در دویستوپنجاهوهشتمین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری مطرح شد: گذار از بودجهریزی مبتنی بر فعالیت و چانهزنی به برنامهریزی و بودجهریزی مبتنی بر عملکرد و نتیجه، بدون استقرار نظامی یکپارچه از دادههای باکیفیت، ثبتیمبنا و قابل اتکا امکانپذیر نیست. حکمرانی با داده زمانی محقق میشود که دادههای اداری، آماری و مکانی با حفظ محرمانگی و در چارچوب استانداردهای مشخص به یکدیگر متصل شوند و تخصیص منابع نه صرفاً بر مبنای فعالیتهای انجامشده، بلکه متناسب با خروجیها، پیامدها و آثار قابل سنجش صورت گیرد. استقرار سرشماری ثبتی مبنا تنها تغییر در روش اجرای سرشماری نیست، بلکه مقدمه تحولی گستردهتر در نظام آماری کشور است.
به گزارش روابط عمومی مرکز، دویستوپنجاهوهشتمین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری با عنوان «حکمرانی با داده برای برنامهریزی و بودجهریزی مبتنی بر عملکرد و نتیجه» از سلسله نشستهای «سیاستگذاری عمومی و توسعه برای ایران مانا» برگزار شد.
در این نشست، امیدعلی پارسا؛ رئیس امور برنامه و بودجه استانهای سازمان برنامه و بودجه کشور، بهعنوان دبیر علمی نشست و غلامرضا گودرزی؛ رئیس مرکز آمار ایران، عباس مرادی؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده آمار، رئیس کمیته ثبتهای آماری و مدیر گروه انرژی، زیربنایی و صنعت مرکز آمار ایران، حسن عینی زیناب؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و آرا تومانیان؛ عضو هیئت علمی دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران، بهعنوان سخنرانان نشست، ابعاد آماری، مدیریتی، نهادی و مکانی حکمرانی با داده را بررسی کردند.
در ابتدای نشست امیدعلی پارسا؛ رئیس امور برنامه و بودجه استانهای سازمان برنامه و بودجه کشور و دبیر علمی نشست، با تأکید بر پیوستگی سه مفهوم «داده باکیفیت»، «برنامهریزی مبتنی بر نتایج» و «بودجهریزی مبتنی بر عملکرد» گفت: گذار از نظام اداری سنتی به حکمرانی مدرن زمانی امکانپذیر است که سیاستگذاری، برنامهریزی، اجرا و ارزیابی عملکرد همگی بر پایه شواهد قابل اعتماد و شاخصهای روشن صورت گیرند.
وی افزود: در برنامهریزی مبتنی بر نتایج، دیگر صرف انجام یک فعالیت یا تولید یک خروجی کافی نیست؛ بلکه باید مشخص شود اقدام انجامشده چه دستاوردی ایجاد کرده، چه تغییری در شاخصهای اقتصادی و اجتماعی به وجود آورده و در نهایت چه اثری بر زندگی مردم داشته است. به همین دلیل، زنجیره نتایج باید از مرحله طراحی برنامه تا بودجهریزی و ارزیابی دنبال شود.
امیدعلی پارسا یکی از الزامات اصلی برنامه واقعی را وجود تراز میان اهداف، عملیات و منابع دانست و تصریح کرد: اگر اهدافی تدوین شوند که منابع لازم برای تحقق آنها از ابتدا وجود نداشته باشد، آنچه شکل گرفته است بیش از آنکه برنامه باشد، فهرستی از نیازها و آرزوهاست. برنامه باید از تراز قابل تحقق منابع و مصارف برخوردار باشد تا بتوان دستگاه اجرایی را در برابر نتایج آن پاسخگو دانست.
وی همچنین بر ضرورت اصلاح قواعد و سازوکارهای انگیزشی تأکید کرد و گفت: صرف ابلاغ دستورالعمل یا افزایش نظارت اداری الزاماً رفتار سازمانها را تغییر نمیدهد. اگر قرار است مدیران و دستگاهها به سمت نتیجه حرکت کنند، قواعد بازی، اختیارات، مشوقها و سازوکارهای پاسخگویی نیز باید با این هدف همسو شوند.
