چکیدهٔ راهبردی
جهان در آستانهٔ تحولی پارادایمی قرار دارد.
سقوط اخلاقی و عملیاتی غرب، که در جنگ غزه و تجاوز به ایران به اوج رسید، پایان «نظم لیبرال» را رقم زده است.
در برابر این خلأ، «مهد آسیا» با پیشینهٔ تمدنیِ چندوجهی، منابع مادیِ بینظیر، و پیشنیازهای «فراجامعه»، میتواند پرچمدارِ «تمدن مشترک جدیدی» باشد. این مقاله، با اتکا به ادلهٔ تاریخی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی، و با نقد ساختارهای ناکارآمدِ موجود (مانند بریکس)، چارچوب «منظومهٔ زنجیرهایِ تمدن آسیایی» را به عنوان جایگزینی برای هژمونیِ آمریکا پیشنهاد میکند.
بخش اول: فروپاشیِ غرب؛ روایتِ سقوطِ اخلاقی، نظامی و سیاسی
۱-۱. سقوط اخلاقی؛ افشایِ «نقابِ حقوق بشر»
غزه، پایانِ نمایشِ اخلاقیِ غرب
فاجعه انسانی در غزه، بیش از یک بحران ژئوپلیتیک، به «کاتالیزوری برای آشکار ساختن عمیقترین تضادهای درونی تمدن غرب» تبدیل شده است .
واکنش دولتهای غربی به وقایع غزه، «شکافی هولناک میان گفتمان پرطمطراق حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی و واقعیت عریان منافع سیاسی را به نمایش گذاشت و مشروعیت این ارزشها را در سطح جهانی به شدت تضعیف کرد» .
بر اساس تحلیلهای روابطبینالملل، «هژمونی غرب نه از طریق شکست نظامی، بلکه از طریق پوسیدگی اخلاقی در حال فروپاشی است» .
نظریهپردازانی چون جوزف نای تأکید دارند که بقای یک قدرت هژمونیک در گرو «قدرت نرم» است؛ یعنی توانایی جذب دیگران از طریق ارزشها و مشروعیت . اما هنگامی که غرب از ارزشهای حقوق بشری «بهعنوان سلاحی برای سرکوب رقیبان استفاده میکند، جذابیت خود را از دست داده و به قدرت سخت تقلیل مییابد» .
تحقیقِ دیوید کرکپاتریک در نیویورکر (ژوئیه ۲۰۲۶) که بر اساس اسناد طبقهبندیشده و مصاحبه با مقامات ارشد تدوین شده، روشن میسازد که دولت بایدن در مارس ۲۰۲۴ نامهای محرمانه از رئیس کمیتهٔ بینالمللی صلیب سرخ دریافت کرد که در آن رفتار اسرائیل «ناسازگار با قوانین مخاصمات مسلحانه» توصیف شده بود و بایدن را به توقف انتقال سلاحهای نامناسب برای مناطق پرجمعیت فرا میخواند.
با وجود وجود چارچوب حقوقیِ کامل (قانون لیهی، یادداشت امنیت ملی ۲۰، و سیاست منع انتقال سلاح در صورت «احتمال بیشتر از عدم» استفاده در جنایات جنگی)، دولت آمریکا بهجای اعمال این قوانین، بهطور سیستماتیک آنها را دور زد.
مشاور امنیت ملیِ وقت، جیک سالیوان، بعدها اعتراف کرد: «باید فشار بیشتری بر اسرائیل برای اتخاذ رویکردی متفاوت وارد میکردیم».
معاون مشاور امنیت ملی، جان فینر، در هشدار داخلی خود، این وضعیت را «خطر اخلاقی» کلاسیک توصیف کرد؛ زیرا حمایت بیقیدوشرط آمریکا، اسرائیل را به تشدید تنش تشویق میکرد.
فیلیپ گوردون، مشاور امنیت ملی معاون رئیسجمهور، نتیجهگیری کرد که رهبران اسرائیل میدانستند «ایالات متحده فارغ از هر اتفاقی از آنها دفاع خواهد کرد».
تجاوز به ایران در آستانهٔ صلح؛ تهرذالتِ اخلاقی
حملهٔ مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در سال ۲۰۲۶، بدون مجوز کنگره و در شرایطی که ایران در آستانهٔ تفاهم هستهای قرار داشت، نشان داد که هدفِ غرب «سلطه» است، نه «صلح».
مقالهٔ تحلیلی در کاروان (ژوئیه ۲۰۲۶) این رویداد را «نخستین کنشِ نظم نوین جهانی» و «پایان لیبرالیسم بهعنوان عقلِ سلیمِ جهانی» میخواند و تأکید میکند که تلاش قبلی برای «تولید رضایت» برای حملهٔ اسرائیل به غزه، جای خود را به «تهدیداتِ صرفِ قدرت» داده است.
