اخیراً خبرهایی از همراستایی برخی همسایگان با سروصدای رسانهای وزیر خزانهداری آمریکا برای اخلال در تجارت و رفتوآمد میان ایران و همسایگان منتشر شده است. ایران لازم است برای هر بازیگری که همراستا با منافع آمریکا علیه ایران اقدام نماید از اهرمهای متناسب با خود او استفاده و هزینه اقدامات علیه ایران را بالا ببرد.
پاسخ متقابل
اگر مسیرهای هوایی ایران از سوی هر کشوری، از جمله همسایگان، محدود یا مسدود شود، ایران نیز باید پاسخ متناسب، قانونی و حسابشدهای در نظر بگیرد. هیچ کشوری نباید تصور کند اقدامات یکطرفه علیه ایران و همراستایی با آمریکا در این جنگ بدون هزینه و پاسخ باقی میماند. در شرایطی که محدودیتهای دریایی فشار مضاعفی بر تجارت خارجی ایران وارد کرده، روان بودن مرزهای زمینی و هوایی اهمیت راهبردی یافته است. دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز به درستی اشاره کرده است که اگر کنار آمریکا باشید، ما شما را تماشا نخواهیم کرد. این جمله نه یک تهدید توخالی، بلکه بیانگر منطق روشن بازدارندگی و پاسخ متقابل است.
اهرم های فشار
ایران برای پاسخ به این اقدامات مجموعهای از اهرمهای مختلف را در اختیار دارد و مقامات کشور نیز هشدارهای لازم را صادر کردهاند. ایران در مواجهه با اقدامات خصمانه برخی همسایگان، صرفاً به واکنش نظامی متوسل نمیشود، بلکه مجموعهای از اهرمهای اقتصادی، ترانزیتی، امنیتی و ژئوپلیتیکی را به کار میگیرد. این اهرمها بر وابستگیهای متقابل استوارند و میتوانند هزینه اقدامات خصمانه را برای طرف مقابل افزایش دهند. کارآمدی این اهرمها به توانایی ایران در هماهنگی سیاستهای اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک خود بستگی دارد.
نحوه مدیریت تنگه هرمز، مدیریت صادرات انرژی، زیرساختهای ارتباطی و مسیرهای ترانزیتی کشورها و حتی کابلهای فیبر نوری، از جمله ابزارهای ایران برای تعامل با همسایگان در پنجره زمانی فعلی هستند. هر یک از این ابزارها ویژگیهای خاص خود را دارند و نمیتوان آنها را به صورت یکسان و مکانیکی به کار گرفت.
مدیریت تنگه هرمز
کنترل جریان انرژی جهانی از جمله مهمترین اهرمهای ایران است. از زمان آغاز جنگ، مدیریت کشتیهای عبوری از تنگه هرمز در اختیار ایران قرار دارد و آمریکا علیرغم تلاشهای فراوان، کاری از پیش نبرده است. آنچه اهمیت دارد، این است که «بستن» تنگه لزوماً به معنای سد کامل و یکسان برای همه نیست؛ بلکه به معنای کنترل مجوز عبور و مدیریت هوشمندانه تردد است. اگر کشوری در محدودیتها و تحریمهای فعلی با آمریکا همکاری کند، طبیعتاً نباید توقع عبور امن و بیدردسر از تنگه هرمز را داشته باشد. این اهرم، هم بازدارنده است و هم قابل استفاده هدفمند.
صادرات انرژی
در حال حاضر ایران به برخی همسایگان خود صادرات انرژی دارد و این کشورها به شدت به انرژی نیازمندند. اگر این همسایگان برخلاف حسن همجواری با تحریمهای آمریکا همکاری کنند، باید قطع یا محدودیت در صادرات انرژی را انتظار داشته باشند. این اهرم به ویژه در فصلهای اوج مصرف و برای کشورهایی که گزینههای جایگزین محدودی دارند، مؤثرتر است. البته کارآمدی آن به زمانبندی، میزان وابستگی طرف مقابل و توان ایران در جبران هزینههای سیاسی آن بستگی دارد.
فیبر نوری
کابلهای فیبر نوری یک اهرم فشار جدید برای ایران است که حداقل هفت مورد آن از تنگه هرمز میگذرد. این کابلها ستون فقرات اقتصاد دیجیتال کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند و اختلال در آنها میتواند تراکنشهای مالی، اینترنت و خدمات بانکی را با چالش جدی روبهرو کند. با این حال، این اهرم بیشتر جنبه تکمیلی و بازدارنده دارد؛ زیرا اجرای کامل آن با ملاحظات حقوقی، فنی و بینالمللی همراه است و نباید به عنوان تنها ابزار اصلی تصور شود.
بستن آسمان
هر کشوری که پروازهای خود را بر روی فرود هواپیماهای ایرانی ببندد، طبیعتاً اجازه استفاده از آسمان ایران را برای پروازهای عبوری خود نخواهد داشت. بستن آسمان یک حق حاکمیتی است و در چارچوب قراردادهای دوجانبه هوایی، قانونیترین شکل پاسخ متقابل محسوب میشود. این اهرم به سرعت قابل اعمال است و تأثیر مستقیمی بر شرکتهای هواپیمایی و مسیرهای ترانزیتی طرف مقابل دارد.
نکته کلیدی
نکته کلیدی اینجاست که کارآمدی این اهرمها به توانایی ایران در هماهنگسازی آنها بستگی دارد. به عبارت دیگر، باید شرایط هر کدام از کشورهای همکار با آمریکا سنجیده و ابزار فشار متناسب بهطور هوشمند علیه آنها استفاده شود. پاسخ یکسان به همه، هزینهها را بالا میبرد و نتیجه را کاهش میدهد. باید میان کشوری که تنها یک مسیر هوایی را محدود کرده، با کشوری که در تحریمهای اقتصادی فعالانه مشارکت دارد، تفاوت قائل شد. همچنین باید میان همسایگانی که کانال گفتوگو را باز نگه داشتهاند و آنهایی که آشکارا در جبهه فشار قرار گرفتهاند، تمایز گذاشت.
جمعبندی
در شرایطی که محدودیتهای دریایی، تجارت خارجی ایران را تحت فشار گذاشته، هرگونه اخلال در مسیرهای زمینی و هوایی ممکن است به یک بحران گسترده تبدیل شود. ایران در چنین وضعیتی نمیتواند و نباید ساکت بماند؛ اما پاسخ آن نیز باید متناسب و حسابشده باشد. تجربه سالهای اخیر نشان داده که اقدامات یکطرفه و بدون هزینه نمیمانند و ایران ابزارهای متنوعی برای افزایش هزینه همکاری با فشار حداکثری در اختیار دارد. در عین حال، کارآمدی این ابزارها در گرو هماهنگی میدانی و دیپلماتیک، پرهیز از اقدامات شتابزده و تمرکز بر منافع ملی است. اگر این اهرمها بهدرستی مدیریت شوند، میتوانند هم بازدارندگی ایجاد کنند و هم مسیر گفتوگو و تنشزدایی را برای همسایگانی که حسن همجواری را انتخاب میکنند، باز نگه دارند.