در ادامه، غلامرضا گودرزی؛ رئیس مرکز آمار ایران، با اشاره به حرکت نظام آماری کشور به سمت سرشماری ثبتی مبنا گفت: هدف اصلی آن است که به جای اتکای گسترده به مراجعه مستقیم به خانوارها، دادههای اداری دستگاههای مختلف در نظامی منسجم، امن و استاندارد گردآوری و پردازش شوند و از دل فعالیت روزمره دستگاهها، آمار مورد نیاز سیاستگذاری، برنامهریزی، بودجهریزی و ارزیابی عملکرد تولید شود.
وی اظهار کرد: در مسیر اجرای سرشماری ثبتی مبنا، بخش قابل توجهی از اطلاعات مورد نیاز پیش از آغاز عملیات میدانی از طریق ثبتهای اداری فراهم شده و عملیات میدانی بیشتر با هدف تکمیل، راستیآزمایی و رفع نواقص انجام میشود. این رویکرد، علاوه بر کاهش چشمگیر هزینهها، میتواند دقت و کیفیت دادهها را نیز افزایش دهد.
رئیس مرکز آمار ایران تأکید کرد: استقرار سرشماری ثبتی مبنا تنها تغییر در روش اجرای سرشماری نیست، بلکه مقدمه تحولی گستردهتر در نظام آماری کشور است. هدف آن است که ثبتهای اداری منظم شوند، سامانههای دستگاهها قابلیت ارتباط و تبادل پیدا کنند و زنجیره تولید و ارزش داده در کشور بهصورت یکپارچه مدیریت شود.
غلامرضا گودرزی افزود: مرکز آمار ایران در این نظام لزوماً تولیدکننده همه دادهها نخواهد بود، بلکه باید نقش مرجع حرفهای، بیطرف و تنظیمگر زنجیره تولید آمار را ایفا کند و با مشارکت دستگاههای مختلف، استانداردهای لازم برای تولید، تبادل و استفاده از داده را مستقر سازد. وی محرمانگی اطلاعات را اصل بنیادین این نظام دانست و تصریح کرد که دادههای فردی و قابل شناسایی باید در چارچوب قوانین آماری از بالاترین سطح حفاظت برخوردار باشند.
در بخش دیگری از نشست، عباس مرادی؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده آمار، رئیس کمیته ثبتهای آماری و مدیر گروه انرژی، زیربنایی و صنعت مرکز آمار ایران، با تمرکز بر الزامات حکمرانی داده گفت: صرف کنار هم قرار دادن مجموعهای از دادهها به معنای حکمرانی داده نیست. حکمرانی داده به چارچوب نهادی، ضمانت اجرایی، نقشه راه، استانداردها، فرهنگ واژگان مشترک، تعیین مسئولیت متولیان داده و سازوکار مستمر ارزیابی نیاز دارد.
وی افزود: یکی از چالشهای اصلی، نگاه جزیرهای دستگاهها به اطلاعات است. هر دستگاه بخشی از داده مورد نیاز کشور را تولید میکند، اما این دادهها زمانی ارزش سیاستگذاری پیدا میکنند که در قالب نظامی مشترک و با تعاریف و استانداردهای یکسان قابلیت اتصال و استفاده داشته باشند.
عباس مرادی با اشاره به طراحی ثبتهای پایه اظهار کرد: ثبت جمعیت و خانوار، اطلاعات مکانی و سایر ثبتهای پایه میتوانند اطلاعات پراکنده دستگاههایی مانند ثبت احوال، آموزش و پرورش، وزارت علوم، نظامهای حمایتی و دیگر بخشها را در چارچوبی استاندارد به یکدیگر مرتبط کنند؛ بدون آنکه محرمانگی اطلاعات فردی نقض شود. چنین نظامی میتواند موضوعاتی مانند جمعیت شناور، مهاجرت، محل واقعی سکونت و الگوی استفاده از خدمات عمومی را با دقت بیشتری در اختیار نظام برنامهریزی قرار دهد.
وی همچنین بر نقش مدیران ارشد در استقرار حکمرانی داده تأکید کرد و گفت: اگر در سطح مدیریت عالی دستگاهها باور به اشتراکگذاری امن داده و حرکت به سمت نظام ثبتی مبنا وجود نداشته باشد، تغییر در لایههای میانی و کارشناسی نیز با مقاومت مواجه خواهد شد. بنابراین تحول دادهای، علاوه بر فناوری، نیازمند تحول فرهنگی و مدیریتی است.
