ترامپ در سخنرانی اخیرش در سازمان ملل مدعی شد؛ ایران ۵۱ سال است که قلدری میکند و حتی تأکید کرد، ۴۷ سالی که قبلا گفته اشتباه بوده و این نکتهای کلیدی بود که شاید کمتر موردتوجه افکار عمومی قرار گرفت.
این جمله بدان مفهوم است که دشمنی جدی و علنی آمریکا با ایران سابقهای دیرینه دارد و رسماً چندین سال قبل از انقلاب اسلامی و از سال ۱۳۵۳ آغاز شده است.
البته به گواهی اسناد تاریخی، دشمنی یانکیها با ایران، همزمان با ورود روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا که پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم در رفتاری تحقیرآمیز همراه با سران شوروی و انگلیس، بدون اطلاع شاه مملکت، وارد تهران شده بودند کلید خورده و پس از آن به اشکال مختلف بروز و ادامه یافته بود.
اما سؤال این است که چه وقایع و عواملی سبب شده تا ترامپ از سال ۵۳ به عنوان نقطه آغازین تنشها بین ایران و آمریکا نام ببرد و راز این جمله ترامپ در چیست؟
ایران اگرچه در قبل از انقلاب نقش ژاندارمی آمریکا در منطقه را بر عهده داشت، اما هیچگاه قرار نبود در جایگاهی قرار بگیرد که به تضعیف موقعیت رژیم صهیونیستی منجر شود.
این در حالی بود که شاه پس از خریدهای کلان نظامی از ارباب خود (آمریکا) دچار غرور کاذب شده و به تدریج به این باور رسیده بود که با برتری قدرت نظامی که از نظر تسلیحاتی کسب کرده، واقعاً میتواند بدون اذن ارباب بر کل منطقه حکمرانی کند.
در این رابطه تحمیل قرارداد الجزایر که منجر به عقب نشینی عراق و واگذاری برخی امتیازات به ایران در مورد اروندرود شده بود و همچنین کمک به عمان در جنگ معروف به ُظفار و در مجموع قدرتنماییهای مکرر در برابر کشورهای حوزه خلیج فارس تا حد زیادی به تضعیف تغییر موازنه قدرت به نفع ایران و به ضرر صهیونیستها منجر شده بود.
اما مهمتر از همه این وقایع، اقدام شاه برای افزایش قیمت نفت اوپک بود که در تعارض کامل با منافع آمریکا قرار داشت و این چیزی نبود که دیگر برای ارباب متکبر و مغرور آمریکایی قابل تحمل باشد.
درست از همین زمان بود که خصومت آمریکا با ایران رسماً آغاز شد و تا طرح تعیین جایگزین جدید به جای پهلوی دوم (محمرضا) پیش رفت، اما در نهایت با عذرخواهی شاه و رشوه دادن به آمریکاییها، خشم یانکیها تا حدودی فروکش کرد.
با این حال اثر این زخم بر پیکر یانکیها هرگز التیام نیافت، تا جایی که اینک پس از گذشت بیش از نیم قرن، هنوز از ذهن سردمداران نظام سلطه پاک نشده است.
با این توصیف ریشه تشدید دشمنیها با ایران در بعد از انقلاب اسلامی را باید در وقایع مورداشاره در قبل از انقلاب اسلامی جستجو نمود، بویژه آن که پس از انقلاب دست آمریکا از منافع ایران به طور کامل قطع و به سلطه آنها بر ایران برای همیشه پایان داده شد.
هم اکنون نیز هدف اصلی آمریکا بازیابی موقعیتی است که بتواند بار دیگر بر ایران سیطره پیدا کند و نفت و سایر منابع و ثروت ایران را چپاول کند، با این تفاوت که اینبار برای دستیابی به این هدف، تجزیه خاک ایران عزیز و به زعم خودش نابودی کامل تمدن ایرانی را نیز در دستور کار قرار داده است.