نظریه «صلح پایدار» کانت بر این ایده استوار بود که حقوق بشر و قوانین بینالمللی باید جهانشمول باشند.
اما واکنش غرب به غزه و ایران، «بازگشتی آشکار به منطق «دوست و دشمن» کارل اشمیت» را به نمایش گذاشت که بر اساس آن، دشمن از دایره حقوق و انسانیت خارج میشود.
مقایسه واکنش غرب به اوکراین و غزه این دوگانگی را به وضوح نشان میدهد: «در اوکراین، تجاوز روسیه نقض حاکمیت ملی تلقی شد؛ اما در غزه، فلسطینیان در جایگاه «دیگری» قرار گرفتند و کشتار سیستماتیک دهها هزار غیرنظامی، تحت عنوان «حق دفاع مشروع اسرائیل» توجیه شد» .
بیداری وجدان جمعی جهان
شکاف نسلی-اخلاقی در خود غرب به ظهور رسیده است.
نظرسنجیهای دانشگاه مریلند نشان داد که ۶۷٪ از جوانان زیر ۳۰ سال در آمریکا، سیاست غرب در غزه را «نسلکشی» مینامند.
از آمریکای لاتین تا آفریقا و جنوب شرق آسیا، موج بیسابقهای از محکومیت غرب شکل گرفت.
دیوان بینالمللی دادگستری و حتی دادگاه کیفری بینالمللی وارد میدان شدند. این «بیداری اخلاقی»، پایان هژمونی روایی غرب را رقم زد.
۱-۲. بحران نظامی؛ پایانِ عصرِ هژمونیِ یکقطبی
شکست راهبردِ «ایستادگیِ چندجانبه»
بر اساس تحلیلهای راهبردی، «الگوی جنگ آمریکا که بر پایه ناوهای هواپیمابر و پایگاههای نظامی استوار است، در برابر فناوریهای نوین دفاعی (جنگ نامتقارن،موشکهای هایپرسونیک ،پهپاد و جنگ شبکهای) به بنبست رسیده است» . پیشرفتهای فناورانه ایران در حوزه موشکی و پهپادی «سطحی تازه از بازدارندگی را در برابر قدرتهای غربی ایجاد کرده است» .
گزارشهای مراکز مطالعاتی مانند رند و بروکینگز (۲۰۲۴) نشان میدهند که «گسترش محور مقاومت در پیرامون مرزهای رژیم صهیونیستی، معماری بازدارندگی ایالات متحده و متحدانش را با چالش مواجه کرده است» .
این تحول، «نفوذ ژئوپلیتیکی ایران را به یک تهدید ساختاری برای نظم امنیتی موجود تبدیل کرده است» .
ناکارآمدی قدرت سخت آمریکا
استقرار یک ناو هواپیمابر با هزینه روزانه بیش از ۶ میلیون دلار، در برابر یک موشک ضدناو ۲۰۰ هزار دلاری، نشان از «شکست محاسباتی راهبردی» دارد.
خروج تحقیرآمیز از افغانستان، بنبست در اوکراین، عراق،از بین رفتن پایگاه های امریکا در خلیج فارس، ضربه شدید به اسراییل در جنگ با ایران و ناتوانی در مهار جبهه مقاومت در غرب آسیا، نشان داد که «ارتش مدرن غربی» برای جنگهای شبکهای و نامتمرکز طراحی نشده است.
دوری اروپا از آمریکا
فاصلهگذاری روزافزون اروپا از سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا، به ویژه پس از غزه و تجاوز به ایران، نشان از «گسست درونبلوکی» دارد.
کشورهای اروپایی که زمانی متحدان وفادار آمریکا بودند، اکنون به دنبال «استقلال راهبردی» و «چرخش به شرق» برای حفظ منافع خود هستند.
این شکاف، که به «بحران ترانسآتلانتیک» تعبیر میشود، هژمونی آمریکا را بیش از پیش تضعیف کرده است.
۱-۳. بحران اقتصادی و سیاسی؛ پایانِ هژمونیِ دلار و بنبست سازمان ملل
بحران نظام مالی جهانی
«بحران انباشت سرمایه در اقتصادهای غربی» و «شکست پروژه نئولیبرالیسم» به بحران مشروعیت نظامهای غربی انجامیده است .
«بدهی ۳۴ تریلیون دلاری آمریکا» و «کاربرد ابزاری دلار و سوئیفت به عنوان سلاح تحریم، اعتماد جهانی را به نظام مالی غرب تخریب کرده است» .