در ادامه، حسن عینی زیناب؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، با تشریح تجربه مدیریت مبتنی بر نتایج در نظام سازمان ملل متحد گفت: این رویکرد تغییری بنیادی در شیوه مدیریت است؛ به این معنا که توجه از این پرسش که «چه میزان منابع هزینه شد و چه فعالیتی انجام شد» به سمت این پرسش منتقل میشود که «اقدامات انجامشده چه نتیجهای ایجاد کرد و چه اثری بر توسعه داشت».
وی افزود: مدیریت مبتنی بر نتایج، برنامهریزی راهبردی، پایش عملکرد، ارزیابی و یادگیری، مدیریت ریسک و گزارشدهی را در قالب یک چرخه بههمپیوسته در نظر میگیرد. در این نظام ابتدا مسئله بر اساس داده شناسایی میشود، سپس نظریه تغییر و زنجیره نتایج شکل میگیرد و پس از آن شاخصهای قابل اندازهگیری، خط پایه، اهداف زمانی و منابع مورد نیاز تعیین میشوند.
عینی زیناب با ارائه نمونهای در حوزه اشتغالپذیری جوانان توضیح داد: در یک برنامه مبتنی بر نتایج، ابتدا باید با استفاده از دادههای سرشماری، پیمایش نیروی کار، دادههای جمعیتی و سایر منابع مشخص شود مسئله در چه گروهها و مناطقی شدت بیشتری دارد. سپس باید روشن شود چه مداخلاتی میتوانند به خروجی، پیامد و در نهایت اثر مطلوب منجر شوند.
وی با تأکید بر اصل مهم «هیچکس نباید از فرایند و منافع و دستاوردهای توسعه کنار گذاشته شود» گفت: دادهها باید تا حد امکان به تفکیک جنسیت، سن، محل سکونت، وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی و سایر ویژگیهای مؤثر قابل تحلیل باشند تا سیاستگذار بتواند گروههای هدف را دقیقتر شناسایی و منابع را متناسب با نیاز واقعی تخصیص دهد. شاخصها نیز باید مشخص، قابل اندازهگیری، دستیافتنی، مرتبط و زمانمند باشند و برای هر شاخص، منبع داده، نحوه محاسبه، دوره انتشار و سطح تفکیک از ابتدا تعیین شود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی یکی از چالشهای مدیریت مبتنی بر نتایج را تبدیلشدن آن به فرایندی صرفاً اداری و شکلی دانست و افزود: اگر سازمان تنها به تکمیل فرمها و رعایت مراحل بپردازد، اما یادگیری سازمانی و اصلاح مسیر بر اساس داده را فراموش کند، هدف اصلی این نظام محقق نخواهد شد. همچنین تمایل به گزارش نتایج کوتاهمدت نباید موجب غفلت از اصلاحاتی شود که آثار آنها در افق بلندمدت ظاهر میشود.
در ادامه نشست، آرا تومانیان؛ عضو هیئت علمی دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران، با تمرکز بر بعد مکانی حکمرانی داده گفت: بخش عمده اطلاعات مورد استفاده در سیاستگذاری و برنامهریزی، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم دارای مؤلفه مکانی است و بدون توجه به موقعیت جغرافیایی، بسیاری از تصمیمها درباره تخصیص منابع، عدالت سرزمینی، زیرساخت، کشاورزی و محیطزیست ناقص خواهند بود.
وی افزود: یکی از مسائل موجود، پراکندگی دادههای مکانی در دستگاههای مختلف و محدودبودن قابلیت دسترسی و استفاده مشترک از آنهاست. زیرساخت داده مکانی باید به گونهای طراحی شود که اطلاعات یکبار و با استاندارد مشخص تولید و پس از کنترل کیفیت، متناسب با نیاز دستگاههای مختلف قابل استفاده باشد.
