نقدی بر مقاله زن ستیزی

فاطمه اردبیلی،   4050628048

مدتی قبل مقاله ای در سایت الف با عنوان " زن‌ستیزی چیست؟ ۳۰ مثال روزمره که شاید زن‌ستیزانه بودنشان را نمی‌دانستید" منتشر شد. آنچه در ادامه میخوانید نقدی است بر این مطلب .

نقدی بر مقاله زن ستیزی

 

آنچه که بیش از پیش درباره ی مسئله بانوان و دختران در مطلب این پایگاه خبری مغفول است، در واقع حقیقت واقعی اهمیت و جایگاه زن در جامعه ایرانی است. برخلاف نظر نویسنده ی مطلب مذکور، به نظر می رسد که اتفاقا زن ایرانی بسیار مورد احترام و در مرکز توجهات خانواده و جامعه ایرانی است، ایران به یمن فرهنگ و تمدن دیرینه و اعتقادات دینی عمیقش همیشه به زن و بانوی ایرانی با دیده ی عزت نگریسته است، هرچند در دوره هایی از تاریخ و در بعض گروه ها به زن کم لطفی هایی شده است که از آن جمله استفاده ابزاری جهت التذاذ مرد و مقامات در دوران پهلوی را می توان نام برد اما زن ایرانی اساسا آنگاه که در جایگاه دختر خانواده است عزیز پدر و برادر، در جایگاه همسرمورد علاقه ی مرد ایرانی و در جایگاه مادر تکیه گاه و سرچشمه محبت و عشق و محور حرکت پدر و فرزندان خانواده است. 

آنچه که درباره ی کارِ خانه و خانه داری، یا حمایت از خانواده در این مقاله به عنوان زن ستیزی مطرح شد، جفا به تاریخ زن است، چرا که همه ی این موارد در واقع هنر و علم زن ایرانی است که او را در جایگاه خود تثبیت می کند و نه تنها وظیفه ی زن نیست بلکه نشان از لطف و علاقه ی وی به خانه و خانواده اش است و ندانستن آن از ارزش بانوی ایرانی کم نمی کند، همچنان که در عصر کنونی بسیاری از دختران و زنان تحصیلکرده ی ما، شاید آنچنان به فوت و فن و جزئیات خانه داری مسلط تباشند ولی کماکان مرکز علاقه و محبت همسر وخانواده ی خود هستند.

اطاعت از همسر نیز همانطور که محققین و فضلای بحث های فرهنگی و دینی می دانند، هیچ گاه به مفهوم ظلم، بیگاری و تحقیر زن نبوده است و فرهنگ ملی و دینی تمام قد جلوی ظلم به زنان ایستاده است، بلکه اطاعت از همسر به مفهوم هماهنگی و همکاری بهتر زوجین و راهگشا در تصمیم گیری هنگام مواجهه با اختلافات است. به بیان آیت الله امینی(ره):«سعادت هریک از اعضای خانواده به خوشبختی همه ی اعضا بستگی دارد. زن و مرد بعد از ازدواج باید به فکر مجموع اعضا باشند و تفکر فردی نداشته باشند. ارتباط زن و شوهر، مانند دو شریک یا دو همسایه یا دو دوست نیست، بلکه بسیار بالاتر و در حد وحدت است.» در واقع اسلام به مرد جایگاه سرپرستی خانواده را می دهد تا او را مسئول کند و او نتواند از مسئولیت خود شانه خالی کند، خانواده را رها نماید و زن را به حال خود واگذارد. این دقیقا توجه به جنس زن، عواطف و علایق او است.

همچنین باید بعضی از جملات کلیشه ای مقاله را به چالش کشید که خوشبختانه جامعه ی ما کاملا مخالف آن عمل می کند مثلا در متن آورده شده که زن ها نمی توانند مدیر خوبی باشند، در حالی که در سال های اخیر ما شاهد تعداد زیادی از زنان هستیم که در پست های خرد و کلان مدیریتی حضور دارند و فعالیت می کنند، از آن جمله می توان به وزرای زن در ادوار مختلف ریاست جمهوری، مدیریت نهادهای دولتی و شرکت های خصوصی اشاره کرد.

یا این که دختر خوب نباید زیاد حرف بزند: اما در حال حاضر بسیاری از دختران ایرانی هیچ محدودیتی در کلام، تصمیم گیری و فعالیت خود ندارند و این نگرش منسوخ شده است. شرکت در مراسمات به عنوان مجری و سخنور، بازیگری در صدها عنوان فیلم، سریال و تئاتر و سرودخوانی های متواتر دختران همه نشان از آن دارد که این کلیشه مطرح شده یک دروغ توخالی است.

یا «زن نباید بیشتر از مرد درآمد داشته باشد»: این جمله به خصوص در جامعه ایرانی که زنان و مردان در تعداد بیشماری از از ارگان ها و ادارات همکار اند و خانواده های بسیاری که زن و شوهر هر دو شاغل اند، کاملا بی معنی است.

بنظر می رسد که متن تهیه شده ، خودش زن ستیزانه باشد، چرا که زن ایرانی را نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کند، بدبین و نسبت به خانواده اش مایوس می کند. فضا را برای او و تلاش هایش مسموم و خطرناک نشان می دهد. به او می گوید:« ببین چنین نگاه های جنسیتی نسبت به تو وجود دارد و تو همواره در حال قضاوت شدن هستی و باید مراقب باشی».

این مقاله به جای این که به نقد درست هرکدام از این کلیشه های حقیر و زشت بپردازد و به معدود کسانی که از آن ها استفاده می کنند، هشدار دهد تا عواقب استفاده از آن را بدانند و آن ها را از آن طرز فکر نهی کند، تنها به بازنمایی و جمع آوری آن پرداخته و جامعه و خانواده ایرانی را فضایی ترسناک و ضد زن نشان داده است، درحالی که ما زنان ایرانی هر روز در این کشور نفس می کشیم، آزادانه زندگی می کنیم و هرچند که با مشکلات که طبیعتِ زندگی هر انسانی است، مواجه هستیم اما همچنان با امید برای سرافرازی خود، خانواده و کشورمان تلاش می کنیم.