ظهور ارزهای دیجیتال ملی (یوآن دیجیتال، روبل دیجیتال) و سیستمهای پرداخت جایگزین (CIPS چین و SPFS روسیه)، نشان از تکامل «نظم مالی آسیایی مستقل» دارد.
تجاوز و قصد اشغال روزافزون
رویکرد یکجانبهگرایانه آمریکا، که هر روز با تهدید اشغال یک کشور جدید همراه است، اعتبار این کشور را در سطح جهانی به شدت کاهش داده است.
از عراق و افغانستان تا ونزوئلا و ایران، الگوی «اشغال به بهانه دموکراسیخواهی» دیگر نه تنها کارایی ندارد، بلکه به «نماد استبداد بینالمللی» تبدیل شده است.
بنبست سازمان ملل و شورای امنیت
استفاده ابزاری پنج قدرت برآمده از جنگ دوم جهانی از حق وتو، بهویژه در قبال جنایات غزه، نشان داد که «سازوکارهای بینالمللی موجود، نه برای اجرای عدالت، بلکه برای حفظ منافع هژمون طراحی شدهاند» .
این «شکاف میان ادعا و عمل» به «از دست رفتن کارایی و اعتبار غرب در مدیریت نظم بینالملل» انجامیده است. بیش از ۱۴۰ کشور جهان در مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامههای محکومکننده جنایات غزه را تصویب کردند، اما شورای امنیت به دلیل وتوی آمریکا ناتوان مانده است.
این «فلجشدگی سازمان ملل» نیاز به نظمی جایگزین را بیش از پیش آشکار میسازد.
دلایل سیاسی، اقتصادی و حقوقی بیشمار سقوط غرب:
ادله سیاسی:
یکجانبهگرایی، نقض حاکمیت ملی کشورها، خروج از معاهدات بینالمللی،
ادله اقتصادی:
بدهی ۳۴ تریلیون دلاری، تحریمهای یکجانبه، سقوط ارزش دلار
ادله حقوقی نقض قوانین بینالمللی:
، حمایت از جنایات جنگی، بیاعتباری دادگاههای بینالمللی
ادله اخلاقی:
تناقض ادعا و عمل، سقوط قدرت نرم، شکاف نسلی-اخلاقی، فساد اقتصادی فرهنگی لیبرالیسم
بخش دوم: مهدِ تمدنیِ جدید؛ بازآفرینیِ تمدنهای بزرگ آسیا
۲-۱. کتب مقدس و فلسفی بنیادین تمدنهای آسیا
آسیا، برخلاف غرب که سنت خود را صرفاً به یونان و روم باستان محدود میکند، خاستگاه چهار جریان اصلی تمدنی است که همگی بر «اخلاق همزیستی» تأکید دارند.
«متون دینی در ادیان ابراهیمی [یهودیت، مسیحیت، اسلام] و ادیان آسیایی [هندو-بودیسم، زرتشتی-مانوی، کنفوسیوسی-تائوییسم] سرشار از آموزههای اخلاقی معنویاند که مبشر تفاهم، همزیستی مسالمت آمیز،تسلط حقوق ،تساهل، رفتار مسالمتآمیز و نهایتاً وفاق فرهنگی، همبستگی اجتماعی و انسجام سیاسیاند» .
الف. تمدن ایرانی-اسلامی:
قرآن کریم:
محوریت «قسط» (عدالت)، «تعاون» (همکاری) و «امر به معروف و نهی از منکر» (نظارت اخلاقی همگانی). سوره مائده (آیه ۸): «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ». سوره حجرات (آیه ۱۳): «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ».
نهجالبلاغه:
امام علی (ع): «الناسُ صِنفانِ: اَخٌ لَکَ فِی الدّینِ، اَو نَظیرٌ لَکَ فِی الخَلقِ» (مردم دو دستهاند: یا برادر دینی تو، یا همانند تو در آفرینش).
شاهنامه فردوسی:
«توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود». تأکید بر خرد، عدالت و پهلوانیِ اخلاقمحور.
· مثنوی معنوی مولوی:
«بنگر که چه گفتم که مرا با تو چه کار است / من با تو نه با خویش در این گفت و شنودم». تأکید بر وحدت وجود، عشق و مدارا.
· گلستان سعدی:
«بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند». اوج ادبیات انساندوستانه و همزیستیمحور.
