چرا تهدید ترامپ جدی است؟

مهدی محمدی*،   4050629023 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
چرا تهدید ترامپ جدی است؟

آستانه تصمیم؛ واشنگتن در بن‌بست، تهران در آمادگی

 ما به «مرحله آستانه تصمیم‌گیری» منتقل شده‌ایم. این آستانه فقط نظامی نیست؛ امروز تهدید نظامی، امنیتی و اقتصادی با هم ترکیب شده و دشمن در هر سه جبهه مشغول آزمودن شاخص‌هاست.

 تهدید فقط نظامی نیست

افسران وزارت خزانه‌داری آمریکا در منطقه در رفت‌وآمدند و به کشورهای مختلف فشار می‌آورند تا به سیاست طرد اقتصادی ایران بپیوندند. موفقیت‌شان محدود بوده، اما تلاش‌شان جدی است. در جبهه امنیتی نیز هم در مرزهای ما تدارک فعالیت‌های جدید دیده می‌شود و هم در عمق، نشانه‌هایی از تلاش برای شکل‌دادن به هسته‌های امنیتی وجود دارد. بنابراین، آستانه‌ای که وارد آن شده‌ایم، ترکیبی از درگیری نظامی، امنیتی و اقتصادی است.

 ایران تکلیف خود را می‌داند

موضع ایران روشن است: اگر دشمن شروط ما را بپذیرد، بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد برای ما مشکلی ندارد و این خود یک پیروزی بزرگ برای ایران خواهد بود، چون به معنای عقب‌نشینی آمریکاست. اما اگر نپذیرد، ما آماده جنگیم. ما برای «دوام آوردن» نمی‌جنگیم؛ برای پیروزی می‌جنگیم. اگر شاخص‌های نظامی خاصی دیده شود، ایران از آغاز حملات پیش‌دستانه هم ابایی ندارد.

 چرا تهدید جدی است؟

ترامپ در بن‌بست گرفتار شده است. او کاهش تورم و قیمت بنزین، گازوئیل و نفت گرمایشی را به پایان جنگ با ایران گره زده است. در آمریکا بنزین نسبت به سال قبل ۳۷ درصد، نفت گرمایشی ۵۲ درصد و گازوئیل ۶۹ درصد جهش کرده است. آستانه فصل سرما هم نزدیک است. ترامپ تصور می‌کند یا با یک توافق یا با یک ضربه می‌تواند اعلام کند جنگ تمام شده و قیمت‌ها را پایین بیاورد.

او زمان زیادی ندارد. انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره نزدیک است، جمهوری‌خواهان مجلس نمایندگان را از دست داده‌اند و خطر از دست دادن سنا هم جدی است. فرصت اثرگذاری بر کرسی‌های رقابتی حداکثر تا نیمه مهر است. از سوی دیگر، توافق ممکن نیست، چون شروط ایران به معنای شکست آمریکاست. پس گزینه‌ای که در ذهن ترامپ پررنگ می‌شود، یک ضربه نظامی برای اعلام پیروزی است.

عامل دیگر، تعهد پنهان ترامپ به یهودیان نیویورک و ادامه ضربه به مقاومت است. جمله «ما به کارمان در مقابل ایران رسیدگی می‌کنیم» جمله ترامپ نیست؛ جمله آن‌هاست. اما دیپ‌استیت آمریکا هم می‌داند جنگ نباید با یک شکست فاحش برای آمریکا پایان یابد، چون تبعات ژئوپولیتیکی آن — از جایگاه هژمونیک تا دلار و ارتش — ویرانگر خواهد بود. همین تناقض، خطر را بالا می‌برد. ترامپ با ویژگی‌های روانشناختی شناخته‌شده‌اش، به‌جای پذیرش شکست، احتمالاً یک بار دیگر در باتلاق دست‌وپا می‌زند.

 تردیدهای دشمن

آمریکایی‌ها چند تردید جدی دارند:

1-  اگر درگیری جدیدی شروع کنند، آیا به اهدافشان می‌رسند؟ آن‌ها اساساً نمی‌توانند برای جنگ جدید هدف روشنی تعریف کنند.

2-  توان پاسخ ایران. ما در سه ماه گذشته نشان دادیم در دریا، زمین و هوا چه توان شگفت‌انگیزی داریم. سورپرایزهای جدی طراحی شده و سنتکام با ۵۰ هزار نیرو در منطقه، در معرض پاسخ‌های سنگین است.

3-  رفتار مردم ایران. دشمن تصور می‌کرد مردم در برابر نظام می‌ایستند، اما رزمایش جان‌فدا نشان داد جامعه ایران با همه نارضایتی‌ها، پشت دفاع از کشور می‌ایستد.

4-  تغییر محاسبات راهبردی ایران. آن‌ها می‌خواهند با جنگ، امتیاز هسته‌ای بگیرند و تنگه هرمز را باز کنند؛ اما تجربه دو جنگ اخیر نشان داد موضوع هسته‌ای از میز مذاکره خارج شد و تنگه هرمز بسته‌تر شد.

 محاسبه غلط درباره داخل ایران

متأسفانه بخشی از اختلافات داخلی ماه‌های گذشته، دشمن را به طمع انداخت. آن‌ها تصور کردند آستانه‌ای وجود دارد که اگر فشار از آن عبور کند، تاب‌آوری و محاسبات استراتژیک ایران تغییر می‌کند. چنین آستانه‌ای وجود ندارد. تاریخ نشان داده ما هرگز زیر فشار اقتصادی، محاسبات ملی خود را تغییر نداده‌ایم. اما هر سیگنال اختلاف و دعوای داخلی، محاسبه غلط دشمن را تقویت می‌کند. بخش مهمی از اینکه جنگ می‌شود یا نه، به کنترل سیگنال‌هایی بستگی دارد که به سمت دشمن فرستاده می‌شود.

 تحرکات نظامی و وضعیت میدانی

نقل‌وانتقالات آمریکا معنادار است: انتقال نیرو از عراق به اردن، خروج بخشی از نیروها از اروپا و انتقال پهپادهای رزمی به خاورمیانه. این‌ها نشانه تدارک برای درگیری است. وقت زیادی ندارند؛ به نظر می‌رسد ظرف یکی دو هفته آینده تلاش کنند تصمیم بگیرند. تنگه هرمز، برخلاف اطلاعات نادرست رسانه‌ها، بسته است. موضوع هسته‌ای نیز از میز مذاکره برداشته شده است.

 

ما در ساعت‌های تعیین‌کننده‌ای هستیم. دشمن در آستانه تصمیم‌گیری است، اما تردیدهایش را نتوانسته حل کند. ترامپ بیش از آنکه بر اساس محاسبات استراتژیک عمل کند، بر اساس غریزه و بن‌بست سیاسی تصمیم می‌گیرد. باید در حداکثر آمادگی آفندی و پدافندی باشیم. ابتکار عمل باید دست ایران باشد. در یادداشت بعدی، سناریوها و احتمالات هدف‌گیری را بررسی خواهم کرد.

 در این روزها، وظیفه ما فقط تحلیل نیست؛ احوال‌پرسی از خانواده‌های شهدا و دعا برای فرزندان کوچک آن‌ها نیز وظیفه‌ای انسانی و ملی است.

*مشاور رییس مجلس در امور راهبردی