دلقک در بنبست ۲۰۰ روزه
فاکسنیوز، شبکه تلویزیونی آمریکایی که نزدیک به جمهوری خواهان است، در گزارشی زنده، به بنبستی اذعان کرده که آمریکا در دویستمین روز از نبرد در برابر ایران، در آن گرفتار شده است.
روزنامه قدس که به این گزارش اشاره کرده است، می نویسد: « محور اصلی این گزارش، اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران است.محسن رضایی روز دوشنبه (۱۴ سپتامبر) در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تهران تا زمان برآورده شدن شرایط خود، وارد هیچ مذاکره رسمی با ایالات متحده نخواهد شد». او خطاب به مخاطبان خود و تلویحاً به مقامات آمریکایی گفت: «با سیگنالهای متناقض رئیسجمهور آمریکا حواستان پرت نشود؛ از «مذاکره نمیکنیم» تا «برای گفتوگو آمادهایم»».
گزارش زنده فاکسنیوز در ادامه تصویر روشنی از بنبست دیپلماتیکی ارائه میدهد که آمریکا در آن گرفتار شده و میگوید: ترامپ سیگنالهای متناقضی درباره آمادگی برای مذاکره میفرستد، اما ایران با قاطعیت اعلام میکند که بدون برآورده شدن شرایط مرتبط با تنگه هرمز، جنگ و تحریمها، وارد هیچ گفتوگویی نخواهد شد.همزمان، جبهه یمن و دریای سرخ با حملات حوثیها و پاسخ سعودیها داغتر شده و کشورهای منطقهای مانند ترکیه نگران گسترش تنشها به کل خلیج فارس هستند.
فاکسنیوز تأکید میکند: تنگه هرمز نه تنها یک مسئله کشتیرانی، بلکه مرکز ثقل مذاکرات احتمالی و نقطه اصلی اهرم فشار ایران در برابر آمریکا شده است و تا زمانی که یکی از طرفین حاضر به امتیاز اساسی نشود، احتمال کاهش تنشها در کوتاهمدت پایین به نظر میرسد؛ این در حالی است که نشانی از کوتاه آمدن در مواضع طرف ایرانی دیده نمیشود. »
****
تندروها در چارچوب نظام نیستند
آیت الله ایازی، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، در گفتوگو با خبرآنلاین درباره تندرویها گفته است:
... من از اهداف این تندرویها اطلاعی ندارم، اما میدانم گروهی در کشور هستند که از قدیم به آنان «خودسر» گفته میشد که این گونه نیست. این افراد به خود اجازه میدهند به اشخاص مختلف فحاشی کنند، تهمت بزنند، آبروی افراد را هتک کنند و در مواردی سخنانی بر زبان آورند که حتی از منظر موازین اسلامی میتواند مستوجب مجازات باشد.
نکته تأسفبار این است که این رفتارها، در مواردی، با نوعی مصونیت همراه بوده و این افراد خود را چنان میبینند که گویی شهروندانی با حقوق و امتیازات ویژهاند و میتوانند بدون نگرانی از پیامدهای قانونی، به هر کسی اهانت کنند. طبیعی است که وقتی با چنین رفتاری از ابتدا برخورد جدی و قانونی صورت نگیرد، این افراد به تدریج دامنه فعالیت خود را گسترش میدهند و حتی ممکن است در نقاط مختلف، افرادی را برای ادامه اینگونه اقدامات سازماندهی یا پشتیبانی کنند. بنابراین، اهداف این جریان ممکن است در دورههای مختلف متفاوت باشد، اما اصل مسئله ثابت است: هیچیک از این رفتارها در شأن جامعهای نیست که خود را اسلامی و ملتزم به اخلاق و ارزشهای دینی میداند.