وحدت وجودی/خرد اندیشی(فلسفه اشراقی،سینایی، و صدرایی)
ب. تمدن چینی-کنفوسیوسی:
· «آنا لکتهای کنفوسیوس» (لون یو): «رِن» (محبت و مدارا) و «لی» (آداب اخلاقی حاکم بر جامعه). کنفوسیوس میگوید: «آنچه را برای خود نمیپسندی، برای دیگران مپسند» (نسخه آسیایی قانون طلایی).
«انسان موجودی اخلاقی است و زندگی و اخلاق برای او مفاهیمی جداییناپذیرند»؛ بهگونهای که «هیچگاه در تاریخ بشر، اندیشهای که جامعه انسانی را یک «اجتماع اخلاقی» بداند، با چنین قطعیتی اندیشیده نشده است» .
· «تائو ته جینگ» لائوتسه: «تائوی بزرگ، همگان را تغذیه میکند و به همه کمک میکند، بدون اینکه تملک کند».
تأکید بر هماهنگی با طبیعت و فروتنی.
· آثار سون تزو: «هنر جنگ» نه صرفاً یک کتاب نظامی، بلکه اثری فلسفی درباره شناخت، صبر و تدبیر اخلاقی در مدیریت تعارضات.
ج. تمدن هندو-بودایی:
_ اوپانیشادها: «آتمن و برهمن یکیاند» (وحدت وجود و همبستگی همه موجودات).
_ گیتا (بهگود گیتا): تأکید بر «دهارما» (وظیفه اخلاقی) و «آهیمسا» (خشونتناوری).
کریشنا میگوید: «تو حق انجام کار را داری، اما به ثمره آن حق نداری».
_ سخنان بودا (سهپیتکه): «دشمنی با دشمنی هرگز پایان نمییابد، بلکه با دوستی پایان مییابد».
تأکید بر صلح درونی و بیرونی، و مدارا.
د. تمدن ژاپنی-شینتویی:
· کوجیکی (کهنترین کتاب ژاپن): تأکید بر «پاکی آیینی»، هماهنگی با طبیعت (کامی) و وفاداری.
· آثار دایسِتسو تیتارو سوزوکی (ذن بودیسم ژاپنی): تأکید بر «زندگی در لحظه»، «سادگی» و «ارتباط عمیق با طبیعت».
· بوشیدو (طریق سامورایی): هفت فضیلت: درستی، شجاعت، محبت، ادب، صداقت، وفاداری و خویشتنداری.
ه. تمدن روسی-ارتدوکس:
· کتاب مقدس (ارتدوکس شرقی): «همه چیز را با محبت انجام دهید» (رساله اول قرنتیان).
تأکید بر «سوبورنوست» (همبستگی و اجتماعگرایی) در تقابل با فردگرایی افراطی غرب.
· آثار داستایفسکی: «زیبایی جهان را نجات خواهد داد» و تأکید بر رنجکشیدنآگاهانه و همدردی.
· آثار تولستوی: «مسیحیتِ بدون کلیسا» و «مقاومت در برابر شر با خشونت ممنوع» (تأثیرپذیرفته از هندوئیسم و بودیسم).
۲-۲. هنر بزرگ تمدنهای آسیایی
* هنر ایرانی-اسلامی: نگارگری، خوشنویسی، معماری مساجد و کاخها با تأکید بر «اسلیمی» و «هندسی» که بازتاب نظم و هماهنگی الهی است.
شعر حافظ، سعدی، مولوی،رودکی و فردوسی، اوج ادبیاتِ اخلاقمحور و انساندوست.
*هنر چینی: نقاشی با جوهر و قلم مو، شعر «تانگ» و «سونگ»، معماری «فنگشویی» که همگی بر هماهنگی انسان و طبیعت تأکید دارند.
* هنر هندی: رقص «بهاراتاناتیام»، موسیقی «راکا»، معماری «معابد گوپتا» و «تاجمحل» که بازتاب عشق، ایثار و جستجوی حقیقت و پیوند با اسلام است.
·*هنر ژاپنی: «هایکو»، «ایکِبانا»، «مراسم چای»، «ذن-نقاشی» و معماری چوبی که همگی بر سادگی، پاکی و تأمل فلسفی تأکید دارند.
·*هنر روسی: ادبیات داستایفسکی و تولستوی، موسیقی چایکوفسکی و راخمانینوف، نقاشی آیکونهای ارتدوکس که عمق معنوی و جستجوی حقیقت را به تصویر میکشد.
کتاب Exchanges and Mutual Learning Among Asian Civilizations (Wang & Zhao, 2023) بر «یادگیری متقابل میان تمدنهای آسیایی» و «شکوفایی وحدت در عین تنوع» تأکید دارد و «رنسانس آسیایی» را بر اساس «خانواده واحد جهانی» ترسیم میکند .