آرا تومانیان با اشاره به نقش فناوریهای جدید اظهار کرد: سیستمهای اطلاعات جغرافیایی، سنجش از دور، هوش مصنوعی، کلانداده و دوقلوهای دیجیتال میتوانند امکان آزمون سناریوهای مختلف را پیش از اجرای تصمیمهای پرهزینه فراهم کنند. برای نمونه، در حوزه مدیریت شهری میتوان اثر یک پروژه عمرانی یا تغییر در شبکه حملونقل را پیش از اجرای فیزیکی، از منظر ترافیک، زمان سفر، مصرف سوخت و آلودگی هوا شبیهسازی کرد.
وی از توسعه برخی زیرساختها و سکوهای پردازش دادههای مکانی در کشور سخن گفت و افزود: این ابزارها میتوانند در حوزههایی مانند مدلسازی سیلاب، پایش کاربری اراضی، کشاورزی، مدیریت منابع آب و تحلیل پروژههای زیرساختی مورد استفاده قرار گیرند و فاصله زمانی میان تولید داده و تصمیمگیری را کاهش دهند.
تومانیان با این حال، کیفیت داده را یکی از چالشهای جدی دانست و تصریح کرد: یکپارچهسازی دادههای نادرست یا ناسازگار، الزاماً به تصمیم بهتر منجر نمیشود. کیفیت باید از مرحله جمعآوری و پردازش تا ذخیرهسازی و بهروزرسانی مورد توجه قرار گیرد و اختلاف میان آمار دستگاههای مختلف پیش از ورود آنها به چرخه تصمیمگیری برطرف شود. در حکمرانی داده، بعد مکانی نیز نباید بهعنوان پیوستی فرعی دیده شود؛ زیرا تخصیص عادلانه منابع بدون شناخت تفاوتهای سرزمینی امکانپذیر نیست.
در انتهای سخنرانیها، امیدعلی پارسا در جمعبندی مطالب ارائهشده نشست بار دیگر بر ضرورت حرکت تدریجی از بودجهریزی مبتنی بر فعالیت به بودجهریزی مبتنی بر نتیجه تأکید کرد و گفت: این گذار نمیتواند یکباره صورت گیرد و لازم است در دوره انتقال، ترکیبی از شاخصهای فعالیت، خروجی و نتیجه در تخصیص منابع مورد استفاده قرار گیرد و بهتدریج وزن پیامدها و آثار افزایش یابد.
وی همچنین توضیح داد که در کنار مدیریت مبتنی بر نتایج، سازوکارهای انگیزشی و قواعد اجرایی نیز باید بهگونهای طراحی شوند که رفتار دستگاهها و مدیران با اهداف مورد انتظار همسو شود. از نگاه وی، دادهمحوری، مدیریت مبتنی بر نتیجه و طراحی سازوکارهای انگیزشی، اجزای مکمل یک تحول واحد در نظام برنامهریزی و بودجهریزی هستند.
در بخش پایانی نشست، حاضران و شرکتکنندگان مجازی پرسشها و دیدگاههای خود را درباره کیفیت و محرمانگی دادهها، نحوه تبادل اطلاعات میان دستگاههای اجرایی، الزامات استقرار آمارهای ثبتی مبنا، کاربرد مدیریت مبتنی بر نتایج در نظام بودجهریزی، نقش دادههای مکانی و نحوه پیوند تخصیص اعتبارات با پیامدها و آثار برنامهها مطرح کردند و سخنرانان به پرسشهای مطرحشده پاسخ دادند.
در جمعبندی مباحث این نشست تأکید شد که حکمرانی با داده، صرفاً پروژهای فناورانه یا ایجاد چند پایگاه اطلاعاتی جدید نیست، بلکه تحولی نهادی و فرهنگی در شیوه اداره کشور است. تحقق آن نیازمند دادههای باکیفیت و استاندارد، حفظ محرمانگی، تبادل امن اطلاعات، تعریف شاخصهای نتیجهمحور، زیرساختهای پردازشی و مکانی، مدیران آشنا با منطق حکمرانی داده و سازوکارهایی است که تخصیص منابع را به عملکرد واقعی و آثار قابل اندازهگیری پیوند دهند.
شایان ذکر است دویستوپنجاهوهشتمین نشست علمی ـ تخصصی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری روز سهشنبه، ۷ مهرماه ۱۴۰۵، بهصورت حضوری و مجازی در سالن جلسات دکتر حسین عظیمی مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری برگزار شد.