مسئله فقط رفتار چند فرد تندرو نیست؛ مسئله مهمتر، پیامد اجتماعی و سیاسیِ بیپاسخ ماندن این رفتارها و بی اعتمادی به دستگاههای رسیدگی کننده است. اگر قانون در برابر فحاشی، تهمت و هتک حیثیت یکسان اجرا نشود، اعتماد عمومی آسیب میبیند و این تصور در جامعه تقویت میشود که قدرت، بالاتر از قانون قرار دارد.
وقتی مشاهده میکنیم افرادی حتی شورای امنیت، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس و رئیسجمهور را مورد هجمه و اهانت قرار میدهند و در عین حال با آنان برخورد مؤثری صورت نمیگیرد، این وضعیت نشاندهنده نوعی آشفتگی و بینظمی در عرصه عمومی است.
****
یمن یکپارچه و ظهور قدرت تازه در منطقه
روزنامه جوان نوشت:
یمن بار دیگر به کانون بحران بازگشته است، اما آنچه در روزهای اخیر در این کشور رخ داده، ادامه جنگ میان انصارالله و نیروهای تحت حمایت دیگر کشورها نیست. پیشروی سریع انصارالله در امتداد ساحل دریای سرخ، سقوط المخا و گسترش حضور این نیرو در نزدیکی بابالمندب، معادلهای تازه را پیش روی یمن و منطقه گذاشته است. پس از سالها جنگ، آتشبس شکننده و مداخلات خارجی، انصارالله اکنون بیش از هر زمان دیگری به این پرسش نزدیک شده است که آیا میتواند نه فقط بخشی از یمن، بلکه کل یمن را زیر یک مرکز قدرت واحد گرد آورد.
انصارالله خود را پیش از هر چیز یک نیروی یمنی میداند که در برابر فروپاشی دولت، چندپارگی سرزمینی و مداخله قدرتهای خارجی قد علم کرده است.
مسئله آنان تنها حفظ صنعا نیست؛ شاید به همین دلیل است که تحولات اخیر را نباید تنها یک پیروزی نظامی در ساحل غربی دانست.
تصرف المخا و حرکت به سمت بابالمندب، از یک سو شکست ساختاری نیروهای رقیب انصارالله را آشکار میکند و از سوی دیگر، به آنان امکان میدهد بر یکی از مهمترین نقاط جغرافیایی یمن مسلط شوند، اما پشت این پیشروی نظامی، یک پیام سیاسی نیز وجود دارد.
****
رمزگشایی از «بزودی»ها!
اطلاعات نوشت:
مطالبات اجتماعی، گاهی آنقدر ساده به نظر میرسند که میشود تصمیمگیری درباره آنها را به فردا سپرد و گاهی همین فرداهاست که مسألهای ساده را، پیچیده میکنند. روز گذشته، سخنگوی دولت در خصوص صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان گفت، مشکل یک بند قانونی است، که بزودی مرتفع خواهد شد.
اشاره فاطمه مهاجرانی به لزوم اصلاح تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی است که دو روز پیش در همین صفحه گزارش آن داده شد.
همین «بزودی»ها و رمزگشایی از آنها، مشکلساز هستند. گروهی از زنان، خواهان برخورداری از امکانی هستند که سالهاست برای مردان به صورت طبیعی، فراهم است و طبیعی است که چنین مطالبهای نباید صرفا به بهانه پیچیدگی، به آیندهای نامعلوم موکول شود، فارغ از اینکه جزئیات حقوقی و اجرایی آن چگونه است.
سال ۱۴۰۱ و وقایع آن، مثال روشنی از اهمیت همین موضوع است. دختری ۲۱ساله، در پارکی روبروی یک ایستگاه مترو، بهخاطر پوششی که امروز آن را مناسب مینامیم، دستگیر و یک مسأله اجتماعی- فرهنگی در شرایطی خاص، به رخدادی گسترده تبدیل شد و کشور را با موج گستردهای از ناآرامیها و مجموعهای از پیامدهای سیاسی و امنیتی مواجه کرد.
