آینده خوب میخواهید گذشته را کنار نگذارید!
جوان نوشت:
آقای دکتر پزشکیان رئیسجمهور در پایان نشست بریکس از جمله گفت: «با ولیعهد امارات گفتوگوی خوبی داشتیم و قرار شد گذشته را کنار بگذاریم و آینده خوبی بسازیم». عجب! مگر میشود با کنارگذاشتن گذشته، آیندهی خوب ساخت؟! شما کنار بگذارید، آنان کنار نمیگذارند و نگذاشتهاند.
میدانم کسانی خواهند گفت اینها بخشی از یک ادبیات سازشکارانه نیست که مستوجب ملامت باشد، بلکه از اینجور جملات گاهی بر زبان سیاسیون میآید و نباید سخت گرفت و رئیسجمهور اتفاقاً کسی نیست که آن گذشتهی خیانتآمیز شیوخ در حق یک کشور اسلامی و همسایه را «کنار بگذارد». ولی باید توجه داشت که رئیسجمهور یک شخص نیست که اگر خودش در اثر همنشینی با دوستان به ادبیاتی مثل این رسید، آن را در سیاست خارجی وارد کند. رئیسجمهور یک جایگاه است. هیچیک از شیوخ گذشته را فراموش نمیکنند و کنار نمیگذارند. آنان آن گذشته را ساختند و حال و آیندهی آنان نیز همین است. با آن در گذشته به ما حمله کردند، در حال مشغول دشمنی هستند و برای آینده نیز بر همین مرام خواهند ماند و البته هلاک آنان در همین است.
«اختلاف» این شیوخ با ایران «اشتباه» نبود و خصومت آنان از رهگذر تاریخ نبود که اکنون بگویند آن را کنار میگذاریم و به راه درست بازمیگردیم. درثانی اگر قرار بر این شده است باید اجازه میدادید که آن شیخ اماراتی این را بگوید، زیرا آن گذشته را آنان رقم زدند، نه ما.
****
منافع آمریکا در خاتمه جنگ است
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی به خبرآنلاین گفته است:
فعلا در کوتاه مدت، هدف اصلی دولت ترامپ بازکردن تنگه هرمز است. آنها مدعی اند که نفتی معادل نیم یا دو سوم نفت قبل از جنگ را از خلیج فارس عبور می دهند. حتی اگر این ادعا درست باشد، مسئله این است که این تنها با بکارگیری گسترده نیروی نظامی ممکن است و حتی با این وجود نیز وضعیت تثبیت شده نیست و اختلال تردد همچنان در تنگه هرمز وجود خواهد داشت.
بویژه در این وضعیت آمریکا نیاز خواهد داشت تا هر چند وقت یکبار دست به اقدامات نظامی علیه امکاناتی که ایران فراهم می کند، دست بزند. در این صورت صرف این برخوردهای نظامی قابلیت آنرا دارد که در هر مقطع حدود ۱۰ درصدی به قیمت نفت اضافه کند. به این دلایل آمریکا نیز منافعی در خاتمه این رویارویی و جنگ دارد و این ممکن است باعث شود که طرفین به گزینه یک راه حل مبتنی بر مذاکره رضایت دهند. البته اگر از بحث تنگه هرمز فراغتی حاصل شود، در این صورت، آمریکا متوجه برنامه هسته ای و موجودی اورانیم خواهد شد.
****
پلن B بن سلمان سوخت
وطن امروز نوشت:
تا همین چند ماه پیش برای عربستان سعودی یک فرض مهم وجود داشت که اگر اختلال تنگه هرمز ادامه یابد، میتوان بخش بزرگی از نفت را از راه دیگری به بازار رساند. آن «راه دیگر»، خط لوله شرق ـ غرب بود؛ خطی که از بقیق در شرق عربستان آغاز میشود و پس از عبور از بخش بزرگی از شبهجزیره، به ینبع در ساحل دریای سرخ میرسد. این خط لوله سالها یک بیمه گرانقیمت برای اقتصاد نفتی عربستان بود. ریاض برای ساخت و نگهداری چنین زیرساختی هزینه کرده بود تا روزی که خلیج فارس یا تنگه هرمز با بحران روبهرو شد، همه تخممرغهای صادراتیاش در سبد یک مسیر دریایی نباشد اما اکنون همان مسیر زمینی که قرار بود راه گریز باشد، خودش به یکی از نقاط آسیبپذیر تبدیل شده است.
