به گزارش الف، مهدی محمدی نوشت:
آنچه در تپههای علیالطاهر میگذرد، یک درگیری مرزی ساده نیست؛ آزمونی راهبردی برای محور مقاومت است که روایتسازی پیرامونش، خودش بخشی از میدان نبرد شده.
حزبالله هنوز سخنی نگفته
تنها مرجع معتبر برای قضاوت درباره میدان، بیانیه رسمی حزبالله است – که تا این لحظه صادر نشده.
اما فضای مجازی پر از تحلیلهایی است که مبنایشان روایت رژیم صهیونیستی است؛ روایتی که حتی در خود اسرائیل هم دربارهاش تردید وجود دارد.
کانالهای تلویزیونی رژیم صراحتاً گفتهاند:
«ما خودمان هنوز نمیدانیم نتانیاهو راست میگوید یا دروغ، اما ایرانیها در شبکههای اجتماعی به جان هم افتادهاند.»
این تلخترین توصیف از وضعیت رسانهایِ ما؛ در شرایط جنگی است ، و اما افکار عمومی در برابر موج فیکنیوزها رها شده.
در علیالطاهر چه میگذرد؟
بر اساس اطلاعات معتبر:
درگیری در ارتفاعات علیالطاهر (مشرف بر نبطیه) از قبل جریان داشته.
آنچه شب گذشته رخ داد، ورود نیروهای رژیم به دو تونل فرعی از مجموعه تونلهای حزبالله است.
تأسیسات اصلی هنوز در اختیار مقاومت است و ادعای دسترسی به تجهیزات حساس، نادرست.
تونلها از چند روز پیش تخلیه شده بودند.
هیچ فرمانده یا نیروی ویژهای در محل نبوده و حدود ۱۵ رزمنده در منطقه بودهاند که وضعیتشان نامشخص است.
حزبالله همچنان بر ارتفاعات مجاور مسلط است و درگیری ادامه دارد.
این اتفاق مهم است؛ اما نه آنطور که نتانیاهو میخواهد.
نمیتوان اهمیت این تحول را کوچک شمرد. اگر تونلهای علیالطاهر سقوط کنند، خط دفاعی تا نبطیه عقبنشینی میکند و کار سختتر میشود. این یک ضربه تاکتیکی مهم است و انکارش، خیانت به واقعبینی راهبردی است.
اما تصور پایان حزبالله یا فروپاشی مقاومت، همان روایت صهیونیستی است که برخی در داخل ناخواسته تکرار میکنند. حزبالله ریشهدار و توانمند است؛ ظرفیتهایش به یک نقطه جغرافیایی محدود نیست.
جنگ، منطق خود را دارد؛ پیروزی هم هست، شکست هم. مهم، حفظ ابتکار عمل و پرهیز از ناامیدی است.
تفاهمنامه، آتشبس و مسئله لبنان
چند نکته شفاف
* در بند اول تفاهم اسلامآباد، خاتمه جنگ در لبنان و پایان اشغالگری صراحتاً قید شده و آمریکا ناگزیر به پذیرش آن شد.
* در یک ماه اجرای تفاهم، کمترین آتشباران بر علیالطاهر بود و شیخ نعیم قاسم بارها از آن تقدیر کرد.
* تفاهم توسط آمریکا نقض شد و اکنون نه تفاهمی هست و نه آتشبسی؛ تصمیم درباره پاسخ، کاملاً نظامی و فنی است.
* حتی اگر آتشبس نبود، اشغالگری در جنوب لبنان پیش از آن هم وجود داشت (خیام و بنتجبیل در اوج جنگ اشغال شدند).
ایران و حزبالله؛ وحدتی میدانی
ایران و محور مقاومت در تمام این مدت کوتاهی نکردهاند؛ رزمندگان ایرانی در کنار برادران لبنانی جنگیدهاند، خون دادهاند و شهید تقدیم کردهاند. وحدت ساحات، شعار نیست؛ واقعیت میدان است.
اما صادق باشیم: بازگرداندن ورق در جنوب لبنان، آسان نیست.
حزبالله زیر فشار سنگینِ شهادت رهبران، فرماندهان از دست رفته، خطوط لجستیکی آسیبدیده و خنجر خیانت دولت لبنان، قهرمانانه میجنگد. توقع پیروزی در همه جبههها از چنین گروهی، واقعبینانه نیست.
آینده؛ روزهای سخت در پیش است
اواخر شهریور و مهر، اوجگیری مجدد در همه جبههها محتمل است. آنچه اهمیت دارد:
- حفظ روحیه
- پرهیز از ناامیدی
- ادامه مقاومت
به گفته امیر المومنین علی (ع)
نه میترسیم، نه ناامید میشویم، نه صبر را از دست میدهیم.
حزبالله همین حالا در همان تپهها نبرد قهرمانانه میکند. اگر هم تقدیر الهی بر شکستی مقطعی باشد، وظیفه ما جبران با عزمی راسختر است.