احتمالا میتوان درباره علل و عوامل آن رخداد، تحلیلهای متفاوتی ارائه کرد؛ تحلیلهای متفاوتی که هرکدام تنها بخشی از حقیقت را بازگو میکنند. اما یک نکته را نمیتوان نادیده گرفت: فاصله میان جامعه و تصمیمگیران، اگر «بهموقع» ترمیم نشود، میتواند پرهزینه باشد.
****
تنهایی سعودی
وطن امروز نوشت:
طی چند روز گذشته همزمان با پاسخ منفی آمریکا به بنسلمان، رسانههای صهیونی گزارش دادند ولیعهد عربستان به طور غیرمستقیم به تلآویو متوسل شده تا صهیونیستها به داد سعودیها در جنگ یمن برسند اما گزارشها حاکی از آن است که حتی تلآویو هم به درخواست عربستان برای ورود به جنگ وقعی ننهاده است.
گزارشهای جدیدی منتشر شده که نشان میدهد صهیونیستها به صورت مشخص و آشکار از ورود مستقیم به جنگ با یمن میترسند. روزنامه هاآرتص در این ارتباط گزارش داد فرماندهان ارتش صهیونیستی به سران سیاسی رژیم توصیه کردهاند از حمله به یمن و هرگونه عملیاتی که تلآویو را در خط مقدم رویارویی نظامی با صنعا قرار دهد، خودداری و بر اقدامات سیاسی تمرکز کنند.
رسانه روسی راشا تودی نیز در این ارتباط گزارش داد ارتش اسرائیل معتقد است قدرت یمنیها فراتر از چارچوب معمول است و تهدید کنترل تنگه بابالمندب، پیامدهای گستردهای برای ثبات اقتصاد جهان و حرکت در خطوط کشتیرانی بینالمللی دارد و از این رو تلآویو باید از ورود مستقیم به جنگ با یمن بپرهیزد. در این گزارش با استناد به گفته فرماندهان صهیونیست، گفته شده تهدید یمنیها علیه تلآویو با قدرت نظامی معمول و رسمی یمن سنجیده نمیشود، بلکه با گسترش جبههها و اختلال در تجارت دریایی سنجیده میشود. با توجه به این پیشینه، نهاد امنیتی ارتش رژیم معتقد است پاسخ نظامی به صنعا راهحل بلندمدتی ارائه نخواهد داد.
****
پیوست حقوقی بمبهای دشمن نشویم!
روزنامه خراسان نوشت:
حسینعلی حاجیدلیگانی، نماینده شاهینشهر، از آمادهشدن طرح سهفوریتی خروج و امضای آن توسط شماری از نمایندگان خبر داده است. همچنین جمعی از نمایندگان مجلس در بیانیهای که میثم ظهوریان، نماینده مشهد، منتشر کرد، صریحاً اعلام کردند: «وقت خروج ایران از NPT فرا رسیده است.» روزنامه کیهان هم صریحترین موضع رسانهای را در حمایت از خروج اتخاذ کرده است. در سطح ائمه جمعه، محسن حیدری در اهواز و حسین مظفری در قزوین خواستار بازنگری در ادامه عضویت شدهاند. محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز هشدار داده اقدامات مخرب آژانس، کشورها را بهسوی خروج از NPT سوق میدهد.
در ظاهر، این مواضع پاسخی انقلابی و بازدارنده به دشمن تلقی میشود؛ اما با کنار هم گذاشتن قطعات صحنه، تصویر نگرانکننده دیگری شکل میگیرد. آمریکا و اسرائیل عامدانه فضای سیاسی ایران را تحریک میکنند تا ایران با زبان خود، ادعانامه حملات بعدی آنان را تکمیل کند.