۲-۳. ظرفیتهای مادی و راهبردیِ آسیا
اقتصاد ۴۰ تریلیون دلاری آسیا
اقتصاد آسیا به رقم چشمگیر ۴۰ تریلیون دلار رسیده که آن را به «پویاترین موتور رشد جهان» تبدیل کرده است .
سه اقتصاد بزرگ آسیا شامل چین (۱۸.۳ تریلیون دلار)، ژاپن (۴.۱ تریلیون دلار) و هند (۳.۹ تریلیون دلار) حدود ۶۶ درصد از تولید ناخالص داخلی این قاره را به خود اختصاص دادهاند .
قدرتهای اقتصادی کلیدی:
_ کره جنوبی (۱.۹ تریلیون دلار): «مهد فناوری و نوآوری در زمینه نیمههادیها» .
_ اندونزی (۱.۴ تریلیون دلار): «جمعیت جوان و غنی از منابع» و «ستاره اقتصادی در حال ظهور» .
_ ترکیه (۱.۳ تریلیون دلار): «پل استراتژیک بین آسیا و اروپا» .
_ عربستان سعودی (۱.۱ تریلیون دلار): «غول انرژی در حال چرخش به سمت تنوعبخشی» .
_ تایوان (۷۷۵ میلیارد دلار): «رهبر جهانی در تراشهها و تولید پیشرفته» .
_ ایران (۱/۱ تریلیون دلاری)
ظرفیتهای کلان آسیا (جدول خطی):
شاخص داده / ارقام منبع
جمعیت بیش از ۴.۷ میلیارد نفر (۶۰٪ جمعیت جهان) UN Data
تولید ناخالص داخلی ۴۰ تریلیون دلار (۴۰٪ تولید جهانی) IMF / خط بازار
سهم(آمار بریکس) از ذخایر نفت ۴۴.۴ درصد از ذخایر نفت جهان (وطن امروز)
تولید نیمههادی بیش از ۷۰٪ از کل جهان (تایوان، کره، چین، ژاپن)
SEMI
سرمایهگذاری در انرژی تجدیدپذیر ۴۱۳.۲ گیگاوات ظرفیت جدید در ۲۰۲۴ (افزایش ۲۱.۱ درصدی) آژانس بینالمللی انرژی
سهم چین از ظرفیت جدید خورشیدی ۶۱.۲ درصد از کل جهان آژانس بینالمللی انرژی
سهم چین از ظرفیت جدید بادی ۶۹.۴ درصد از کل جهان آژانس بینالمللی انرژی
۲-۴. حقوق بشر و تساوی انسانها در نگاه آسیایی
در سنت آسیایی، «اخلاق» یعنی «مسؤولیت من در قبال تو و جامعه»، نه صرفاً «مرا رها کن تا هر کاری دوست دارم بکنم» .
در کنفوسیوسیسم، «نه فضیلت در معنای روحی ما، بلکه «سنت» هدف است؛ نه زندگی اخلاقیِ ارگانیک، بلکه «نظم و سازمان»؛ «آزادی هوای حیات است، اما آسیاییشرقی فقط در «پیوند» میتواند اخلاقی باشد» .
در اسلام همه در برابر خدای یکتا در برابر اعمال خوب و بد خود مسئولند.
این نگاه، پایهای برای «دموکراسی اجماعی» و «عدالت ماهوی» فراهم میکند که در مقابل «دموکراسی اکثریتی» و «عدالت رویهای» غرب قرار میگیرد. «تساوی انسانها» در نگاه آسیایی، نه به معنای «یکسانسازی»، بلکه به معنای «کرامت ذاتی همه انسانها» و «تکالیف متقابل» است.
زبانهای آسیایی و تنوع فرهنگی:
آسیا بیش از ۲,۳۰۰ زبان دارد که نشان از غنای فرهنگی بینظیر آن دارد.
کتاب
Exchanges and Mutual Learning Among Asian Civilizations
تأکید دارد که «تنوع زبانی و فرهنگی» نه یک مانع، بلکه «سرمایهای برای یادگیری متقابل» است .
۲-۵. نقش محوری جنوب شرق آسیا و کشورهای اسلامی
جنوب شرق آسیا، با بیش از ۶۵۰ میلیون جمعیت، «گذرگاه تمدنی» بین اقیانوس هند و اقیانوس آرام و «کانون خلاقیت فرهنگی» است.
اندونزی با ۲۷۰ میلیون جمعیت، بزرگترین کشور مسلمان جهان و «ستاره اقتصادی در حال ظهور» است .
