در روزهای اخیر و پس از برگزاری هشتاد و یکمین نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بیش از پیش شاهد افشای دو توطئه خطرناک علیه کشورمان بودهایم. از یک سو، برخی منابع غربی و به طور خاص آمریکایی مدعی شده اند که به دلیل جابجایی نفت از کریدور عمانیِ تنگه هرمز، طرف آمریکایی به تهران پیام داده که کنترل تنگه در دستان ایران نیست و این کشور نمی تواند در مذاکره با آمریکا، تسلط بر تنگه هرمز را کارت قدرت خود بداند. اگرچه بخشی از این قبیل موضع گیری ها برای آمریکا، مصرف داخلی دارد و تبلیغاتی است، با این حال، نباید از اصلِ این توطئه غافل شد.
نکته دوم اینکه ظاهرا پس از اجرای محاصره هوایی علیه ایران که به نوعی مکمل محاصره دریایی است، طرف آمریکایی سطح توقعات خود از ایران را بالا برده و از ضرورت گفتگو در مورد پرونده هسته ای کشورمان در قالب هرگونه مذاکرهای سخن گفته است. این در حالی است که ایران تاکید کرده اکنون هر مذاکره ای باید صرفا متمرکز بر پایان جنگ باشد. این مساله زمانی ابعاد جدیتری را به خود می گیرد که برخی می گویند هیچ بعید نیست طرف آمریکایی به زودی از طرح محاصره زمینی علیه ایران نیز رونمایی کند.
از این رو، در وهله نخست و همانطور که به تازگی نیز شاهد بوده ایم، ایران باید بیش از گذشته حاکمیت خود بر تنگه هرمز را اعمال و کشتی های متخلف را تنبیه کند. در ساعات اخیر گزارش ها از شلیک پُرحجم موشک های ایرانی در تنگه هرمز حکایت داشته اند که این موضوع حاکی از درک درستِ تهدید از سوی کشورمان است.
در عین حال، با حفظ چهارچوب هایی که ضامن منافع ملی کشورمان هستند، باید از هر ابزاری استفاده شود و تحمیل محاصره هوایی، دریایی و زمینی به ایران به ویژه برای همدستان با این ایده آمریکایی، پُرهزینه و خسارتبار شود. آنچه واضح است دشمن متوقف نمی شود و روز به روز طرح ها و توطئههای بیشتری را علیه ایران رو خواهد کرد. از این رو، باید فعالانه و با ابتکار عمل در عرصه میدانی عمل کرد.