تلآویو برای حمله مجدد، فقط به اطلاعات ماهوارهای و گزارشهای آژانس نیاز ندارد؛ به شواهدی برای اثبات ادعای خود درباره تصمیم ایران به ساخت سلاح هستهای نیز احتیاج دارد. به مجموعهای از جملات مقامات، نمایندگان و رسانههای ایرانی که بتوان آنها را در شورای امنیت، کنگره آمریکا و رسانههای جهان بهعنوان نشانه تصمیم تهران برای عبور از آستانه هستهای عرضه کرد. وقتی ترامپ از رصد کوه کلنگ و احتمال حمله دوباره سخن میگوید، نتانیاهو مدعی تلاش ایران برای بازسازی ظرفیت هستهای میشود و آمریکا مانع حضور محمد اسلامی در وین میشود، نباید همه این رفتارها را صرفاً فشار علیه ایران دانست. بخشی از این عملیات، مهندسی واکنش تهران است.
هدف، هلدادن فضای داخلی ایران به سمت تولید ادبیات رادیکال درباره آزمایش بمب، تغییر دکترین هستهای و خروج فوری از NPT است. متأسفانه بخشی از جریان سیاسی و رسانهای داخل، دقیقاً در همین زمین بازی میکند؛ گویی هرچه جمله تندتر باشد، موضع انقلابیتر و هرچه تهدید بزرگتر باشد، بازدارندگی بیشتر است. درحالیکه در سیاست امنیتی، جملهای که برای مصرف داخلی گفته میشود، ممکن است فردا به پیوست حقوقی بمبهای دشمن تبدیل شود.
*****
نیویورکتایمز؛ تایم دروغپراکنی نیویورک
فرهیختگان نوشت:
در روزهای گذشته، نیویورکتایمز گزارشی منتشر کرد که طی آن، ادعایی مطرح شده مبنی بر اینکه دستور شلیک صورت گرفته در زمان تشییع رهبر شهید انقلاب، توسط چه شخصی صورت گرفته است؟ و در بستر پاسخ به این پرسش که بهمثابه یک اتهام و دلیل برهمخوردن تفاهمنامه ایران و آمریکا مطرح میشود، نکاتی را طرح میکند که بهوضوح مطلب را از یک گزارش رسانهای به یک سناریوی امنیتی تغییر میدهد.
امری پنهان بر اهل رسانه نیست که ساختار سیاسی در ایران نهادمحور است و بیتردید برای صدور دستور چنین امر مهمی یک شخص بهتنهایی تصمیمگیرنده نیست. تحولات داخلی ایران را نمیتوان صرفاً در یک روایت خبری درباره یک حادثه نظامی یا اختلاف درون ساختار سیاسی گنجاند؛ این گزارش را باید در چهارچوب جنگ روایتها و تلاش برای بازتعریف تصویر ایران در افکار عمومی تحلیل کرد. در شرایطی که معادلات امنیتی منطقه به نفع ایران است، رسانههای غربی تلاش دارند یک رخداد پیچیده راهبردی را از سطح تقابل میان ایران و آمریکا، به سطح اختلافات داخلی و شکاف میان جریانهای سیاسی درون ایران تقلیل دهند. در این روایت، گزارشگر به دنبال تدوین گزارش دلخواه رسانهای خودش به سمت اختلافات، گمانهزنیها و انتساب تصمیمها به افراد و جریانهای خاص است. طبیعی است که در هر نظام سیاسی، درباره شیوه مواجهه با بحرانها، مذاکره، مقاومت یا نحوه استفاده از ابزارهای قدرت، دیدگاههای مختلفی وجود داشته باشد. هیچ ساختار سیاسی زندهای بدون گفتوگو، اختلافنظر و تضارب آرا نیست؛ اما تبدیل این تفاوتهای طبیعی به تصویری از «بیثباتی درونی» و «فقدان انسجام تصمیمگیری»، همان نقطهای است که رسانههای آمریکایی و غربی به دنبال آن هستند.
