عبور از تولید انبوه چرا حرکت به سمت "تویوتای ایران" شدن پروژه‌ای حیاتی برای آینده ایران خودرو است؟

  4050630024

چرا حرکت به سمت "تویوتای ایران" شدن پروژه‌ای حیاتی برای آینده ایران خودرو است؟

به گزارش الف، فرناز علیزاده نوشت: صنعت خودرو در هر کشوری، بیش از آنکه ویترین تکنولوژی باشد، نبض سیستماتیک اقتصاد است. در ایران خودرو، این نبض چهار دهه با دخالت‌های دستوری و مدیریت دولتی ضربان داشته و اداره شده است. وقتی صحبت از حرکت ایران‌خودرو به سمت تبدیل شدن به تویوتای ایران به میان می‌آید، ساده‌انگاری است اگر آن را به معنای تولید یک خودروی با مختصات ژاپنی اما با تولید متخصصان  ایرانی بدانیم. این گزاره، در حقیقت به معنی تغییر فرمان تولید به سمت تغییر استراتژی‌های کلان تولید، کیفیت بالاتر، امنیت بیشتر برای راننده و مسافر و رسیدن به تاب‌آوری اقتصادی-صنعتی در مواجهه با بحران‌ها است.

چرا تویوتا؟

چرا تویوتا؟ پرسش درستی است. تویوتا در ادبیات مدیریت صنعتی جهان، نه به خاطر خودروهای لوکس و لندکروزش بلکه به خاطر نظام تولید، کیفیت و خدمات پس از فروش شناخته می‌شود. ویژگی این نظام چیست؟ حذف اتلاف منابع و بروکراسی‌های دست و پاگیر و احترام به فرآیند. در تویوتا، کیفیت در انتهای خط تولید متولد نمی‌شود بلکه در همان مرحله‌ای به وجود می‌آید که یک کارگر روی خط اگر نقصی ببیند، دسترسی دارد که کل خط را متوقف کند. 
ایران‌خودرو تا پیش از بهمن ۱۴۰۳، میراث‌دار ساختاری بود که ۴۸ سال تحت مدیریت دولتی، به کمیت و آمار تیراژ عادت کرده بود. در چنین ساختاری، هدف نه بهره‌وری حداکثری بلکه تولید حداکثری بود. حرکت به سمت تبدیل شدن به تویوتای ایران برای ایران‌خودرو، به معنای بازگشت به ریشه‌های صنعتی - رقابتی و ترکیب آن با استانداردهای مدیریت جهانی است. ما به الگوی تویوتا نیاز داریم چون بحران‌های لجستیکی، زنجیره تأمین را هر لحظه تهدید می‌کند.
آزمون خصوصی‌سازی
از بهمن ۱۴۰۳ که مدیریت ایران‌خودرو به بخش خصوصی واگذار شد، بسیاری تصور می‌کردند چیزی در مدیریت و تولید شرکت تغییر نمی‌کند و با همان دست فرمان قدیم اداره خواهد شد. اما واقعیت یک‌سال‌ونیم اخیر، چیزی جز تغییرات ساختاری و زیربنایی و حرکت به سمت تولید خودروهای نسل جدید نبود. در عین حال انفجار بندر شهید رجایی به عنوان اصلی‌ترین دروازه ورود قطعات در سال گذشته، شوکی بود که می‌توانست بسیاری از صنایع را برای ماه‌ها به تعطیلی بکشاند. همزمان، سایه‌ جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، تقاضا و لجستیک را دچار نوسان کرد. اما در این میان، ایران‌خودرویی که مدیریت جدید را بر عهده داشت با یک دوگانه تاریخی روبرو شد: توقف تولید برای کاهش زیان یا تداوم تولید برای حفظ زنجیره ارزش. مدیریت جدید راه دوم را برگزید. این تصمیم، نه یک انتخاب اقتصادی که یک انتخاب استراتژیک بود. وقتی تولید تارا هیبریدی در چنین فضایی کلید می‌خورد، پیامش این است که ما زنجیره تأمین خود را در اوج بحران، زنده نگاه داشته‌ایم. 
حفظ زنجیره تأمین یعنی «تولید زنده است»
بحث بر سر توجیه داشتن یا نبودن صنعت خودرو در کشور، گاهی بیش از حد به بحث‌های وارداتی-صادراتی تقلیل می‌یابد. صنعت خودرو، قلب تپنده بیش از ۶۰ صنعت پایین‌دستی و بالادستی است. از ذوب‌آهن و پتروشیمی تا تولیدات پلیمری و خدمات لجستیک.
اگر ایران‌خودرو تعطیل شود، تنها یک کارخانه متوقف نشده است بلکه یک شبکه اشتغال که معیشت صدها هزار خانواده را تأمین می‌کند، از هم می‌پاشد. این همان نقطه‌ای است که تویوتای ایران شدن معنای اجتماعی پیدا می‌کند. ما نیاز داریم این زنجیره ارزش را از حالت دستوری به شریک استراتژیک تبدیل کنیم. هدف، تولید خودروی ارزان نیست بلکه هدف، ایجاد ساختاری است که در آن، قطعه‌ساز ایرانی بداند اگر استاندارد کیفیت را رعایت نکند، از زنجیره تأمین حذف می‌شود. این همان فرهنگ مسئولیت‌پذیری است که در تویوتا وجود دارد.
ملزومات تویوتای ایران شدن چیست؟
با تمام این‌ها، حقیقت این است که تویوتای ایران شدن برای یک شرکت با میراث ۴۸ ساله دولتی، کاری نیست که با چند اصلاح مدیریتی در یک سال انجام شود اما مهم  ترین بخش، مشخص کردن مقصد است یعنی اولویت دادن به کیفیت بعد اقتصادی شدن خودرو 
اولین مانع راه، دخالت‌های سلیقه‌ای است. همان‌طور که در نظرات کارشناسی مطرح شده، خودروسازان جهانی مثل تویوتا یا بنز، در خلاء قانونی رشد نکردند. آن‌ها در محیطی فعالیت کردند که دولت‌ها در آن ناظر بودند، نه بازیگر. مادامی که نهادهای مختلف سعی می‌کنند به جای سیاستگذاری در قیمت‌گذاری مداخله کنند، تویوتا شدن در سطح کلمات باقی می‌ماند.
دوم، بحث دسترسی به فناوری است. تارا هیبریدی گام بزرگی است اما تویوتای ایران شدن یعنی توانایی تولید انبوه خودرویی که در بازار با رقبای چینی و کره‌ای رقابت کند. این یعنی دیپلماسی اقتصادی ما باید به گونه‌ای باشد که تکنولوژی روز دنیا بدون مانع وارد شود.

