وقتی الگوریتم‌ها "مَن" را کشتند!

بیژن ایرانی، گروه اجتماعی الف،   4050619053
وقتی الگوریتم‌ها "مَن" را کشتند!

در جهان امروز، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی انسان تبدیل شده‌اند. انسان معاصر بخش قابل توجهی از زمان خود را در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، یوتیوب، تیک‌تاک و دیگر شبکه‌های اجتماعی سپری می‌کند. محتوایی که در این فضا مشاهده می‌کنیم، برخلاف گذشته، کاملا تصادفی و بی‌هدف نیست بلکه الگوریتم‌های پیچیده بر اساس رفتار، علایق، جست‌وجوها، میزان توقف روی محتوا و واکنش‌های ما تصمیم می‌گیرند چه چیزی را بیشتر به ما نشان دهند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این شخصی‌سازی می‌تواند دامنه اطلاعاتی فرد را محدود کرده و او را بیشتر در معرض محتواهایی قرار دهد که با علایق و باورهای قبلی‌اش سازگار هستند.

یکی از پیامدهای مهم این فرایند، تغییر تدریجی رفتار و حتی برداشت انسان از "خود" است. هنگامی که الگوریتم متوجه می‌شود فرد به نوع خاصی از محتوا علاقه دارد، نمونه‌های بیشتری از همان محتوا را به او پیشنهاد می‌کند. در نتیجه، فرد ممکن است بدون آنکه آگاه باشد، سلیقه‌ها، نگرش‌ها و حتی شیوه زندگی خود را با الگوهایی که در فضای مجازی می‌بیند هماهنگ کند. در چنین شرایطی، مرز میان "آنچه واقعا می‌خواهم" و "آنچه بارها به من پیشنهاد شده است" می‌تواند کمرنگ شود.

مساله دیگر، شکل‌گیری مقایسه دائمی با دیگران است. شبکه‌های اجتماعی معمولا تصاویری گزینش‌شده از زندگی افراد ارائه می‌کنند. زندگی‌هایی که در آن ها موفقیت، زیبایی، ثروت و شادی بیشتر از شکست‌ها و مشکلات دیده می‌شود. الگوریتم‌ها نیز با برجسته‌کردن محتوای جذاب و هیجان‌برانگیز، می‌توانند این مقایسه را تشدید کنند. برخی پژوهش‌های جدید نیز ارتباط میان توصیه‌گری الگوریتمی، مقایسه اجتماعی، نیاز به تایید و کاهش احساس ارزشمندی را بررسی کرده‌اند.

از سوی دیگر، نباید انسان را موجودی کاملا منفعل در برابر الگوریتم‌ها دانست. کاربران همچنان قدرت انتخاب، مقاومت و اصلاح عادات دیجیتال خود را دارند. حتی مفهوم "حباب فیلتر" نیز در پژوهش‌های علمی کاملا ساده و قطعی نیست و برخی مطالعات نشان می‌دهند کاربران همچنان می‌توانند با دیدگاه‌های متفاوت روبه‌رو شوند. بنابراین، مشکل اصلی نه وجود الگوریتم، بلکه ناآگاهی از نحوه عملکرد آن و از دست دادن تدریجی قدرت انتخاب آگاهانه است.

در نهایت، حفظ "منِ حقیقی" در عصر الگوریتمی نیازمند خودآگاهی و سواد رسانه‌ای است. انسان باید گاهی از خود بپرسد آیا این محتوا را واقعا انتخاب کرده‌ام یا الگوریتم آن را برایم انتخاب کرده است؟ آیا این سبک زندگی خواسته واقعی من است یا تصویری است که بارها در فضای مجازی دیده‌ام؟ پاسخ دادن به چنین پرسش‌هایی می‌تواند به انسان کمک کند میان خواسته‌های اصیل خود و تاثیرات پنهان محیط دیجیتال تفاوت بگذارد. فناوری باید ابزاری در اختیار انسان باشد، نه عاملی که بدون آگاهی او، توجه، سلیقه، رفتار و هویت او را شکل دهد.