کشورهای ASEAN و GCC با مبادلات تجاری حدود ۱۳۰ میلیارد دلار، در حال مذاکره برای ایجاد «منطقه آزاد تجاری» و همکاری در حوزههای انرژی، هوش مصنوعی و امنیت سایبری هستند.
بخش سوم: چرا بریکس نمیتواند جایگزین باشد؟
۳-۱. «ائتلافِ اضطرار» در برابرِ «تمدن»
بریکس یک «تمدن» یا «نظام معنابخش» نیست؛ بلکه «ائتلافی» است که بر اساس «دشمن مشترک» شکل گرفته و فاقد «روایت مشترک تمدنی» است.
«بریکس نه بهعنوان بدیلی برای سرمایهداری، بلکه بهمثابه بازیگری جدید در عرصه اقتصاد چندقطبی جهانی متولد شد» .
تحلیلها نشان میدهند که «موضع خاموش هند در مقام رئیسدورهای بریکس در برابر تجاوز به ایران، ثابت کرد که بریکس به جای یک نظاممند و انسجامیافته، به یک غیربازیگر تقلیل یافته است».
دلیل اول: ناهمگونی منافع
· برزیل و آفریقای جنوبی تحت نفوذ شدید غرب هستند و در موارد متعدد (تحریمهای نفتی علیه ایران، FATF) همراهی کردهاند.
· هند بین «اسرائیل غربی» و «انرژی آسیایی» سرگردان است و هیچ «اولویت تمدنی» ندارد.
· چین و روسیه به دلیل وابستگی متقابل به غرب (چین در بازار مصرف، روسیه در فناوری مالی) جسارت ارائه «بیانیه استقلال تمدنی» را ندارند.
دلیل دوم: فاقد «ابعاد اخلاقی و فرهنگی»
بریکس هیچ «بیانیه اخلاقی مشترکی» درباره غزه، فلسطین یا عدالت جهانی ارائه نداده است.
این بلوک صرفاً یک «بلوک اقتصادی» است؛ اما جهان امروز به یک «بلوک تمدنی» نیاز دارد که بر اساس ارزشهای مشترک اخلاقی و شبکهای از منافع همپوشان شکل گرفته با
تعداد کشورها ازچند قاره متفاوت و گسسته جغرافیایی، در شرایطی که اعضای اولیه هنوز به انسجام داخلی نرسیدهاند، بریکس را به «باشگاه گفتوگو» تبدیل کرده است.
۳-۲. وابستگیِ ساختاری به نظامِ غرب
همه اعضای بریکس، به نوعی به دلار، سوئیفت و نظام بانکی غرب متصل هستند.
«اقتصاد آمریکا با «جذب صادرات» از سراسر جهان، وابستگی ساختاری کشورها را بازتولید میکند» و مانع از شکلگیری نظمی کاملاً مستقل میشود.
همانگونه که یک تحلیلگر ارشد اشاره کرده، این وابستگی به «صدای مکنده بزرگ آمریکا» تشبیه شده است.
۳-۳. شکست در آزمون عملی (تجاوز به ایران)
تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران در سال ۲۰۲۶، نقطه عطفی برای بریکس بود.
این ائتلاف نه تنها نتوانست واکنش مؤثری نشان دهد، بلکه «موضع خاموش هند در مقام رئیسدورهای بریکس، ضعفهای ساختاری این ائتلاف را بهطور کامل آشکار ساخت».
نتیجه:
تا زمانی که یک «بلوک تمدنی منسجم» با «ارزشهای مشترک اخلاقی» و «شبکهای از منافع همپوشان» شکل نگیرد، هر ائتلافی، از جمله بریکس، در برابر نخستین فشار جدی فرو خواهد پاشید.
بخش چهارم:
منظومۀ زنجیره ای مهدِ تمدنیِ آسیا و برنامههای آینده
۴-۱. نظمِ زنجیرهای در برابرِ نظمِ هرمیِ آمریکایی
نظام جدید آسیایی، بر خلاف ساختارهای سلسلهمراتبی غرب (با آمریکا در رأس)، بر اساس «حلقههای تخصصی و همبسته» طراحی میشود:
حلقهٔ انرژی: ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان، اندونزی، عربستان، امارات، قطر (بیش از ۷۰٪ ذخایر نفت و گاز
جهان، با نقش محوری چین در انرژیهای تجدیدپذیر).
حلقهٔ فناوری و داده: چین، کره، ژاپن، تایوان، هند، سنگاپور، مالزی (بیش از ۷۰٪ تولید نیمههادی و پیشرو در هوش مصنوعی).