در پایان باید گفت که تویوتای ایران شدن برای ایران‌خودرو، نه یک هدف آرمانی که یک الزام وجودی است. اقتصاد کشور،
 دیگر تاب تحمل صنایع ناکارآمد زیان‌ده را ندارد. اگر ایران‌خودرو نتواند با اصلاح فرهنگ سازمانی، تمرکز بر کیفیت و ایجاد چابکی در برابر بحران‌های سیاسی و لجستیکی، به یک بنگاه واقعی تبدیل شود، دیر یا زود توان ادامه مسیر را از دست خواهد داد.
آنچه امروز در ایران‌خودرو رخ می‌دهد، گذار از خودروسازی دولتی به صنعت‌گری خصوصی است. موفقیت در این مسیر، نه به نفع یک جریان مدیریتی خاص، بلکه به نفع کل اقتصاد ایران است. ما نیاز به حدکت به سمت راهبردهای تویوتا داریم، نه برای اینکه شبیه ژاپنی‌ها باشیم، بلکه برای اینکه در دنیایی که مدام در حال تکانه‌های شدید است، بتوانیم بمانیم، تولید کنیم و معیشت میلیون‌ها نفر را در زنجیره‌ای تامین حفظ کنیم. این، واقع‌بینانه‌ترین تعریفی است که می‌توان از آینده ایران‌خودرو داشت.