۱۹ شهریور، عربستان اعلام کرد انتقال نفت از خط لوله شرق ـ غرب پس از حمله پهپادی که منشأ آن را خاک عراق دانست، موقتا متوقف شده است. تصاویر ماهوارهای نیز وقوع آتشسوزی و آسیب در محدوده مسیر خط لوله را نشان میدهد. ریاض اعلام کرده توقف فعالیت این خط با هدف تأمین امنیت تأسیسات و ارزیابی خسارت است. هنوز درباره عامل مستقیم حمله اجماع مستقلی وجود ندارد و نسبت دادن قطعی آن به یک بازیگر مشخص، نیازمند شواهد کاملتر است.
اهمیت ماجرا این است که یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین صادرات نفت عربستان درست در زمانی آسیب دیده که مسیر دریایی تنگه هرمز با محدودیت شدید روبهرو است و همزمان امنیت بابالمندب و دریای سرخ نیز با فشارهای تازه مواجه شده است. به زبان ساده، عربستان برای روز مبادا جادهای ساخته بود که حالا جاده در همان روز مبادا آسیب دیده است.
****
قرارگاه ملی حکیمانه
حجت الاسلام خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به روزنامه خراسان گفته است:
ما باید مرز روشنی میان سبک زندگی و برهنگی سازمانیافته ترسیم کنیم. آخرین پژوهشها و پیمایشهای میدانی ما نشان میدهد قریب به اتفاق بانوانی که کشف حجاب کردهاند، هیچ لجاجتی با نظام و حاکمیت ندارند. این ناشی از زیستجهان و تحول در سبک زندگی فردی آنهاست. مواجهه با این بخش از جامعه، کاملاً معرفتی، اقناعی و از جنس تعامل فرهنگی است. حتی گاهی بانوانی که پوشش متفاوتی دارند به خود بنده مراجعه میکنند و با دغدغه میگویند که ما شهید دادهایم و چرا جلوی برخی وضعیتهای زننده گرفته نمیشود. در مقابل، عدهای به صورت نیمهبرهنه یا برهنه وارد معابر میشوند؛ این دیگر سبک زندگی نیست، بلکه حرکتی هدفمند برای ضربه زدن به هویت ایرانی و اسلامی است و حاکمیت نباید در برابر این جریان سازمانیافته بیتفاوت بماند....
اگر یک قرارگاه ملی حکیمانه تشکیل شود و از ظرفیت فضلای مؤمن و دانشگاهیان متخصص در جامعهشناسی و روانشناسی استفاده کنیم، کار با موفقیت پیش میرود. کسی که در خیابان بیهوش میشود، اطرافیان با نیت خیر دور او جمع میشوند اما اگر تخصص پزشکی نداشته باشند ممکن است با حرکتی اشتباه جان بیمار را به خطر بیندازند.
یعنی معتقدم نیاز به یک قرارگاه ملی بر اساس اقدامات علمی است. البته ما الان، هنوز در حال جنگیم. بنابراین خیلی تصمیمها باید حکیمانه و دقیق باشد. در حل این مسئله نباید عجله کنیم چون با عجله و بدون کار علمی، نتیجه مطلوب و موفق نخواهد بود.
بنده از ابتدا کاملاً مخالف ورود مستقیم نیروی انتظامی و رفتارهایی نظیر ونهای گشت ارشاد بودهام و این نگاه در میان اکثر اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در دولت قبل و هم در دولت فعلی وجود دارد. نیروی انتظامی مظلوم ما اکنون روزانه در حال تقدیم شهید برای امنیت کشور است و بیش از دو هزار ماموریت برای این مجموعه تعریف شده است. دستگاههای اجرایی نباید کمکاریهای خود را به دوش پلیس بیندازند؛ پلیس تخصص کافی در همه حوزه ها را ندارد. ما باید به جای جرمانگاری، به سمت تخلفانگاری حرکت کنیم و از ابزارهای هوشمند و بازدارنده مانند تذکرهای پیامکی بهره بگیریم. همچنین اصلاح را باید به صورت مرحلهای از ادارات و دستگاههای دولتی آغاز کرد، سپس به شرکتهای خصولتی و نیمهدولتی برد و در نهایت به بخشهای عمومی و خصوصی تسری داد.