حلقهٔ مالی و ارزی: چین (یوآن دیجیتال)، روسیه (سیستم SPFS)، ایران (ریال دیجیتال)، هند (روپیه)، کشورهای GCC (درهم، ریال) با هدف «کاهش وابستگی به دلار» و ایجاد «سیستم پرداخت مشترک» .
حلقهٔ امنیتی و نظامی: ایران، چین، روسیه، پاکستان، اندونزی، مالزی، با همکاری ترکیه و کشورهای GCC (بر اساس «نظم دفاعی شبکهای»).
حلقهٔ فرهنگی و اخلاقی: بر اساس «اخلاق همزیستی آسیایی» با محوریت «یادگیری متقابل تمدنها» و «وحدت در عین تنوع» .
نفت و معادن آسیا:
آسیا بیش از ۷۰٪ ذخایر نفت و گاز جهان و ۸۰٪ معادن عناصر خاکی کمیاب (مورد نیاز برای فناوری) را در اختیار دارد. این «انرژیمحوری» و «معادنمحوری» آسیا را به «حیاتیترین منطقه جهان» تبدیل کرده است.
فرهنگ و زیبایی تمدنهای سابق:
تمدنهای آسیایی، با میراثی چندین هزارساله، «زیباییشناسی» و «معنویت» را با یکدیگر پیوند دادهاند.
از معماری باشکوه تختجمشید تا کاخهای ممنوعه چین، از معابد آنگکور وات در کامبوج تا تاجمحل هند، همگی گواهی بر «رنسانس فرهنگ آسیایی» هستند که میتواند «الگویی جدید برای تمدن انسانی» ارائه دهد.
۴-۲. برنامههای عملیِ فوری
الف. سیاسی: تشکیل «شورای عالی همگرایی آسیا» با حضور سران ایران، چین، روسیه، هند، ژاپن، ترکیه، اندونزی، مالزی، عربستان، امارات، قزاقستان و کره جنوبی.
«نظریه هندسه نوین آسیایی بر این تأکید دارد که جهان اسلام و کشورهای آسیایی باید با اتحاد با یکدیگر نظم جدیدی را در جهان رقم بزنند» و «هندسه قدرت آسیایی با محوریت ایران، چین، روسیه و هند شکل خواهد گرفت» .
ب. اقتصادی: تأسیس «اتحادیه پرداخت آسیایی» و «بازار مشترک انرژی». بر اساس گزارشها، «کشورهای ASEAN و GCC در حال مذاکره برای ایجاد منطقه آزاد تجاری و همکاری در حوزههای انرژی تجدیدپذیر، هوش مصنوعی و امنیت سایبری هستند» که میتواند به کل آسیا تعمیم یابد.
ج. فناورانه: سرمایهگذاری مشترک بر روی «شبکه دادههای اخلاقمحور آسیا» و «سیستم عامل هوش مصنوعی شرقی». «تایوان رهبر جهانی در تراشهها و تولید پیشرفته است» و «کره جنوبی مهد فناوری و نوآوری در زمینه نیمههادیهاست» .
چین نیز با ساخت ۲۶ فاب ویفر جدید، به کانون گسترش ریختهگری ویفر تبدیل شده است .
د. فرهنگی-رسانهای: راهاندازی «شبکه خبری مشترک آسیا» و «دیوان عدالت آسیا» برای روایت و عدالت جهانیِ مستقل.
تأسیس شورای گفتگوی بین الادیان تمدنی با محوریت عربستان ،ایران ،اندونزی
ه. استراتژی بازدارندگی جمعی: ایجاد «نیروی دفاعی مشترک آسیا» برای مقابله با هرگونه تجاوز خارجی، بر اساس الگوی «امنیت شبکهای».
نتیجهگیریِ راهبردی
غرب، با سقوط اخلاقی در غزه و ایران، افول نظامی ساختاری، و ورشکستگی مالی و ارزشی، دیگر الگویی برای آینده ندارد.
«نظم جدید جهانی بر مبنای چندجانبهگرایی است و قدرت را جهان اسلام و آسیا خواهد داشت» .
آسیا، با تمام پیشنیازهای مادی، معنوی و تمدنی خود، میتواند «مهد نظم نوین جهانی» باشد.
«در غرب آسیا ایران قدرت اصلی خواهد بود» و «پیوستگی سرزمینی باعث ایجاد قطب بزرگی در شرق خواهد شد» .
این نظم، نه در «پیمانهای منطقهای فرسوده» (مانند بریکس)، بلکه در «بازآفرینی یک تمدن مشترک» بر اساس «اخلاق همزیستی» و «مدیریت شبکهای فراجامعه» تحقق مییابد.
انتخاب جهان، میان «تبعیت از آمریکای در حال سقوط» و «رهبری آسیای در حال ظهور» است.