دراینبین برجستهسازی نام افرادی مثل حسین طائب، رئیس سازمان بسیج بهعنوان فردی که دستور آن شلیک را داده و بهزعم نیویورکتایمز باعث نقض تفاهمنامه آتشبس شده، یا نسبتدادن تحولات کلان به یک فرد، بدون ارائه اسناد قابلارزیابی، بخشی از همان پروژه روایتسازی دروغین برای ایجاد اختلافات است؛ پروژهای که تلاش میکند ساختار تصمیمگیری یک کشور را نه بر اساس منافع و محاسبات راهبردی، بلکه بر اساس کشمکشهای فردی و جناحی تحلیل کند.
****
چهار سال بعد
محمدصادق جواديحصار، فعال سياسي اصلاحطلب در سالگرد حوادث ۱۴۰۱ و ماجرای مهسا امینی به روزنامه اعتماد گفته است:
معتقدم در جمهوري اسلامي، اتفاقاتي از جنس رخدادهاي پيشين ديگر تكرار نخواهد شد، چراكه جامعه ما به اين دانايي رسيده كه آن نوع مواجهه، رفتاري خردمندانه نبوده و بايد از تكرار آن جلوگيري كرد.
...مردم به شخصيتي چون پزشكيان راي دادند كه به دنبال جلوگيري از تكرار خطاهاي قبلي در حوزه مسائل اجتماعي بود، به همين دليل يكي از نخستين تصميمات پزشكيان و دولتش تصميمسازي درخصوص عدم اجراي قانون حجاب و عفاف با استفاده از ظرفيت شعام بود.... مردم وقتي احساس كنند كسي بابت نوع پوشششان آنها را مورد تعرض قرار نميدهد، فضا براي اصلاحات فرهنگي خودجوش فراهم ميشود. جامعه ايراني با درك فضايل اخلاقي خود بهترين ناظر بر عملكرد خود خواهد بود.
به هيچوجه به مصلحت كشور نيست كه در اين شرايط حساس، رفتارهاي تحريكآميز انجام دهيم و جامعه را براي اثبات يا رد يك موضوع به تقابل واداريم.
****
ایران زیرساختهای نظامی آمریکا را در منطقه نابود کرد
جماران نوشت:
ولی نصر، تحلیلگر برجسته مسائل خاورمیانه، معتقد است جنگی که آمریکا و اسرائیل با هدف تضعیف ایران و بازطراحی نظم منطقهای آغاز کردند، نتیجهای معکوس به همراه داشته است؛ ایران با کاهش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، تثبیت موقعیت خود در تنگه هرمز و بهرهگیری از شکافهای منطقهای، فضای بیشتری برای اثرگذاری بر نظم در حال ظهور خاورمیانه به دست آورده و همزمان زمینه برای کاهش نفوذ واشنگتن و شکلگیری نظمی چندقطبیتر فراهم شده است.
ولی نصر، مشاور اسبق باراک اوباما و مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، در تحلیلی به بررسی پیامدهای جنگ علیه ایران بر موازنه قدرت در خاورمیانه، آسیب به معماری امنیتی چنددههای آمریکا در خلیج فارس، کاهش حضور نظامی واشنگتن، تثبیت موقعیت ایران در تنگه هرمز، تأثیر جنگ بر بازارهای انرژی و تجارت جهانی، تغییر محاسبات امنیتی کشورهای عربی، تشدید رقابت ایران و اسرائیل، گسترش نقش چین و دیگر قدرتها و حرکت منطقه به سوی نظمی چندقطبی پرداخت و نوشت:
ایالات متحده و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ با هدف بازشکلدهی به خاورمیانه وارد جنگ با ایران شدند. بااینحال، به نظر میرسد این ایران است که از مراحل اولیه جنگ آمادهتر بیرون آمده تا قدرت بیشتری را در منطقه اعمال کند و احتمالاً نفوذ ایالات متحده بر آینده منطقه در حال افول است.