****
کارنامه مردودی برخی اصلاح طلبان در جنگ اخیر
اعتماد نوشت:
اگر تندگویان اصولگرا برای خود مفاهیم ثابتی دارند و ادعایی در جهت اصلاح روشی یا منشی نمیکنند، اصلاحطلبان تندرو چگونه تناقض اصلاحگرایی با آمریت و تندی و درشتی و توقف در اختلافات داخلی را حل میکنند؟ متاسفانه برخی اصلاحطلبان در جنگ تحمیلی سوم کارنامه قابل قبولی از خود بروز ندادند و در محکومیت تجاوز امریکا و اسراییل و ترور رهبر انقلاب و فرماندهان نیروهای مسلح و مردم بیگناه ورودی همهجانبه و عملی از قبیل شرکت در تجمعات خودجوش و سراسری نداشتند. تجمعاتی که با حضور همه جریانهای میهن دوست ملی و موثرتر باقی میماند. آن زمان، زمان فریاد و صراحت و شدت بود. برخی در حوادث دی ماه ماندند آنچنانکه عمق شناعت تجاوز به میهن آن هم در سطحی بیسابقه را درک نکردند. آن کمکاری در تضعیف موضع درست کنونیشان موثر شده و برای خاتمه جنگ میدان مانوری وسیع ندارند.
وفاقی که آقای رییسجمهور بر آن تاکید دارد و برای کشور حیاتی است بیش از آنکه در سطح سیاسیون عملی شود در جامعه نمود پیدا کرد. بدون کوچکترین اغراقی انواع خطرها متوجه کشور است و کمترین افتراقها این خطرات را چند برابر خواهد کرد. آیا ممکن است کسی یا جریان غیروابستهای خیال کند که دشمنان اهل رحم و مروتند؟! شاید بتوان گفت که امروز مشغولان به اختلافات داخلی خطرها را دستکم گرفتهاند و شاید رقیب داخلی را خطرناکتر تلقی کردهاند! اکنون حتی بیشتر از اسفند ماه ۱۴۰۴ نیازمند ادب و احترام و همدلی و برادری و گذشت و بزرگواری و گفتوگوی صمیمانه و دوری از نیش و کنایه و اتهام و پروندهسازی در داخل هستیم. اگر از ناحیه اختلافات داخلی راه نفوذی برای ایرانستیزان پدید آید، تاریخ قضاوت سخت و بیرحمانهای نسبت به ما خواهد داشت.
****
مجازات کشورکهای حاشیه خلیج فارس
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
حضور کشورهای حاشیه خلیج فارس در نشست امروز مسقط، اهانت به ملت ایران و همه نیروهای مقاومت است. این کشورکها در جنگهای دوازده روزه و رمضان، قتلعام مردم مظلوم لبنان و غزه و کرانه باختری و یمن، بخشی از ابواب جمعی دشمن بوده و در جنایات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی سهیم بودهاند. چگونه میتوان از این دولتهای دستنشانده و مزدور با عنوان «ناظران بیطرف و یا ناظران صحنه»! یاد کرد؟! با عرض پوزش از مسئولان محترم کشورمان باید گفت که در این خصوص اشتباه بزرگی مرتکب شدهاید! امارات و عربستان و قطر و کویت و... حافظ منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند و مادام که هزینه همراهی خود با جنایات آمریکا و اسرائیل را نداده و مجازات نشدهاند، نباید در تصمیمگیریهای جمهوری اسلامی ایران کمترین دخالت و حضوری داشته باشند.
به این خبر توجه کنید! ترامپ در مصاحبه با فاکسنیوز گفته است: «اگر عمان در رابطه با ایران سر راهمان قرار بگیرد، بمبارانش میکنیم»! این برخورد درباره عمان است که روابط دوستانهای با ایران داشته و دارد. بقیه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را از این زاویه به مقایسه بنشینید.
