شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به تازگی قطعنامه سیاسیِ آمریکا و سه کشور اروپاییِ آلمان، انگلیس و فرانسه علیه برنامه هسته ای کشورمان را به تصویب رسانده است. این قطعنامه با 23 رای موافق، 8 رای ممتنع، و 3 رای مخالف، تصویب شده است. بر اساس این قطعنامه، پرونده هسته ای ایران بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داده می شود. نکته قابل تامل اینکه محرک اصلی صدور این قطعنامه از سوی قدرتهای غربی، عدم پایبندی ایران به تعهداتش در قالب پیمان NPT(منع گسترش تسلیحات هسته ای)، ادعا شده است.
این قطعنامه کاملا به همکاریهای سال های اخیر ایران با آژانس، تجاوز نامشروع آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به کشورمان و خلف وعده های غربی ها در عمل به تعهدات خود در رابطه با ایران، بیاعتنا بوده و صرفا سعی در متهمسازی کشورمان داشته است. در این چهارچوب، غربی ها در قالب یک الگوی کلیشهای، با پروندهسازی به دنبال مشروعیتبخشی به اقدامات نامشروع خود علیه کشورمان هستند. موضوعی که به نظر می رسد در برهه زمانی کنونی نیز به نوعی سعی در مقدمهچینی برای اقدامات خصمانه غربی ها و به ویژه دولت آمریکا در آیندهای نه چندان دور علیه کشورمان در قالب هایی نظیر حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای کوه کلنگ در نزدیکی سایت هسته ای نطنز دارد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی و به ویژه دبیر کل آن رافائل گروسی در پی تحولات ماه های اخیر، در مورد صریحترین موارد نقض حقوق و منافع ایران و اقدامات نامشروع آمریکا و صهیونیست ها علیه کشورمان، سکوت کرده اند. با این حال، به نحوی کنشگری داشته و دارند که گویی مهره دست نشانده کاخ سفید هستند. موضوعی که تا حد زیادی وجاهت آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تضعیف کرده است. نهادی که باید فارغ از ملاحظات سیاسی به بررسی مسائل بپردازد، عملا به بازیگر میدانی خصومتورزی علیه کشورمان تبدیل شده است.
دراین راستا، شاهد بودیم که رافائل گروسی پس از ماه ها سکوت در مورد پرونده هسته ای ایران، تنها اندکی قبل از برگزاری نشست حکام مدعی شد که از فعالیت های هسته ای ایران هیچ اطلاعی نداریم و ایران باید همکاری با این سازمان را از سر بگیرد. موضع گیری که صرفا سعی داشته به ذهنیت اعضای شورای حکام در رابطه با مساله هسته ای ایران شکل بدهد و در ادامه اقدامات غیرسازنده شخص دبیر کل آژانس علیه ایران قرار دارد.
ترامپ و تیم متحدش در قدرت سعی دارند هرطور که شده علیه ایران در فضای بینالمللی اجماع سازی داشته باشند تا شاید از این رهگذر، مساله ایران را از پروژه شکستخورده خود به یک موضوع بینالمللی تبدیل کنند. کارزار تجاوز نظامی آمریکا به ایران شکست خورده و ترامپ پذیرشِ این مساله را ندارد. حال وی و متحدانش می خواهند با نسبت دادن تهدیدات ادعایی به ایران و مساله هسته ای کشورمان، این موضوع را به جهانیان القا کنند که آنها ناجی بشریت هستند و با حمله به ایران، فداکاری کرده اند! از این زاویه نیز مهندسی اصلی قطعنامه اخیر تصویب شده در شورای امنیت، با دولت آمریکا بوده و باید آن را نوعی فرار رو به جلو ارزیابی کرد.