منابع
1. ضیا، حسین. «پژواک مرگِ نظم لیبرال و هیولای هژمون». فارسنیوز، ۱۷ اوت ۲۰۲۶.
2. «ظرفیتهای متون دینی برای سیاست صلحگرایی و حل گفتگویی منازعه». سیویلیکا، ۸ می ۲۰۲۲.
3. «نیمههادی قدرت به کانون گسترش ریختهگری ویفر در سرزمین اصلی چین تبدیل شده است». Media Taiwan / Digitimes.
4. «گزارش وطن امروز از ترس ترامپ از قدرتیابی بریکس». وطن امروز، ۴ بهمن ۱۴۰۳.
5. «جایگاه ایران در نظریه هندسه نوین آسیایی». راهبرد معاصر، ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۵.
6. Wang, Linggui & Zhao, Jianglin. Exchanges and Mutual Learning Among Asian Civilizations. Springer, 2023.
7. سلطانی، علی. «غزه، آینه شکسته تمدن غرب». روزنامه شرق، ۸ مرداد ۱۴۰۴.
8. Beiträge zur Kenntnis des Orients (تحلیل تطبیقی اخلاق کنفوسیوسی).
9. «اقتصاد ۴۰ تریلیون دلاری آسیا». خط بازار، ۱۹ اوت ۲۰۲۵.
10. مسعودی، فریبرز. «آیا بریکس نظم سرمایهداری را به چالش میکشد؟». نقد اقتصاد سیاسی، ۱۳ مرداد ۱۴۰۴.
11. «به دنیای آسیایی سلام کنید». دیپلماسی ایرانی، ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵.
12. «کنشگر ضد هژمونیک و چالشگر نظم لیبرال». دانشگاه عالی دفاع ملی.
13. گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) / IRENA، ۲۰۲۵.
14. Kirkpatrick, David. "The Hidden History of Biden's Gaza Policy." The New Yorker, July 2026.
15. "Iran War Exposes BRICS Fault Lines." The Hindu, March 2026.
16. Rowley, Anthony. "America's Suction Sound: How the US Economy Traps the World." South China Morning Post, 2025.
17. Nye, Joseph. Soft Power: The Means to Success in World Politics. PublicAffairs, 2004.
18. Kant, Immanuel. Perpetual Peace: A Philosophical Sketch. 1795.
19. Schmitt, Carl. The Concept of the Political. University of Chicago Press, 2007.
20. Confucius. The Analects (Lun Yu). Translated by D.C. Lau, Penguin Classics.
21. Lao Tzu. Tao Te Ching. Translated by Stephen Mitchell, Harper Perennial.
22. The Bhagavad Gita. Translated by Eknath Easwaran, Nilgiri Press.
23. The Dhammapada (Sayings of Buddha). Translated by Thomas Byrom, Shambhala.
24. Dostoevsky, Fyodor. The Brothers Karamazov. Translated by Richard Pevear & Larissa Volokhonsky, Farrar, Straus and Giroux.
25. Tolstoy, Leo. The Kingdom of God Is Within You. Translated by Constance Garnett, Dover Publications.
26. Suzuki, Daisetsu Teitaro. Zen and Japanese Culture. Princeton University Press.
27. de Bary, William Theodore. Nobility and Civility: Asian Ideals of Leadership and the Common Good. Harvard University Press, 2004.
28. Turchin, Peter. Ultrasociety: How 10,000 Years of War Made Humans the Biggest Cooperators on Earth. Beresta Books, 2015.
29. Fukuyama, Francis. The End of History and the Last Man. Free Press, 1992.
30. ASEAN-GCC Joint Statement on Cooperation, 2025.
31. "Strategic Dialogue Between ASEAN and GCC." East Asia Forum, 2025.
32. "Indonesia's Vision for a New House of Wisdom." Jakarta Post, October 2025.
33. Bowring, Philip. Empire of the Winds: The Global Role of Asia's Great Archipelago. I.B. Tauris, 2019.
34. "Asia's 40 Trillion Dollar Economy." The Market Line, August 2025.
35. "Iran in the New Asian Geometry Theory." Rahbord-e Moaser, September 2025.
36. "Gaza, the Broken Mirror of Western Civilization." Shargh Daily, August 2025.
37. "BRICS and Global South: A Critical Analysis." Critical Political Economy Review, August 2025.
38. "Anti-Hegemonic Actor and Challenger of Liberal Order." National Defense University, 2025.
39. "Southeast Asia as a Civilizational Crucible." The Diplomat, 2024.
40. "Islamic Ethics and Global Governance." International Journal of Islamic Thought, 2024.