تنگه هرمز به گفته حکیمانه و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب باید در آوردگاه اخیر، بسته بماند. چرا که تنگه هرمز گلوگاه تجارت جهانی است و فشار ایران بر این گلوگاه، آمریکا را به خفگی نزدیک کرده است. کمترین گشایش در این آبراه به معنا و مفهوم آن است که راه تنفس آمریکا را باز کرده و حریف پلید را از خفگی نجات داده باشیم. مسئولان عزیز کشورمان تاکید میکنند که تفاهم عمان به معنای بازگشایی تنگه هرمز نیست(!) ولی توضیح نمیدهند که تعیین مسیر جدید برای چیست؟! قطعاً مسیر جدید برای عبور ماهیها و سایر آبزیان نیست!
****
نباید عربستان را به دامان نتانیاهو هل داد
اطلاعات نوشت:
محمدبنسلمان در استراتژی خطایی که برای مدرنیسم شتابزده قبله مسلمانان برگزیده است، بیش از حدّ به آمریکای ترامپ بها داد و حالا دارد تاوان طبیعیِ آن را میپردازد. شکستهای عربستان در یمن و تسلط انصارالله بر استراتژیکترین تنگهای که عربستان کشتیهای نفتکش خود را از آن عبور میداد، حالا به کابوس بنسلمان و شیوخ و شاهزادهها بدل شده است.
پیمان مکه نیز که یک پیمان امنیتی ـ نظامی سهجانبه میان عربستان، پاکستان، و ترکیه بود، به هیچ روی کارآیی نداشته است. پاکستان نمیتواند وارد یمن شود زیرا خود درگیر آشوبهای داخلی و جنگ در شمال با پشتونها و طالبان و در شرق با کشمیر و هند و در غرب با جداییطلبان است. مشکلات اقتصادی و فساد هم کم ندارد. ترکیه عضو ناتو است و نیروهای نظامیاش درگیر سوریه، کردها، و یونانیان در دریای مدیترانهاند. اردوغان اساساً تمایلی به وارد شدن در یک جنگ تازه در بیابانهای جنوبی ندارد. علاقه او به شامات است که اسرائیل آن را سدّ کرده است.
معمای عربستان اما برای ما باید حل شود؛ بنسلمان دو بار و احتمالاً بیشتر، از دونالد ترامپ برای عقب راندن حوثیهای یمن کمک خواسته است. اما با جواب منفی روبرو شده و نیروهای ارتش عربستان هم با وجود تجهیزات درجه اول و نیروی هوایی پیشرفته، اهل جنگ و ایستادگی در جبهههای بزرگ و سرنوشتساز نیستند.
عربستان، پایگاه مهم و بلکه مهمترین مرکز توجه مسلمانان جهان، به ویژه اهل سنت است. وجود مکه و کعبه معظم، مدینۀالنبی، و نیز قبور مطهر ائمه بزرگوار ما در بقیع، به آن سرزمین، مرکزیتی ویژه میبخشد. نباید اجازه دهیم که بیتدبیری بنسلمان و نقشه ترامپ، عربستان به دامان نتانیاهو و قصابان تلآویو بیندازد تا به نام پیمان ابراهیم، مرکز بسیار مهمی برای جاسوسی و تجارت و حضور صهیونیسم در قلب جهان اسلام به وجود آید!
****
می خواهند دولتِ «مستقر» را «دولتِ مستعجل» کنند
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
کیست که نداند امروز اصل، دشمن شناسی و ایستادن در مرزهای واقعی در برابر باطل صهیون است اما گروهی براین اصل شرعی و عقلی شوریده و جناح مقابل را هدف گرفتهاند و برخی «دولت مستقر» را میخواهند «دولت مستعجل» کنند حتی اگر در جنگی به این عظمت در جایگاه خود، خوش درخشیده باشد.
رفتارهای اجتماعی مورد انتقاد هم اسم رمز حمله به دولت است و متأسفانه برای این امر هم افراد موجه را با توجیهی نادرست به میدان میفرستند.
کسانی با خشم و فریاد در این باره بلندگوها را هم شرمنده میکردند. پلاکاردهایی هست که هدف را از ایستادگی در برابر دشمن به جبهه گرفتن در برابر این و آن تقلیل دادهاند.
متولیان امر اگر تدبیری نیاندیشند، آن تدبیر موفق و دشمن شکن خود به تولید دشمنی در میان آحاد مردم تبدیل خواهد شد. اگر برای نقشهها و نقشهای سایهها چاری اندیشیده نشود دور نخواهد بود که آفتاب بشود حسرت دور از دسترس ما.
