ترامپ اولین رئیسجمهوری بود که «دیپلماسی توییتر» را به معنای واقعی کلمه تعریف کرد. توییتهای ترامپ در مورد ایران، از اعلام خروجش از برجام و تهدید به «بزرگترین حمله در تاریخ جهان» تا پیامهای متناقض درباره «نخواستن جنگ» و در ادامه آن، حمله به ایران و تهدیدات مکرر به حمله به تاسیسات زیرساختی و انصراف های پی در پی از آن الگویی غیرمتعارف دارند.
او سبک نوشتاری بسیار خاصی دارد (مثلا استفاده از حروف بزرگ برای تاکید، صفتهای اغراقآمیز و جملات کوتاه و ضربهای). این سبک در تمام توییتهای او، حتی در زمانهای مختلف، ثابت است. بنابراین می تواند نشانه ای باشد بر اینکه که «لحن» و «پیام» را متعلق به خود بدانیم و این که او شخصا دکمه ارسال این پیام ها را می زند! اما در مورد مسائل پیچیده (مثل جزئیات تحریمها یا مسائل نظامی)، قطعاً توصیه هایی از مشاورانش دریافت میکند. اما تفاوت ترامپ با دیگران این است که او اطلاعات تخصصی را به زبان ساده و تند خودش ترجمه و منتشر میکند. همچنین افکار لحظهای و تصمیمات ناگهانی نشان می دهند که او کمتر به متن های آماده و فراهم آمده از سوی مشاورانش تکیه دارد.
ترامپ از تکنیکی استفاده میکند که در دنیای تجارت به آن «مذاکره با فشار حداکثری و غیرقابل پیشبینی بودن» میگویند. در دکترین نظامی و سیاسی، وقتی حریف بتواند شما را پیشبینی کند، میتواند علیه شما برنامهریزی کند. او با گفتن جملات متناقض و ارسال پیام های متفاوت مخاطبش را در وضعیت «انتظار» نگه میدارد. در این استراتژی که به «آشوب سازمانیافته» موسوم است هدف این است که این تناقضات، ابزاری برای ایجاد استرس در طرف مقابل شود تا او را به مذاکره با شرایط او بکشاند.
او بسیاری از ایدههایش را ابتدا مطرح می کرد تا واکنشها را بسنجد. اگر واکنشها بیش از حد منفی بود، با یک توییت متناقض، آن را به شوخی یا اشتباه تبدیل میکرد یا مسیرش را تغییر میداد، بدون اینکه هزینه رسمی به دولت وارد شود. با این حال نمیتوان انکار کرد که بخشی از این تناقضات، ناشی از شخصیت تکانشی (Impulsive) اوست. ترامپ فردی است که تحت تاثیر احساسات لحظهای و بازخوردهای سریع قرار میگیرد. بنابراین، ترکیبی از «استراتژی آگاهانه» و «تکانشهای شخصیتی» در توییتهای او وجود دارد.
ممکن است در جزئیات تاریخی یا فنی پیام هایی سیاسی او ضعف داشته باشد، اما در «مدیریت ادراک» او می داند که چه می کند. او میداند چگونه با یک توییت، بازار ارز ایران را تکان دهد، حواس ها را پرت کند یا توجه رسانهها را از یک شکست فاحش به یک موضوع دیگر بکشاند. هدف او استفاده از ظرفیت فضای مجازی برای تاثیرگذاری در بازارهاست چرا که می داند در دنیای امروز روایت و رسانه نقض مهمی در کنترل بازار دارد. در شرایط اخیر نیز همین رویه ادامه دارد و هر گاه در میدان دچار شکست و ضربه می شود برای جلوگیری از اثرات منفی این شسکت در بازارهای جهانی و به خصوص نفت اقدام به ارسال پیام های تسکین دهنده می کند.
در مجموع باید گفت: توییتهای متناقض ترامپ درباره ایران و هر موضوع دیگری ، نه از روی نادانی است و نه توسط دیگران نوشته میشود . اینها ابزارهایی است برای:
-به هم زدن پیشبینیهای حریف
- ایجاد فشار روانی
و
- حفظ جایگاه قدرت از طریق غافلگیر کردن
در واقع، او «آشفتگی» را به عنوان یک «سلاح» به کار میبرد.
