ دلیل موجه، منطقی و مشروعی ایران را تحریم کرده است، اما سازمان ملل، غربیها و کشورهای همسو با آنها نهتنها کمترین واکنشی نشان ندادهاند، بلکه همواره ایران را مستحق چنین مجازاتی دانستهاند و این در حالی است که وقتی پس از بسته شدن تنگه هرمز، برای اولینبار گرفتار تحربم متقابل از سوی ایران شدند، موج مخالفتها و تهدیدها به راه افتاد.
محاصرههای غیرقانونی؛ در مورد محاصره ناجوانمردانه حدود 20 ساله مردم مظلوم غزه توسط رژیم صهیونیستی، اقدامات مکرر آمریکا برای محاصره سایر کشورها از جمله ونزوئلا و یا محاصره چندینساله و همهجانبه علیه یمن توسط دولت دیکتاتور سعودی و محاصره دریایی و هوایی ایران سکوت اختیار میکنند و کمترین واکنشی نشان نمیدهند، اما وقتی همین یمن با همه ظلمهایی که بر آن روا داشتهاند، حتی در مدتی کوتاه عربستان را تحت محاصره دریایی قرار میدهد، همه غربیها آنرا محکوم و حتی برای شکستن محاصره به ایجاد ائتلاف مبادرت میکنند.
تجاوز و اشغالگری؛ تجاوز رژیم بعثی عراق به خاک ایران، صربها به بوسنی، اسرائیل به غزه و لبنان و سوریه، ترکیه به عراق و سوریه، عربستان و امارات به یمن و دهها مورد تجاوز و تعدی و اشغالگری دیگر طی سالهای اخیر توسط سایر کشورهای مختلف بهخصوص خود غربیها رخ داده است، اما همه سردمداران غربی لال شده و هیچ صدایی از هیچکس بلند نمیشود و این در حالی است که در مورد اقدامات دفاعی ایران در برابر تجزیهطلبان مستقر در مرزها و تعقیب موقت دشمنان در آنسوی مرزهای کشور ما بلافاصله موضعگیری میکنند و آن را محکوم میکنند.
حضور غیرقانونی در کشورها؛ آمریکا بدون دعوت و اجازه مردم و بعضاً حتی بدون دعوت دولتها، از آن سوی دنیا به کشورهای مختلف وارد شده و خاک آنها را اشغال میکند و ضمن چپاول ثروت آنها با ایجاد دهها پایگاه نظامی و مراکز جاسوسی در داخل یا اطراف کشورها در تمام امور داخلی آنها دخالت میکند، اما هیچ کشوری و حتی هیچ یک از نهادهای بینالمللی متعرض آنها نمیشود، در حالی که ورود قانونی و بنا بر دعوت ایران به کشورهای منطقه برای مبارزه با تروریسم را غیرقانونی و دخالت در امور دیگران جلوه میدهند و با صدور قطعنامه و تحریم و تهدید به مقابله با آن بر میخیزند.
نیروهای نیابتی؛ رزمندگان جبهه مقاومت که در حال دفاع از جهان اسلام در برابر تهدیدات نظام سلطه و ایجاد امنیت در کشورهای خودشان هستند را تروریست و نیروهای نیابتی ایران معرفی میکنند و خواستار قطع حمایت از آنها میشوند، در حالی که خودشان اکثر کشورهای منطقه را به مزدوران حلقه به گوش خود تبدیل کردهاند، با تمام توان از آنها حمایت سیاسی و تسلیحاتی میکنند و آنها را مجبور به درگیری با ایران اسلامی نمودهاند.
تبانی با دشمنان ایران و اسلام؛ برخی از کشورهای همسایه خاک خودشان را برای احداث پایگاه نظامی و حمله به ایران در اختیار آمریکا گذاشتهاند و یانکیها از همین پایگاهها به ایران حمله میکنند و در واقع رسماً در حال دشمنی با ایران اسلامی هستند، با این حال وقیحانه ایران را به تجاوز به کشورهای همسایه متهم میکنند و انتظار دارند ایران در برابر شرارت آنها واکنشی نشان ندهد.
حمایت از دیکتاتور؛ در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با تمام توان در کنار صدام دیکتاتور قرار گرفتند و با همکاری غربیها و سایر کشورها ناجوانمردانه و به شکل پنهان و آشکار علیه ایران جنگیدند، اما با اینکه همین حالا نیز فقط پایگاهها و منافع آمریکایی در کشورهایشان هدف آتش ایران قرار دارد، با کمال وقاحت ایران را جنگطلب و غیرقابل اعتماد معرفی میکنند.
نژادپرستی؛ با اینکه ایران در حوادث و بحرانها برای کمک به مسلمانان سنی و شیعه کشورهای مختلف از جمله؛ بوسنی، غزه، سوریه، یمن و حتی قطر (در جریان مناقشه بین این کشور با عربستان و امارات)، تفاوتی قائل نشده است، اما در این مورد نیز با گستاخی غیرقابل باور، به ایران نسبت نژادپرستی و رفتار ناسیونالیستی میدهند و این در حالی است که خودشان همواره و منافقانه با دامن زدن به اختلافات اعتقادی شیعه و سنی، در تهاجم به کشورهای شیعه و حتی سنی مذهب با دشمنان جهان اسلام همراهی کردهاند.
ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی؛ غربیها، صهیونیستها و عربها در تعامل با یکدیگر و یا جدای از یکدیگر دائماً در حال ایجاد، سازماندهی و حمایت از گروههای تروریستی نظیر؛ داعش، القاعده، جبههالنصره، طالبان، بوکوحرام، ابوسیاف، لشگر طیبه، جماعة الاسلامیه، الاحوازیه و گروههای منشعب از آنها هستند، اما ایران را که خود قربانی تروریسم بوده و از گذشته تاکنون در حال مبارزه با تروریست است را متهم به حمایت از تروریسم میکنند.
جرائم سازمان یافته و پولشویی؛ ایران اسلامی را به پولشویی و حمایت از تروریسم متهم می کنند، در حالی که خودشان سالهاست که با تشکیل گروههای مافیایی، مبدأ و مبدع انواع قاچاق اعم از قاچاق انسان و اعضای بدن انسان، قاچاق اسلحه و مهمات، قاچاق مواد مخدر و سایر موارد مشابه شناخته میشوند و همچنان بزرگترین خالق و حامی گروههای تروریست و تجزیهطلب و آشوبگر در نقاط مختلف جهان هستند.
برخورد با تروریسم؛ در برابر کشتارهای وحشیانه صهیونیستهای وحشی و جنایتکار در غزه و لبنان که با استفاده از انواع تسلیحات مرگبار و غیرانسانیترین شکل ممکن صورت میگیرد، سکوت مطلق اختیار کرده و آن را دفاع مشروع قلمداد میکنند، اما دفاع مردم مظلوم کشورهای هدف با کمترین سلاح را عملیات تروریستی اعلام میکنند.
حمله به زیرساختها؛ وحشیانه و بیپروا زیرساختها، مناطق مسکونی، مدارس، دانشگاهها، مراکز علمی و سایر مراکز غیرنظامی ایران و سایر کشورها از جمله لبنان و فلسطین (غزه) را هدف آتش سلاحهای مخرب خود قرار میدهند، اما دفاع ایران در برابر تهاجم از کشورهای همسایه و لبنان و غزه در برابر جنایات آمریکا و صهیونیستها را محکوم میکنند.
ترور و آدمربایی؛ رسماً و عملاً و با وقاحت تمام مرتکب ترور و آدمربایی (حتی در سطح رئیس جمهور یک کشور) میشوند و از اقدامات تروریستی همپیمانان خود حمایت میکنند، بدون اینکه کمترین نگرانی در مورد تبعات آن داشته باشند و مجازات شوند و در عین حال با کمال پررویی و بیشرمی، ایران و اعضای جبهه مقاومت را به انجام اقدامات تروریستی متهم میکنند.
دموکراسی و حقوقبشر؛ آمار بیشترین زندان و زندانی در داخل کشورشان و بیشترین زندان و در واقع شکنجهگاه مثل گوانتانامو و ابوغریب در خارج از مرزهایشان و همچنین بیشترین پایگاه نظامی غیرقانونی در سایر کشورها را به خود اختصاص دادهاند، در عینحال با مظلومنمایی و گرفتن قیافه حق بهجانب، مدعی دموکراسی و دفاع از حقوق بشر هستند و همواره اقدامات ضداستکباری دیگران را محکوم میکنند.
سوءاستفاده از زنان؛ نظام سرمایهداری زنان را به بردگی گرفته و با تمام توان در حال استفاده ابزاری از آنها برای کسب ثروت و قدرت است و با سردمداری آپستینها انواع جنایات را در حق آنها مرتکب میشود، اما ایران را ناقض حقوق زنان معرفی میکند.
خشونت پلیس؛ در غرب و بسیاری از دیگر کشورها، به خاطر وضع قوانین دیکتاتوریمأبانه مردم در اعتراضات حتی جرأت دست زدن به پلیس را ندارند و برخورد پلیس با معترضین کاملاً خشونتبار و بیرحمانه است، اما ایران را به خشونت متهم و نسخه کشتن و به آتش کشیدن پلیس را برای اغتشاشگران تجویز میکنند.
جنایت در برابر شعار؛ شعار به حق مرگ بر آمریکا و تسخیر خودجوش لانه جاسوسی توسط دانشجویان انقلابی را بهانه حمله به ایران قرار میدهند، اما پاسخ ایران به تهاجم نظامی، تهدید، تحریم و سایر توطئهها را مجاز ندانسته و مغایر قوانین بینالمللی معرفی میکنند.
قوانین فرامرزی؛ قوانین بینالمللی و قطعنامههای سازمان ملل را نادیده میانگارند و با اتکاء به قوانین فرامرزی و در راستای منافع خود در هرکجای دنیا که بخواهند، هر غلط و جنایتی را مرتکب میشوند، اما هر رفتار برون مرزی سایرکشورها حتی اگر تهدیدی بههمراه نداشته باشد را بلافاصله زیرسؤال میبرند و علیه آن اقدام میکنند.
و جالب این است که هم رئیس جمهور خبیث آمریکا و هم نخستوزیر ملعون رژیم صهیونیستی که با حکم دادگاه به عنوان جنایتکار جنگی تحت تعقیب است، بیهیچ واهمه در تریبون سازمان ملل به رفتار شنیع و اقدامات پلید خود اعتراف و حتی سابقه دشمنی با ایران را به سالها قبل از انقلاب اسلامی مرتبط میدانند.
البته داستان رفتارهای دوگانه نظام سلطه و همپیمانان آنها مثنوی هفتادمن است و در این وجیزه نمیگنجد، اما شاید همین مقدار هم بتواند در تغییر و اصلاح نظر کسانی که اهل اندیشهاند و تحت القائات بیگانگان به غرب دلخوش کردهاند و در بروز مناقشات خارجی، ایران را مقصر میدانند، مؤثر واقع شود.
